مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

فرهنگ   /   21 آبان 1392   /   کد مطلب: 2437   /   بازدید: 2851   /   نظرات: 16

یک دلنوشته محرمی

یک دلنوشته محرمی

مهندس زهرا شاهی ، یکی جوانان پویا و خوش فکر سبزواری است که تحصیلات دانشگاهیش را در زمینه علوم کامپیوتری  سپری کرده و هم اکنون یکی از مدرسان مطرح و موفق ، در مجتمع فنی تهران (واحد سبزوار) است.

وی در عین حال که تحصیل کرده و مدرس درعلوم کامپیوتری است ، همواره نسبت به مسائل سیاسی ، اجتماعی و مذهبی جامعه پیرامون خود حساس بوده و به همین دلیل از مطالعات گسترده ای در این زمینه ها برخوردار است.

شاهی که از چند سال قبل به عضویت در شبکه اجتماعی فیسبوک در آمده است ، اخیرا در یکی از پست های فیسبوکی خود به مناسبت فرارسیدن ماه محرم ، به شماری از آسیب ها و نقدهای پیرامون عزاداری های این ماه اشاره کرده و سپس با نگاه وسیع تری به نقد و بررسی سبک های نه چندان صحیح اما رایج زندگی در میان مردم جامعه خود پرداخته است.

وی دراین مطلب از اینکه در سنین نوجوانی با اندیشه معلم بزرگ کویر ، دکتر علی شریعتی فرزند شایسته دیار سربداران آشنا شده ، ابراز خرسندی نموده و در پایان با یادآوری یک جمله حکیمانه از دالایی لاما به ارائه تعریفی ملموس و بی پیرایه از آیین و سبک عقیدتی و دینی مطلوبی پرداخته است که برای زندگی خود می پسندد .

اینک مجله اینترنتی اسرارنامه به همین مناسبت ، به انتشار این مطلب کوتاه از خانم شاهی می پردازد :

 

به نام خدای اهورایی

با شروع ماه محرم خواستم مطلبی رو بنویسم که بی ربط به این ماه و اعتقادات ما گروه مثلا مسلمون نیست

بهتره همون اول عنوان کنم که قصد توهین به هیچ شخصی نیست وتنها باورهای خودمه

یادم میاد از هفت سالگی عضو کانون پرورش فکری کودک و نوجوان بودم و میشه گفت با کتاب بزرگ شدم

خوشحالم که از 14 یا شایدم 15 سالگی با کتابهای دکتر شریعتی آشنا شدم ، و همون کتب آغاز مسیری تازه تو زندگیم بود و بعد از اون دامنه ی مطالعه ام  رو گسترش دادم به کتابهای دیگه ای که راجب فلسفه و دین بود

نتونستم مثه خیلیها دین رو چشم بسته قبول کنم

ترجیح دادم مطالعه کنم ، اما هرچی بیشتر کتاب خوندم احساس کردم خیلی چیزها با هم در تناقضه،

توخونه هایی صحبت از جهیزیه ساده حضرت فاطمه میشه که وقتی پاتو تو این خونه ها میذاری فرصت نگاه کردن و شمردن وسایل رو نداری

افرادی دم از سادگی فاطمه می زنند که برق جواهرات طلاشون چشمتو درمیاره

افرادی در مورد دین صحبت میکنند که حتی یه بار قرآن رو به فارسی نخوندند

صحبت ازبوسیدن دست دختر توسط پیامبر می کنند اما خدا خدا میکنند فرزندشون پسر بشه

به راحتی و بدون هیچ ترسی به اشخاص تهمت میزنیم و حکم اعدام واسه یه شخصی که نمیدونیم جرمش چیه میدیم بدون اینکه بدونیم تو قرآن خداوند میگه: ریختن آبروی مومن از ریختن خون مومن گناهش بیشتره...

یه جوری راجب زرتشتی ،بهایی، یهودی، مسیحی و بودایی و.... صحبت میکنیم که یادمون میره خداوند تو کتاب آسمانیش میگه : درپذیرفتن دین من اجباری نیست

 

یه جوری به آدمهایی که لباس یا آرایش های خاص خودشون رو دارند نگاه میکنیم که یادمون میره واسه خداوند مهربان همه ی بنده ها برابرند...

واسمون خانم یا آقایی که سوار وانت میشه با آدمی که سوار ماشین خارجی میشه خیلی فرق داره و افراد رو باتوجه به تحصیلات و ثروت و منطقه ای که زندگی میکنن دسته بندی میکنیم

ادعا داریم که تو آمریکا و اروپایی یه درصدی نژاد پرستن ، اما یادمون میره خودمون هم بین لر ، ترک ، کرد و بلوچ فرق میذاریم ، یعنی اینا نژاد پرستی نیست

 

یه جوری راجب معتاد و قاتل و دزد و فاحشه حرف میزنیم وغرور وجودمون رو میگیره که فراموش میکنیم اونا که از مادر زاده شدن دزد و قاتل و .... نبودند ، بلکه 90% این افراد رو شرایط سخت زندگی تغییرشون میده

برای رسیدن به نام نیک حاضریم مراسم های میلیونی تو ماه محرم برگزار کنیم ،ولی شاید یادمون میره که با اون پول میشه خیلی از زاغه نشین های شهرو و خیلی از جوانهایی که تو حسرت ازدواج اند رو سروسامون داد...

ایمان دارم امام حسین رو خوشحال تر میکنه

 

اسلام پوشش مشکی رو توصیه نمیکنه اما انگاری باور داریم که مشکی پوشیدن نشان نجابت یه خانومه...

این فقط بخش کوچیکی از ناگفته هایی بود که واقعا منو عذاب میده و همیشه از خدا خواستم منو به تعالی و رشد برسونه تا اینطوری نباشم

و میترسم روزی اگر صاحب فرزندی شدم او نیز همانند من درعذاب باشد....

بیاین با خودمون روراست باشیم و همدیگرو اونجوری که هستیم قبول کنیم و از همه مهمتر و مهمتر به هم نیکی و مهربونی کنیم که از ما فقط همین میمونه

و یادمون نره همه ی ادیان راهیست برای رسیدن به خدای مهربانی ها

دالایی لاما میگه

دین ساده من چنین است: احتیاجی به معبد و فلسفه های پیچیده نیست. مغز و قلب من، معبد من هستند؛ مهربانی، فلسفه من

منبع : صفحه شخصی زهرا شاهی در فیسبوک

 

کوچه پس کوچه پیوندها

کلیک کنید:

هنگام درنگ ، با اندیشه های دکتر شریعتی


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


همش شعار بود.
از این شعارا زیاده . دو جور شعار داریم شعارایی که مذهبی هاسر میدن و شعارهایی که روشنفکرهاسر میدن
نقطه مشترک هردوشون دوری ازواقعیت و اجرایی نشدنه
24 اسفند 1392 - ساعت 00:50

کاشانی
0 مخالف 0 موافق
خانم شاهی ، سلام آیا مطالعات زیاد خاص و یا آشنائی با آدم های خاص باعث شکایت شما از اجتماع شده ؟ مطالب شما در اجتماع دیده میشود ولی این ها همه اجتماع نیستند .اجتماع فضای بسیار گسترده ای است که ایرادها و بدی هادر آن علم اند که شما شکوه میکنید و خوب ها وخوبی ها سرشان به امورشان است و شما بر اتفاق آنها را می بینی .آیا رفتار ثروتمندی یا افرادی در محرم و امور اجتماع اگر ایراد داشته و دارد ، شما اجازه دارید به رنگ و نوع پوشش فرد محترمی در جامعه خودت ایراد بگیری ؟ کوشش و مطالعه کن که قبل از پرداختن به دیگران خودت را بشناسی که این شروع تعالی و تکامل است . وبدان که بهترین راه خودشناسی مطالعه کتاب خدا " قرآن " است. از شیطان به خدا پناه ببر و نترس و امیدوار باش . کاشان- درب عطا
8 آذر 1392 - ساعت 01:02

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظرتان.
پیروز باشید...

وحید شباهتو ببین ..

www.ravniznameh.ir
1 آذر 1392 - ساعت 12:46

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و اطلاع رسانی ارزشمندتان
برای ما هم مشاهده این وبسایت جالب بود.ان شاالله در آینده مطالبی در این رابطه منتشر خواهیم کرد.
پیروز باشید...

سلام .نه اسلام عالمانه نه اسلام عامیانه،اسلام اگاهانه !نه مسلمان عالم نه مسلمان عامی ،مسلمان روشنفکرانه!اسلام نه بعنوان فرهنگ نه به عنوان سنت بعنوان عقیده!واما بودا،رستگاری رادر رنج می بیندواسلام برعکس رستگاری را درصیغل خوردن وگداختن وپروردن در رنج!!! واماپوشش مشکی را نه اسلام برزن واجب دانسته ونه من تابه حال جایی شنیده ام ونه هیچ یک ازماباورداریم که چادر یعنی نجابت یانجابت یعنی چادر منتهی بقول دکتر شریعتی ببیندانگیزه چیست ایاواقعا انگیزه زنان ودختران ما درانتخاب نوع پوشش ورنگهای روشن این است که بگویند اسلام ونجابت فقط در پوشش مشکی نیست!؟بعید میدانم
25 آبان 1392 - ساعت 19:12

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و مخاطب گرامی.
پیروز باشید...

زهرا شیرازی
1 مخالف 6 موافق
پيام: با سلام و عرض ادب به مدیریت سایت و با احترام به سرکار خانم شاهی با توجه به مطالعاتی که عنوان نمودید در مورد کتابهای دکتر به نظر من هر سطر از مطالب دکتر شریعتی خود نیاز به تفسیری و تحلیل بسیلری دارد و نمی شود نسبت به درک و فهم شخصی خود آنرا باور کرد و به کار گرفت و یا انعکاس داد ولی دوست ارجمندم مهم آن است این تنا قضی که در این دلنوشته به آن اشاره نمودید تا چه اندازه در وجود شخصی خودمان کمرنگ شده /تا چه اندازه باورهای قشنگی که شما از آن نام بردید جامه عمل پوشانده میشود حرفها و گفته های زیبا احساسات لطیف و خداپسندانه زیاد است آنچه روح را به تعالی میر ساند عمل کردن به آن است. شكل مبارزه هاى كه امام حسین (ع)انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاص خودش را آغاز كرد، فهمیده و درک شود . این كه حضرت فریاد مى ‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى ‏بیند و جز دشمن در برابرش نمى ‏بیند - فریاد مى ‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى ‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ ایشان جامعه فردا را مخاطب خویش قرار داده من ،شما و .... نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى ‏كند نه وجود آن را. حسین (ع) عشق را یافته بود و گذشتن از بهترین هایش را خوب میشناخت خوب میدانست برای که و چگونه عاشقی کند او مى ‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ و آگاهانه قدم برمیداشت عشق حسین کمال بود و رسیدن به مطلق دوست خوبم باید برای نگرانی های فردایمان ، امروز از خودمان شروع کنیم اگر هم اکنون به آنچه اشاره کردی که حسین را شاد میکند توانستییم عمل کنییم وارد کوچه باغ عشق شدیم آیا این کوچه باغ خدا به خدا ختم میشود؟ یا ......دوست عزیزم معلم فردایت شو گاه یکنفر کار هزاران نفر را انجام میدهد ...انسانیت آزادگی راستین را پیشه خویش قرار دهیم که شرمنده فردایمان نباشیم .عزیزانی که در این راستا مطالعاتی داشته اند به ویژه سرکار خانم شاهی گرامی پیشنهاد میکنم کتاب «امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» یکی از تالیفات گرانبهای استاد علامه محمدتقی جعفری است که از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول نوشته ها و بخش دوم سخنرانی‌ها را در بر دارد و روایتهای جدیدی را از امام حسین(ع) و قیام او را از منظری دیگر مطرح می کند : (حیات به جای تراژدی حقوق بشر به جای اسطوره ، انسان به جای تاریخ و وجدان به جای حماسه). را حتما مطالعه نمایند در این کتاب دیدگاه علامه جعفری به ارزش فرهنگی نهضت امام شهید پرداخته شده است و امام حسین (ع) را پیشرو فرهنگ انسانیت خوانده است.ولی در نهضت امام حسین (ع) زندگی به معنی همان حیات طیبه (حیات معقول) است که آزادی و عزت و شرف و علم و عدل و صدق و صفا و کمال جویی از مختصات آن است و مرگ به آن معنی شکوفایی همان حیات طیبه است که شخصیت آدمی به وسیله آن در حوزه جاذبیت کمال به ثمر جاودانی خود می رسد. این است زندگی حقیقی که از (انا للله) شروع و به (انا الیه راجعون) واصل می گردد. یعنی زندگی پاک و حرکت در طول عمر بر اساس حیات معقول که در واقع 3 راه اساسی را برای نجات بشریت از پوچی، و اثبات و اعلان عظمت الهی حیات معقول گوشزد می نماید: راه یکم: ارائه منطقی تعلیمات ربانی انبیای عظام و اوصیای کرام و حکمای راستین و وارستگان از تاریکیهای ماده و مادیات در ابلاغ تعلیمات دینی که نهایت تکاپو را داشته اند و به سوی کمال می شتابند.راه دوم: جمع آوری و بررسی نتایج مثبت و سازنده پیروی از ادیان الهی و انسان های رشد یافته در مسیر انبیای عظام و همه وارستگان از آلودگی های خودخواهی و خودکامگی. راه سوم : این راه بسیار با اهمیت عبارت است از: عشق و علاقه فراوان انسان های پاک دل و خردمند به برخورداری از فضیلت ها و کرامتهای والای روحی هر چند که به دست آوردن آنها با رنج و زجر آور باشد.خداوندا ما را چنان به رشد تعالی برسان که باعث انحراف خود و دیگران نشویم و مسیر به کمال رسیدن را خود برما بیاموز و ازخودگذشتگی حسین را بر ما آشکار کن پاینده باشید و سرافراز
23 آبان 1392 - ساعت 02:03

اسرارنامه: با سلام و احترام فراوان خدمت شما دوست فرهیخته و مخاطب گرامی.
از حضور و نظر ارزشمندتان بسیار سپاسگزاریم.
پیروز باشید...

سرکار خانم شاهی به نظر میرسد شما هنوز در همان دوران کتابهای پرورش فکری کودکان سیر میکنید و به باورهای شخصی شما در همین زمینه کودکانه شکل گرفته باید مطالعاتتان را در مورد امام حسین و محرم بیشتر کنید تا این شبهه ها و شک هایتان برطرف شود .فلسفه محرم بسیار پیچیده است و با دلنوشته شما زیاد بیگانه نیست زیرا اگر دقت کنید تمام اینها در عاشورا و محرم نهفته است فقط آنچه دیده نمی شود شناخت و آگاهی فردی ماست و عمل به باورهایمان
23 آبان 1392 - ساعت 23:04

اسرارنامه: حسین آقا این پرخاشگری و اهانت شما به نویسنده متن فوق که در مطلبش هیچ اهانتی به هیچ کس نکرده است ، بر خلاف رفتار شیعیان واقعی امام حسین (ع) است.
آیا فکر می کنید امروز اگر خود امام حسین (ع) اینجا بود ، این طرز گفتار شما را تأیید می کرد؟
عجیب است که شما دم از فلسفه محرم می زنید و بعد چنین منش غیرحسینی ای را در رفتار خود به نمایش می گذارید!
با این طرز رفتار حتماً انتظار دارید ، همه مردم نیز عقیده شما را قبول کنند و با شما همراه شوند!!!

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می روی به ترکستان است

موافق با نوشته
1 مخالف 4 موافق
جالبه از تمام اون متن یه دالایی لاما به چشم اومده و هنوز هم حاضر نیستیم خودمون رو و نگاهمون رو به جامعه تغییر بدیم اونم در قالب یه مسلمان با الگوهایی چون علی (ع) که به مهربانی و جوانمردی معروف بودند..
23 آبان 1392 - ساعت 19:32

اسرارنامه: سپاس مجدد از حضور و نظرات شما دوست و مخاطب گرامی...
باباجان این دالایی لاما رهبر بودایی ها هستش نفر اول دین بودا
بن لادن الان کیلیویی چنده؟؟؟ تازشم مگه ما از بن لادن بعنوان متفکر یاد کردیم؟

23 آبان 1392 - ساعت 17:14

اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
مثال بن لادن که توسط دوستمان با نام احمد بیان شده است ، در مقابل این نظر بوده که شما در نظرات قبلیتان فرموده بودید :
"همین بودایی ها علی رغم ظاهرا انسان دوستشون مسلمونا رو تو میانمار زنده زنده سوزوندن"
وبه نظر می رسد این مثال و پاسخ در اینجا کاملا صحیح است.که به یاد بیاوریم در جهان اسلام نیز توسط افرادی مانند بن لادن جنایت های زیادی حتی در حق خود مسلمانان صورت گرفته است. (غیرمسلمانان پیشکش)
بن لادن هم بالاخره به خیال خود و هوادارانش یک زعیم و حاکم اسلامی بود.
به طور خلاصه مفهوم این جمله این است نمی شود همه را با یک چوب زد.
پیروز باشید...

خیلی جلب است مدیر محترم اسرارنامه می نویسد:\" لابد شما هم این اطلاعاتتان را درباره دالایی لاما و اتهاماتی که به او وارد می کنید ، از سایت های اینترنتی ، یا روزنامه ها ، یا تلویزیون و کتب مختلفی که تماشا کرده یا خوانده اید به دست آورده اید و یا از افرادی شنیده اید که آن ها هم خودشان اطلاعاتشان را از رسانه های دیگر تأمین کرده اند. و همانطور که حتما می دانید اکثر قریب به اتفاق رسانه ها طبق سیاست خاص مدیران و برنامه ریزان اصلی خود هدایت می شوند و به انتشار مطالب می پردازند. \"
پس اگر اینطور است پس باید همه ی رسانه ها و کتابها رو بریزیم دور چون همشون تحت سیاستهای خاصی منتشر می شوند... این نظرات خنده دارتون رو برای خودتون نگهدارید و همچنان خودتون رو به خواب بزنید
23 آبان 1392 - ساعت 17:10

اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
شما الان دقیقاً با چه چیزی در این نظر اسرارنامه مخالفید؟
یعنی شما قبول ندارید که هر رسانه ای (به ویژه رسانه های سازمان یافته ای که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم توسط مراکز قدرت [دولت ها یا سایر نهادهای حقیقی و حقوقی قدرتمند در کشورهای مختلف]) اداره می شوند ، هر یک به نوبه خود ، در تهیه و تولید محتوایشان سیاست و اهدافی خاصی را دنبال می کنند؟
آیا واقعا این را قبول ندارید؟!
اما این یک واقعیت بدیهی است.البته درمورد کتاب ها این واقعیت به طور مستقیم شامل حال همه نمی شود. اما غیر مستقیم همه کتاب ها را هم دربر می گیرد.
اما راه مواجه شدن با این واقعیت برخلاف آنچه شما گفتید ، دور ریختن و قدغن کردن همه کتاب ها و رسانه ها نیست.بلکه برعکس شاید اگر منابع اطلاعاتیان را افزایش دهید ، و از منابع متعدد درباره یک پدیده کسب اطلاع کنید ، می توانید تقریبا به صورتی شکسته پاره ، آگاهی های صحیح و همه جانبه تری از موضوعات مختلف به دست بیاورید.
پیروز باشید...

سلام بر حسین(ع)
3 مخالف 4 موافق
مدیر محترم سایت؛سلام امیدوارم شما به توانید بی طرفی خود را حفظ کنید رسانه حق تحمیل ندارد اینک حتی در هنرهای نوین بنا بر این است که به شعور مخاطب احترام بگذارند و مخاطب با مطالعه خود به نتیجه ی شایسته برسد، بنده به شما عرض کردم سیدجمال الدین اسدی خود بدین محورها اشارت داشته است مشکل امروز ما اینست که آگاهی ما از آن سوی مرزها بیش از اعتقادات دینی ماست اگر کسی در این باره با تعصب موضوعی را رد می کند(در پاسخ به اتهامات اثبات نشده) که آن را مذموم دانسته اید چطور تعصب نویسنده محترم(شاهی)را از سر تعصب وارداتی فرض نمی نمایید . او هم متاسفانه با اطلاعات اندک خود از دین که به یقین قصد و غرضی نداشته اند متعصبانه از شخصی نام می برد که حداقل در موردش به اذعان خودتان تشکیک وجود دارد گویا وحی منزلی را بیان داشته است . بزرگوار در مباحث دینی آگاهی ، غیرت دینی و حساسیت باید بطور جد وجود داشته باشد.
در پایان با شما هم داستان هستم که باید شیوه های فکری جدیدی را تجربه کرد. آیا بهتر نیست این تجربه را با اخذ تکنیک ها اما با محتوای کاملا برخاسته از شعائر متعالی جستجو نمود. آیا این وظیفه همگان نیست ؟ به ویژه شما که قلم ارزشمندی دارید و سایت وزینی در اختیارتان هست ؟ امیدواریم همه ی ما با تاسی از مولای آزادمردان که بدرستی بسیاری از بزرگمردان همه ی ادیان و فرق اورا ستوده اند خود در ترویج تعالیم الهی بکوشیم که به طور قطع و یقین خواسته قلبی شما هم هست . با احترام پایدار باشید
23 آبان 1392 - ساعت 16:37

اسرارنامه: با سلام و احترام مجدد خدمت شما دوست و مخاطب گرامی.

دوست عزیز ، به نظر نمی رسد ، اسرارنامه خدای ناکرده در جایی از این صفحه به مخاطبان عزیز خود توهینی کرده باشد. البته یکی از دوستان نظر دهنده ، خودشان ازابتدا با لحنی تند به ارسال نظراتی پرداخته بودند ، که اسرارنامه باز درمقابل ایشان هم جز نقد نظر و رفتار خودشان ، پاسخ توهین آمیزی ارائه نداده است.

ضمنا دوست عزیز ، شما در نظرتان نویسنده این متن را به تعصب آن هم تعصب وارداتی متهم کرده اید!
اما آیا می شود توضیح بفرمایید تعصبی که شما در نوشته ایشان مشاهده کرده اید ، کجاست؟
اسرارنامه برای اولین بار است که مطلبی از خانم شاهی منتشر می کند و ایشان در این مطلب فقط یک بار به جمله ی حکیمانه ای از دالایی لاما اشاره کرده اند.
بنابراین آیا به نظرخودتان برای رسیدن به این نتیجه (قضاوت) که نویسنده این مطلب نسبت به دالایی لاما تعصب وارداتی دارد ، هنوز خیلی زود نیست؟ آیا صِرف نقل یک جمله زیبا از یک شخص ، به معنای تعصب داشتن نسبت به اوست؟
درباره اینکه اطلاعات نویسنده محترم ، چه قدر است ، به نظر می رسد پاسخی نیاز نباشد. بالاخره ایشان هم در همان ابتدای مطلبشان اشاره کرده است که قصد توهین به هیچ کسی را ندارند و فقط باورهای خود را بیان می کنند. باورهای هر فرد معمولا یا به صورت ارثی توسط محیط اجتماعی و به ویژه خانواده او شکل می گیرد و یا خودش باورهای مطلوبش را با مطالعات و تحقیقاتی که انجام می دهد ، می سازد و در هر حالت حداقل برای خود آن فرد ارزشمند است. لذا اگر باورهای یک شخص با باورهای ما متفاوت بود دلیل نمی شود که اطلاعات او را پایین بدانیم ! و یا خدای ناکرده مورد توهین قرار دهیم. که البته شما نیز قطعا چنین قصدی نداشته اید.

اما دوست عزیز ، در این نظرتان به یک نکته بسیار کلیدی اشاره کرده بودید.
و آن نکته این است که شما فرمودید : ((( مشکل امروز ما اینست که آگاهی ما از آن سوی مرزها بیش از اعتقادات دینی ماست)))

این نکته جای بحث فراوان دارد.

اولین نکته که به ذهن انسان می رسد این است که خوب به قول خودتان نمی شود چیزی را به زور به کسی تحمیل کرد و افراد این حق را دارند که در زمینه های اعتقادی ، انتخاب خاص خود را داشته باشند

دومین نکته این است که از خود بپرسیم ، اگر این مشکل واقعا وجود دارد ، ریشه اش از کجا آب می خورد؟

آیا نباید ریشه این پدیده را مثلا در انحرافات و آسیب های فراوانی جستجو کرد ، که دامان بسیاری از آداب و رسوم مذهبی ما را گرفته است و به تدریج باعث دلسردی و بیگانه شدن نسل های جوان با باورهای اصیل مذهبی شده است؟

آیا آنچه (بیشتر آنچه) همین روزها در جریان مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) در شهرهای مختلف کشور ، شاهدش هستیم ، قابل دفاع است؟
اتفاقا نویسنده این مطلب (خانم شاهی) دقیقا به همین آفت های موجود در جامعه اشاره کرده است اما تا به حال دوستان نظردهنده کمتر به این قسمت ها توجه کرده اند.و ذهن ها بیشتر معطوف به بخشی از متن شده است که درباره دالایی لاما صحبت شده.
در حالی که به نظر می رسد امروز بیشتر از آنکه دالایی مشکل ما باشد ، همین رسم و رسوم اشتباهی که در اثر خرافات یا احساسی گری بیش از حد گریبان مراسم مذهبیمان را گرفته ، آفت جامعه دینی ما شده است.

همچنین در نگاهی دیگر ، آیا نباید بعضی تعصب های خشک و افراطی در میان برخی افراد مذهبی را یک دلیل مهم دیگر برای رویگردان شدن عده ای از مردم از دین و مذهب دانست؟
برای روشن تر شدن این موضوع مثالی خدمتتان عرض می کنم : مدتی قبل در همین مجله به انتشار مطلبی درباره رقص محلی سبزوار که توسط گروه هنری ورشرنگ اجرا می شود ، پرداختیم.
اگر تا به حال موفق شده باشید این رقص را ببینید ، قطعا تصدیق می کنید که در این رقص هیچ گونه رفتار تحریک کننده و بی بند و بارانه ای وجود ندارد که بخواهد موجب ایجاد مفسده اخلاقی شده و در نتیجه فعل حرام باشد.
اما همان زمان عده ای به اسرارنامه این اعتراض را کردند که رقص به طور کل حرام است و نباید این مطلب را می نوشتیم!
برای مشاهده این مطلب و نظرات آن به آدرس زیر مراجعه کنید :
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=1849
البته حُسن نیت عزیزانی که در آن زمان یا همین حالا دارند به اسرارنامه انتقاد می کنند را نباید زیر سوال برد اما باید این را هم پذیرفت ، که اینجور افراط و تفریط ها ، هر چه قدر هم که با حسن نیت انجام شود در عمل نتیجه ای جز ترسیم یک چهره خشک و خشن از دین متعادل و منزهی چون اسلام ندارد.

دوست عزیز ، درمورد بخش پایانی نظرتان کاملا درست می فرمایید.این که سعی کنیم با کمک تکنیک ها و محتوای مطلوب به معرفی بهتر و بیشتر ارزش های دین اسلام بپردازیم ، یک وظیفه همگانی برای همه کسانی است که اسلام را به عنوان دین حق و متعادلی برای خود انتخاب کرده اند.
اسرارنامه تا کنون در این زمینه به اندازه توان ، تلاش خود را انجام داده و مطالب متعددی منتشر کرده است که عمدتا جنبه های تحلیلی دارد و حتی اگر بخشی از محتوای این مطالب از دیگر رسانه ها اخذ شده باشد ، اسرارنامه از زاویه دید خود به آنها نگاه کرده و ابعاد جدیدی افزوده است.
در آدرس های زیر می توانید مطالبی را که فقط در ده روز اخیر در ارتباط موضوعی با ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) منتشر کرده ایم ، را مطالعه نمایید :

http://www.asrarnameh.com/news.php?id=2398

http://www.asrarnameh.com/news.php?id=2431

http://www.asrarnameh.com/news.php?id=2432

http://www.asrarnameh.com/news.php?id=2439

http://www.asrarnameh.com/news.php?id=2441

http://www.asrarnameh.com/lifestyle.php?id=2430

http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=2438

http://www.asrarnameh.com/galleries.php?id=2415

http://www.asrarnameh.com/galleries.php?category=161

http://www.asrarnameh.com/galleries.php?category=158


بازهم از حضور و نظرات ارزشمند شما در اسرارنامه سپاسگزاریم.

پیروز باشید...

شخصی که عنوان کردن بودایی ها آدم کش هستن یادش رفته بن لادن که به نام اسلام میلیون ترور رو انجام داد ، پس باید گفت همه ی مسلمان ها آدم کش هستن...

22 آبان 1392 - ساعت 03:36

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و مخاطب گرامی.
پیروز باشید....

اتهاماتی ثابت نشده؟؟؟
یه سرچ تو اینترنت زدی بعد فهمیدی که فلان؟؟؟
از قدیم گفتن کسی رو که خودش رو به خواب نمیشه بیدار کرد
خب خیلی ادمهای فاسد دیگه هم محبوبیت گسترده در سطح جهان دارند
اینکه دلیل نمی شه
شما بعنوان یک رسانه و کسی تو افکار مردم تاثیر گذاری که نمی تونی همچین راحت از کنار همچین مواردی ردبشی
این مطلبی که این خانم نوشته در حد همون فیس بوک هم زیاد بوده که منتشر شده
حالا هم که فهمیدی سوتی دادی و رفتی سرچ زدی و یه سری اطلاعت جسته گریخته دیدی اومدی می گی که بله ما حتی می دونیم با سیا هم همکاری داشته!!
خب داداش برو یه کم مطالعه کن ایشون جز مروجان عرفان های غیر اسلامی هست (که تو کشور مون معروف شده به عرفانهای نوظهور)
22 آبان 1392 - ساعت 02:37

اسرارنامه: سلام مجدد دوست عزیز.
طوری با اطمینان حرف می زنید و اطلاعات دیگران را زیر سوال می برید ، که انگار خود شما دالایی لاما را از نزدیک دیده و در ملاقات های حضوری پی در پی ، مدت ها او را مورد بررسی و تحلیل قرار داده اید!!!
ولی مسلما چنین نیست و لابد شما هم این اطلاعاتتان را درباره دالایی لاما و اتهاماتی که به او وارد می کنید ، از سایت های اینترنتی ، یا روزنامه ها ، یا تلویزیون و کتب مختلفی که تماشا کرده یا خوانده اید به دست آورده اید و یا از افرادی شنیده اید که آن ها هم خودشان اطلاعاتشان را از رسانه های دیگر تأمین کرده اند.
و همانطور که حتما می دانید اکثر قریب به اتفاق رسانه ها طبق سیاست خاص مدیران و برنامه ریزان اصلی خود هدایت می شوند و به انتشار مطالب می پردازند.
پس برای ما معلوم نیست که چرا شما اینقدر قاطعانه فکر می کنید اطلاعاتی که شما درباره این موضوع دارید لابد از اطلاعات نوینسده این متن بیشتر و کامل تر است؟!!!
بدین ترتیب ، آیا فکر نمی کنید کمی دچار تعصب افراطی و جمود فکری شده اید؟!
نه دوست عزیز. این رفتار شما درست نیست. شما باید تعصب را کنار بگذارید و بپذیرید که هرکسی درباره هر موضوعی اطلاعات و منابع اطلاعاتی خاص خود را دارد. و اگر درجایی اطلاعات دیگران با اطلاعات شما یکی نبود ، دلیل نمی شود که به سرعت نظر دیگران را رد کنید.
در مورد محبوبیت گسترده دالایی لاما در جهان باید خدمتتان عرض کنیم ، هرچند محبوبیت گسترده دلیل کافی برای اثبات درستی راه و روش یک فرد نیست و به قول شما گاهی اوقات افراد فاسد و منحرف نیز در هر کجای دنیا (نه فقط در جهان غرب) می توانند با استفاده از برخی روش ها برای خود محبوبیت و هوادارانی کسب کنند . لذا محبوبیت هرگز تنها ملاک درست بودن رفتار و اندیشه افراد نیست. اما می تواند یک نشانه از مجموع نشانه ها باشد.
خیلی ساده است ، اینجور مواقع یک استفهام انکاری معمولی می تواند خیلی به روشن شدن حقیقت یا حداقل به چالش کشیدن باورهای نپخته ما کمک کند. اینکه از خودمان بپرسیم ، یعنی این همه آدم اشتباه فکر می کنند و فقط من یا شما درست فکر می کنیم؟

در مورد دین ومذهب دالایی لاما کسی اینجا حرفی نزده! همه می دانیم او غیرمسلمان است. اما مگر همه مسلمانان اندیشه های درست و تمیزی دارند؟!
یا مگر همه غیرمسلمانان در گمراهی اند و آخر و عاقبت کارشان جهنم است؟

اگر به عنوان یک فرد مسلمان (ان هم این طور که به نظر می رسد مسلمان دو آتشه) علاقه به این گونه بحث ها دارید ، انتظار می رود با مطالعه عمیق و دلایل قانع کننده تری ، وارد عرصه شوید.
نه صرفا دلایلی که در جمع های دوستان نزدیک خودتان که احتمالا همه از یک آبشخور فکری تغذیه می شوند ، برای قانع شدن درباره یک موضوع کافی است. بلکه با دلایلی که بتواند برای اقناء افراد یا گروه هایی که ممکن است آبشخور فکری دیگری داشته باشند ، کافی باشد.
پیروز باشید...

سلام بر حسین (ع)
2 مخالف 4 موافق
مدیر محترم سایت نوشته این خواهر با اینکه نشان از دین خواهی وی است ناخودآگاه به نتیجه درستی نمی رسد. اولا آنچه ایشان می گوید اسم مسلمانی است و نه رسم مسلمانی و اصل دین. به گونه ای دیگر بخشی از نوشته خانم شاهی را ، سیدجمال الدین اسدآبادی هم می گوید اما باید بگوییم فقط بخشی ، مثلا در بحث تعزیه امام حسین (ع) به طور قطع و یقین آنچه شیعه را در طی قرون و اعصار زنده نگه داشته اشت و پرچم آزادیخواهی دینی را در سراسر جهان برافراشته است همین تعزیه است که نماد شور و شعور حسینی بر علیه هر چه ستم و جور است بی گمان همه ما باید به شعایر دینی پای بند بوده و با شناخت عمیق آن در ترویج آن بکوشیم. در پایان ای کاش جمله را با دالایی لاما تمام نمی کردند شاید جمله ای که ایشان گفته اند درست باشدو ما باید به گفته بنگریم و نه گوینده ؛ لیکن باور بفرمایید وقتی حضرت امام حسین (ع) خود مصلحی است که مانندش نایاب است و بدیلی برایش وجود ندارد می توانستم با تاسی به حضرتش، بهترین طریق را بجوییم و البته بدین گونه به تبلیغ ناخواسته برای فرد و آیینی که حتی از طرف شما هم مورد تشکیک است نمی پرداختید. چرا که در انتقادهای اینچنینی باید با دقت ورود پیدا کرد و البته اگر به دکتر شریعتی هم بنگریم او خود بهترین نوشته ها را برای سالار و سرور شهیدان دارد. پایدار باشید. السلام علیک یا حسین (ع) السلام یا سید الشهدا . الهم الجعل عواقب امورنا خیرا.
22 آبان 1392 - ساعت 01:09

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و مخاطب گرامی.
درباره اینکه آسیب هایی که امروز در جوامع اسلامی مشاهده می کنیم ، متعلق به ذات اسلام نیست بلکه اجرای نادرست اسلام منجر به ایجاد این آسیب ها شده است ، با شما کاملا موافقیم.
در مورد تعزیه نیز تاحد زیاد حرف شما را قبول داریم. زیرا در بعضی دوره ها برای اکثریت مردم که از سطح سواد ومطالعه بالایی برخوردار نبودند و نیز منابع کافی برای با خبر شدن از حوادث عاشورا در اختیارشان نبود ، تعزیه تقریبا تنها منبع موجود محسوب می شد. با این حال به نظر می رسد در دوره کنونی باید تجدید نظر اساسی در بعضی آیین های عزاداری و عاشورایی بشود.
بعضی از آیین ها ، امروز دیگر با افزایش آگاهی و منابع در دسترس مردم برای مطالعه ، بیش از حد مصنوعی و آمیخته با تحریف با انواع تحریفات به نظر می رسد.
و اما آخرین بخش نظر شما می تواند به منزله پیشنهاد ارزشمندی برای نویسنده این مطلب باشد. اینکه مثلا در پایان بندی متنشان به جای استفاده از سخنان دالایی لامام شاید می توانستند از جملات ، نکات حکیمانه ای که توسط ائمه معصومین بیان شده است ، استفاده کنند ، پیشنهاد خوبی است. اما نمی تواند تحمیلی یا حتی همیشگی باشد. گاهی اوقات انسان احساس نیاز می کند که موقتاً قالب های فکری و رفتاری موجود را کنار بگذارد و از زاویه های دید جدیدتری به بعضی مسائل پیرامون خود نگاه کند. اگر به تصویری که برای نوشته خانم شاهی انتخاب کرده ایم ، دقت کنید ، به نوعی ناظر بر همین تلاش ایشان برای رها شدن از بعضی باورهای مقدس است که چون تبدیل به کلیشه های فکری و رفتاری شده اند ، تا حد زیادی قدرت اثرگذاری مثبت خود را از دست داده اند.نه اینکه آن ها ذاتا بی اثر شده باشند ، بلکه فعلا بین ما اثرگذاریشان را از دست داده و در زندگی عوام مردم فقط به صورت عادات مقدس قدیمی پیگیری و اجرا می شوند.
تا به حال دقت کرده اید ، چه قدر احادیث ائمه معصومین بر در و دیوار برخی اماکن عمومی ، ادارت ، روی جلد یا در صفحات داخلی برخی کتب و نشریات ، در صدا و سیما و ... منتشر می شود ، اما متاسفانه عموم مردم بدون عمل و حتی بی اندکی اندیشه از کنار تمام این پیام ها و احادیث پرمعنا عبور می کنند.
در چنین شرایطی شاید بهتر باشد ، گاهی اوقات شیوه های فکری جدید و کلیشه ای نشده ای را نیز تجربه کنیم.
به هرحال از حضور و نظرتان بسیار سپاسگزاریم.

پیروز باشید...

شکستن قالب ها اولین گام در ایجاد تغییره، قالب های فکری باید برای رسیدن به راههای تازه شکسته بشه...
به قول اون عزیز: چشمها را «باید» شست...
22 آبان 1392 - ساعت 23:25

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و مخاطب گرامی.
پیروز باشید...

دالایی لاما یکی از رهبران دین بودا هستش و همونطور که می دونید دین بودا یک دین انسان ساخته است
همین بودایی ها علی رغم ظاهرا انسان دوستشون مسلمونا رو تو میانمار زنده زنده سوزوندن
بهتره این خانوم یه کم سطح مطالعاتش رو بالا ببره و همچنین مدیر سایت تا همچین گافهایی رو ندن

22 آبان 1392 - ساعت 14:02

اسرارنامه: سلام دوست عزیز
از حضور و نظر انتقادیتان سپاسگزاریم.
درباره دالایی لاما به اندازه کافی اطلاعات در دنیای رسانه ها وجود دارد.
ما حتی می دانیم که وی متهم به همکاری با سازمان سیا و متهم به پیروی از اندیشه صهیونیزم جهانی است.
با این حال این چیزها بیشتر در حد اتهامات اثبات نشده درباره دالایی لاماست.
او هنوز محبوبیت گسترده ای درمیان بسیاری از مردم جهان دارد.
با این حال اسرارنامه هیچ موضعی (در حمایت یا عدم حمایت از این شخص) اتخاذ نمی کند. فقط به هرحال ما معتقدیم ، اگر حتی یک انسان بد ، حرف خوبی زد ، باید صرف نظر از شخصیت بد وی ، حرف خوب او را شنید و قبول کرد.در این متن هم نویسنده به جمله ای حکیمانه و با معنی از دالایی لاما اشاره کرده است. لذا لزومی ندارد که در مقابل آن موضع منفی بگیریم.
آیا شما نظر دیگری دارید؟
پیروز باشید...

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات