مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

دانشگاهی   /   8 فروردين 1398   /   کد مطلب: 21937   /   بازدید: 345   /   نظرات: 0

پیام « حسین شمس آبادی» هنرمند سبزواری به مناسبت "روز ملی هنرهای نمایشی"

پیام  حسین شمس آبادی هنرمند سبزواری به مناسبت روز ملی هنرهای نمایشی
از سال ۱۹۶۱  روز بیست و هفتم مارس به عنوان روز جهانی تئاتر اعلام شد و هرساله در بیشتر کشورهای جهان این روز گرامی داشته می‌شود و در چنین روزی پیام سالانه از سوی صاحب‌نظران و هنرمندان عرصه تئاتر انتخاب می‌شود.در ایران نیز هفتم فروردین " روز ملی هنرهای نمایشی" مصادف با روز جهانی تئاتر است که   پیام‌ها و اظهارنظرهایی از سوی هنرمندان به مناسبت چنین روزی داده می‌شود.
 
به گزارش مجله اینترنتی اسرارنامه حسین شمس آبادی، هنرمند پیشکسوت تئاتر سبزوار نیز در پیامی به مناسبت روز ملی هنرهای نمایشی نوشته است:
 
سلام...
 
هفتم فروردین روز ملی هنرهای نمایشی بر شما مبارکباد.
 
خاطره ایی یادم آمد از حدود ۱۵ سال قبل شایدم بیشتر ...بمناسبت سالروز فتح خرمشهر ۳ خرداد در دانشگاه حکیم به همت آدم بزرگی مثل نوراله رضوی همایشی یک روزه با عنوان بررسی سینمای دفاع مقدس تدارک دیده شده و هنرمند خوش آوازه ایی چون جمشید آریا ( هاشم پور) به همراه چند مهمان دیگر از تهران دعوت  و طبق معمول آن روزها کار اداره جلسه و نقد آثار به من واگذار شد..صبح روز همایش هماهنگ شد که ما به اتفاق فرماندار وقت سبزوار که آن هم چهره فعالی از اهالی مشهد بود  به سالن شریعتی دانشگاه برویم و به لطف و تعارف جناب فرماندار ما هم سوار بر ماشین پارس کنار ایشان نشسته و با سایر مدعوین حرکت کردیم .
 
در مسیر جناب فرماندار از من پرسید: فرق سیاست مدار با هنرمند چیست ؟!!
 
راستش چند لحظه ایی  بی جواب ماندم و تا خواستم مفصل شرح این تفاوت را بدهم حرف تو حرف و رسیدیم به سالن....
 
همایش تا ۱۱ صبح طول کشید و در میان خیل استقبال دانشجویان و...عالی هم برگزار شد...پایان جلسه از صحنه پایین آمده و نشستم کنار فرماندار که طرف دیگر صندلی جناب جمشید آریا نشسته بود...چند دانشجو از صندلی پشت برای گرفتن امضا هجوم آوردند بطرف آقای هاشم پور و بطوریکه از سرو کول و شانه فرماندار و بغل دستی ها و من هم حتی گذشته تا خود را به هنرمند مشهور کشور برسانند...در همین حالت که دست فرماندار را گرفته تا از زیر دست و پای علاقمندان بیرون کشیده و بطرف در خروجی پشت صحنه برویم با صدای بلند گفتم: جناب فرماندار این است فرق سیاست مدار و هنرمند !!! از سرو کول و شانه های سیاست بالا میروند تا خود را به هنرمند برسانند!!!
 
فرماندار در حالیکه کت و شلوار و پیراهنش را مرتب میکرد..خندید و گفت: الحق که امروز خوب جواب سئوالم را یافتم...و...
 
آن فرماندار و ده استاندار و...وزیر و وکیل آمده اند و رفته اتد که اگر ثمره کارشان خوب بوده باشد شاید فقط نیمی از جامعه به یاد داشته باشند نام آنها را وگرنه همان هم بعید است...
 
برعکس سالیان سال خواهد آمد و نام ادیبان و نوازندگان و بازیگران و شاعران و قصه پردازان و عکاسان وخوش نویسان و  خوانتدگان و نقاشان و سنگ تراشان و...هنوز که هنوز است مدام تکرار میشود.
 
حال روز توست هنرمند!! نه امروز ۷ فروردین که هر روز از آن هنرمندان است اما...بین ما هم فرق است... مانند همان سیاست مداران... و ان اصل بد خودکامگی است !!!
 
خودکامگی در هنر بدترین نوع دیکتاتوریست .آدمهای خودکامه  در سیاست با خودکامگی جلو چند بی لیاقت مثل خود را برای تصدی کم ظرفیت ترین صندلیها می گیرند ولی خودکامه در هنر یعنی ساختن سد غرور در مقابل حضور شایسته ترین. آدمهای روزگار...مقابله با خوزشید ...ممانعت از رویش استعدادی شگرف که میتواند دنیای درونی انسانها را متحول کند... خودکامه در سیاست خود فرو می ریزد چپ راست میشود.راست میانه و گاه هر دو در دره سقوط ..ولی وای از هنرمند خود کامه که هم خود و هم شهر هنری را از هم می پاشد...
 
اگر رسیدیم به همین اصل ساده که درخت هرچه پربارتر افتاده تر ...و از خودکامگی دور شدیم یک شهر برای یک عمر به احترام تو کلاه از سر برمیدارد وگرنه با این عنوان ها و مدالهای دولتی و حتی جشنواره ایی راه بجایی نمی بریم....
 
بستری باشیم برای رویش جوانه ها...کمر خم کنیم تا پل شویم و بگذرند از ما و به قول عرفا آن روز که به هیچ رسیدیم تازه شروع کار ماست ...آنروز همه چیز هستیم....
 
مردم و مردم فارغ از همه رنگ ها و انگ ها...رای ها و نظرها...خود میدانند هنرمند کیست و آنکس که نان به نرخ روزگار میخورد کیست..؟ 
 
مشقتی است کار تاتر سخت طاقت فرسا...مادر همه هنرها...تابلو فرهیختگی یک کشور و حتی تمدن...قدر بدانیم آنچه صحنه از اعتبارش و آبرویش به ما بخشیده...ما نیز در رفتار و کردار و گفتارمان چنان باشیم که آبروی تاتر را نبریم....
 
روزتان مبارک...خوشا آن سیاه بازی که همین الان دارد در آق قلا ...گرگان ..گاومیشان...شیراز و....با اجرای ساده و صمیمی اش خنده بر لبان کودکی می آورد که باران همه چیز او را در شب عید به یغما برد....
 
یا علی....
سبزوار
حسین شمس آبادی

کد:4553
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات