مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

سیاست   /   8 مرداد 1391   /   کد مطلب: 592   /   بازدید: 1993   /   نظرات: 7

فرمانداری سبزوار رتبه اول فرمانداری های خراسان رضوی را کسب کرد

فرمانداری سبزوار رتبه اول فرمانداری های خراسان رضوی را کسب کرد
صبح امروز خبر برگزیده شدن فرمانداری سبزوار به عنوان بهترین فرماندار خراسان رضوی در تعدادی از رسانه های محلی منتشر شد. اولین انتشاردهنده این خبر پایگاه خبری سبزوارآنلاین بود که اخیراً مجدداً فعالیت های رسانه ای خود را پس از مدتی وقفه آغاز کرده است.(مبنع)
این خبر در حالی در رسانه های محلی سبزوار منتشر شده است ، که روزهای گذشته نیز تعدادی از رسانه ها ، از کسب مقام درجه 1 استان توسط فرمانداری نیشابور خبر دادند. (منبع)
 هرچند به نظر می رسد این دو خبر با یکدیگر در تضاد هستند ، اما یک احتمال نیز وجود دارد و آن اینکه هر دو فرماندار با هم یک مقام را کسب کرده باشند.
به هرحال اگر انشاالله این موفقیت برای سبزوار حاصل شده باشد ، باید گفت ،  کسب مقام های برتر استان توسط ادارات و اشخاص حقیقی وحقوقی مختلف ، نهادهای مردمی یا آثار و محصولات متعلق به سبزوار در ماه های اخیر در استان و کشور نشان از حرکت های خوب دارالمومنین سبزوار ومردم آن در عرصه های مختلف فرهنگی ، هنری ، سیاسی و ورزشی و ... می دهد.
البته قطعاً شهرستان سبزوار به عنوان دومین شهر بزرگ خراسان و  قطب دانشگاهی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی این استان پس از مشهد مقدس ، درحال حاضر با وجود همه پیشرفت هایی که داشته است ، نسبت به توانمندی های بالای خود هرگز وضعیت ایده آلی ندارد . خصوصاً اینکه برخی رسانه های منفی گرای محلی نیز در تیره و تار نشان دادن اوضاع تمام تلاش خود را کرده اند.
لیکن در عین حال برخی دست آوردهای مهم سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و دانشگاهی منطقه غرب خراسان رضوی در چندسال اخیر نمی تواند از دید کسی پنهان باقی بماند. دست آوردهایی نظیر :
1- تأسیس 5 شهرستان جدید در حوزه سربداران از سال 87 تا 91 که این منطقه را به رکورد دار تقسیمات سیاسی در کشور تبدیل کرده است.
2- رشد سالانه تعداد پروازهای فرودگاه سبزوار در مقصد  تهران و برقراری رسمی پروازهای خارجی از این فرودگاه به مقصد کربلای معلی و مقاصد پیش بینی شده بعدی .
3- قرار گرفتن پروژه راه آهن سبزوار در ردیف پروژه های ملی ، و دریافت ردیف مستقل بودجه از جانب دولت
4- ارتقاء دانشکده علوم پزشکی به دانشگاه علوم پزشکی وافزوده شدن رشته پزشکی به مجموعه رشته های این دانشگاه غرب خراسان
5- تأسیس دانشکده دولتی علوم قرآنی
6- تأسیس واحدی از دانشگاه دولتی صنایع و معادن در سبزوار
7-اخذ مجوز تأسیس دانشگاه علوم و تحقیقات به عنوان دومین دانشگاه علوم تحقیقات استان خراسان رضوی
8- افزایش رشته های دانشگاه حکیم سبزواری
9- اخذ مجوز احداث منطقه ویژه اقتصادی
10- ورود پر رنگ سرمایه گزاران بخش خصوصی به سرمایه گزاری های صنعتی وتجاری شهرستان
11- شروع به احداث فرهنگسرای بزرگ امام رضا در مجاورت پارک شهدای گمنام سبزوار به عنوان یک سرمایه گزاری مهم فرهنگی توسط آستان قدس رضوی در سبزوار
و ...
اینها همه تنها بخشی از اقدامات مهم زیربنایی در خطه سربداران است که مسلماً ضمن ایجاد فرصت های شغلی جدید در منطقه به توسعه پایدار غرب خراسان رضوی در طولانی مدت نیز می انجامند.  
البته چنانکه گفته شد ، مسلماً همه این اقدامات در مقابل نیازها ومحرومیت های فراوان و نیز توانمندی های موجود منطقه ناچیزند. اما قابل انکارهم نمی باشند.
لیکن به عنوان یک انتقاد باید به این مورد نیز اشاره کنیم که به نظر می رسد در همین مدت برخی کم کاری های اساسی نیز در زمینه های فرهنگی واجتماعی سبزوار رخ داده است.که امید می رود با همکاری و هم اندیشی بیشتر مردم و مسئولین از این به بعد به سمت رفع این معزلات حرکت کنیم :
1- عدم توجه و رسیدگی به جنبه های ارزشمند تاریخی و فرهنگی خطه سربداران که دراین معضل مسلماً به جز فرمانداری ، نهادهای دیگری نظیر شورای شهر ، اداره میراث فرهنگی ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، نمایندگان مردم در مجلس ، انجمن مفاخرسبزوار و ... نیز هریک به نوبه خود کوتاهی هایی مرتکب شده اند.
2- عدم توسعه مناسب در صنعت گردشگری غرب خراسان رضوی که خود می تواند منبع درآمد مستقل و بسیار موثری برای مردم محلی فراهم آورد. انتقاد در این زمینه وقتی شدیدتر می شود که بدانیم سبزوار با قرار گرفتن در مسیر یکی از پرترددترین جاده های زمینی کشور یعنی اتوبان مشهد- تهران همه ساله شاهد عبور و مرور میلیونها زائر و مسافر از کنار این شهر تاریخی است.
 اما جای تأسف است که تقریباً از این سیل عظیم مسافران عبوری از سبزوار درصد خیلی کمی از آنها جذب جاذبه های معرفی نشده گردشگری سبزوار و شهرها و روستاهای اطراف می شوند . و بقیه مانند ماهی از دست منطقه غرب خراسان رضوی سرمی خورند.
قطعاً در این زمینه نیز فرمانداری ، اداره میراث فرهنگی ، شورای شهر و شهرداری باید پاسخگوی شمار زیاد جوانان بیکار و به طور کل مردم سبزوار باشند که چرا چنین فرصت های طلایی درزمینه صنعت گردشگری دائماً از دست این منطقه می رود. قطعاً دلیل این موضوع جز این نیست ، که عملکرد ادارات ونهادهای نام برده در زمینه گردشگری و میراث فرهنگی سبزوار به شکل فعالیت های روزمره و غیرموثری درآمده است ، که این فعفالیت ها تنها جهت تهیه گزارش کار پایان سال برای ادارات نامبرده مفید خواهد بود و هیچ گونه فایده ملموسی برای مردم منطقه به بار نمی آورد.
3- کندی پیشرفت برخی پروژه های صنعتی و اقتصادی شهرستان نظیر تأسیس نیروگاه هزارمگاواتی برق سبزوار که ماجرای کلنگ زنی های متعدد ودرعین حال بی تأثیر آن تا کنون بارها مورد انتقاد به جای رسانه های محلی قرار  گرفته است. همچنین پروژه های دیگری نظیر مجتمع پتروشیمی و پالایشگاهی ستاره خراسان ، کارخانه تولید پودرP.C.C  ، کارخانه تولیدبتن سبک سازان ، شرکت دارو سازی طاها و ... که در یک مقطع زمانی اطلاع رسانی مفصلی درمورد آنها صورت میگرفت اینک مدت هاست در سکوت و بی خبری فرو رفته اند که دراین موارد ادارات صنایع و معادن ، فرمانداری ، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و ... باید پاسخگوی مردم باشند.
4- عدم وجود نشریات کاغذی معتبر و منظم که بتوانند برای آن دسته از مردم که هنوز جزء کاربران اینترنت نیستند و نمی توانند از وبسایت های خبری و تحلیلی بهره بگیرند ، اطلاع رسانی های صحیح ومعتبری از اوضاع و احوال شهر داشته و به فرهنگ سازی مناسبی در میان عموم بپردازند. به نظر می رسد یکی از دراین مورد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، فرمانداری ، شورای شهر و شهرداری در ردیف اول انتقادات قرار دارند.
5- یک انتقاد دیگر که تنها مختص فرمانداری سبزوار است ، ظاهر و عملکرد بسیار ضعیف پورتال اینترنتی فرمانداری است که قبلاً نیز مورد انتقاد اسرارنامه قرار گرفته است.
وبسایت معاونت استانداری و فرمانداری ویژه سبزوار متأسفانه در ماه های گذشته از وضعیت ظاهری ومحتوایی بسیار نامطلوبی برخوردار بوده است. که به هیچ عنوان زیبنده شهری با موقعیت فرهنگی ، دانشگاهی ، سیاسی و رسانه ای سبزوار نیست.
به ویژه در دوره ای که دولت و جامعه در حال حرکت به سمت الکترونیکی کردن خدمات خود هستند ، لازم است وبسایت فرمانداری  ها به عنوان عالی ترین دستگاه های اجرایی هرشهری ،وبسایت هایی وزین و معتبر باشد. برای مطالعه مطلب انتقادی که قبلاً اسرارنامه سبزوار در همین زمینه نوشته است به بخش کوچه پس کوچه پیوندها در انتهای همین مطلب مراجعه کنید.
خاطرنشان می شود ، فرمانداری سبزوار از سال 83 به عنوان اولین شهر استان به مقام معاونت استانداری و فرمانداری ویژه ارتقاء یافته است . فرمانداری شهرهای نیشابور و تربت حیدریه نیز مدتی پس از سبزوار به این درجه ارتقاء پیدا کردند. درجه ومقامی که به نظر می رسد بیشتر یک امتیاز صوری است و شهروندان سبزواری ، نیشابوری و تربت حیدریه ای تا کنون نتیجه خاصی از این ارتقاء درجه فرمانداری را مشاهده نکرده اند.
به هرحال با درنظر گرفتن همه نقاط مثبت و ضعف گفته شده در مورد عملکرد فرمانداری سبزوار به نظر می رسد این دستگاه دولتی ، درسالهای اخیر عملکرد موفقیت آمیزی را از خود به نمایش گذاشته است که جای تقدیر وتشکر دارد.
درپایان لازم به ذکر است سمت فرمانداری ویژه شهرستان سبزوار در سه سال اخیر برعهده قاسم شعبانی عطار بوده است .

کوچه پس کوچه پیوندها
کلیک کنید:
این همه سوتی در پرتال اینترنتی یک فرمانداری ویژه !!!

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


یک بازنشسته منابع طبیعی
0 مخالف 3 موافق
با عرض سلام به شما دست اندرکاران مجله اینترنتی اسرار نامه که درد دل مارا انعکاس داده و به گوش مسئولین می رسانید البته اگر گوش شنوایی باشد. حالا که به شکر خدا به همت فرماندار محترم فرمانداری سبزوار رتبه اول را بین همه فرمانداری های خراسان رضوی کسب کرده است شابسته نیست از درد دل ما شاغلین دیروز و بازنشستگان امروز غافل شود. لذا عریضه خود را به شرح زبر خدمت شما جهت انعکاس مرقوم می نماییم.
در تاریخ 4/12/1373 یعنی در حدود 18 سال قبل شرکت تعاونی مسکن کارکنان منابع طبیعی خراسان بزرگ آن زمان به نمایندگی آقایان علی اکبر زرمهری و محمد تقی تقوی قطعه زمینی را در پلاک 4605 فرعی از زمین 387 فرعی در مزرعه کلوت پلاک 6 اصلی بخش 3 شهرستان سبزوار به کلیه کارمندان منابع طبیعی در سطح استان واگذار کردند که بنا شد در اسرع وقت اقدامات مربوط به اخذ مجوز جهت ساخت وساز از سوی شهرداری محترم انجام پذیرد و ما صاحب خانه شویم که متاسفانه تاکنون هیچ اقدام عملی در این زمینه صورت نگرفته و ما بلاتکلیف هستیم خواهشمندیم مشکل ما کارمندان بازنشسته شده فعلی را حل کنید با تشکر فراوان از حسن نیت شما

20 مرداد 1391 - ساعت 02:41

اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر و البته اعتماد شما همشهری گرامی به مجله اینترنتی اسرارنامه .
انشاالله موضوعی که مطرح کردید در شماره بعدی صفحه مردمانه انعکاس داده خواهد شد و البته اسرارنامه تا حد امکان سعی خواهد کرد مشکل شما را به شکل های دیگری به گوش مسئولین برساند .
انشاالله .
به امید حضور و نظر مجددتان در اسرارنامه ...

سلام خسته نباشید
خداقوت
اما خوبه چندتا کارخونه بزنید بیکاری زیاده .
19 مرداد 1391 - ساعت 14:42

اسرارنامه: سلام سمیه عزیز.
با اینکه بیکاری زیاد است ، موافقیم.
با اینکه خوب است در سبزوار چند کارخانه زده شود نیز موافقیم.
باید دید برترین فرماندار استان خراسان رضوی در این رابطه چه خواهد کرد؟

خانه به دوش
0 مخالف 1 موافق
با سلام جناب آقای فرماندار شهرداری سبزوار بیابانهای سدید را محدوده کرد و به خلق الله فرو خت. ولی برای زمین هایی که 18 سال قبل اداره منابع طبیعی به کارکنان فاقد مسکن خود جهت ساخت و ساز تحویل داد هیچ اقدامی صورت نگرفته است. ما مالکین این اراضی حاضریم کلیه ی هزینه های آماده سازی را به منظور تسهیل در کار شهرداری پرداخت نماییم. و در صورتی که مشکل این اراضی به این زودی ها حل نمی شود شهرداری محترم به موافقین جایگزینی اراضی دیگری را واگذار نمایند تا لا اقل قبل از مرگمان لذت صاحب خانه دار شدن را بچشیم.
13 مرداد 1391 - ساعت 02:46

اسرارنامه: با سلام.
نظر شما در جدیدترین شماره صفحه مردمانه منتشر شد.
پیروز باشید...

سلام دوست عزیز و بزرگوار
امیدوارم حالتون خوب باشه و ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید.
امیدوارم شهدا همیشه کمکتون کنند.

با مطلبى(قرآن من شرمنده ام!!!خطاب به جامعه ی قرآنی سبزوار)منتظر حضور و نظر گرمتون هستم.
khademoshohada1.ir

اللهم عجل لولیک الفرج

ایشالله شهید شی.
شهادت بنده ی حقیر
التماس دعا

10 مرداد 1391 - ساعت 11:42

سلام دوست عزیز و بزرگوار
امیدوارم حالتون خوب باشه و ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید.

امیدوارم شهدا همیشه کمکتون کنند.


با مطلبى با عنوان(قرآن ! من شرمنده توام)خطاب به اساتید و پیرغلامهای قرآنی شهرمون سبزوار منتظر حضور و نظر گرمتون هستم.

اللهم عجل لولیک الفرج

ایشالله شهید شی.
شهادت بنده ی حقیر
التماس دعا.

9 مرداد 1391 - ساعت 13:59

اسرارنامه: با سلام و تشکر از دعوت ارزشمند شما همشهری گرامی.
پیروز باشید...

در پاسخ به پرویز ثابتی و حسین نصر؛

احسان شریعتی: شریعتی ساواکی نبود


ادعاهایی که پرویز ثابتی مطرح می‌کند برای تبرئه و توجیه خود و تخریب مخالفان نظام سابق است. هدف اصلی او این است که در سایه اتهام‌های بی‌پایه و رنگارنگ که علیه مخالفان و مبارزان رژیم پهلوی می‌تراشد، جنایت‌های خود را توجیه کند.قی کردن چنین اراجیفی از «گندگاوچاله‌دهانِ» سخنگوی اس‌اس‌های آریامهری، دور از انتظار نیست.

--------------------------------------------------------------------------------


احسان شریعتی، فرزند دکتر علی شریعتی در گفت‌وگویی به پرسش‌هایی درباره کتاب خاطرات پرویز ثابتی، رئیس اداره امنیت داخلی ساواک پاسخ داده که در ادامه می‌خوانید:

اولین نکته‌ای که ثابتی درباره دکتر شریعتی می‌گوید این است که وقتی ایشان در دانشگاه مشهد بوده ساواک از او حمایت کرده و مدعی است که از‌‌‌ همان موقع ایشان با ساواک تعامل داشته است. بعد هم که دستگیر شد پذیرفت که مطالبی علیه مارکسیسم بنویسد و مطالبی نوشت و در چند شماره کیهان منتشر شد. آیا چنین تعامل‌هایی وجود داشته است؟

ادعاهایی که پرویز ثابتی مطرح می‌کند برای تبرئه و توجیه خود و تخریب مخالفان نظام سابق است. هدف اصلی او این است که در سایه اتهام‌های بی‌پایه و رنگارنگ که علیه مخالفان و مبارزان رژیم پهلوی می‌تراشد، جنایت‌های خود را توجیه کند و در این جریان حوادث مقاطع مختلف را با هم خلط می‌کند و بر اساس ذهنیات خود شروع به داستان‌سرایی می‌کند. و این نشان می‌دهد که این کتاب و مصاحبه‌ نه پژوهش تاریخی و نه ذکر خاطرات، بلکه ادامه کاری‌‌‌ همان شغل و مقامی است که قبلا داشته و البته دو خدمت کرده: یکی افشای طیفی که می‌خواهد چنین وانمود کند که از گذشته درس گرفته و دموکرات شده و اگر مردم انتخابش کنند اشتباهات پیش تکرار نخواهد شد، و از سوی دیگر، نشانگر تصویر کاذب و مسخره‌ای است که مسوولان نظام سابق از اوضاع سیاسی و فرهنگی جامعه داشته‌اند و همین چگونه موجبات سقوطشان را فراهم آورده است.

و اما پس از اینکه دکتر شریعتی به ایران آمد و در مرز بازداشت شد و چندی در حبس بسر برد، ابتدا وزارت علوم مدرک دکترای ایشان و همسرش را نمی‌پذیرد و مجبور می‌شوند در دبیرستان‌های مشهد تدریس کنند و یک سال بعد را یعنی ۴۵-۴۴ به دفتر تحقیقات و برنامه ریزی به تهران منتقل می‌شود و به عنوان کار‌شناس کتب درسی در آنجا مستقر می‌شود. در تهران شریعتی همچنان به دنبال استخدام در دانشکده ادبیات بود. بعد از گذراندن آزمون‌های کتبی و شفاهی برای استخدام بالاخره از سوی گروه تاریخ دانشگاه تهران با نظارت دکتر زریاب خویی (و به پیشنهاد دکتر فلاطوری) صلاحیت تدریس او در رشته تاریخ مورد تایید قرار گرفت و دکترای ایشان پذیرفته شد و به رغم مخالفت جلال متینی پرونده او را به گروه تاریخ دانشکده مشهد فرستاد. بهانهٔ مخالفت متینی این بود که مدرس ادبیات فارسی باید دکترای خود را در دانشگاه تهران گذرانده باشد و نه در فرانسه و اینکه با دکترای ادبیات نمی‌شود تاریخ درس داد. به این ترتیب و علی‌رغم ممانعت‌های اولیه دکتر تدریس در دانشگاه فردوسی مشهد را آغاز کرد. مادرم (دکتر پوران شریعت رضوی) هم با چنین مشکلی روبرو بود، اما وزارت علوم هیچ‌گاه به ایشان اجازه تدریس در دانشگاه را نداد. مواضع و فعالیت‌های دکتر شریعتی از‌‌‌ همان ابتدای جوانی در ایران و در خارج کشور در مخالفت با رژیم پهلوی و ساواک علنی و آشکار بود، اما در عین حال معتقد بود که از آنجا که چارهٔ بحران ایران کار بلندمدت و ریشه‌ای فرهنگی است، تا جایی که می‌شود باید حساسیت دستگاه نسبت به حضور او در دانشگاه و جامعه برانگیخته نشود. اما در ‌‌‌نهایت، کار به آنجا می‌رسد که ایشان در آستانه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله را از دانشگاه مشهد اخراج می‌کنند و فقط برای حفظ ظاهر می‌گویند رفته به وزارت علوم کار تحقیقاتی انجام دهد که عملاً به معنای خانه‌نشین کردن ایشان و قطع تماس با دانشجویان بود. همزمان با اوج سخنرانی‌های شریعتی در حسینیه ارشاد، موقعیت او در دانشکده مشهد متزلزل می‌شود و از اواخر تابستان ۱۳۵۰ به همراه چهار نفر از اعضای هیات علمی دانشکده ادبیات از تدریس در دانشکده ممنوع می‌شوند، هرچند حقوقشان را دریافت می‌کرده‌اند. از مهر ۱۳۵۰ شریعتی به تهران منتقل می‌شود و در بخش تحقیقاتی وابسته به وزارت علوم در تهران آغاز به کار می‌کند و سخنرانی‌ها در ارشاد ادامه می‌یابد تا بسته شدن ارشاد در آبان ۵۱.

هواداران دکتر شریعتی نسبت به چاپ این مقالات در کیهان چه واکنشی داشتند؟

دکتر شریعتی به همه اعلام کرد که این کار رژیم دستبرد به آثارش بوده برای تخریب وجهه او. در متن وصیت‌گونه‌ای که در پشت جلد مجموعه آثار یک، با مخاطب‌های آشنا هم چاپ شده می‌نویسد در برابر توطئه‌ها و.. بی‌شرمی کیهان‌ها.. حاضرم خود را در برابر دانشگاه تهران، مشهد سه آذر اهورایی، به آتش بکشم. حتی توسط آقای دکتر احمد صدر حاج ‌سید جوادی که وکیل ایشان بود علیه این اقدام روزنامه کیهان به دادگستری شکایت کرد. در آن زمان بسیاری از نوشته‌ها و سخنرانی‌های دکتر که همه جا پراکنده شده بود، بدون موافقت و تایید خود وی منتشر می‌شد. قبل از این گفتم که آقایان کاظم متحدین و پرویز خرسند سخنرانی‌های ایشان را پیاده و ویرایش می‌کردند. بعضی از این‌ها با موافقت دکتر پخش می‌شد، اما بعضی‌های دیگر هم به انحاء مختلف پراکنده و پخش می‌شد. به عنوان مثال نامه‌ای که دکتر به من نوشته بدون اینکه ما موافق باشیم پخش شد. من نامه را به دوستی داده بودم که دست به دست شده بود و بعد‌ها در سطح وسیع پخش شد.

نکته دیگری که ثابتی مطرح می‌کند این است که می‌گوید یک بار شریعتی خانه احسان نراقی بوده و نراقی به ثابتی زنگ می‌زند و می‌گوید شریعتی می‌خواهد با ثابتی حرف بزند و بعد می‌گوید من رفتم خانه نراقی و‌‌‌ همان جا قول داد که علیه مارکسیست‌ها مطلب بنویسد.

از آنجا که آقای احسان نراقی جزو روشنفکران نزدیک به قدرت بود، اصلاً دکتر شریعتی رابطه‌اش با ایشان در حدی نبوده که بخواهد به خانه‌ او رفت و آمدی داشته باشد. پس از تعطیل ارشاد دکتر مدتی مخفیانه زندگی کرد و بعد به خاطر گروگان‌گیری پدرش و برادر خانم‌ وی دکتر شریعت رضوی، بنا گزیر خود را معرفی کرد و یک سال و نیم در سلول انفرادی زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری شهربانی- ساواک بسر برد و پس از آزادی خانه‌نشین و ممنوع‌التدریس و ممنوع‌القلم و.. بود تا آن زمان که توانست از کشور خارج شود.

البته آقای نراقی در گفت‌وگویی که با او داشتیم می‌گوید با دکتر شریعتی دیدارهایی داشته، اما هیچ وقت به ثابتی زنگ نزده که به دیدن دکتر شریعتی برود.

آقای نراقی دبیر موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی بود و دکتر شریعتی هم پس از اینکه به تهران منتقل شد تا بجای تدریس به تحقیق بپردازد، شاید یکدیگر را در این مؤسسات یکدیگر را دیده باشند، اما شریعتی هیچ‌گاه با ایشان رفت و آمدی نداشت.

نکته عجیب دیگری که ثابتی مطرح می‌کند این است که می‌گوید زمانی که دکتر شریعتی در بازداشت بود به او تریاک می‌دادند و اعتیاد داشتند؟

قی کردن چنین اراجیفی از «گندگاوچاله‌دهانِ» سخنگوی اس‌اس‌های آریامهری، دور از انتظار نیست. ایشان احتمالا از روان‌گردان‌های شیمیایی جدید در امریکا و اسراییل مصرف کرده که پس از چهل سال به فکر طرح توطئه‌هایی افتاده که از زمان رضاشاه با زندانیان می‌کردند و به اصطلاح چیزخورشان می‌کردند (اخیرا در بازدید از بقایای زندان قصر که دارد موزه می‌شود شنیدیم و دیدیم). دکتر شریعتی تمام مدت هجده ماه در شکنجه‌گاه کمیته در بازداشت بود. مبارزانی را که می‌گرفتند معمولاً اول به کمیته مشترک می‌بردند برای شکنجه و تخلیه اطلاعاتی و بعد از بازجویی و کسب اطلاعات به زندان‌های دیگر منتقل می‌شدند، اما دکتر شریعتی تمام مدت بازداشتش را در این شکنجه‌گاه گذراند و از این نظر به او سخت می‌گذشت در فریاد دایمی زندانیان زیر شکنجه. بعد از چند ماه چون حضور او در آنجا طولانی و دایمی شد اجازه می‌دادند که برای ایشان غذا و لباس و سیگار ببریم. و البته دکتر با آنکه سیگاری بود سهمیه خود را به شهادت زندانیان بین هم‌بندی‌ها تقسیم می‌کرد. حالا اگر شکنجه‌گران آقای ثابتی به ایشان مواد دیگری تزریق کرده باشند نمی‌دانیم و جالب‌تر اینکه می‌گوید به خاطر خوردن زیاد مشروب اوردوز کرده‌ و فوت! و به این وسیله می‌خواهد بر نقش مشکوک ساواک در قتل شریعتی سرپوش گذارد. دکتر شریعتی قبل از اینکه از ایران برود نزد دکتر فرهودی، در بخش بیماری‌های داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد می‌رود و ایشان چندی پیش گفتند که دکتر پیش ما چک‌آپ کامل کرد و کاملاً سالم بود و هیچ مشکل جسمی و قلبی نداشت. سوال دیگر اینکه ساواک تا چند هفته پس از خروج دکتر از کشور از نحوهٔ گریختن ایشان خبر نداشت (چون دکتر با پاسپورت «علی مزینانی» رفته بود و حال آنکه ساواک او را با نام «علی شریعتی مزینانی» ممنوع‌الخروج کرده بود)، چطور ثابتی مدعی می‌شود که ایشان بر اثر اوردوز آن هم در اثر افراط در مصرف مشروب فوت کرده؟ حتی تلاش نکرده چیزی ببافد که به قول عوام «مرغ پخته زیر لحاف خنده» ‌اش نگیرد!

هنوز نحوه درگذشت دکتر شریعتی کاملاً مشخص نشده که به چه صورت بوده؟

از‌‌‌ همان ابتدا یکی از احتمال‌های قوی در این زمینه نقش ساواک بوده و هنوز هم مطرح است. اما در آن زمان چون تقاضای کالبدشکافی پروسهٔ طولانی اداری چند ماهه داشت و بیم آن می‌رفت که ساواک جسد ایشان را برای سوءاستفاده بدزدد، با مشورت دوستان اروپا و خاورمیانه از جمله امام موسی صدر و دکتر چمران تصمیم گرفتیم که از کالبدشکافی صرف نظر و به سرعت پیکر ایشان را در زینبیهٔ دمشق به امانت بسپاریم. حتی اگر ساواک در مرگ «طبیعی» او در چهل و چهار سالگی مستقیما دست نداشته باشد، با فشار‌ها و پیگرد‌هایش در از میان بردنش نقش مستقیم داشت. فقط برای ذکر یک نمونه کوچک نهایی، پس از خروج دکتر مادر و خواهرانم نیز قرار بود بروند، اما ساواک مانع از خروج آن‌ها شد و به نوعی آن‌ها را گروگان گرفت تا شاید دکتر شریعتی باز مجبور شود برای نجات آن‌ها به ایران بازگردد. مجموعه این فشارهای چهار سال پایانی برای از پا درآوردن وی کافی بود. هرچند گزارش متناقض پزشک قانونی شهر ساتمپتون نیز بسیار شک‌برانگیز است.

به تازگی ویدئویی از دکتر سید حسین نصر در اینترنت گذاشته شده که در آن درباره دکتر شریعتی چند نکته مطرح می‌کند: یکی اینکه با ساواک ارتباط‌ داشته و می‌گوید بعد از اینکه از مشهد به تهران آمد مشاور وزیر علوم بود و بدون اینکه کاری انجام دهد ماهیانه از وزارت علوم حقوق ثابتی می‌گرفت.

اسناد ساواک در مورد حسینیه ارشاد را مرکز بررسی اسناد تاریخی٬ به چاپ رسانده و نیز «شریعتی به روایت اسناد ساواک» که از سوی٫ مرکز بررسی اسناد تاریخ انقلاب اسلامی٬ به چاپ رسیده، نشان می‌دهند که آقای ثابتی از‌‌‌ همان سال‌های پایانی چهل، پرونده شریعتی را به عنوان عنصر مشکوک و ناراحت گام به گام پیگیری می‌کرده و بر خلاف صحبت‌های نصر اثری از سمپاتی نسبت به شریعتی و یا حسینیه ارشاد در آن‌ها دیده نمی‌شود. نصر اخیراً ادعا کرده است که بودجه حسینیه ارشاد را ساواک می‌داده و ثابتی طرفدار شریعتی و شریعتی مشاور وزیر علوم بوده و… هیچ اثری از این مدعیات در اسناد ساواک دیده نمی‌شود. نصر مدعی است که ثابتی، شریعتی را مفید می‌دانسته چون جوانان را از مارکسیسم دور می‌کرده و نصر اصرار داشته که برعکس، شریعتی همه را چپ می‌ساخته و بعد ابراز خوشحالی می‌کند که بالاخره با اوج‌گیری مبارزات چریکی و کشف خانه‌های تیمی ادعای او درست در آمده و شاه به اشتباهش پی برده و او را بازداشت کرده است. اسناد اما نشان می‌دهند که ثابتی به خصوص از سال ۴۸ به بعد سایه به سایه شریعتی در حرکت است. نصر ضمن توضیح اینکه در جلسات وزارت دربار این حرف‌ها زده می‌شده، ظاهراً متوجه تناقض این نوع استدلال نمی‌شود. به گزارش کتاب خاطرات علم٬ دکتر نصر هر هفته به دربار می‌رفته و منجمله دربارهٔ خطر رشد «مارکسیست‌های اسلامی» و نقش شریعتی در ارشاد به شاه هشدار می‌داده است.

تا ‌جایی که ما به عنوان خانواده اطلاع داریم دکتر شریعتی هیچ‌گاه مستقیماً با وزیر علوم سر و کاری نداشته و نمی‌توانسته داشته باشد، بلکه این خود دکتر نصر بوده که با درباری‌ها و وزرای رژیم گذشته حشر و نشر داشته‌اند و به عنوان رئیس دفتر فرح پهلوی، فرافکنی فرموده‌اند. همان‌طور که قبلاً اشاره کردم بعد از اینکه دکتر شریعتی را از دانشگاه فردوسی مشهد اخراج کردند، به عنوان انجام کارهای پژوهشی و تحقیقاتی خانه‌نشین شد. البته آن‌ها نه کار تحقیقاتی که ایشان انجام می‌داد را قبول داشتند و نه احتیاج داشتند و فقط یک کار صوری بود که حفظ آبرو کنند. با این همه دکتر رساله «مکتب، فلسفه تعلیم و تربیت در اسلام» را که پژوهشی مقایسه‌ای بین دو سیستم پداگوژیک قدیم و جدید است را در همین ایام نوشت.

نکته دیگری که آقای نصر مطرح می‌کند این است که ادعا می‌کند پرویز ثابتی از مدافعان دکتر شریعتی بوده و می‌گوید: شبی که دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد امام حسین را با چه‌گوارا مقایسه کرد من و مطهری با عصبانیت از جلسه خارج شدیدم و استعفای خودمان را مشترکاً روی یک برگه نوشتیم و به آقای همایون دادیم. چند روز بعد از آن ماجرا در جلسه‌ای در دربار پرویز ثابتی از شریعتی دفاع کرد و گفت او به ما کمک می‌کند که جوانان جذب گروه‌های مارکسیستی نشوند و کار‌هایش به نفع ما است. شما چه پاسخی به این ادعا دارید؟

در هیچ یک از سخنرانی‌ها و نوشته‌های دکتر شریعتی شما نمی‌توانید ببینید که ایشان امام حسین را با چه‌گوارا مقایسه کرده باشد. الان هم فایل صوتی و هم متن «حسین وارث آدم» در دسترس است و اصلاً چنین حرفی در آن وجود ندارد. ماجرای جدایی مرحوم مطهری از حسینیه ارشاد هم به آن سخنرانی ارتباط ندارد. ایشان به تدریج بر سر برخی مسائل با مسوولان حسینیه ارشاد اختلاف پیدا می‌کند و از حسینیه جدا می‌شود و اینکه گفته می‌شود دلیل اصلی جدایی ایشان اختلاف فکری با دکتر شریعتی بوده چندان دقیق نیست. مرحوم مطهری حتی پس از آزادی دکتر از زندان به خانه ما آمد و پیشنهاد می‌کرد که دکتر در رد مسائل کتاب «تاریخ ۲۳ ساله» منتسب به علی دشتی مطلبی بنویسد و این نشان می‌دهد که مرحوم مطهری دکتر را لااقل به عنوان یک مورخ و جامعه‌شناس تاریخ اسلام قبول داشته که چنین پیشنهادی به او داده است. سال‌ها بعد از انقلاب بود که اختلاف فکری مرحوم مطهری با دکتر شریعتی بیشتر نمایان شد و مشخص شد که ایشان بر حاشیه کتاب اسلام‌شناسی نقد یادداشت‌هایی نوشته است. اما این نکته که آقای نصر می‌گوید ثابتی طرفدار شریعتی بوده از جنس‌‌‌ همان ادعاهای ثابتی است. اگر ثابتی طرفدار دکتر شریعتی بود که برای او این همه مشکل و محدودیت به وجود نمی‌آورد و حداقل اگر مثل دکتر نصر ریاست یک دانشگاه را به ایشان نمی‌دادند، می‌گذاشتند با خیال راحت در دانشگاه تدریس کند تا جوانان جذب ایدئولوژی‌های دیگر نشوند.

نکته دیگری که مطرح می‌کند این است که می‌گوید زمانی که حسینیه ارشاد ساخته می‌شد هر چه مصالح و وسایل که لازم داشتیم سریع تهیه می‌شد و عنوان می‌کند که همین نشان می‌دهد که حکومت به مسئولان حسینیه کمک مالی می‌کرده است.

این هم ادعای مضحک دیگری است. هزینه‌های ساخت حسینیه را مرحوم همایون داده بود و در طول این سال‌ها همیشه با کمک‌های مالی افراد خیر بوده که احتیاجات مالی حسینیه تامین می‌شه و از مسوولان کنونی حسینیه درباره جزئیات امور مالی‌اش می‌توانید سوال کنید. آقای می‌ناچی از ابتدای تاسیس حسینیه تاکنون حضور داشته و بهتر از هر کسی در این مورد می‌تواند نظر بدهد. اسناد موجود نشان می‌دهند که ساواک اتفاقا بسیار روی مسایل مالی حساس بوده و گزارش می‌داده که چه کسانی کمک کرده‌اند.

دکتر نصر می‌گوید که از اول با چپ‌های اسلامی مثل شریعتی مشکل داشته و می‌گوید: «یک بار به شاه گفتم کارهای شریعتی برای حکومت خطرناک است ولی شاه این حرف را جدی نگرفت و شریعتی هم به کارش ادامه داد تا اینکه در خانه‌های تیمی شمال شهر را که کشف کردند دیدند مقدار زیادی کتاب شریعتی در آن‌ها بود. بعد از آن شاه به من گفت که تو راست می‌گفتی شریعتی آدم خطرناکی بود.»

باید به ایشان تبریک گفت که شم پلیسی و اطلاعاتیشان از ساواکی‌ها قوی‌تر بوده و قبل از همه خطر شریعتی را کشف کرده بودند. اما واقعیت نهایی این است که بالاخره سنت‌گرایان که نصر از شریعتی به آن‌ها نزدیک‌تر است آلترناتیو رژیم گذشته شدند و حامیان ایشان هم غافلگیر.

کسی از امثال ثابتی انتظار ارائه تحلیل و حرف‌های دقیق و عمیق ندارد و معلوم است که او فقط انجام وظیفه می‌کند و کار خود را توجیه و به راحتی به دیگران اتهام می‌زند و شکنجه و ترور می‌کند. اما از فیلسوف و متأله مدعی علم و عرفان انتظار می‌رفت به جای رقابت با ثابتی‌ها در تحلیل‌های امنیتی وارد بحث و نقد فکری و عقیدتی علیه شریعتی و چپ مسلمان می‌شد. ایشان که مدعی سنت‌گرایی است و خود را «در جست‌وجوی امر قدسی» می‌داند چطور به این راحتی بجای تفکر‌ و تامل، به لحاظ اخلاقی به دگراندیشان و نواندیشان دینی تهمت می‌زند و مستظهر به دستگاه‌های دیکتاتوری پلیسی و امپریالیستی هنوز برای شرکت در یک کنفرانس در پاریس با چندین بادی‌گارد جابجا می‌شود. معنای امر قدسی و باطنی و سنت و حکمت خالده را هم فهمیدیم. با چنین تناقضات وجودی بین قوا و فعل خود دیگران را «منافق» می‌خوانند. فاعتبرو یا اولی الابصار!

نکته‌ای که در پایان مایلم به آن اشاره کنم این است که لازمهٔ قضاوت درست درباره اشخاص و چهره‌هایی که پیش از انقلاب فعال بوده‌اند این است که همهٔ اسناد آزادانه و برای استفاده علمی در اختیار همگان و به ویژه پژوهشگران باشد تا بتوان بر اساس کلیه شواهد و سنجش آن‌ها با شاهدان درباره مورد و موضوعی قضاوت عینی‌تر و چند‌جانبه یافت و با ارائه یک یا چند قول و سند پراکنده نمی‌توان درباره اشخاص و جریانات حکم کلی صادر کرد. چون فرد ممکن است در شرایط خاصی حرفی زده باشد و یا تحت فشار کاری کرده باشد. باید همه اسناد در دسترس باشند تا بتوان به طور نسبی به تحلیل و داوری‌های درست‌تر تاریخی رسید.


منبع: تاریخ ایرانی
http://www.teribon.ir/archives/117076/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%88%d8%a7%da%a9%db%8c-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af.html
9 مرداد 1391 - ساعت 12:17

اسرارنامه: با سلام و تشکر از ارسال این مطلب مفصل و دارای منبع مشخص از جانب شما مخاطب گرامی.
مطالب اشاره شده در این مطلب مفصل ارزش مطالعاتی و پژوهشی خاص خود را داشت.
انشاالله در آینده نیز در مطالب دیگری که برای دکتر علی شریعتی تنظیم شوند ، احتمالاً از این مطالب استفاده کنیم.
پیروز باشید...

باسلام واقعاصحت این خبردرچه حدی است؟درحالی که برخی رسانه هاهیچکدوم از2شهرروبرتراعلام نکردندوقوچان روفرمانداری برترخواندند.لینک http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1650287
8 مرداد 1391 - ساعت 02:55

اسرارنامه: با سلام و عرض احترام.
دوست عزیز به نظر می رسد خبرنگاران شهرستان باید در این زمینه با دقت بیشتری گزارش تهیه کنند .
به هرحال ما دیدگاه خود را در داخل همین متن در این زمینه بیان کردیم.
از تذکر شما هم سپاسگزاریم. پیروز باشید...

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات