چرا سبزواری ها در انتخابات 96 رای بیشتری به روحانی دادند؟ / تحلیل رای خراسان رضوی در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری

وبسایت خبری تحلیلی عصر ایران در روزهای اخیر و درگفتگو با دکتر علی یوسفی جامعه شناس و استاد دانشگاه فردوسی مشهد و متخصص در حوزه های جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی شهری به بررسی تحلیلی رای مردم خراسان رضوی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری پرداخته است.

به گزارش مجله اینترنتی اسرارنامه هرچند دراین مطلب تأکید اصلی بر تحلیل رأی مردم مشهد بوده است، اما در این بین به تحلیل رأی مردم شهرستان های خواف، تربت جام، تایباد، بینالود(طرقبه و شاندیز) و سبزوار نیز توجه خاصی شده است. زیرا در این 5 شهرستان بر خلاف دیگر شهرستان های خراسان رضوی بیشترین رای به حسن روحانی رئیس جمهور منتخب کشور داده شده است.

جامعه شناس مورد مصاحبه در این مطلب به طور خلاصه دلیل رای بیشتر حسن روحانی در سه شهرستان خواف، تربت جام و تایباد در شرق خراسان رضوی را حضور بیشتر جمعیت اهل سنت در این شهرستان ها دانسته است که به طور کل در همه کشور اهل سنت رای بیشتری به روحانی داده اند. 

همچنین دلیل رای بیشتر شهرستان بینالود به خاطر بافت خاص این شهرستان و ساکنان آن که به عنوان یک منطقه ییلاقی در نزدیکی مشهد، عمدتاً اقشار طبقه متوسط و بالای جامعه در آن سکونت دارند و البته در روز انتخابات هم به عنوان یک روز تعطیل هفته شاهد حضور بیشتر گردشگران دراین شهرستان بوده ایم.

درنهایت دلیل رای بیشتر مردم شهرستان سبزوار به عنوان تنها شهرستان نیمه غربی خراسان رضوی که به روحانی رای بیشتری داده اند، در مقایسه با شهرستان هایی نظیر نیشابور و کاشمر و ... که رأی آیت الله رئیسی رقیب اصلی دکتر روحانی در آن ها بیشتر بوده است، یک سابقه نسبتاً طولانی در اصلاح طلبی برای سبزوار عنوان شده است.

نظر به اینکه تحلیل مطرح شده توسط دکتر یوسفی بیشتر با نگاه متمرکز به کلانشهر مشهد منتشر شده است و خود این جامعه شناس پاسخ تحلیلی کامل درباره وضعیت رای سبزوار را منوط به پرس وجو از فعالان سیاسی و اجتماعی آگاه به مسائل این شهر است، امید می رود این مهم توسط رسانه های سبزوار و سایر تحلیلگران مسائل غرب خراسان رضوی مورد توجه قرار گیرد.

از نگاه مجله اینترنتی اسرارنامه تحلیل رای دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در شهرستان سبزوار از یک منظر دیگر نیز قابل بررسی است و آن اینکه اگرچه روحانی نسبت به دیگر رقیب مهمش رئیسی در شهرستان سبزوار 12 هزاررای بیشتر کسب کرده است، اما میزان آراء او نسبت به دوره قبل در همین شهرستان حدود چند هزارنفر کاهش داشته است که این خود می تواند دلایل و تحلیل های گوناگونی را در بر داشته باشد.

اینک فارغ از اینکه تحلیل ارائه شده توسط دکتر علی یوسفی درباره رای شهرستان سبزوار در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تا چه اندازه منطبق بر واقعیت های حاکم بر عرصه سیاسی و اجتماعی دیار سربداران باشد، اسرارنامه در ادامه به انتشار متن خلاصه شده این گفتگومی پردازد:

در گفت و گو با دکتر علی یوسفی، جامعه شناس بررسی شد
تحلیل رای خراسان رضوی و مشهد در انتخابات ریاست جمهوری
 
عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان خراسان رضوی و شهرستان مشهد، رای بالاتر را در انتخابات اخیر به آقای سیدابراهیم رئیسی دادند. رئیسی که تولیت آستان قدس رضوی را به عهده دارند متولد محله نوغان مشهد است. 
 
آقای حسن روحانی این بار در استان خراسان رضوی و مرکز آن رای بالاتر را نیاورده است. اما رای روحانی در شهرستان مشهد در این دوره نسبت به انتخابات دوره قبلی حدود 200 هزار رای افزایش داشته و  رای او نیز در استان افزایش پیدا کرده  ولی در نهایت جایگاه دوم کسب رای را در استان و مشهد به دست آورده است.
 
عصر ایران در گفت و گو با دکتر علی یوسفی تلاش کرد تحلیل دقیقی از تحولات مشهد و چگونگی رقم خوردن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در این استان و شهرستان مشهد ارائه شود. دکتر علی یوسفی، جامعه شناس و استاد دانشگاه فردوسی مشهد است و متخصص در حوزه های جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی شهری. جامعه شناسی سیاسی، در پی این است که با نگاه جامعه شناسانه، پدیده های سیاسی را بررسی کند. 
 
 
***
 
*در انتخابات سال 92 آقای روحانی در استان خراسان رضوی و شهرستان مشهد رای بیشتری را نسبت به رقبا کسب کرده بود. در حالی که محل تولد دو کاندیدای انتخابات سال 92 مشهد بود. آقای جلیلی متولد مشهد هستند و آقای قالیباف متولد طرقبه هستند که قبلا جزو شهرستان مشهد بوده است. آقای رئیسی به عنوان کاندیدای انتخابات سال 96 متولد مشهد هستند.
 
به نظر شما و با توجه به تخصص تان در حوزه جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی شهری، چرا در انتخابات سال 1392 آقای روحانی در استان خراسان رضوی و شهرستان مشهد رای بالاتری را به دست آورده بود و رقبای برخاسته از مشهد رای بالاتر را نیاوردند؟ 
 
-قبل از این که مقایسه ای بین آمار انتخابات سال 92 و رای کاندیداهای سال 92 و انتخابات سال 96 انجام بدهیم، ضرورت دارد به یک نکته توجه داشته باشیم و آن، ساختار رای است که آرایش انتخاباتی در سال 92 با سال 96 به طور مبنایی چه تفاوتی داشته است.
 
یک بخش از تفاوت آرای استانی از جمله در استان های خراسان، ناشی از همین ساختار جدید رای ای است که در سال 96 به وجود آمد. در سال 92 رقابت وجود داشت مثلا میان آقای روحانی و کاندیداهای دیگر. چون در آن سال چندین کاندیدای اصول گرا حضور داشتند و انتخابات، یک انتخابات دو قطبی نبود. 
 
صف بندی و آرایش انتخاباتی به گونه ای بود که در اردوگاه اصول گرایان چند نفر کاندیدا بودند و از این طرف هم آقای روحانی، نمایندگی بخشی از اصول گرایان و بخشی از اصلاح طلبان را داشت. شرایط برگزاری و شرایط انتخابات سال 92 نسبت به سال 96، بسیار متفاوت است. 
 
این در حالی است که در سال 96 آرایش انتخاباتی، یک آرایش دو قطبی هست. یعنی فراتر از رقابت میان آقای رئیسی و آقای روحانی، در واقع یک نوع رقابت گفتمانی بود. رقابت میان گفتمان اصلاح طلبی و اعتدال گرایی از یک سو و گفتمان اصول گرایی از سوی دیگر.
 
این دوگانه اصلاح طلبی و اصول گرایی شرایط خیلی متفاوتی را در انتخابات سال 96 نسبت به سال 92 رقم زد. این نکته اول است. اگر چه در سال 92 آقای قالیباف و آقای جلیلی هر دو از خراسان رضوی و اهل مشهد بودند ولی شرایط اینها با کاندیدای این دوره از اصول گرایان که آقای رئیسی بود، بسیار متفاوت است. 
 
اگر رای آقای رئیسی را در سال 92 می داشتیم و با سال 96 مقایسه می کردیم و می گفتیم چه تغییری ایجاد شده، در شرایطی که ساختار انتخابات مثل هم می بود آن وقت پاسخ متفاوتی پیدا می شد.
 
 
*در استان خراسان رضوی آقای قالیباف 968 هزار رای داشت و آقای جلیلی 406 هزار رای. همچنین آقای رضایی هم 108 هزار و آقای ولایتی 140 هزار. فکر نمی کنید رای کاندیداهای اصول گرا در سال 92 به نوعی به سمت آقای رئیسی در انتخابات سال 96 رفته است؟
 
-خیر. اولا باید سَر جمع رای آن کاندیداها را نگاه کنیم و این که رای کنونی آقای رئیسی آقای رئیسی چقدر است.
 
 
*در استان خراسان رضوی آقای رئیسی یک میلیون و 900 هزار رای داشته است. اما در سال 92 آرای آقایان قالیباف، رضایی، جلیلی و ولایتی در استان، مجموعا یک میلیون و 621 هزار رای بوده است. آقای روحانی هم در سال 92 تعداد یک میلیون و 300 هزار رای در استان داشته است و در انتخابات سال 96 تعداد یک میلیون و 400 هزار رای. 
 
-این که فکر کنیم رای کاندیداهای اصول گرا با هم جمع می شود و رای آقای رئیسی حاصل جمع رای آقای رضایی، آقای ولایتی، آقای قالیباف و آقای جلیلی یعنی کل رای اصول گرایی است، درست نیست.
به خاطر این که چند معنای متفاوت در رای آقای رئیسی در این دوره وجود دارد که در انتخابات سال 92 نبوده است در رای اصول گرایان.
 
حتی اگر سر جمع اعداد، نزدیک به هم شود و مشابه هم شود، به چند دلیل نمی شود رای این دوره را حاصل جمع رای اصول گرایی در انتخابات قبلی دانست. اولا رای کاندیداهای اصول گرا در سال 92 دارای یک مضمون و جهت خالص اصول گرایی در دوره قبل هم نبوده است.
 
رای آقای رضایی با رای آقای قالیباف یا آقای جلیلی، ماهیتا در یک بخش متفاوت بوده. ما باید رای اصول گرایی و لایه ها و معانی رای اصول گرایی را تحلیل کنیم. وقتی می گوییم اصول گرایی یعنی آیا هر رای ای که به کاندیدای اصول گرا داده می شود یا نه و رای ای با یک تعریف خیلی معیّن و مشخص.
 
 
*پس شما سبد رای کاندیداهای اصول گرا در سال 92 را با سبد رای آقای رئیسی در سال یکسان نمی دانید؟
 
-ما چند دلیل داریم که حتی تداخل رای آقای قالیباف و آقای رئیسی در سال 96 هم یک تداخل تامّ و تمامی نیست. این طور نیست که فکر کنیم هر فردی در اردوگاه اصول گرایی بود و رای او به آقای قالیباف بوده، بلافاصله بعد از انصراف آقای قالیباف، به سمت آقای رئیسی آمده است. چنین نیست. 
 
 
* اشاره کردید که رای آقای رئیسی چند معنای متفاوت داشته است. این تفاوت ها چه بوده است؟
 
-در انتخابات قبلی رای اصول گراها به این غلظت وجود نداشته است. یکی از مبانی و منابع رای اصول گرایی، تحت عنوان رای سنتی و سنت گرا گفته می شود. اصلا در جامعه ما، اصول گرایی یک تکیه گاه و خاستگاه سنت گرایان دارد از جمله منابع و مراجع مذهبی را تا حد زیادی، بیش تر در بر می گیرد تا رای اصلاح طلبی.
 
بنابراین، این خاستگاه سنتی و تکیه رای اصول گرایی به سنت و سنت گرایان، جزو خصوصیات پایه ای این رای است. اما غلظت سنت گرایی در رای آقای رئیسی با رای کاندیداهای اصول گرا در سال 92 و به ویژه رای آقای قالیباف متفاوت است. 
 
به اعتقاد من، غلظت سنت گرایی رای آقای رئیسی از سر جمع آن چند کاندیدا، خیلی بالاتر است. 
 
ویژگی دیگری که جزو ویژگی های رای اصول گرایی است و البته به شکلی پاشنه آشیل اصول گرایی هم هست، خصلت توده ای و توده گرا بودن رای است. یعنی رای اصول گرایی تکیه بیشتری به توده و جامعه توده ای دارد تا جامعه مدنی.
 
از نظر اجتماعی، خاستگاه رای اصول گرایی، بیش تر در میان توده هست. توده ای که غیر متشکل هستند. یعنی مثل حوزه مدنی نیست که تحت تاثیر احزاب باشد و جریانات حزبی در اعماق آن خیلی نفوذ کرده باشد. این توده، بیش تر به طبقات نسبتا محروم تر جامعه از نظر موقعیت اجتماعی برمی گردد و نیروهای غیر متشکل را، بیش تر در بر می گیرد. 
 
بنابراین خصلت توده ای آقای رئیسی، در این دوره خیلی غلیظ تر از رای اصول گرایان در دوره قبل(سال 92) است. این توده گرا بودن اصول گرایی و رای اصول گرایی، یک پاشنه آشیل است. یعنی در جایی به نفع است و در جایی کاملا به ضرر. 
 
چرا که ممکن است ریزش رای یعنی جا به جایی و تغییر رای اتفاق بیفتد. به جهت همین ماهیت توده ای، انگاریک رای مومی شکل است و به شکل های مختلف در می آید. ممکن است خیلی پایداری نداشته باشد. الان باشد و فردا نباشد.
 
 
*سومین ویژگی رای آقای رئیسی چه هست؟
 
-یک ویژگی که در این دوره وجود دارد و با توده گرایی پیوند پیدا می کند این است که رای آقای رئیسی یک خصلت محرومیت گرایانه هم پیدا کرد. یعنی تکیه بیشتری به طبقات ضعیف و پایین جامعه پیدا کرد. 
 
البته یک بخش آن می تواند ناشی از رویکرد اقتصادی و وعده های اقتصادی آقای رئیسی باشد که مخاطب آن عمدتا طبقات محروم بودند. به هر صورت ایشان اعلام کردند که یارانه های سه دهک پایین جامعه را سه برابر می کنند یعنی گروه مخاطب و هدف ایشان، محرومین و طبقات جامعه بود. 
 
بنابراین بخشی از رای آقای رئیسی، از طریق وعده انتخاباتی و وعده اقتصادی است که در رای ایشان وجود داشته است. یک مقدار رای را به سمت دهک های پایین درآمدی و طبقات محروم تر کشاند و امثال آن.
 
این ویژگی در دوره قبل به این غلظت نبود. یعنی این طور نبود که کاندایی، یک وعده خیلی متفاوت و جذاب اقتصادی داشته باشد و گروه های مستضعف و محروم جامعه را هدف قرار بدهد. 
این ویژگی محرومیت گرایی هم، یک مقدار رای آقای رئیسی را نسبت به رای قبلی اصول گرایی، متفاوت می کند و تکیه رای ایشان به طبقات ضعیف جامعه، بیش تر می کند. بر این اساس ماهیت رای اصول گرایی درانتخابات دوره قبل و در دوره جدید، متفاوت است.
 
ضمن این که یک ویژگی دیگر وجود دارد و آن وجه سنت گرایی را تقویت می کند، همین وجاهت معنوی تولید آستان قدس بود. 
 
این ویژگی در دوره قبل اصول گرایی وجود نداشت. این وجاهت معنوی و تقدسی که امام رضا(ع) و خادم امام رضا(ع) بودن داشت و از طرفی گستردگی موقوفات و منافع آستان قدس رضوی برای طبقات مختلف اجتماعی و به ویژه برای محرومین، این هم ذخیره ای برای رای آقای رئیسی شد. این رای در دوره قبل اصول گرایی وجود نداشت.
 
لذا آقای رئیسی به غیر از شأن و وجاهت کاندیداتوری ریاست جمهوری، یک وجاهت آستان قدس داشته است که بُرد نسبتا ملی هم دارد. یعنی این طور نیست که محدود به خراسان شود یا محدود به سه استان خراسان رضوی، شمالی و جنوبی شود.
 
این وجاهت هم، یک مقدار غلظت سنت گرایی رای را بالا برد. در همان اردوگاه سنت گرایان برخی از مراجع دینی و بخش مهمی از روحانیت که مرجعیت سنتی دارند، انگار به این اردوگاه آمدند و تعریف شدند و انگار یک نوع بسیج سنتی یا بسیج سنت به نفع رای آقای رئیسی صورت گرفت.
 
این ویژگی ها در رای اصول گراهای قبلی نبوده است.  راجع به ویژگی های تفاوت رای آقای روحانی در دوره قبلی و در دوره فعلی هم می شود بحث کرد. 
 
 
*در انتخابات شورای شهر مشهد لیست اصلاح طلبان پیروز شد و تمام افراد منتخب شورا از بین اصلاح طلب ها بودند. اما در شهرستان مشهد، رای بالاتر را آقای رئیسی کسب کرده است. چرا این تفاوت وجود دارد و آیا واقعا رای روستاها و مناطق خارج از شهر مشهد، عمدتا به سمت آقای رئیسی رفته است؟
 
-بخشی از این تفاوت را در همان خصلت توده ای بودن رای آقای رئیسی می دانم. رای آقای رئیسی، یک رای خیلی مُتشکلی نیست. این طور نیست که هر فردی به به آقای رئیسی رای داده، لزوما اصول گرا است. یک بخش از آرای آقای رئیسی می تواند ناشی از رای این افراد باشد.
 
بنابراین بخشی از ناشی از خصلت توده ای رای است که غیر متشکل است. یعنی سازمان پیدا نمی کند و دچار پراکندگی می شود. آدم ها می آیند رای می دهند ولی سازمان اجتماعی ندارند. یا یک سازمان اجتماعی بسیج کننده به آن وسعت را ندارند.
 
حداکثر بسیج کنندگی یا سازماندهی شان و قدرت تشکل سازی شان، همین مقداری است که در اینجا ظاهر شده. مثلا در مشهد چیزی بین 150 هزار از یک میلیون و خرده ای، رای متشکل دارند و بقیه آن رای پراکنده و منعطف است که تغییر می کند. الان هست و بعدا ممکن است نباشد.
 
اما در رقیب آنها یعنی در اردوگان اصلاح طلب ها، رای عمدتا خصلت مدنی دارد. بیشتر، رای متشکل است. تحزب در آن خیلی غلیظ تر است. 
 
قدرت بسیج کنندگی و متشکل سازی، مهم است. چون بسیج کنندگی، یک چیز است و این که متشکل شوند چیز دیگری است. این که همه افراد تصمیم بگیرند به 15 نفر رای بدهند. خصلت رای توده ای، همین پراکندگی است و ناپایداری است.
 
بخشی مهمی از این تفاوت ناشی از تفاوت رای توده ای و رای مدنی است که من فکر می کنم رای آقای روحانی، خصلت مدنی اش خیلی خیلی بالاتر است از خصلت توده ای اش.
 
یک قسمت هم برمی گردد به این که رای شوراها، حالت محلی دارد. اگر چه این بار کاملا تاحت تاثیر حالت ملی بود. یعنی تاحت تاثیر انتخابات ریاست جمهوری قرار داشت ولی وجاهت های محلی و تعریف هایی که در سطح محل می شود گاهی تاثیرگذار است.
 
البته در مورد انتخابات مشهد، علائق محلی را خیلی موثر نمی دانم. چون خیلی از چهره های سرشناس بودند و با این که شهرت زیادی داشتند ولی رای لازم نیاوردند. یک رای کاملا سیاسی و یک رای کاملا حزبی و یک رای کاملا مدنی- توده ای است که این تفاوت را ایجاد کرده است.
 
به غیر از لیست اصلی اصول گرایان که بیش تر جبهه پایداری بودند و چند سال گذشته هم در شورای شهر و شهرداری مشهد بودند، رای آنها از جبهه پیروان خط امام و رهبری که جبهه اصلی اصولگرایی هستند، خیلی بیش تر است. رای اعضای اصول گرای جبهه پیروان و رهبری، خیلی پایین بوده است. 
بنابراین رای در یک ساختار کاملا قطبی شده که انتخابات ریاست جمهوری ایجاد کرده بود، رای شورای شهر مشهد هم در همان ساختار قطبی شده شکل گرفت.
 
در یک ساختار قطبی شده، آن اردوگاه و جبهه ای که رای آن متشکل تر است و سازمان یافته تر است، پایدارتر و نتیجه بخش تر هم هست. به نظر من، در مشهد چنین اتفاقی افتاد و بخش زیادی از کسانی که رای دادند، رای آنها فاقد هویت سیاسی بود. 
 
این طور نبود که وقتی بگذارند و نام 15 نفر کاندیدای شورای شهر را بنویسند و برای نوشتن انگیزه داشته باشن. رای توده ای، چنین مشکلی دارد. یک رای اصیل و پایدار و پرانگیزه ای نیست. 
 
لذا حداکثر توانسته بودند حداکثر 163 هزار رای بدهند و این بیشترین رای اصول گراها بود. بالاترین رای یکی از کاندیدای جبهه پایداری شورای شهر مشهد 163 هزار بود. این مقدار رای تفاوت فاحشی حتی با آخرین نفر آن لیست دارد. 
 
در حالی که نفر اول منتخبان شورای شهر مشهد که از لیست اصلاح طلبان بود تعداد 256 هزار رای آورد. یعنی رای نفر اول اصول گرایان حدود 100 هزار کمتر از نفر اول منتخبان شورا است که از لیست اصلاح طلبان است.
 
بنابراین تفاوت رای آقای رئیسی و رای آقای روحانی و خصوصا متفاوت شدن رای ریاست جمهوری و رای شورای شهر مشهد را ناشی از این خصلت توده ای و خصلت مدنی این دو می دانم که رای آقای رئیسی، بیش تر خصلت توده ای دارد و رای آقای روحانی، انگار بیش تر خصلت مدنی دارد. 
 
در 8 استانی که رای آقای رئیسی غلبه دارد از لحاظ  این سه ویژگی قابل بررسی است. تجربه های قبلی هم نشان می دهد که پایگاه سنت در این استان ها، قوی است و قوی تر است.
 
 
*آقای روحانی در شهرستان مشهد و در سال 96 تعداد 688 هزار رای آورده و آقای رئیسی 903 هزار. شما که می گویید ساختار قطبی شده در انتخابات شکل گرفته بود، نمی توانست همان شورای شهر مشهد و رای مردم شهرستان مشهد در انتخابات ریاست جمهوری یکسان بشود و آقای روحانی رای بالاتری در شهرستان مشهد بیاورد؟
 
-اگر ما می گوییم ساختار قطبی شده یعنی  این که یک صف بندی خیلی روشن میان دو تیم وجود داشته باشد. مثلا یک کاندیدا به طور خالص اصول گرا باشد و یک کاندیدا، به طور خالص اصلاح طلب. خلوص رای اصول گرایی در این دوره، خیلی پایین است.  بخشی از این وضعیت، به خاطر همان وجه محرومیت گرایانه و وعده های انتخاباتی بود که جمعی را ملحق کرد.
 
بالاترین رای شورای شهر مشهد 256 هزار است. این نشان می دهد که تعدادی اصلا رای نداده اند.
 
 
*آقای رئیسی در اسن خراسان رضوی یک میلیون و 903 هزار رای آورده است و در کل کشور 15 میلیون و 786 هزار رای. فکر می کنید چقدر از این رای آقای رئیسی در استان و کشور صرفا به خاطر وعده های اقتصادی بوده و ایدئولوژیک نبوده است؟
 
-ما برآورد خیلی دقیقی نداریم. سنت در مناطق محروم، ریشه دارتر و فعال تر است. سنت گرایی از نظر خاستگاه جغرافیایی، در مناطق محروم و از نظر خاستگاه اجتماعی در طبقات پایین جامعه، بیش تر ریشه دارد.
 
به نظر من از 38 درصد رای، حداقل 7 تا 8 درصد رای ناشی از وعده های اقتصادی است. بر اساس برداشت های مختلفی که داریم اصول گرایان مثلا بین 30 تا 32 درصد یا 33 درصد، در بهترین حالت رای دارند.
 
این که در این انتخابات به 38 درصد رسیده است نشان می دهد که 7 درصد یا 8 درصد ناشی از رای کسانی است که رای خالص اصول گرایی ندارند ولی این وعده های کاملا اقتصادی و معیشتی، آنها را جذب می کند.
 
یک نکته دیگر هم این است که ناخالصی دیگری در رای آقای رئیسی وجود دارد و یک مقدار میزان رای را بالا می برد همین تداخل دو موقعیت یا وجاهت و شأن ایشان بود. یکی این که کاندیدای ریاست جمهوری بود و یکی هم تولیت آستان قدس رضوی.
 
صرف نظر از صف بندی های معمولی و اجتماعی و سیاسی، خود استان قدس رضوی و تولیت آستان قدس، یک نوع احترام دارد. 
 
 
*این که گفته می شود آستان قدس رضوی بر دستگاه قوه اجرایی در استان خراسان جنوبی هژمونی دارد و نسبت به این دستگاه ها اقتدار دارد، واقعا چنین وضعی وجود دارد و آستان قدس رضوی، بیشتر از دستگاه های دولت به مردم خدمات ارائه می دهد؟
 
-اصلا قدرت تملک و میزان مالکیت آستان قدس رضوی بر زمین شهر، بیش از 40 درصد است. بیش از دولت، مالک زمین شهر مشهد است. 
 
در این دوره یک ساله که آقای رئیسی تولیت استان قدس رضوی را به عهده داشته اند یک جهت گیری توده پسند هم در آستان قدس داشته اند به ویژه در مناطق پیرامونی شهر و در مناطق محروم و در روستاها و در مناطق محروم کل کشور. از سفر اولی های زائرین مُعسِر حمایت شده است یعنی فقیر و ناتوان در سراسر کشور.
 
در این یک ساله هم، کارها و فعالیت های با جهت گیری به سمت محرومین توسط استان قدس رضوی انجام شده که عامه پسند بوده است. نمی توانیم این فعالیت را از آن تعریف سیاسی و رای ایشان جدا کنیم. 
 
 
*در روز 10 فروردین امسال اعلام شد که صدها تن آرد تبرکی توسط بنیاد کرامت آستان قدس رضوی در استان خوزستان توزیع شده و در روز 17 فرردین آقای رئیسی کاندیدا شده. به نظرتان فرضا کسانی که در مناطق محروم استان خوزستان آرد متبرک آستان قدس را تحویل گرفته اند به آقای رئیسی هم رای داده اند؟
 
-من نمی توانم با قاطعیت در این زمینه نظر بدهم. وقتی که مثلا یک نهاد با این بُرد ملی در کشور فعال می شود و توجهی به سمت محرومین پیدا می کند، این که آن خدمت چقدر کارساز است یا نیست بماند ولی در عین حال تسهیلاتی را فراهم می کند. یک احترام ویژه تر را به گروه های محروم و مستضعف می گذارد. 
 
این وجاهت، مثل یک ذخیره رای و ذخیره سیاسی برای آستان قدس به حساب آمده است. نه این که بگوییم قصدش این بوده است. من نمی توانم چنین ادعایی را مطرح کنم ولی به هر صورت این نوع فعالیت محرومیت گرایانه آستان قدس، مثل یک ذخیره برای  رای آقای رئیسی به حساب آمده و منظور شده. این را باید از رای اصول گرایی خارج کرد. 
 
یک بخش دیگر از رای آقای رئیسی، همین رای ناشی از تولیت آستان قدس رضوی است. ممکن است به یک شکل این رای با آن رای محرومیت گرایی و توده گرایی و سنت گرایی تداخل پیدا کند. به نظر من، چند درصدی رای ناخالص این طوری دارد که شاید اگر کاندیدایی این وجاهت را نمی داشت رای او طبیعتا پایین تر می آمد.
 
 
*به غیر از همه این عواملی که به آنها اشاره کردید آیا به نظر شما ممکن است عوامل دیگری هم در انتخابات تاثیرگذار بوده باشد؟
 
- خصوصیات و عوامل دیگری هم هستند که تاثیر داشته اند و نه این که خیلی تاثیرگذار باشند. عوامل متعدد دیگری هستند که در این بسیج اجتماعی و متشکل کردن رای تاثیر گذاشتند.
 
جامعه از روی کار آمدن یک دولت اصول گرا تجربه داشت با رنگ و لعاب آقای احمدی نژاد. یعنی یک دولت روتوش شده و یک مقدار پاستوریزه شده احمدی نژادی در واقع. 
 
این تصوری که جامعه و خصوصا بخش مدرن جامعه از آن دولت و دورنمای آن دولت و بازتولید اجتماعی آن دولت داشت، یک مقدار تحریک رای را بالا برد. یک مقدار که نه بلکه به میزان خیلی زیاد تحریک رای را بالا برد.
 
 
*آقای روحانی در سال 92 تعداد 498 هزار رای در شهرستان مشهد کسب کرد. در سال 96 رای آقای روحانی 38 درصد در شهرستان مشهد افزایش پیدا کرده و به 688 هزار رسیده است. این افزایش حدودا 200 هزاری رای آقای روحانی در شهرستان مشهد ناشی از همان ترس از شکل گیری یک نوع دولت شبیه دولت آقای احمدی نژاد بوده است؟
 
-من این را ناشی از آن ساختار دو قطبی می دانم. درصد مشارکت در مشهد خیلی افزایش پیدا کرده است نسبت به سال 92. آن سختار دو قطبی، باعث تحریک رای می شود و تحریک سیاسی و تحریک اجتماعی به وجود می آورد.
 
بنابراین مشارکت در مجموع بالا رفته است. در شهر مشهد هم همین طور است. اما در مشهد، یک ویژگی منحصر به فرد هم وجود دارد که رقابت و دو قطبی شدن رای را خیلی تشدید کرد. 
یک ویژگی این است که آقای رئیسی متولد مشهد است و اهل این استان و به عبارتی مشهدی است. مقر و مرکز نفوذ و منبع اصلی استان قدس، مشهد است. دیگر این که ارزیابی مردم مشهد از شورای شهر مشهد و عملکرد شهرداری مشهد، مزید بر این علت شد.
 
وجود حضرت آقای علم الهدی و مواضع ایشان در شهر مشهد و بازتاب های ملی و گسترده ای که داشته است، رای رقیب را خیلی متشکل و سازمان یافته کرد. یعنی رای رقیب آقای رئیسی در مشهد، خیلی متشکل تر و سازمان یافته تر بوده است. هوشیاری سیاسی شان هم برای تبلیغ و برای نتیجه گیری نسبت به رقیب در این دوره، خیلی افزایش پیدا کرد.
 
شهر مشهد مناطق حاشیه ای گسترده ای دارد. یک جمعیت وسیع بالغ بر یک میلیون نفر در مناطق محروم هستند و آستان قدس خدمات زیادی به آنها داده است. آن جریان پشتیبان آقای رئیسی هم در سال های گذشته، تمرکز زیادی روی این مناطق دداشتند ولی با این وجود این نتیجه حاصل شده. 
 
به نظر من نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در مشهد هم، نتیجه خیلی دور از انتظاری نبوده است ولی واقعی تر رای شورای شهر و لیست اصلاح طلبان(لیست امید) است که در آنجا معنای سازمان یافتگی رای و متشکل بودن رای را خیلی علنی کرد.
 
 
*آقای رئیسی در شهرستان مشهد 903 هزار رای آورده اند یعنی حدود 55 درصد آرا. آقای روحانی با همان 688 هزار رای حدود 42 درصد رای آورده اند. با توجه به این که آقای رئیسی متولد مشهد هم هستند آیا پیش بینی می کردید چنین نتیجه ای رقم بخورد یا تصور می کردید در شهرستان مشهد رای آقای روحانی کمتر باشد؟
 
-تحلیل من به عنوان یک معلم و به عنوان یک پژوهشگر اجتماعی و سیاسی این است که اینجا انگار مقر است و اینجا حوزه اصلی فعالیت آقای رئیسی است. یعنی بیشترین منابع بسیج کنندگی در این شهر داشته است. استان قدس در اینجا بوده و آقای رئیسی در اینجا بوده واست. 
 
نهاد امام جمعه مشهد و موقعیت امامت جمعه که حضرت آیت الله علم الهدی هستند و بسیاری از عوامل دیگری که در خدمت این جریان بوده و هستند، همه شان در حد اعلی در مشهد حضور داشتند. 
 
بنابراین، اینجا پایتخت و مرکز فرماندهی و مقر فرماندهی اصول گرایی در این معنا است. در حالی که از لحاظ اصلاح طلبی، این طور نیست. خاستگاه و مقر اصلاح طلبی در تهران است. در قلمرویی از این رقابت بحث می کنید که انگار یک هماوردی خیلی جدی وجود دارد و همه نیروهای رقیب در این میدان هستند.
 
یک نتیجه خیلی واقع بینانه است. پیش بینی ما این بود که احتمالا در مشهد و در خراسان، رای آقای رئیسی و آقای روحانی به هم نزدیک است و شاید هم غلبه داشته باشد. چون خودش اصلا یک دولت است. 
 
 
*استان خراسان رضوی 28 شهرستان دارد که آقای روحانی فقط در 5 شهرستان رای بالاتر را آورده است یعنی در شهرستان های بینالود، تایباد، تربت جام، سیزوار و خواف. این 5 شهرستان چه ویژگی هایی دارند که رای بالاتر را به آقای روحانی داده اند؟
 
-درباره شهرستان های خواف و تربت جام و تایباد، می توانم بگویم اهل سنت که دارای مرجعیت هستند و یک رای به شدت متشکل و سازمان یافته دارند، در سراسر کشور به آقای روحانی رای دادند. 
البته رای اینها در دوره های مختلف به سمت اردوگاه اصلاح طلبان، بیش تر بوده است. بنابراین وجه غالب در سه شهرستان، رای اهل سنت است و در ذیل همان رای متشکل ملی شان قرار می گیرد. 
 
 
*شهرستان بینالود که شامل طرقبه و شاندیز است و چسبیده به شهرستان مشهد است چرا برخلاف شهرستان مشهد، رای بالاتر را به آقای روحانی داده است؟
 
- طرقبه و شاندیز جزو مناطق ییلاقی شهر مشهد هستند. به غیر از جمعیت محلی آنجا، بخش قابل توجهی از کسانی که در آنجا ساکن شده اند طبقه متوسط رو به بالا هستند.  در آنجا باغاتی ایجاد شده و خانه های ویلایی ساخته شده. امکان گسترده تجاری ایجاد شده. جمیعت عمده آنجا از جاهای دیگر و به ویژه از شهر مشهد به آنجا می روند.
 
 
*کل واجدین شرایط رای در شهرستان طرقبه و شاندیز 45 هزار نفر بوده اند اما مشارکت 68 هزار نفر بوده است. طبق گفته مسئولان منطقه مشارکت 150 درصدی اتفاق افتاده است. افرادی که به قصد تفریح و گردشگری رفته اند همه اینها رای داده اند؟
 
-بله. این منطقه، منطقه ییلاقی است. بخش قابل توجهی از مناطق ییلاقی و جاهای مناسب و باغات و خانه های ویلایی، از شهر مشهد خریداری کرده اند. یعنی بیش تر از طبقه متوسط رو به بالای شهر مشهد هستند. 
در عصر و غروب جمعه، مسیر برگشت جاده وکیل آباد به سمت طرقبه و شاندیز به خاطر ترافیک، یک طرفه می شود. احتمال این که این جمعیت از مشهد به باغات و ویلاهای خود در طرقبه و شاندیز بروند و در آنجا رای بدهند زیاد است. 
 
البته مشکلاتی که در آنجا به وجود آمده است دلخوری ها و ناراحتی ها و نگرانی هایی را در میان اهالی به وجود آورده و ممکن است یک مقدار به رای جنبه انتقادی داده باشد یعنی کشانده است به سمت آقای روحانی. 
 
 
*از چه نظر دلخوری به وجود آمده است؟
 
-به عنوان مثال مشکل «پدیده» و تاثیراتی که گذاشته است. در خصوص باغات و هتل ها و محدودیت هایی که بیشتر به رقیب آقای روحانی نسبت داده می شود هم احتمالا تاثیر گذاشته است. 
 
کسانی که در آنجا زندگی می کنند عمدتا از طبقات متوسط رو به بالا هستند. هر نوع محدودیتی که بعضا از نظر آسایش و آزادی ایجاد شود به شکلی رای آنها را تغییر می دهد و موضع آنها را انتقادی می کند. 
 
 
*در سه شهرستان که در شرق استان خراسان رضوی هستند و جمعیت آنها عمدتا اهل سنت هستند یعنی تربت جام و تایباد و خواف، رای بالاتر را به آقای روحانی داده اند. در میانه استان، شهرستان بینالود رای بالاتر را به آقای روحانی داده. در غرب استان هم شهرستان سبزوار فقط رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است. 
 
-تفاوت رای آقای رئیسی و آقای روحانی چقدر است؟
 
 
* در سبزوار آقای روحانی 86 هزار رای آورده و آقای رئیسی 74 هزار. اکثر شهرستان های غرب استان از جمله نیشابور و کاشمر رای بالاتر را به آقای رئیسی داده اند و فقط شهرستان سبزوار رای بیشتری به آقای روحانی داده است. به چه علت سبزوار متفاوت عمل کرده است؟
 
- رای اهل سنت در سراسر کشور یکنواخت است. من اطلاع خاصی از سبزوار ندارم که اطلاعات دقیقی به شما بدهم و چرا رای سبزوار نسبت به سایر نقاط متفاوت است. اما همواره سبزوار، یک سابقه نسبتا طولانی در اصلاح طلبی دارد. این طور نیست که یک دفعه سر برآورده باشد. 
 
از دوستانی که در آنجا هستند و در آن شهر زندگی کرده اند یا اطلاع موثق دارند بپرسید. مثلا از آقای راه چمنی بپرسید که متولد سبزوار هستند و یک زمان هم نماینده مجلس بوده است.
 
 
*به هر حال آقای رئیسی در مدت بیش از یک سال اخیر در مشهد حضور داشته و مسئولیت آستان قدس رضوی را به عهده داشته اند. اما آقای روحانی هر چند رای اول استان را نیاورده اما باز رای قابل توجهی کسب کرده است. آقای روحانی 42 درصد از رای مشهد را آورده و در استان هم 42 درصد رای آورده اند. 
چطور این وضعیت رقم خورده و آقای روحانی یک میلیون و 400 هزار رای در خراسان رضوی و 688 هزار در شهرستان مشهد به دست آورده اند؟
 
-آقای روحانی در این دوره و در ساختار دو قطبی رای، در اردوگاه اصلاح طلبان و اعتدال گرایان قرار گرفت. به هر صورت یک نیروی اجتماعی نیرومندی پشت سر ایشان و حامی ایشان در کل کشور بوده است.
 
بعد هم، دولت مستقر است. دولتی که مستقر است و مردم، آن را می شناسند و ارزیابی واقع تری از آن دارند اطمینان بیشتری می توانند داشته باشند. همه این ویژگی ها وجود دارد در کنار محدودیت هایی که هست. این امتیازات هم در این اردوگاه وجود دارد.
 
معمولا در سال های گذشته دولت های مستقر این طور بوده اند و شانس بیشتری برای انتخاب شدن فراهم می کنند. اما شرایط شهر مشهد، یک کم استثنایی است؛ هم به دلیل این که آقای رئیسی، اهل این شهر است، هم به دلیل این که مقر آستان قدس رضوی در این شهر است و هم به جهت این که مقر اصلی برخی افراد و شخصیت ها و نهادهای پشتیبانی کننده از آقای رئیسی، در اینجا بوده است.
 
به هر صورت مشهد را باید از سایر نقاط استثنا کنیم. البته ممکن است استان قم نیز همین وضعیت را داشته باشد.
 
 
*اما رای آقای روحانی در مشهد نسبت به سال 92 تعداد 190 هزار افزایش داشته است. 
 
- میزان مشارکت در شهر مشهد افزایش داشته است. میزان مشارکت بالای 70 درصد است. یعنی تعداد افرادی که از هر دو اردوگاه رای داده اند افزایش پیدا کرده است. میزان رای جناح اصول گرا هم افزایش پیدا کرده است. رای آقای روحانی رای مدنی تر و متشکل تر است. ..
 
 
5050
نظرت را بنویس
comments

محمد

باسلام.به مطلب خوبی اشاره شده.هم سبزوار شهر سیاسی هست و هم سطح اگاهی مردم سبزوار بالااست .و از طرفی هم نماینده شهرستان اقای سبحانی فر که در بین مردم سبزواربه لحاظ تلاش و عملکرد از جایگاه خوبی برخوردار است تمام قد از اقای روحانی حمایت کردو همچنین حضور دکتر خیرابادی در بین هواداران ستاد روحانی در سبزوار هم تاثیر بسزایی داشت

چه حرفا! چه نظر جهت داری! پس اینکه رای روحانی در سبزوار نسبت به دوره قبل کمتر شده چی؟ معنی این چیه؟ ایا معنیش ضعف عملکرد همین نماینده و همین مسئولین نیست که توی این 4 سال نتونستن اعتماد همه اون 90 هزارنفر دوره قبلی که به روحانی رای دادنو جلب کنن و چند هزار ریزش رای داشته روحانی؟