مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

فرهنگ   /   19 آذر 1392   /   کد مطلب: 2957   /   بازدید: 4277   /   نظرات: 7

نگاهی به زندگی شیخ حسن جوری سربداری دومین رهبر مذهبی سربداران از متن نامه ای تاریخی

نگاهی به زندگی شیخ حسن جوری سربداری دومین رهبر مذهبی سربداران از متن نامه ای تاریخی

شیخ حسن جوری سربداری یکی از رهبران مذهبی نهضت سربداران سبزوار بود که این نهضت در قرن هشتم هجری موفق شد با دلاوری های غیرتمندانه مردم خراسان ، به 120 سال ظلم و تعدی حاکمان مغول در بخش های شرقی و مرکزی ایران پایان دهد و اولین حکومت مردمی شیعه دوازده امامی را به پایتختی دارالمومنین سبزوار ریشه فرهنگی خراسان ، پایه گذاری نماید.

این شیخ مجاهد که در یکی از روستاهای خراسان متولد شده بود پس از شنیدن آوازه شهرت شیخ خلیفه مازندرانی ، اولین رهبر فکری و مذهبی سربداران که در مسجد جامع سبزوار استقرارداشت و به روشنگری مذهبی و سیاسی می پرداخت ، به این شهر مرکز تشیع شرق ایران شتافت تا از تعالیم شیخ خلیفه بهره مند گردد.

اما پس از حساسیت و مشکل تراشی های بعضی از مشایخ و فقهای متعصب آن زمان که عموما از جیره خواران مغول بوده و دین را وسیله دنیاداری خود کرده بودند ، شیخ خلیفه مازندرانی در مسجدجامع سبزوار به دار آویخته شد و از آن زمان دورانی طولانی زندگی مخفی شیخ حسن جوری و گریز دائمیش از شهری به شهر دیگر آغاز شد.

شیخ مجاهد خراسان بعد از هجرت از سبزوار ، اقامت های کوتاه مدتی در شهرهای نیشابور ، ابیورد ، خبوشان ، بلخ ، ترکستان ، خواف ، هرات و قهستان را تجربه کرد ، اما در هیچ کجای دیگر از گزند متعصبان خشک اندیش و قدرت طلبان و دنیاداران در امان نماند و زندگی مخفیانه او تا مدت های زیادی ادامه یافت. تا اینکه سرانجام شیخ حسن جوری به نزد امیروجیه الدین مسعود باشتینی یکی از امرای خوشنام سربداران رفت و مدتی آرام یافت و رسما به جایگاه دومین رهبر مذهبی سربداران پس از شیخ خلیفه مازندرانی دست یافت.

البته این آرامش هم پس از مدتی به کشمکش های داخلی میان سربداران تبدیل شد که سرانجام به شهادت شیخ حسن جوری انجامید.

بخش هایی از زندگی شیخ حسن جوری سربدارای شیخ مجاهد خراسان از لابه لای نامه تاریخی وی به امیرمحمدبیگ برادر ارغونشاه به خوبی قابل شناسایی است.

متن این نامه ارزشمند تاریخی در روزهای اخیر توسط آقای مهدی یاقوتیان ، یکی از پژوهشگران پرتلاش محلی در عرصه ادبیات و تاریخ خراسان در وبلاگش با عنوان خطه فریومد انتشار یافته است.

مهدی یاقوتیان که خود از اهالی روستای تاریخی فریومد زادگاه یکی از بزرگترین شاعران قطعه سرای فارسی ابن یمین فرومدی است ، تا کنون در وبلاگ خود پژوهش های زیادی در زمینه تاریخ ، فرهنگ و ادبیات خراسان به ویژه با تأکید بر تاریخ سبزوار و فریومد منتشر کرده است که از این بابت مجموعه ارزشمند و معتبری پدید آمده است که علاقه مندان به علم تاریخ می توانند از آن به خوبی بهره بگیرند.

مجله اینترنتی اسرارنامه در ادامه به انتشار متن کامل این نامه تاریخی به نقل از وبلاگ خطه فریومد می پردازد :

 

سوادِ مكتوبِ « شيخ حسن جورى » كه به « امير محمّد بيك برادر ارغونشاه » نبشته است‏.

بعد از ثنا و حمدِ آفريدگار و درود بر نبىّ هاشمى و آل و اصحاب و عترتِ او ، به حضرتِ اميرِ اعظم خَلَفِ اعاظم الامراء فى العَجَم ذو المَحامد و المَفاخر ، امير محمّد بيك ـ وفّقَهُ اللهُ لما يُحِبّ و يَرضى و اَلهَمَهُ متابعة قوانين الرّشد و التّقوى ـ داعى مخلص حسن جورى دعواتِ با اخلاص مرفوع مى ‏گرداند « على ما يَشاءُ قدير » «1» اين دعا پانزدهم ذى الحجّة از مقام نيشابور محرّر گشت . از حال خير و وجوب حمد مى ‏نمايد نه از روى افتخار بلكه به طريق شكر از حضرتِ آفريدگار ـ عزّ شَأنه ـ كه اين ضعيف از عهدِ صبا و عُنفوانِ شَباب هميشه مُريد و معتقدِ اهلِ حقّ بوده و دوستدار ائمّه و علماء دين و تابع اربابِ صلاح و تقوى و طالب راه نجاتِ آخِرت بوده و بدين هوس مدّت هفت ، هشت سال به مدارس تردّد نموده و به قال و قيل مشغول گشته و سخن ائمّه طوايف استماع كرده و بر اختلافاتِ اقوال و اعتقاداتِ ايشان به قَدر الوسع وقوف يافته تا عاقبت در سبزوار به خدمت شيخ بزرگوار صاحب الاسرار و الافتقار ، سرّ اللهِ فى الارضين ، شيخ خليفه ـ قَدَّسَ اللهُ روحَه العزيز و رَضِىَ عنه ـ رسيد و بعضى از سخنان او شنيد و به تدريج معلوم كرد كه آن بزرگ ، مُرشد راه حقّ است و از سرِ صِدق و ارادت و صفاى نيّت بدو تمسّك نمود و به يُمنِ همّت مباركش بدانچه مقصد و مقصود اين ضعيفِ نحيف بود رسيد ، و الحمدُ للهِ على ذالك .

و بعد از آنكه آن بزرگ در سبزوار به دستِ ظَلَمه اَشرار به درجه شهادت رسيد اين ضعيف در همان شب به طرفِ نيشابور سفر كرد در بيست و سيّم ربيع الاوّل سنه ستّ و ثلاثين و سبع مايه ، دو ماه ديگر در حدودِ نيشابور به گوش ‏ها مُنزوى مى ‏بود و چون بعضى مردم بر احوالِ اين ضعيف وقوف يافتند و آغازِ تردّد نهادند از آنجا به مشهد مقدّس رضوى ـ عليه السّلام ـ سفر كرد و از آنجا به اَبيوَرد و خَبوشان و پنج ماه ديگر همچُنين از مَقامى به مَقامى مى‏ گريخت و با هيچ آفريده در نمى ‏آميخت و مَعَ هذا به هرجا كه يك هفته مى ‏بود ، مردم تردّد آغاز مى‏ كردند و به حدّ ازدحام مى ‏رسيد ، تا در اوّل شوّال اين سال ، سفرِ  عراق اختيار كرد و يك سال و نيم در آن سفر بود و از آنجا نيز به هرجا كه مَقام مى ‏اُفتاد چُنين تشويش پيدا مى ‏شد و جمعى از خراسان در عقب آمدند و باز به طرف خراسان مراجعت نمود و قرب دو ماه ديگر در طرف خراسان بود در دو سه ولايت به سبب ازدحام خواصّ و عوامّ هيچ جاى ساكن نتوانست شد .

در محرّم سنه تسع و ثلاثين و سبع مايه عزيمتِ تُركستان نمود و مدّتى در بَلخ و تِرمِذ بود ، به سبب همين نوع زحمت باز به طرف هَرات افتاد و از آنجا به خواف و قُهستان و هرچند روز در موضعى ديگر مى ‏بود ؛ و از آنجا عزيمت طرفِ كرمان كرد .

فامّا راه در بند بود و ضعف بر مزاج غالب ، ديگر بار به طرف مشهد مقدّس رفت و از آنجا به ولايت نيشابور و قُرب دو ماه ديگر در غارِ ابراهيم و در آن كوهسار هر چند روز در گوشه ديگر مى‏ بود و به سر مى‏ بُرد و در اين مدّت خَلق بسيار روى بدين ضعيف آوردند . اكثر به طلبِ خلاص و نجات راه آخِرت مى ‏آمدند و از همه طايفه مردم پيش اين ضعيف مى ‏رسيدند تا به جايى ادا كرد كه بعضى از مشايخ و متفقّهه نيشابور و اصحابِ اَغراض حيلت ‏ها انگيختند و افترا كردند كه اين درويش و مريدانِ او دشمنِ اهل علم ‏اند و منكرِ قوانينِ شرعيّه ‏اند ؛ و تاركِ اصحابِ شريعت ؛ و حكّام را در وَهم انداختند و بر قصدِ اين ضعيف اتّفاق نمودند مگر آن بود كه امير محمّد اسق‏ «2» روزى پيش اين ضعيف رسيده بودند و سؤالها كرده و جوابها شنيده و بر بعضى احوال وقوف يافته مانع و مُعارض ايشان شد و بدان سبب بود كه اين ضعيف از قُهستان عزيمت عراق كرد و به دستجردان افتاد . راهِ بيابان در بند و مخوف بود و طايفه انبوه با اين ضعيف بودند به راهِ بيابان سفر ميسّر نشد و به سر چند راه ديگر رفت ، سفر برنيامد بار ديگر به مشهد مقدّسه رفت و چند روز مُقام كرد ، ديگر بار مَشايخ و سادات و متفقّهه به قصد و سعى برخاستند و به جانبِ حكّام نامه ‏ها روان كردند ، بعضى را در وَهم انداختند كه اين مرد خروج خواهد كرد و مُلك خواهد گرفت ؛ و تَبَع و مريدان او بسيار شده ‏اند و ساز و سلاح راست كرده و گفته‏ اند كه اظهار مذهبِ روافض خواهد كرد .

القصّه ، از امير بزرگ ارغونشاه ـ هداه اِن شاءَ الله ـ ايلچى به مشهد مقدّس آمد و حُكم آورد به گرفتن و بُردنِ اين ضعيف ، آن ايلچى مردى عاقل بود اين ضعيف را ديد و احتياط كرد ؛ او را معلوم شد كه سخنِ آن جماعت دروغ و بُهتان است ، اين معنى باز نمود از آنجا حُكم فرستادند و او را بازخواندند و اين ضعيف را عُذرخواهى نمودند .

قُرب دو ماه در اين گفت‏ و گوى شد و اصحابِ قصد و غرض ، هيچ نوع آرام و قرار نگرفتند تا به جايى رسيد كه اين ضعيف و جمعى اَنبوه از درويشان بر عزيمتِ حِجاز به راه قُهستان توجّه كردند ؛ و در آن وقت خدمتِ امير بزرگ در نيشابور بود از عزيمتِ اين ضعيف خبردار گشتند و به عُذرخواهى و دلدارى مانع سفر شدند و عاقبت آن بود كه به سر اين ضعيف آمدند و نوّاب خدمتش شَنقَصَه‏ «3» آغاز كردند و اين ضعيف را رنجانيدن گرفتند و به طرفِ يازر فرستادند و قُربِ شصت هفتاد تن را از درويشان سروپاى درهم شكسته به ولايتِ طوس بُردند و سپردند و آن بود كه اصحابِ سبزوار به نيشابور رفتند و از آنجا به ولايتِ يازر آمدند . چون بدانجا رسيدند اين ضعيف استفسار نمود كه سببِ آمدنِ شما و چندين شورش انگيختن چيست ؟

گفتند : چون ما را معلوم گشت كه خدمتِ شما را گرفته بدين جانب آورده ‏اند و قصدِ هلاك شما نمودند ما به جهتِ استخلاصِ شما برخاستيم و آمديم .

اين ضعيف از ايشان سؤال كرد كه : شما را طَمَع آن هست كه من با مقام شما آيم و عمل شما بردست گيرم ؟

گفتند : نَعوذُ بالله ، كه اعتقادِ ما چُنين باشد .

پرسيدم كه : چون شما را اين نيّت است كه به روش و طريقه اين ضعيف گرديد مى‏ بايد كه گوشه‏ نشينى اختيار كنيد .

گفتند : ظَلَمه ما را نگذارند كه ايمِن بنشينيم و ميسّر نشود .

پرسيدم كه : فايده آمدنِ شما و چندين زحمت چه بود ؟

همه جماعت خاموش شدند . بعد از آن چُنين گفتند : كه طَمَع ما آن است كه شما به خراسان مراجعت كنيد و به هرجا كه ميسّر شود به عبادت مشغول شويد ما شرط مى‏ كنيم كه به هيچ نوع مُزاحم و مشوّش شما نباشيم .

القصّه ، اين ضعيف عزيمتِ خراسان نداشت . فامّا طايفه درويشان مصاحبِ ايشان بودند ، دانستم كه دست باز نخواهند داشت بدين طرف مراجعت افتاد . اكنون مقصود از اين جمله تصديعات آن است كه تا راى انورِ ايشان را معلوم گردد كه احوالِ اين ضعيف بر چه نَسق گذشته است تا به امروز رسيده .

مدّت دو ماه است كه اين ضعيف به سبزوار مُقام داشت و از جمله ولاياتِ خراسان پيش اين ضعيف آمدند و نمودند كه خرابى و پريشانى و قتل و غارت كردن ايشان به مرتبه ‏اى رسيد كه به دفعِ ايشان برمى ‏بايد خاست و نوعى مى ‏بايد ساخت كه ظلم مُرتَفع گردد و اين فتنه فرونشيند كه خان و مان و اهل و عيال و خون و مال جمله مسلمانان در معرضِ تلف و رسوايى خواهد افتاد .

اين ضعيف جوابِ همه جماعت چُنان گفت كه : هرگز پيشوايى و مقتدايى نكرده ‏ام و نخواهم كردن ، اين معنى با پيشوايان دين مى ‏بايد گفت . تا اگر ايشان به سعى و دَفع برخيزند و بر نوعى قرار گيرد كه صلاحِ مسلمانان و مسلمانى در آن باشد ما نيز در مددكارى با ايشان يكى باشيم از جمله مسلمانان .

اكنون امير وجيه الدّين مسعود و اتباعِ ايشان مى‏ گويند كه : هرچه بهبودِ مسلمانان در آن است بدان قيام خواهيم نمود و از هر آفريده كه سخن حقّ با ما خواهد گفت‏ ، خواهيم شنيد و دربندِ صلاح مسلمانان خواهيم بود و تمامتِ ائمّه و مشايخ و پيشوايانِ ولايتِ بيهق و نيشابور بدين اتّفاق كردند كه دفعِ اين ظلم و طلبِ صلح و خلاصِ مسلمانان واجب است چه معلوم است در اين نزديكى چه مقدار خَلق به قتل آمده ‏اند بر مقتضاى نصّ قرآن كه‏ « وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِي‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللهِ‏ » «4» اين ضعيف بر سبيلِ اتّفاق با سايرِ مسلمانان در مصاحبتِ ائمّه و مَشايخ و ساداتِ كِرام عِظام و پيشوايان به بيهق به التماس امير وجيه الدّين مسعود به جهتِ اين مهمّ تا بدين مقام آمد و مكتوبى به حضرتِ امير بزرگ امير ارغونشاه مشتمل بر همين معنى كه اينجا تقديم افتاد ارسال كرده : اگر چُنانچه به سخنِ اين ضعيف التفات فرمايند و دست از فتنه و خون ريختن بازدارند و به صُلح راضى شوند ـ اِن شاءَ الله تعالى ـ كه بر وَجهى قرار گيرد كه همه مسلمانان بَعدَ اليَوم در مقامهاى خود ايمِن و ساكن توانند بود و اگر از آن طرف خطاب بر وَجهى ديگر باشد لا شكّ ، مُحاربه‏ اى عظيم متوقّع است كه تمام خلايق در شور آمده‏ اند و بى‏ طاقت شده صورتِ حال اين است كه باز نموده شد ، باقى شكّ نيست كه اميرزاده در غايتِ كياست و فراست نشان مى ‏دهند و هرگز اين ضعيف به امر و نهى هيچ آفريده مشغول نبوده است و نخواهد بود و اكنون به اتّفاق پيشوايانِ دين و سايرِ مسلمانان ، حقّ ، به قولى كه نزديك همه طايفه اصلح باشد يكى خواهد بود يقين كه ايشان نيز با عقلِ شريفِ خود رجوع فرمايند و هر نوع كه دانند كه بر قانونِ شريعت و عقل به صلاح اولى است آن پيش گيرند ، زيادت از اين تصديعِ خدمت نداد ايزدش يار باد و توفيق رفيق « و السّلام على مَن اتّبعَ الهُدى » .

فى الجمله ، امير وجيه الدّين مسعود و شيخ حسن مملكتِ نيشابور و سبزوار تحتِ تصرّف درآوردند و بر توابع و مضافاتِ آن مسلّط شدند و نوكران سپاهى جَلد برايشان جمع شد . و دعوى استقلال و استبداد كرد و نوكران امير ارغونشاه را به تمامى  از آن مواضع و ولايات بيرون كردند .

(1) هرگاه بخواهد ، برگِرد آوردنشان تواناست .

(2) قيام شيعى سربداران ، ص 82  ، روضة الصّفا ، ج/ 5 ، ص 606 : « امير محمّد باسق ( اسحق ) » .

(3) شَنقَصَه : فتنه ‏گرى و فساد كردن . اين واژه در ادبيّات فارسى بسيار كم استعمال شده و معانى گونه گونى دارد- كيوان سميعى ، اوراق پراكنده ، تهران ، 1366 ، ص 145 .

(4) حُجرات ، 49 / 9 : اگر دو گروه مؤمنان با يكديگر به جنگ برخاستند ، ميانشان آشتى افكنيد و اگر يك گروه بر ديگرى تعدّى كرد ، با آن‏ كه تعدّى كرده است بجنگيد تا فرمان خدا بازگردد .

زبدة التواريخ ، حافظ ابرو ، ج‏1، ص: 90 ـ 86

منبع : خطه فریومد
 

 

کوچه پس کوچه پیوندها

کلیک کنید:

برج نوکاریز کراب ، یادگاری مهجور از عهد سربداران


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


اول
من اشتباه کردم که اصلا با شما وارد بحث شدم فکر کردم شنیده بودم و نمیدانستم اینجوری هستید!!!
دوم
مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار ببوید. اگر سربداران واقعا چیز باارزشی است که ما نمیدونیم لطفا یک مجسمه از عبدالرزاق باشتینی موسس سربدداران بسازین و در ورودی شهر سبزوارتون نصب کیند ببینم اصلا خودتون روتون میشه؟
سوم
به بقیه حرفاتون کاری ندارم، چون قبلا هم شنیده بودم اینجوری هستید این مشکل خودتونه
چهارم
من سر حرف خودم هستم، من با اسناد معتبر تاریخی ثابت میکنم شیخ حسن جوری نیشابوری است و در جوابش ما باید این سایت مسخره رو با اون شرایطی که گفتم تعطیل کنید. یا دروغ نگید یا اینکه دروغ میگید و اسرار دارید حرفتون درسته مثل مرد پای ثابت کردن درستی حرفاتون وایستین مثل ترسوهای بزدل، پشت یک سایت کذایی قایم نشین.
این جوانمردی و اخلاقی نیست که آدم پشت یک سایت قیام بشه و هر چی دلش میخاد بگه.
10 دي 1392 - ساعت 23:39

اسرارنامه: اول
اگر واقعا فکر می کنید از اول اشتباه کردید که با اسرارنامه ، وارد بحث شدید ، چرا هنوز هم دارید به اشتباهتان ادامه می دهید؟ از قدیم گفته اند ادم عاقل دوباره از یک سوراخ گزیده نمی شود. خدای ناکرده شما غیرعاقل که نیستید! پس اگر هنوز هم دارید به بحث با اسرارنامه ادامه می دهید ، یعنی خود به خود دارید ثابت می کنید که فضای محترمانه و آزاد بحث و گفتگو در این مجله را قبول دارید.

دوم:
ارزشمندی سربداران نیاز به اثبات ندارد. شما یا اطلاعات تاریخی ندارید یا خودتان را به آن راه زده اید. اما همین که هم استانی های نیشابوری سعی می کنند هر طور شده خود را به سربداران بچسبانند ، نشان دهنده ارزش سربداران است.
مجسمه ساختن درباره عبدالرزاق باشتینی اولین امیر سربداران هم پیشنهاد خوبی است. همانطور که اولین سریال تاریخی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به موضوع سربداران و رشادت های مردم سبزوار در خلق این نهضت شیعی اختصاص داشت ، قیام سربداران می تواند الهام بخش بسیاری دیگر از آثار هنری بشوند. از جمله الهام بخش ساخت مجسمه هایی از بزرگان این قیام نظیر پهلوان عبدالرزاق باشتینی ، وجیه الدین مسعود ، شیخ خلیفه مازندرانی ، شیخ حسن جوری سربداری و بسیاری دیگر از مردم و شخصیت های سبزواری و غیر سبزواری بشود که در این قیام نقش داشتند و سپس نصب کردن این مجسمه ها در سبزوار اولین پایتخت حکومت شیعه در ایران.
واقعا پیشنهاد خوبی است. ان شاءالله اسرارنامه این موضوع را پیگیری خواهد کرد تا مسوولان فرهنگی سبزوار برای این مهم به فکر بیافتند.

سوم:
اینکه به بقیه حرف های اسرارنامه کاری ندارید ، احتمالا به خاطر آن است که پاسخی ندارید. زیرا از قدیم گفته اند حرف حق جواب ندارد. و چون حرف های اسرارنامه حق و براساس اسناد و مدارک است ، برای بخش عمده ای از نظرات این مجله پاسخی ندارید.


چهارم:
چندبار دیگر به شما عرض کردیم اگر منبع و مدرک معتبر و دست اول تاریخی دارید که نشان دهد ، شیخ حسن جوری نیشابوری است ، آن را به ما اطلاع دهید.
اما بهتر است به خاطر آبروی خودتان هم که شده ، از درخواست های غیرمنطقی و خنده دارتان مبنی بر تعطیلی سایت اسرارنامه در صورت اثبات نیشابوری بودن شیخ حسن جوری دست بردارید. چون تاوان یک اشتباه ساده (تازه اگر ثابت شود اشتباهی در کار بوده) در یک سایت ، تعطیل شدن آن سایت نیست. بلکه انتشار مطلب اصلاحیه است.
شما اگر در قبال یک اشتباه اثبات نشده ، یک سایت را که اتفاقا خودتان از مشتریان و مخاطبان پرو پا قرص آن هستید ، مسخره و دروغگو بنامید و خواهان تعطیل شدنش با آن شرایط که گفتید ، باشید ، ممکن است مخاطبان نظرتان جسارتا با خود بگویند ، طرف چه قدر عقده ای است! انتظار دارد به خاطر یک اشتباه ثابت نشده یک سایت تعطیل شود!

این هنر نیست که شما اینقدر بر سر حرف های اشتباه و بی سند و مدرک خودتان پافشاری و سماجت می کنید.هنر و شجاعت آن است که وقتی با هزار دلیل و مدرک فهمیدید ، حرفتان اشتباه است بپذیرید و در مقابل حرف حق کوتاه بیایید.
اسرارنامه چون هر آنچه را تا به اینجا گفته ، با سند و مدرک بیان کرده است ، پای حرف های خود می ایستد ، شما هم اگر سند و مدرکی دارید ، بیان کنید وگرنه ، بهتر است به خاطر آبروی خودتان هم که شده از این لجاجت بی ثمر بر سر حرف ناحق پرهیز کنید و از شر غرور و احساس منیت دانایی و دانشمندی بی پشتوانه به خدا پناه ببرید.

دوست عزیز ، ملیحه خانم امیدواریم از اینکه رک و راست و بی پرده با شما صحبت کردیم ، ناراحت نشده باشید.و امیدواریم درک کنید که در اینجا به شما بی احترامی نشده است. بلکه فقط پاسخی منطقی و متناسب با لحن بیان و محتوای سخن خودتان به به شما دادیم. رک و راست بودن با مخاطبان از ویژگی های ذاتی اسرارنامه است.
امیدواریم شما هم که جزء مخاطبان همیشگی این مجله هستید ، با این ویژگی از قبل آشنا شده باشید و سخنان صریح و بی پرده اسرارنامه باعث دلخوریتان نشده باشد.

در مسیر هدایت باشید...

سلام
اول اینکه گفتم که: کسی را که خوابیده است می توان به راحتی بیدار کرد اما کسی که خود را به خواب زده است، اصلا نمی توان از خواب بیدار کرد.
دوم اینکه: چرا فکر می کنید .................................... ........................... ........... . .................... ....................... ......................... ..................... ................... .... جواب نمیخاد بدید فقط به این که گفتم فکر کنید. من شخصا به جواب شما نیازی ندارم بهتره خودتون یه کم به خودتون بیایید.
سوم اینکه: چرا نیشابوری ها باید در سربداران به دنبال سهمی از قیام سربداران باشند. من فکر می کنم که نیشابور با تاریخ چند هزارساله درخشان نیازی نداره که خودشو بخاطر یک تاریخ 50 ساله که خودتون میدونید چجوری هست کوچیک کنه. لطفا برداشت های خودتون رو به دیگران تعمیم ندید. مطمئن باشید که دنیا فقط به سبزوار خلاصه نمیشه و اگر سربداران پنجاه سال بوده خب بوده ولی دلیل نمیشه که هر چی که برای شما عزیزه فکر کنین برای بقیه هم عزیزه. بقیه واقعیت ها رو می بینن نه شعارهای سربدارانی رو.
چهارم اینه که: ................................................. ........................................ ......
.................................. ................................... ................................ ............ ............ ..................... ........................... .......................... .......................
پنجم اینکه: اگه من مدرک مستند تاریخی میارم که شیخ حسن جوری از اهالی روستای جور نیشابور بوده.شما حاضرین به خاطر ریاکاری هاتون و دروغ هایی که گفتین و میگین، سایت اسرارنامه رو تعصیل کنید و رو صفحه اولش بنویسین "اسرارنامه دارالمومنینسبزوار، به علت دروغگویی و ریاکاری تعطیل شد". من یک زن هستم دارم حرف مردونه میزنم، در بین شما یک مرد پیدا میشه که بتونه یه قول مردونه بده؟
آقایان اسرانامه دارالمومنین سبزوار! جواب سوال منو بدین و طفره نرین.


26 آذر 1392 - ساعت 15:24

اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
1- حرف اولتان با اینکه درست است ، اما خیلی تکراری شده . و اصلا معلوم نیست شما برای چه اینقدر این جمله را تکرار می کنید ؟ اگر می خواهید بگویید و واقعا فکر می کنید که اسرارنامه خود را به خواب زده ، پس مگر بیکارید یا خدای ناکرده عقلتان معیوب است که اینقدر وقت خود را برای بیدار کردن اسرارنامه صرف می کنید؟
پس قطعا خودتان می دانید که اسرارنامه رسانه ای نیست که خود را در برابر حقایق به خواب زده باشد و حرف هایی دروغ و بی سند مطرح کند.

اما پس حالا شاید هم منظورتان این است که به ما بفهمانید ، این خود شمایید که خود را به خواب زده اید و طوری هستید که اگر آفتاب را هم به نشانه روز ، برای شما بیاورند باز قبول نخواهید کرد و خواهید گفت ، شب است.

اما بازهم لطف این حضور و نظراتتان با هر کیفیتی که باشد ، برای اسرارنامه این است که نشان می دهد این مجله در ایجاد کنش و واکنش های منطقی ، روانی و عاطفی با مخاطبان خود بسیار موفق بوده و شما چه بخواهید و چه نخواهید حتی با وجود اینکه منتقد ما هستید ، اما ارتباط و اعتمادی تنگاتنگ نسبت به این مجله پیدا کرده اید که این نتیجه طبیعی صداقت اسرارنامه با مخاطبان و معتبر و مستند بودن تمامی مطالبی است که توسط این رسانه بیان می شود. و رفتار و پیگیری شما نسبت به مطالب این وبسایت به خوبی نشان می دهد هر یک از مطالب اسرارنامه ارزش ساعت ها بحث و بررسی و پیگیری را دارد.

2- درباره موضوع دومی که مطرح کردید ، چون گفتید از جواب اسرارنامه می ترسید و از ما خواستید که به سئوال شما پاسخ ندهیم.پس از نمایش عمومی این بخش از نظرتان معذوریم. چون سئوال کننده ای که خودش اعلام می کند پاسخ نمی خواهد ، پس اصولا دلیلی ندارد که سئوالش هم مطرح شود. چون معلوم می شود که این فرد خودش جواب خودش را می داند. و از قدیم گفته اند ، چو دانی و پرسی سئوالت خطاست.

3- پاسخ سئوال سومتان واضح است. آن هم این است که چون قیام سربداران سبزوار مهمترین و ارزشمندترین رویدادتاریخی خراسان است که به دست مردم این سرزمین خلق شده ، لذا این رویدادهم برای سبزواری ها حائز اهمیت است که پایتخت و پرچمدار سربداران بوده اند و هم برای مردم دیگر شهرهای این استان نظیر نیشابور که تابع سربداران بوده و آن ها هم البته به سهم خود در شکل گیری این قیام ارزشمند تاریخی نقش آفریده اند.
اگرنه همانطور که خودتان می دانید نیشابور دارای تاریخی چند هزارساله است و مهمتر از آن خود سبزوار به عنوان گاهواره اولین تمدن های فرهنگی و تاریخی خراسان است که پژوهش های باستان شناسی قدمت تمدن و فرهنگ سبزوار را تا 12 هزارسال قبل تخمین زده اند. با وجود این همه دیرینگی در تاریخ و فرهنگ شهرهای نظیر سبزوار اما هر پژوهشگر با بصیرتی به سرعت درخواهد یافت که ارزش همه این تاریخ چندهزارساله سبزوار و نیشابور و خراسان یک طرف و ارزش همان نیم قرن حکومت سربداران که تشکیل دهندگان اولین حکومت مردمی شیعه 12 امامی در ایران بودند یک طرف.
به همین دلیل هم استانی های نیشابوری قبلا ثابت کرده اند که بسیار مایلند در قیام سربداران سهیم باشند. از جمله خود شما که در نظر قبلیتان سعی کرده اید با منتسب کردن شیخ حسن جوری دومین رهبر مذهبی سربداران به شهر نیشابور سهم بزرگترین برای این شهر قائل شوید.که اگر نهضت سربداران اهمیت نداشت ، لازم نبود شما و سایر هم استانی های نیشابوری برای سهیم شدن در آن اینقدر تلاش کنید.
پس بهتر است با خودتان روراست باشید و حقایقی که قلبا قبول دارید ، در ظاهر نیز با شجاعت بپذیرید.

4- در چهارمین بخش از نظرتان ، موضوعاتی را درباره حساسیت و رقابت همیشگی هم استانی های نیشابوری با سبزوار بر سر مسئله استان شدن مطرح کرده اید ، که اصلا ربطی به متن این مقاله ندارد و چون دراین صفحه صرفا یک مطلب تاریخی درباره قیام سربداران و دومین رهبر مذهبی آن شیخ حسن جوری سربداری مطرح شده است ، ما از انتشار نظراتی که از بحث اصلی منحرف می شوند ، معذوریم.اما اگر مایل بودید در زمینه مسائل تقسیمات سیاسی خراسان و میزان آمادگی های سبزوار و نیشابور برای استان شدن ، به بحث و بررسی بپردازید می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید که تا کنون نزدیک به 10هزاربازدید و حدود 250 نظر از جانب سبزواری ها و نیشابوری ها را دریافت کرده است. در آن صفحه با کمال میل پذیرای نظرات شما در ارتباط با بحث تقسیم خراسان رضوی هستیم :
http://www.asrarnameh.com/essays.php?id=555

5- درباره پنجمین بخش از نظرتان ، همانطور که قبلا هم خدمتتان عرض کردیم ، اگر واقعا مدرک و سند تاریخی معتبری دارید که ثابت می کند شیخ حسن جوری متعلق به نیشابور است ، خوب ارائه دهید تا ما هم از این به بعد همین را بنویسیم.
اما دیگر این حرفها که نمی دانم گفته اید باید اسرارنامه را به خاطر ریاکاری و دروغ گویی و ... تعطیل کنیم و روی در آن بنویسیم "اسرارنامه دارالمومنینسبزوار، به علت دروغگویی و ریاکاری تعطیل شد" دیگر چه صیغه ای است؟
ملیحه خانم شما مطمئنید وقتی این نظر را می نوشتید حالتان خوب بود و فشارخونتان بیش از حد بالا یا قند خونتان خیلی پایین نبود؟
فکر نمی کنید ، زیادی گُر گرفته اید؟
ای بابا خوب شما اگر راست می گویید و سند و مدرکی برای ادعاهایتان دارید ، ارائه کنید تا ما هم همان را در سایتمان درج کنیم. این که دیگر دعوا و فحش و بد و بیراه نمی خواهد!!!

در پایان لازم است این نصیحت دوستانه را به شما مخاطب گرامی داشته باشیم که اگر شما یک زن هستید ، به زن بودن خود افتخار کنید و خود را همانطور که هستید باور کنید و به خودتان احترام بگذارید.
ملیحه عزیز ، شما که یک خانم هستید ، اصلا لازم نیست سعی کنید مردانه حرف بزنید. اگر خدا می خواست شما مثل مردها حرف بزنید ، خوب مرد خلقتان می کرد.
نه دوست عزیز. لطف ملیحه بودن شما به زن بودنتان است. خوب است هر چیزی در جای خود قرار بگیرد. مردها مرد باشند و زن ها زن. عدل نیز که از مهمترین مفاهیم جهان بشری است ، به همین معنای قرار داشتن هر چیز در جای مناسب خود است.
پس ملیحه عزیز لازم نیست مثل مردها حرف بزنید. بلکه زن باشید و مثل یک شیرزن حرف بزنید.
خلاصه اینکه باور کنید ، زن بودن یا مرد بودن چندان مهم نیست. انسان بودن مهم است.
و اما حرف انسانی اسرارنامه به شما انسان عزیز این است که اگر برای نیشابوری بودن شیخ حسن جوری دومین رهبر مذهبی قیام سربداران سندی در منابع معتبر تاریخی دارید ، به جای طفره رفتن و فحش دادن و بحث را به بیراهه کشاندن و حتی وسط کشیدن بحث بی ربط تقسیمات سیاسی خراسان رضوی در هفتصد سال بعد از قیام سربداران ، فقط یک سند و مدرک معتبر تاریخی ارائه دهید تا ما هم قبول کنیم. بنویسیم شیخ حسن جوری نیشابوری !!!

اگرنه بهتر است برای اینکه نیشابور عزیز را بیشتر از این زیر سئوال نبرید ، برای ساختن اهمیت تاریخی و فرهنگی برای آن شهر ، سوژه های دیگری را جستجو کنید که حداقل بتوانید آن را ثابت کنید. و به عبارت ساده تر و خودمانی تر لقمه هایی را بردارید که به اندازه دهانتان باشد.

در مسیر هدایت و انسانیت باشید....

ببخشید حالا این آقای شیخ حسن جوری، در کدام روستای خراسان متولد شدن؟
احتمالا اسم اون روستا «جور» از توابع نیشابور نبوده؟
گفته اند: کسی را که خوابیده است می توان به راحتی بیدار کرد اما کسی که خود را به خواب زده است، اصلا نمی توان از خواب بیدار کرد.
آرزوی رستگاری، صداقت و یکرنگی دارم برای شما دوستان عزیز سبزواری
23 آذر 1392 - ساعت 18:31

اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
درباره زادگاه شیخ حسن جوری سربداری تا آنجا که اسرارنامه اطلاع دارد ، در منابع معتبر تاریخی شهر زادگاه وی دقیقا ذکر نگردیده و فقط به بیان قریه جور اکتفا شده است.و به طور کل از دوران کودکی و نوجوانی او اطلاعات خاصی در دست نیست و عمده اطلاعات درباره شیخ حسن جوری مربوط به زمانی است که به سبزوار آمده و در محضر شیخ خلیفه مازندرانی در مسجد جامع سبزوار به کسب علم و معارف دینی پرداخته است.
البته به دلیل ارزش های خاص و منحصر به فرد قیام سربداران که بی شک باید آن را ارزشمندترین رویدادتاریخی خراسان دانست ، در یکی دو سال اخیر بعضی هم استانی های نیشابوری تلاش کرده اند که بتوانند سهمی برای خود در قیام سربداران متصور شوند و از همین رو کوشیده اند که شیخ حسن جوری را به قریه جور در نزدیکی نیشابور منتسب کنند. اما از آنجایی که روستاهای دیگری نیز در خراسان وجود دارد که به اسم جور معروفند و مردم محلی اعتقاد دارند آن روستاها زادگاه شیخ حسن جوری بوده است ، لذا نمی توان با قطعیت نتیجه گرفت شیخ حسن جوری دقیقا متعلق به کدام شهر است.

با این حال اگر شما مدرک و سند تاریخی معتبری برای اثبات نیشابوری بودن شیخ حسن جوری دارید ، لطفا در اختیار اسرارنامه قرار دهید و در غیر این صورت بهتر است از قضاوت زودهنگام و تعصب ورزی در مسائل تاریخی بپرهیزید.

آرزوی خردورزی ، واقع نگری ، طرح ادعاهای مبتنی بر اسناد معتبر و پرهیز از تعصب های کورقومی برای شما و همه دوستان نیشابوری ، سبزواری و خراسانی

در مسیر هدایت باشید...

خطّه فريومد / فرومد | ايميل |وب
2 مخالف 1 موافق
سلام
بابت بازنشر « نامه شيخ حسن جوري » سپاسگزارم .
19 آذر 1392 - ساعت 21:00

اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
ما نیز از حضور و همراهی شما مخاطب فرهیخته با مجله اینترنتی اسرارنامه بسیار خرسند و سپاسگزاری.
پیروز باشید...

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات