مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

فرهنگ   /   24 دي 1390   /   کد مطلب: 163   /   بازدید: 1525   /   نظرات: 22

امام جمعه موقت قم : سبزوار شهری عالم و دانشمند پروراست

امام جمعه موقت قم : سبزوار شهری عالم و دانشمند پروراست

خطه پرافتخار سربداران در ایام جانسوز اربعین امام حسین(ع) به واسطه برگزاری چند یادواره با شکوه شهدا ، از عطر خوش شهادت لبریز شد.
در این یادواره ها که اخیراً در روستاهای افچنگ ، مهر و شهر سبزوار برگزار گردیده ، بر اهمیت ادامه راه شهدا تأکید شده است.
بنا به گزارش ایرنا که مدتی است به خوبی خبرهای سرزمین پرافتخار سربداران را پوشش می دهد سی و یكمین یادواره شهدای هویزه و 43 شهید جهادگر سبزوار پنجشنبه گذشته در این شهر برگزار شد.
در این مراسم میهمانانی از نقاط مختلف كشور و شهرستان های استان خراسان رضوی، روحانیون، نیروهای نظامی و انتظامی، رزمندگان دوران دفاع مقدس، شمار زیادی از خانواده معظم شهدا و ایثارگران، مسئولین اجرایی و اقشار مختلف مردم این شهرستان حضور داشتند.
آیت الله 'سید هاشم حسینی بوشهری' امام جمعه موقت قم از جمله میهمانان این برنامه بود که به سخنرانی پرداخت ودر بخش هایی از سخنانش برگزاری یادواره های شهدا را به منزله تكریم آنان دانست و افزود: یادواره شهدای مظلوم هویزه و 43 شهید جهادگر سبزوار در نوع خود كم نظیر است كه جای قدردانی دارد.
 امام جمعه موقت قم همچنین سبزوار را شهری عالم و دانشمند پرور معرفی كرد و به مردمان این خطه سرافراز توصیه کرد: از علمای خود قدردانی كنید.
یادواره بعدی برای بزرگداشت 21 شهید سرافراز کوشکباغ ، مهر ، طزر ، کلاته سادات و بهانگر در محل حسینیه روستای مهربرگزار شد.
این آیین معنوی با عنوان تشنگان وصال برپا شد و در آن حجت الاسلام و المسلمین ' مهدی عابدی' مسوول حوزه نمایندگی ولی فقیه در ناحیه مقاومت سپاه حمزه سیدالشهدا (ع)مشهد گفته است : شهدا اهل نماز و معنویت بودند و نماز جماعت جبهه همواره پر شور برگزار می شد.
وی همچنین راه شهدا را مهمتر از یاد شهدا دانسته و براین موضوع تأکیده کرده است که باید از خدا بخواهیم ما را از شهدا و راهشان جدا نکند.
مهراز بزرگترین روستاهای بخش داورزن است و در مسیر محور بین المللی تهران—مهشد قرار دارد .
همچنین درهمین ایام یادواره 47 شهید والامقام روستای افچنگ سبزوار نیز با حضور خانواده های معظم شهدا ، جانبازان ، آزادگان و ایثارگران و مردم همیشه در صحنه این روستا برگزار شد.
خسروی استاد حوزه و دانشگاه یکی از سخنرانان این برنامه معنوی بود که در سخنان خود رمز ماندگاری انقلاب اسلامی ایران را پیروی از پیام عاشورا عنوان کرد و گفت : حادثه خونین کربلا راه روشنی را در مقابل حرکت انقلاب اسلامی ایران قرار داد.
وی پیروی از ولایت فقیه را درخواست همه شهدا از ما دانست و  گفت شهدا با شهامت خود دشمنان انقلاب را مأیوس کردند و اینک که در ایام سرنوشت ساز انتخاباتی دیگر در کشورمان هستیم ما نیز باید با حضور گسترده در انتخابات دشمنان را مایوس کنیم.
شهرستان پرافتخارسبزوار به همراه بخش ها و روستاهای تابعه یك هزار و 600 شهید از جمله پنج شهید بزرگواردر هویزه و 43 شهید جهادگر در دوران دفاع مقدس تقدیم انقلاب و اسلام كرده است.

کد : 5715


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


حمید رضا کوشکباغی | ايميل
0 مخالف 1 موافق
لطفا وبلاگ روستای کوشکباغ رو لینک کنید و درد دل مردم این روستا رو به گوش مسولین برسونین. ممنون
23 مرداد 1392 - ساعت 02:53

اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
متأسفانه آدرسی که از وبلاگ روستایتان برای ما ارسال کرده اید ، صحیح نمی باشد. لطفا مجددا آدرس صحیح را برای ما ارسال نمایید تا برای تبادل لینک و اطلاع رسانی در خدمتتان باشیم.
پیروز باشید...

کروژدهی
1 مخالف 4 موافق
باز هم سلام .در کل باید بگویم مطلب بسیار خوبی بود. بسیاری از بزرگان کشور درموردسبزوار چنین سخنانی را بیان کرده اند . خیلی خوب است که همه یک جا گردآوری شود.
درست است که شایدبعضی ها بگویند این حرف ها تعارف است ومقامات کشوری به هرشهری سفر کنند بالاخره تعارف وتکلف می کنند اما وقتی متن سخنان را با دقت بررسی کنیم می بینیم جنس حرف هایی که در سبزوار می گویندمعمولاً با بقیه جاها متفاوت است.مثلاً اگر در مورد تاریخ پرافتخار سبزوار می گویند واقعاً حماسه غرورانگیز سربدران در تاریخ این شهر هست.اگر از مفاخر سبزوارمی گویند واقعاً شخصیت هایی مثل علی شریعتی ، حاج ملا هادی سبزواری ، ابوالفضل بیهقی ، حمید سبزواری ، خواجه نظام الملک ، واعظ کاشفی و ...جزء مفاخر و مشاهیر این شهرند ، اگر از قدمت این شهر می گویند ، سابقه بیش از 7 هزارساله سبزوار با بناهایی باستانی نظیر اتشکده آذربرزین مهر و دیگر بناها پشتوانه این شهرند .
لذا جنس حرف هایی که مسئولان درمورد سبزوار می گویند با جنس تعارفاتی که شاید در مورد سایر نقاط به کار ببرند از زمین تا آسمان فرق می کند.
باید این ارزش ها را پاس داشت و دائماً یادآوری کرد. از تلاشتان در این زمینه بی نهایت ممنونم. خوشحالم که دوباره کارتان را در سبزوار شروع کردید.
9 آبان 1391 - ساعت 23:19

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما مخاطب گرامی.
پیروز باشید...

کروژدهی
1 مخالف 5 موافق
با سلام. مجله محترم اسرارنامه به نظر من شما به کار خوبی را شروع کرده اید و امیدوارم همین مسیر را ادامه دهید. این همه بحث ها ومخالفت های ناجوان مردانه ای که از جانب افرادی مثل گندم با این مطالب شما صورت می گیرد نشان میدهد که چه قدر این بحث ها اثرگزار و لازم و مورد توجه است.
البته من به نظرات دوستمان گندم احترام می گذارم اما در خیلی جاها یک جانبه نگری کرده است. یعنی واقعاً این نظردهنده عزیز این همه وقت گذاشته تا سبزواری ها را از انتشار مطالبی در زمینه معرفی توانمندی های این شهر عزیز خراسان منصرف کند. پس ببینید که چه قدر تاریخ وارزش های سبزوار اهمیت دارد که این طور واکنش ها را ایجاد می کند.پس باید بیشتر به این مطالب بپردازید.
من واقعاً لذت می برم وقتی می بینیم در یک رسانه سبزواری این فضای آزاد و منطقی بحث و گفتگو ایجاد شده. اینکه کسی مثل دوستمان گندم این همه نظرات مخالف مجله اسرارنامه منتشر می کند و حتی به مجله شما توهین می کند اما شما همه را منتشر می کنید و جواب های قانع کننده می دهید یعنی اوج روحیه دموکراتیک در میان تحریریه مجله اینترنتی اسرارنامه و احترام به نظرات دیگران.
من واقعاً سپاسگزارم و آرزوی موفقیت می کنم برایتان.
9 آبان 1391 - ساعت 23:15

اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور ، همراهی و نظرات ارزشمند شما دوست و همشهری گرامی در مجله اینترنتی اسرارنامه.
پیروز باشید...

بیش از یک هفته از سومین پیامی که در آن این سوال مطرح شده است، میگذرد: - چرا به خود و برخی انگشت‌شمار کاربران سایتتان، اجازه می‌دهید که به مشاهیر جهانی و ملی کشورمان بی‌احترامی شود؟

دوست عزیز! برادر گرامی! جمیع هیات تحریریه مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار! حرف‌هایی که برای نوشتنشان یک هفته وقت گذاشته‌اید، پاسخ سوال بنده نیست. برداشت‌ها، عواطف، تفکرات و هیجانات درونی و شخصی جمع هیات تحریریه اسرارنامه، ارتباطی به بنده ندارد.

بنده از شما انتظار نداشتم و ندارم که به آن سوال، پاسخ ویژه‌ای دهید، چون تنها یک پاسخ دارد. تنها پاسخ آن سوال، یک عذرخواهی ساده بود: "ما هیات تحریریه مجله اینترنتی اسرارنامه، از بازدیدکنندگان عزیز و ملت بزرگوار ایران، عذرخواهی می‌نماییم که فضایی را فراهم کردیم تا برخی نظردهندگان، اقدام به توهین و بدگویی در مورد مفاخر ملی، هموطنان و شهرهای کشورمان نمایند."

خودتان برگردید و به چیزهایی که نوشته‌اید و برچسب‌های که بر دیگران زده‌اید، بیندیشید. گویا جزئی از رسالت کار اسرارنامه شماست که راجع به هر چیزی که گفتگو می‌کنید خنجری نیز بر شهر مجاور شهرتان بزنید، بنده نیشابوری نیستم، اما از نیشابور را در حد بضاعتم، شناختی مختصر دارم، فقط این را بگویم: نیشابور، متفاوت است. خنجر زدن به نیشابور، خنجر زدن به تاریخ و تمدن ایران است. اگر این را و مثل این را، نیشابوری‌ها هم می‌گویند معلوم می‌شود که تاریخ و فرهنگ سرزمینشان را خوب شناخته‌اند. در نگاهی، شما هم نیشابوری هستید، چرا به خودتان لطمه می‌زنید. مگر نام قدیم شهرتان، بیهق نیست؟

با خودتان بیندیشید که چه می‌کنید. خرد، انصاف، وجدان، شرافت، صداقت و اخلاق، جز این را پیشنهاد نمی‌نماید.
هیات تحریریه مجله اینترنتی سبزوار! خواهش می‌کنم بزرگواری فرمایید و در جواب این پیام بنده، پاسخی تهیه نفرمایید.
موفق باشید/خدانگهدار

22 ارديبهشت 1391 - ساعت 20:05

اسرارنامه: دوست عزیز در این آخرین پیام شما چند قدم به عقب برگشته اید و بدون اینکه بتوانید پاسخ های قبلی اسرارنامه را رد کنید ، دوباره همان حرف های اولتان را تکرار کرده اید.
این رفتار شما حاکی از آن است که به یک بن بست استدلالی رسیده اید. شما در این موضع فعلی حرف تازه ای برای گفتن ندارید. خودتان می بینید که اسرارنامه به هیچ شخصی توهین نکرده و نمی کند و حساب نظردهندگان سبزواری و نیشابوری که متأسفانه هر دو گروه گاهاً از سر احساسات و هیجانات کنترل نشده درونی به افتخارات شهر مقابل توهین کرده اند از حساب اسرارنامه جداست . شما اگر بازهم روی حرفتان اصراردارید بهتر است نمونه ای بیاورید و به وضوح بگویید اسرارنامه چه زمانی و درکجا به مشاهیر نیشابور توهین کرده است ؟در نتیجه اگر خودتان هم قبول دارید که اسرارنامه هرگز به کسی توهین نکرده است ، پس در نتیجه معذرت خواهی هم معنی ندارد.
لذا دوست عزیز ما از شما دعوت می کنیم ، به جای باقی ماندن در همان پله ابتدایی برای رسیدن بحث به نتایج موفقیت آمیز یا ادعای اشتباهتان را در مورد اسرارنامه پس بگیرید ، یا دلیل قانع کننده ای بیاورید. اما اگر دلیل قانع کننده ای ندارید و از طرفی غرورکاذب و هیجانات درونی و شخصی شما اجازه نمی دهد که معذرت خواهی کنید ، حداقل از ادامه دادن به این بحث که برای شما هیچ سود و موفقیتی نداشته است ، منصرف شوید و خیلی آرام و بی صدا دیگر به آن ادامه ندهید.
ضمناً دوست عزیز در مباحث و مکان های فرهنگی کاربرد واژه هایی نظیر خنجر زدن به شهر همسایه و خنجر زدن به نیشابور و جنگ و نبرد و مبارزه و مرز بندی و ... کمی مضحک و بچه گانه به نظر می رسد.
آیا بهتر نیست کمی از این توهم دشمنی بیرون بیایید ؟ اسرارنامه و مردم سبزوار کی با نیشابور و نیشابوری های عزیز دشمن بوده و دشمنی کرده اند؟
چرا در برابر یک وبسایت فرهنگی و تحلیلی که مسائل روز دارالمومنین سبزوار را دنبال می کند ، این تفکرات اشتباه و انحرافی را مطرح می کنید ؟
ما همواره نیشابور را به عنوان یکی از شهرهای قدیمی و کهن خراسان می شناسیم که در کنار شهرهای با اهمیتی مانند بلخ ، مرو ، سبزوار(بیهق) ، کابل ، سمرقند و بخارا در تاریخ خراسان نقش مهمی ایفا کرده و مدت ها مرکز خراسان بوده است. در نتیجه هیچ دشمنی با این شهر دوست و همسایه نداریم. شما نیز از هرکجا که هستید باشید ، اما بهتر است با این حرف ها و این توهم دشمنی که در سر دارید ، آگاهانه یا نا آگاهانه سعی نکنید خدای ناکرده بساط تفرقه ودشمنی را در منطقه بگسترانید.
دوست عزیز مفاهیم ارزشمندی نظیر خرد ، انصاف ، وجدان ، شرافت ، صداقت و اخلاق بسیار مقدس تر از آن هستند که بازیچه احساسات گرایی ما یا شما بشوند. پس لطفاً اگر در یک بحث دچار احساس یا غرور کاذب و غلیان هیجانات شدید ، سعی نکنید این واژگان مقدس را بازیچه دست خود نمایید و آن ها را به صورت سلیقه ای و سودجویانه به نفع خود تعریف کنید و به کار گیرید. چرا که از لابه لای کلامتان به خوبی معلوم است که خود شما از ابتدای این بحث تا کنون چه قدر به معنای واقعی این مفاهیم مقدس پایبند بوده اید و واقعاً چه قدر خردمندانه ، منصفانه ، شرافتمندانه ، صادقانه ، اخلاق مدارانه و ... وارد این بحث شده اید ؟؟!!!

و اما در مورد اینکه بین زمان ارسال نظر شما تا پاسخ دهی و تأیید نظرتان توسط اسرارنامه زمان هایی طولانی فاصله ایجاد می شود به خاطر مشغله های کاری زیاد اسرارنامه است.
ما به جز گفتگو با مخاطبین عزیزمان کارهای زیادی در راستای تهیه ، تنظیم و پیاده سازی و انتشار اخبار و تحلیل های مختلف در حوزه کاری خود داریم.
که هریک از اولویت خاص خود برخوردارند. از اینکه در پایان نظرتان این مشغله زیاد کاری اسرارنامه را درک کردید و خواستار آن شدید که وقتمان را بیش از این در بحث با شما صرف نکنیم و به آخرین نظرتان پاسخی ندهیم ، از شما سپاسگذاریم. اما تحریریه اسرارنامه برای احترام به شما و ایجادو حفظ فضای دوستی بین ما و شما خود را ملزم به پاسخگویی به تمام نظرات شما می داند و می بینید که هرچند ممکن است کمی تأخیر ایجاد شود ، اما همه نظرات شما با دقت خوانده شده و به آنها پاسخ داده می شود.
پس از این هم اگر از آخرین پاسخ های اسرارنامه قانع نشدید ، همچنان در خدمتتان هستیم و اگر از پاسخ های اسرارنامه قانع شدید و حرف دیگری نداشتید ، بازهم پذیرای حضور و نظرات بعدی شما در سایر مطالب اسرارنامه خواهیم بود.
سپاس ...
ضمناً اگر در هر پیامی که برای اسرارنامه ارسال می کنید در قسمتی که ایمیل خواسته شده است ، آدرس ایمیلتان را درج کنید ، ما به محض پاسخگویی و تأیید نظرتان به شما از طریق ایمیلتان اطلاع خواهیم داد.
پیروز باشید...

هی دوباره
7 مخالف 2 موافق
چن بار نوشتههاتو واسه خودت فرستادم تا خودت چن بار بخونی ببینی چی نوشتی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جنبه نداری اگه داشتی .................................................................
.........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
16 ارديبهشت 1391 - ساعت 17:39

اسرارنامه: دوست عزیز ای کاش به جای این همه وقت گذاشتن برای ارسال بیش از 10 مرتبه یکی از مطالب اسرارنامه برای خود اسرارنامه ، فقط یک بار با دقت و بدون تعصب این نوشته را می خواندید.
البته مشخص است که شما این مطلب را خوانده اید و آنچه را باید می فهمیدید ، فهمیده اید ، اما متأسفانه با تعصب خوانده اید. و به جای اینکه بیاندیشید و درس بگیرید ، گرفتار غلبه احساسات و تنش روحی شده و به یک اقدام غیرمعقول وادار گشته اید.
حالا از خود بپرسید این اقدام شتابزده شما و این همه فحاشی و بددهنی چه فایده ای داشت؟ مادر ارائه این پاسخ به شما چندروزی وقفه ایجاد کردیم تا کمی هیجاناتتان فروکش کند و حالت منطقی پیدا کنید.
حیف است دوست عزیز هیچگاه فرصت منطقی بودن و عاقلانه اندیشیدن را از خود نگیرید.حتی اگر مانند همان مطلب که 10 بار برایمان ارسال کردید ، حرف های حقیقتی را شنیدید که برای شما تلخ بود.بازهم جانب عقل و منطق را رعایت کنید. یک لیوان آب سرد بنوشید و عقده های کوچک و بزرگ را کنار بگذارید و به اصل کلام بیاندیشید و موضوع را شخصی سازی نکنید.
به امید دیدار مجددتان در اسرارنامه اما این بار در هیئت یک نظردهنده منطقی و خوش کلام و خوش فکر ...

مامان اسرارنامه
7 مخالف 3 موافق
وای چقدر درد داره دل اسرارنامه! بمیرم برایت الهی.
آخه گندم جون، چرا اومدی درداشو زیاد میکنی بزار به درد خوش بسوزه طفلکی. بر و بچز یه جای خلوتی گیر آوردن دارن با هم درددل میکنن. تو چیکار داری به اینا؟ تو گندمی باید تو تو زمینای سرسبز کشاورزی باشی اینجا چیکار میکنی؟ مارمولکا میخورنتا؟!
اسرارنامه جون، وای وای وای بیمرم الهی برات مامان. نمیدونستم اینقدر درد داری مامان! مامان برات تلف شه، مامان بسوزه تو نسوزی.
عمو قنادم میگه الهی الهی الهی
15 ارديبهشت 1391 - ساعت 23:06

اسرارنامه: دوست عزیز ما در چه فکریم و شما در چه حال و هوایی هستید.
اشکالی ندارد با این زبان بچه گانه خود هرچه خواستید به اسرارنامه توهین کنید. اما برایمان جالب است که اگر این قدر مطالب اسرارنامه سست و سطحی می بینید پس چرا با این دقت و جدیت این همه دنبال می کنید؟ و آنقدر تحت تأثیرقرار می گیرید که نظر می گذارید ؟ خوب اگر خوشتان نیامده می توانید صفحه را ببندید و بروید به یک سایت دیگر. اما اگر اینجایید و همه این مطالب را خوانده اید و نظراتی ارسال می کنید پس یقیناً مطالب اسرارنامه تأثیرات خود راگذاشته است . و یقیناً آنچه در این نظرات به اسرارنامه نسبت می دهید بیشتر به حال و روز خودتان شباهت دارد. که اینقدر بیچاره وار ، و درمانده و ناتوان از شرکت منطقی در این بحث وارائه یک پاسخ قانع کننده به وادی تمسخر و گفتار بچه گانه افتاده اید.
دوست عزیز کمی به خود بیایید .
شما با این رفتارتان از حیثیت و آبروی مجله اسرارنامه کم نمی کنید.بلکه به حیثیت و آبروی خود لطمه می زنید.
دوست عزیز فقط کمی بیاندیشید...

خودداری
- پسر عزیزم! اگر از اینکه شما را "پسر خودم" نامیده‌ام ناراحتید، عذر می‌خواهم، پس از این "پسرم" نخواهید بود. اما بنده در مطالبی که برای شما نوشتم هیچ چیزی که مبتنی بر خودبزرگ‌بینی باشد نمی‌بینم، مگر شما اینگونه حس کنید که البته این مساله خودتان است، اما پیشنهاد می‌کنم سعی کنید خوددار باشید که اینگونه لااقل مودبانه‌تر به نظر می‌رسد.

آرامش
- یکی از آشنایان هست که در یک نشریه هم کار می‌کند. به او می‌گویم: حسن! دفتر مجله، دیوان شعر نیست، اندکی آرام باش. احساساتت را به امان خودشان، رها نکن. آرامش شما، باعث می‌شود از قوه عقل و نگاه منطقت بیشتر استفاده کنی و این به کار و فعالیتت شخصیت می‌دهد.

استادی
- اما در مورد بنده؛ اگر بتوانم برای شما تبیین کنم که خارج از چارچوب ذهن و احساسات شخصی شما، دنیای دیگری هم هست، نه "استاد بزرگ" که "استاد خیلی بزرگ شما" خواهم بود و حتی افتخار "سروری شما" را خواهم داشت. که بزرگ شریعت گفته‌اند: "من علمنی حرفا، فقد صیرنی عبدا".

بی‌حرمتی به مفاخر ملی
- اسرارنامه! بنده، قبلاً هم خدمت حضرتعالی عرض کردم که "مشکلات شما و عواطف شما نسبت به هر جایی از کشور عزیزمان ایران، ارتباطی به بنده ندارد، با هر کس مشکلی دارید بروید با خودش مذاکره کنید، این دلیل نمی‌شود که به مشاهیر ملی ما بی‌حرمتی شود". باز هم در همین نوشته قبلی، برای شما نوشتم که: "چرا به خود اجازه می‌دهید که به مشاهیر جهانی و ملی کشورمان بی‌احترامی شود؟" و یک بار دیگر هم نوشتم: "آن آقایی که می‌گوید کمال‌الملک (افتخار هنر نقاشی ایران) شیطان‌پرست بوده است، بر چه اساسی این را می‌گوید؟" باز هم گفتم: "خیلی خوب است که آن آدم بی‌ملاحضه، آن "سرزمین سربداران"، مدارکش را برای توهینی که به استاد محمد غفاری روا داشته است، ذکر کند و نشان بدهد."

تشکر
- اسرارنامه! بر خود فرض می‌دانم که از مجموع گرامیان مدیر مسؤل و سردبیر و اعظای هیأت علمی و هیأت تحریریه و سایر دست‌اندرکاران مجله اینترنتی اسرارنامه به خاطر وقت نسبتاً خوبی که گذاشته‌اند تا سوال بنده پاسخ دهند، تشکر نمایم، پاسخی که با فونت تاهوما سایز 9، سه صفحه آ-چهار می‌شود. اما باید خدمتتان عرض کنم که -ضمن اینکه بنده، قدردان زحمات و توجه و لطف شما هستم-، در پاسخ ارایه شده توسط شما، هیچ توجهی به پرسش‌های بنده نشده است. آنچه خواندم و دیدم، احساسات و مواضع و تفکرات شخصی جمع مجله اینترنتی اسرارنامه بود که ارتباطی با سوالات بنده نداشت. بنابراین، قضاوت در مورد نوشته‌ها و مواضع شما را به خوانندگان واگذار می‌نمایم، زیرا ارتباطی به سوالات بنده ندارند.

واقعیت
- از هموطنان عزیر نیشابوری نیز عذرخواهی می‌نمایم که پرسش‌های بنده، بستری را فراهم نمود تا توسط گردانندگان این سایت، سخن‌هایی –درست یا نادرست، ربط یا بی‌ربط- توسط عوامل سایت گفته شود. بنده، سال‌ها پیش در دانشگاه علامه طباطبایی تحصیل می‌کردم و در این دانشگاه، هم دوستان نیشابوری داشتم و هم دوستان سبزواری، تقریباً با نمودارهایی از خوی و خصلت این دوستان آشنا هستم و به لحاظ حوزه رشته تخصصی‌ام با اغلب مسائل تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی منطقه خراسان که گردانندگان این سایت در اینجا مطرح کرده‌اند تا اندازه‌ای آشنایی دارم. فقط خیلی خلاصه، خدمت هموطنان فرهیخته نیشابوری بگویم که از نظر بنده چهره و تصویر و مفهوم شما گرامیان، در ذهن و اندیشه من و همکاران و دوستانی که با آنها مراوده اجتماعی و کاری دارم، اینگونه که دست‌اندرکاران این سایت می‌گویند نیست و برخی تصویرهایی که از خود تلاش می‌کنند بسازند، در نگاه ما رنگی که این سایت تلاش می‌کند، ندارد. بنابراین واقعیت‌ها را واقع‌نگران می‌بینند. بزرگان گفته‌اند "المرء مخبوء تحت لسانه"، مصداقی برای همین معنی است که مطالبی که گردانندگان این سایت در اینجا نوشته‌اند، جلوه‌ای است که از منویات و باورها و هیجانات درونی‌شان ناشی می‌شود که در نهایت نتایجی هم برایشان خواهد داشت. که "گندم از گندم بروید، جو ز جو." نان جو، زمخت و آزارنده طبع است، امیدوارم این را بدانند و اگر نمی‌دانند بپرسند تا بدانند.

پرسش
- وظیفه بنده بود که پاراگراف بالا را به عنوان پیامی برای بازدیدکنندگان این سایت، بنویسم مبادا با دیدن هر متن در هر سایتی بر روی نت، حکم بر صّحت و درستی آن -حتی در ذهن خودمان- دهیم که هر انسانی، مسؤل کردار و رفتار و گفتار و پندار خویش است. بنابراین ضمن گوشزد نمودن این موضوع به گردانندگان این سایت، که پاسخ‌ طولانی چندصفحه‌ای این سایت، ارتباطی با پرسش‌های بنده ندارد، دیگرباره از شما گرامیان (گردانندگان اسرارنامه) سوالاتم را به شرح زیر مطرح می‌نمایم:
- چرا به خود و برخی انگشت‌شمار کاربران سایتتان، اجازه می‌دهید که به مشاهیر جهانی و ملی کشورمان بی‌احترامی شود؟
- آیا به نظر شما استاد محمد غفاری (استاد کمال‌الملک) شیطان‌پرست بوده‌اند؟
- اگر بر این باورید که ایشان شیطان‌پرست بوده‌اند، دلایل منطقی و سند و مدرک‌هایتان را ارایه نمایید؟
- اگر انگ‌ها و برچسب‌هایی مانند شیطان‌پرست بودن استاد محمد غفاری را تایید نمی‌کنید، اولاً چرا، نظرات موهوم و کور و کذایی کاربرتان –سرزمین سربداران- را منتشر کرده‌اید؟ دوماً، چرا در مقابل نظرات مبتذل و عوامانه این کاربر کورفهم "سرزمین سربداران"، سکوت کرده‌اید و صراحتاً از افتخار هنر و نقاشی ایران، دفاع نکرده‌اید؟
- آیا در جایگاه والا و پیشرو عطار نیشابوری، در ادبیات عرفانی ایران و تاثیرگذاری این عارف بزرگ ایرانی بر شاعران و ادیبان پس از وی، تردیدی وجود دارد؟ اگر چنین است، دلایل و مدارک مستند و علمی‌تان را اریه نمایید. مولانا در ستایش عطار می‌گوید: "هفت شهر عشق را عطار گشت/ماهنوز اندر خم یک کوچه‌ایم" یا اینکه "عطار روح بود و سنایی دو چشم او/ما از پی سنایی و عطار آمده‌ایم"، اگر آقایان "سرزمین سربداران" و "اسرارنامه" اعتقاد دارند که دستشان به عطار می‌رسد یا نمی‌رسد و ... (بنده نمی‌دانم)، لطف کنند و بگویند که چگونه؟ شما هم که حرف "سرزمین سربداران" را رد نکرده‌اید، عنایت فرمایید و کمکشان کنید تا ما هم دریابیم که چگونه؟ و چگونه و به چه علتی، فردی می‌تواند به چنین درجه از فهم عرفان ایران –به سبک "سرزمین سربداران"- برسد؟
- آیا در اینکه خیام، یکی از قله‌های شناخته شده شعر ایران در کشورهای دور و نزدیک است، شبهه‌ای وجود دارد؟ آیا در سایر کشورهای جهان، خیام را بیشتر از سایر شاعران ایرانی می‌شناسند ابهامی وجود دارد؟ اگر دکتری، این چهره بزرگ جهانی ایران را بی‌دین و مذهب و کافر !!! بخوانند، صِرف حرف زدن ایشان، مدرکی می‌شود برای تایید این موضوع؟! گمان نمی‌کنم که نقل نظر از کسی که تخصصی در زمینه خیام‌شناسی و حتی در حوزه کلی‌تر نقد و پژوهش ادبی ندارد، بتواند دلیل مستندی برای بی‌حرمتی به چهره جهانی کشور عزیزمان باشد؛ امروز، دیگر دهه 40 و 50 نیست. هست؟! مردم ایران اسلامی امروز نیز به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی، آن مردم به استضعاف کشیده شده و ناآگاه دوران طاغوت دهه 40 و 50 نیستند. هستند!؟ من گمان نمی‌کنم که آقای دکتر، چنین سخنی درباره خیام گفته ‌باشند اما اگر اصرار بر این است که گفته‌اند، شایسته است ابتدا، اعتبار و مقبولیت کسی که درباره موضوعی سخن گفته است بررسی شود و سپس صحّت و سلامت سخنی که گفته شده‌ است را بررسی نمود. در تردیدنگری و پرسشگری خیام، آن‌ هم در مسائل کلی هستی و آفرینش و فلسفه زندگی- بحث‌هایی هست، که شیرینی و جذابیت و دلربایی رباعیات جهانی خیام هم در این اندیشه‌ورزی آن برای و به زبان روح و اندیشه همه مردم جهان (نوع بشر) است (منتهی، هر کسی از ظن خود شد یار من!). به هر حال، پرداختن به این موضوع در صلاحیت اینجا نیست که اگر بود چنین نبود. بنابراین اگر انتظار دارید که گفته‌ای آقای دکتر در مورد این شخصیت بزرگ جهانی و یکی از افتخارات تاریخ علم ایران و اسلام، بهانه‌ و استدلالی ایجاد نماید که "سرزمین سربداران" هر چه خواستند بگویند، بنده به عنوان یک ایرانی و در حد بضاعت و فهم خود عرض می‌نمایم آقای دکتر در حد و اندازه خودشان، منش و اندیشه خیام را فهمیده‌اند، همانطور که شما در حد و اندازه خودتان، خیام را می‌شناسید و می‌فهمید. آقای دکتر بزرگوار سی-چهل سال پیش در مورد خیلی چیزهای دیگر اظهار نظر کرده‌اند و خیلی از سخنان ایشان ممکن است مورد انتقاد اندیشمندان علمی و دینی و حوزه‌های علمیه و متفکران سیاسی و اجتماعی باشد، و البته هست، آیا این دلیلی برای انگ زدن به ایشان و خدایی ناکرده، بی‌احترمی به ایشان ایجاب می‌نماید؟!

شرافت و صداقت
- اسرارنامه سبزوار! بنده، پاسخ سوالاتم را از شما دریافت نکرده‌ام. جان پرسش‌هایم این است چرا به خود و برخی انگشت‌شمار کاربران سایتتان، اجازه می‌دهید که به مشاهیر جهانی و ملی کشورمان بی‌احترامی شود؟! متاسفانه عناصری متعصّب و کوته‌فکر مانند "سرزمین سربداران" به مفاخر ملی ما اهانت می‌کنند و شما به فلسفه‌بافی‌های خودتان گرفتارید تا به نحوی، موضوع را ماست‌مالی و توجیه کنید. برادر عزیز! اگر آن آدم تنگ‌نظر و کور‌فهم اشتباه گفته‌ است باید صریحاً رد کنید و دفاع کنید، مشاهیر ملی ایرانیان، مشاهیر ملی شما هم هست. اگر هم نمی‌خواهید صریحاً از سه چهره سرشناس ملی و جهانی کمال‌الملک، عطار و خیام دفاع کنید و به مواضع ضعیف خود ادامه می‌دهید. بنده، ضمن اینکه سخنم را با آن "سرزمین سربداران" مجدداً مطرح می‌نمایم: "کمال‌الملک، شخصیت برجسته هنری و از مشاهیر ملی ماست. خیلی خوب است که آن آدم بی‌ملاحضه، آن سرزمین سربداران، مدارکش را برای توهینی که به استاد محمد غفاری روا داشته است، ذکر کند و نشان بدهد. اصلاً برای من جالب است که بدانم این قبیل آدم‌ها، که هیچ چیز به جز جلوی دماغشان برایشان مهم نیست، چگونه فکر می‌کنند. اگر شرف دارد بیاید یا حرفش را ثابت کند و یا در همینجا عذرخواهی کند." پس از این پیام، در صورتی که "اسرانامه سبزوار" موضعی صریح و شفاف، چنانکه شایسته شخصیت‌های بزرگی مانند کمال‌الملک، عطار و خیام است، اتخاذ ننماید، آن پیام ارسال شده برای "سرزمین سربداران"، شامل شما –اسرارنامه سبزوار- هم می‌شود.

خواهش می‌کنم
- اگر دقیقاً و صریحاً پاسخی برای دقیقاً سوال‌های بنده -که در بخش "پرسش" آمده است- دارید، بفرمایید و در غیر این صورت، حاشیه رفتن و خلط مباحث و بسترسازی بحث‌های بی‌ربط، معنی‌ای به جز ضعف اندیشه و تعصب‌ورزی کور نخواهد داشت. امیدوارم استدلال‌هایتان بخصوص در مورد اتهام شیطان‌پرستی به استاد کمال‌الملک (که دوربادا این یاوه‌گویی‌ها از دامان افتخار هنر ایران) متقن، منطقی و قانع‌کننده باشد. البته بنده شک ندارم که همه این اتهامات، فقط از روی تعصب کور، بیان شده است و حداقل انتظاری که از شما به عنوان یک ایرانی وطن‌پرست و یک مسلمان شرافتمند و صدیق در دارالمومنین سبزوار، می‌رود، عذرخواهی رسمی و سرزنش و منکوب نمودن افکار افگار افراد کوته‌فکری که این اتهامات ناروا را به سه افتخار ملی و جهانی ما وارد می‌نمایند، در همین سایت اسرارنامه سبزوار است.

حکیم عمر خیام
- " ... مشغول مطالعه الهیات بود و با خلالی از طلا، دندانهای خود را خلال می‌کرد. همین که رسید به مبحث «الواحد و الکثیر»، خلال را در میان کتاب نهاد و برخاست. مشغول نماز گردید. پس از ادای فریضه، وصیت نمود و دیگر، نه چیزی خورد و نه آشامید. همینکه فریضه عشاء را ادا نمود، سر به سجده نهاد و عرض کرد: الهمّ انّی عرفتک علی مبلغ امکانی فاغفرلی فانّ معرفتی ایّاک وسیلتی الیک. دعایش به اتمام رسید و جان به جان‌آفرین تسلیم نمود."

خدانگهدار

15 ارديبهشت 1391 - ساعت 22:43

اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
در همین ابتدای کلام برای برقراری راحت تر ارتباط صمیمی و متقابل بین ما و شما باید خدمتتان عرض کنیم ، شما این آزادی را دارید که به اینترنتی اسرارنامه از هر موضع و از هر زاویه ای که دوست دارید ، نگاه کرده یا بنامید و صدا کنید . خواه بگویید ، پسرم یا بگویید دوست عزیز یا بگویید هم وطن ، یا هم استانی یا هم قبیله ای یا برادر یا ...
اما شما برای مجله اینترنتی اسرارنامه مثل همه مخاطبین عزیز دیگری هستید که همه روزه به این وبسایت سر می زنند و با ما ارتباط برقرار می کنند. از نگاه اسرارنامه دلیلی ندارد در این فضای مجازی که نمی توان نسبت به هویت هیچکس اطمینان حاصل کرد ، بخواهیم دیگران را با القاب و صفت هایی خطاب کنیم که معلوم نیست چه قدر زیبنده نوع رابطه ما و آنهاست.
به هرحال شما با هر سن و سال و مدرک تحصیلی و سابقه و پیشینه و قومیت که داشته باشید ، چنانکه در ابتدا گفتیم برای ما فقط یک مخاطب عزیز هستید که به خوبی وارد یک تعامل دو سویه و طولانی مدت با اسرارنامه شده اید .
ارتباط با عزیزانی چون شما با هر طرز فکری که داشته باشند ، برای اسرارنامه نشانه موفقیت فعالیت این مجله در اثرگذاری و جذب مخاطبین فرهیخته و پویاست .
از این بابت خدا را شکر کرده و حضور شما را ارج می نهیم.

دوست عزیز ما امیدواریم شما در مسیر مقدسی که در جهت آموزش های دینی و اخلاقی و حکمی و عرفانی و اجتماعی ، فرهنگی ، فلسفی و روانشناختی برای دیگران آغاز کرده اید ، موفق باشید.
اما این تلاش مقدس شما در جهت تعلیم و تربیت و نصیحت و ارشاد دیگران ، مجله اسرارنامه را به یاد یک حکایت بسیار پندآمیز انداخت که در ادامه نقل خواهیم کرد. البته امیدواریم نقل این حکایت شما را دلخور نکند ، چون قصد جسارت به شما دوست عزیز یا به قول خودمان شما استاد خیلی خیلی بزرگ را نداریم اما لازم است که در اینجا اشاره ای به آن داشته باشیم :
صاحب دلی می گفت : در دورانی کودکی می خواستم اوضاع جهان را اصلاح کنم ، به نوجوانی که رسیدم آرزویم ساختن کشورم بود ، در جوانی در اندیشه آبادانی شهر و دیار خود بودم ، در ایام بزرگسالی مدیریت و نظم دادن به کوچه و محله زندگیم را هدف خود قرار داده بودم . در میانسالی اصلاح و تربیت فرزندان و دوستان و اطرافیان را از اولویت های خود در زندگی می دانستم ، اینک که در ایام کهنسالی خاطرات گذشته را مرور می کنم و می بینم در دستیابی به هیچیک از هدف های فوق چندان موفق نبوده ام، می گویم ای کاش به جای همه آن تلاش ها برای ساختن دیگران ، در جهت اصلاح و تربیت خود قدم برمی داشتم.
دوست عزیز حکایت فوق حاوی پیام های سازنده بسیاری است ، توصیه اسرارنامه سبزوار به شما مطالعه مجدد این مطلب است.

مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید ...
مخاطب عزیز و همیشگی اسرارنامه ، این مجله اینترنتی از ابتدا بنا را بر آن گذاشته است که تمامی مخاطبین و نظردهندگان را از زاویه برابری و برادری ببیند و به شخصیت حقیقی و حقوقی آنها کاری نداشته باشد. یکی از دلایلی هم که هیئت تحریریه اسرارنامه تا کنون خود را معرفی نکرده اند حفظ همین فضااست که به موجب آن در محیطی برابر و آزاد همه علاقه مندان بتوانند در مورد مسائل مورد نظر خود گفتگو کنند . لذا باید خدمتتان عرض کنیم که اگر شما با ادعاهای راست یا دروغ خود مبنی براینکه درفلان سال در فلان دانشگاه معتبر کشور در فلان رشته تحصیلی درس خوانده وپژوهش کرده اید ، تصمیم دارید روی ذهن مخاطبان این مجله اثربگذارید و فخرفروشی کنید ، بدانید که راه نادرستی را انتخاب کرده اید. عمق فکر واندیشه هر فردی از لابه لای کلامی که بر زبان می آورد یا می نویسد پیداست. و به قول معروف مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید...
مخاطبین اسرارنامه نیز بسیار باهوش تر از آن هستند که شما بتوانید با این شکل عاجزانه و بیان سطحی از آنها التماس کنید و وادارشان نمایید اندیشه خود را ببوسند و کنار بگذارند و فقط آنطوری که شما می گویید و دوست دارید فکر کنند !!!!!!
نه دوست عزیز حالا که چنین هدفی دارید باید خدمتتان عرض کنیم :
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می روی به ترکستان است ...
در اینجا که همه ناشناخته ایم این فرصت وجود دارد که به دور از تفکرات قالبی روزمره ، تعصب ورزی های نابه جا یا القاب و صفات و مدرک گرایی های زندگی روزانه ، به بحث و گفتگوی آزاد با یکدیگر بپردازیم. لذا حتی ممکن است هریک از ما همه روزه یکدیگر را از نزدیک ملاقات کرده و مراوده داشته باشیم و حتی روابط بسیار دوستانه و احترام آمیز بینمان برقرار باشد ، اما در اسرارنامه فارغ از این روابط و مناسبات بیشتر هدف بحث و گفتگوی منطقی است . لذا هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی بخواهد به دیگران فخر فروشی کند و شعار (پُز) بدهد که من قبلاً کجا بوده ام و چه کرده ام و بزرگم یا کوچکم و آیا نام کتاب های Britanica، Americna، Larusse را تا کنون شنیده ام یا نه !
همانطور که می بینید در اسرارنامه فقط یک شرط برای نویسندگان و نظردهندگان وجود دارد : رعایت اصول اخلاق رسانه ای و عدم توهین به اشخاص و ارزش های ملی ، محلی و مذهبی .
پس در بحث هایی که اینجا مطرح می شود مهم نیست که شما سعی می کنید خود را چگونه معرفی نمایید ، بلکه فقط شعور و معرفتی مهم است که در کلام خود به نمایش می گذارید. لذا ابزارهای اندازه گیری رایج را برای نشان دادن بزرگی و سوادتان کنار بگذارید. خود را از قالب های ذهنی همیشگیتان بیرون بکشید و از چشم اندازی باز و وسیع تر به مسائل نگاه کنید. شاید حقیقت دنیا با آنچه شما خیال کرده یا مدت ها در مطالعات و پژوهش های جانبدارانه تان جستجو کرده اید ، کاملاً متفاوت باشد. وشما چه بخواهید و چه نخواهید همواره در هر نقطه ازجهان اندیشه های موافق یا مخالفی با اندیشه های شما شکل خواهد گرفت و رشد خواهد کرد.


دوست عزیز شنیده اید که می گویند: »تو مو می بینی و من پیچش مو ...« آنجا که فرمودید در گفتگو با اسرارنامه پاسخ سئوالاتتان را نگرفته اید ، اگر واقعاً پاسخ خود را پیدا نکرده اید باید با دقت بیشتری پاسخ های ما را مطالعه کنید. ما سعی کردیم در پاسخ هایمان به شما درد اصلی موجود در کلامتان را شناسایی کرده و به آن پاسخ دهیم. ظاهر کلام شما ناراحتی از توهین به مفاخر ملی است ، اما دردی فراتر از آن در نوشته هایتان قابل ردگیری است. درد دلبستگی به یک توهم خودبزرگ بینی تاریخی . همان توهمی که باعث می شود عده ای از مردمان عزیز شهر همسایه سبزوار—و نه همه آن مردم شریف - خود و تمام متعلقات خود را چنان بزرگ و بی رقیب ببینند که حتی به ستایش آنها بپردازند. لذا نمی توانند بپذیرند که نه در گذشته و نه در امروز هیچ برتری حقیقی و اثبات شده ای بر دیگر مردم و دیگر بندگان خدا ندارند.
ما سعی کردیم در پاسخ هایمان برای اینکه ریشه مشکل شما را مورد بررسی قرار دهیم ، برای تعدیل این دیدگاه خودستایانه در شما و دیگر همشهریانتان تلاش کنیم.
شما متأسفانه در سئوالاتتان تنها به یک چیز جزئی و پیش پاافتاده تأکید کرده اید و کل چند صفحه مطلبی که نوشته اید پیرامون این پیام خلاصه می شود که به ما و مخاطبینمان در مجله اسرارنامه به زور بقبولانید که عطار و خیام و کمال الملک از مشاهیر و افتخارات بزرگ نیشابور هستند و عقیده آن نظردهنده عزیزی که کمال الملک را دارای سوسابقه مذهبی و سیاسی معرفی کرده بود ، رد کنید.
اما دوست عزیز تفاوت دیدگاه و نظرات متفاوت پیرامون شخصیت های تاریخی و موضوعات مختلف فقهی و اجتماعی و سیاسی همیشه وجود دارد و این دلیل نمی شود که شما اینقدر نگران باشید و گمان کنید که با وارد شدن یک انتقاد ارزش و اعتباری که برای خود یا شهرتان متصور شده اید ، در هم می شکند و همه نقش برآب می شود.
اگر چنین باشد که انسان ها یا آثار آنان با یک انتقاد صحیح یا ناصحیح تا این اندازه زیرسئوال رفته و متزلزل شوند ، پس با این همه گوشه و کنایه و متلک که شما در پیام های مفصلتان به اسرارنامه نسبت دادید ، تا کنون باید تمام کارهای ما را به تعطیلی کشیده بودید . اما می بینید که این لحن درشت و نامحترمانه کلام شما وانتقادات نا صحیحتان تا کنون نتوانسته است هیچ خللی در کار اسرارنامه ایجاد کند و حتی آن را در مسیر خود استوار تر کرده است. لذا شما هم باید با بالا بردن ظرفیت خود اجازه ندهید که در مقابل یک اظهار نظر شخصی از جانب یک نظردهنده ناشناخته تا این اندازه اعصابتان به هم بریزد و راه نامهربانی را انتخاب کنید و جنگ و ستیزه پیش گیرید.


و اما در مورد آنچه ما را به همدستی با برخی نظردهندگان این مجله متهم می کنید و دعوی آن دارید که چون صراحتاً نظراتشان را رد نکرده ایم ، پس با نظراتشان موافقیم و باید معذرت خواهی کنیم باید خدمتتان عرض کنیم : اصولاً در همه جای دنیا اشخاص حقیقی و حقوقی به خاطر جرم های مرتکب شده مجازات می شوند. لذا مجله اینترنتی اسرارنامه تنها در موقعیتی عذرخواهی خواهد کرد که ثابت شود خود جرمی مرتکب شده و خطایی انجام داده است. در غیر این صورت اگر بخواهیم نظرات و دیدگاه های مخاطبین را ملاک قرار دهیم ، متأسفانه نظردهندگانی از هر دو شهر در این زمینه حرف های نامربوطی زده اند و از این بابت وضعیت برابری ایجاد شده است.
اما شما اگر طرفدار واقعی احترام به مفاخر ملی و جهانی ایران در شهرهای سبزوار و نیشابور و دیگر شهرهای کشور هستید ، باید یک جانبه به قاضی نروید.

دوست عزیز در مورد جدل چیزی شنیده اید ؟
جدل در زبان عامیانه بسیاری از مردم به عنوان دعوا و جر و بحث بین افراد معروف شده است ، اما در واقع نه تنها جدل به معنای دعوا و درگیری نیست بلکه یک گفتگوی منطقی است که در آن هریک از طرفین سعی می کند با استفاده از مسلمات طرف مقابل با او وارد بحث شود و نقاط قوت و ضعف کلام و اندیشه وی را به او نشان دهد. اگر به مطالعه روش های کاری برخی از مشهورترین فلاسفه جهان از جمله سقراط ، افلاطون و ارسطو بپردازید متوجه خواهید شد که این شیوه مورد استفاده آنان بوده است.
حتی برخی از بزرگان دین اسلام نیز گاهاً این روش را برای خود برمی گزیده اند.و نتایج مثبتی می گرفته اند.
با این حساب انتظار داشتیم شما استاد خیلی بزرگ مدت ها پیش از این با مطالعه و بررسی دقیق برخی کلیدهای رفتاری و گفتاری موجود در مطالب اسرارنامه پی به این موضوع می بردید که این مجله به ویژه در برخی قسمت ها تمایل دارد موضوعات را به شیوه یک بحث جدلی مدیریت می کند. لذا رفتارها و گفتارهای اسرارنامه گاهی می تواند در حکم آینه ای برای برخی مخاطبین و نظردهندگان باشد تا بتوانند بازتاب رفتار و اندیشه های خود را در آن مشاهده کنند. و خود به خود پی به نقاط ضعف و قوت اندیشه و اعتقادات خود ببرند.
در نتیجه اینجاست که باید خدمت شما مخاطب گرامی اسرارنامه عرض کرد :
آینه گر عیب تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
مجموعه آنچه در رابطه با صداقت و شرافت ، آرامش ، استادی ، رسم سپاسگذاری ، پرسش ، واقعیت و ... بیان کرده اید ، مفاهیمی بسیار ارزشمند است . اما از آنجایی که می گویند به عمل کاربرآید به سخندانی نیست
باید از شما بپرسیم ، شما دوست بزرگوار که شعارهای زیبای فوق را سرداده اید ، خود در عمل و در متنی که برای ما ارسال کرده اید چه قدر به این موارد وفادار مانده اید ؟
اگر خواهان تأثیرگذاری حرف وکلامتان هستید ، لحظه ای از این جایگاه استادی که برای خود متصور شده اید ، بیرون بیایید وخود را به جای مخاطبین عزیز مجله اینترنتی اسرارنامه بگذارید که شما را نمی شناسند و تنها کلامتان را مطالعه می کنند . آنگاه ببینید شما در این متن و متن های قبلی که ارسال کرده اید چه قدر توانسته اید ، حُسن نیت خود را اثبات کنید؟
چه قدر رسم و شیوه صحیح گفتگو را رعایت کرده اید؟

در پایان صرفاً جهت اطلاع :
1- بخش هایی از نظرات شما که در آن مشخصات احتمالی یک فرد حقیقی و حقوقی را مطرح کرده بودید و می تواند در صورت انتشار برای این فرد ایجاد دردسر یا نارضایتی کند ، حذف می گردد. شما نهایتاً اجازه دارید در مورد خود و مشخصات خودتان اطلاعاتی منتشر کنید—البته همان هم اگر به تأیید مدیریت این مجله برسد—و حق ندارید دریک رسانه گروهی درحالی که خود با اسم مستعار »گندم« حضور پیدا کرده اید از آبرو و شخصیت دوستان و آشنایان خیالی یا واقعیتان مایه بگذارید.

2- اگر هر زمانی در بحث و گفتگو با دیگران کم آوردید و خواستید از کسی یاری بگیرید ، دست نیاز به سمت هر کسی دراز نکنید. ورود افرادی که وجودشان از هیجانات و تعصبات کور موج می زند می تواند به انحراف بحث از مسیر صحیح خودمنجر شود. برای روشن شدن موضوع خدمتتان عرض می کنیم که برخی دوستانتان پس از شروع این بحث بین شما و مجله اسرارنامه ، با ارسال نظراتی توهین آمیز و بسیار سخیف نسبت به این مجله محلی شهر سبزوار نشان دادند که همانطور که ما در نظرات قبلی اشاره کرده بودیم ، متأسفانه تا چه حد روحیه ستیزه خویی و جنگ جویی در بعضی از هم استانی های عزیز نیشابوری بالاست.
البته ما مطمئنیم که هنوز تعداد زیادی از مردمان نیشابور فرهنگ اصیل و محترم خراسانی خود را حفظ کرده اند و مانند گذشته در ادب وشرافت و شخصیت با سبزواری ها و دیگر هم استانی ها و هموطنان خراسانی و ایرانی برابرند. به همین خاطر برای حفظ آبروی هم استانی های نیشابوری تعداد زیادی از این نظرات را تأیید نکردیم . اما بهتراست هر مردمی خودحافظ آبروی خود باشند . در غیر این صورت این نه مجله اسرارنامه یا دیگری و دیگران بلکه خود شما هستید که دارید آبروی خود را می برید و بر کوس رسوایی خودمی کوبید.

3- کلام مختصری در مذمت فخرفروشی
یكى از رفتارهاى ناروا كه از آفتهاى علم محسوب مى شود اظهار فضل در برابر دیگران به شكلهاى گوناگون است. اظهار فضل نه تنها نشانه بزرگی و بزرگواری نیست بلکه در عمل نشان دهنده شخصیت پایین و اندیشه و دانش سطحی فردی است که به این رفتار مذموم دست می زند.
شاعر در این رابطه گفته است :
این دیگ ز خامى است كه در جوش و خروش است
چون پخته شد و لذت دم دید خموش است

پرهیز از فخر فروشی سیره عملی بزرگان :
بسیارى از بزرگان مطالب زیادى مى دانند اما كوچكترین ادعایى ندارند. یكى از روحانیون حج مى گفت: ((در كاروان حج بنده، استاد حسن زاده آملى (دامت بركاته ) شركت داشت و با اینكه مراتب فضل و دانش او بر كسى پوشیده نبود، اما همچون سایر حجاج در مجالسى كه برگزار مى شد شركت مى فرمود و كاملا گوش مى داد، همچون درخت پربارى كه سر به زیر دارد.))

"اسرارنامه" اسم جالبی است که برای سایتتان انتخاب کرده‌اید و واقعاً هم برازنده است. در اینجا زبان، زبانی دیگری است و برداشت نیز برداشت دیگری است. اصلاً ادبیات خاص خودش را دارد. به این خاطر هم واقعا نامه‌ای یا نوشته‌ای است که اسرارآمیز است. همه آمده‌اند که یکدیگر را تایید کنند و یا حرف‌های نفر قبلی را در مسیر خاص، تکمیل کنند. یک جور سرزمین عجیب و غریب و رازآمیز –یادآور قصه‌های دوره کودکی- که ساکنان خاص خودش را دارد، با رفتار و سبک خاص خودش و از جمله اینکه اگر هم کسی ساز ناموافق بزند، یک طوری صدایش را آرام و با زبان و ادبیات خودتان، از تک و تا می‌اندازید.
پسر عزیزم! کوبیدنی در کار نیست. یکی از مخاطبان شما، "سرزمین سربداران" به این بزرگان جهانی و ملی ما بدگویی کرده بود. نمی‌گویم کسی را کوبیده بود به کسی توهین کرده بود و یا هر چیز که شما به من که نظر موافق با شما نداشتم، نسبت دادید، به هیچ کس نسبت نمی‌دهم. هر آدم عاقلی به مجموعه این مطلب شما از شروع مطلب اصلی تا پایانش و سپس نظرات کاربران سایت شما را بخواند، متوجه می‌شود که موضوع چیست. من با اینها کار ندام، سایت شماست، اختیارش هم دست شماست. حرف دل بنده این است: چرا به خود اجازه می‌دهید که به مشاهیر جهانی و ملی کشورمان بی‌احترامی شود؟
آن آقایی که می‌گوید کمال‌الملک (افتخار هنر نقاشی ایران) شیطان‌پرست بوده است، بر چه اساسی این را می‌گوید؟ از اینها گذشته، کمال‌الملک یک شخصیت هنری است، آن آقای "سرزمین سربداران" همه چیز را باید از دیدگاه تنگ‌نظرانه اعتقادات خودش ببیند؟ شما چه بخواهید و چه نخواهید، کمال‌الملک، کمال ملک هنر است، می‌خواهید شیطان‌پرستش کنید، و می‌خواهید هر چیز دیگر که دلتان می‌خواهد به مشاهیر و مفاخر جهانی و ملی کشور عزیزمان نسبت دهید، تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی‌شود. کمال‌الملک یک شخصیت برجسته هنری و از مشاهیر ملی ماست. خیلی خوب است که آن آدم بی‌ملاحضه، آن "سرزمین سربداران"، مدارکش را برای توهینی که به استاد محمد غفاری روا داشته است، ذکر کند و نشان بدهد. اصلاً برای من جالب است که بدانم این قبیل آدم‌ها، که هیچ چیز به جز جلوی دماغشان برایشان مهم نیست، چگونه فکر می‌کنند. اگر شرف دارد بیاید یا حرفش را ثابت کند و یا در همینجا عذرخواهی کند.
اسرارنامه، پسر عزیزم! مشکلات شما و عواطف شما نسبت به هر جایی از کشور عزیزمان ایران، ربطی به بنده ندارد، با هر کس مشکلی دارید بروید با خودش مذاکره کنید، این دلیل نمی‌شود که به مشاهیر ملی ما توهین کنید.
پسرم! همه دانشمندان و هنرمندان و متفکران و افتخارآفرینان کشور ما برای همه ما عزیزند. اما هر کسی جای خودش را دارد. این سه شخصیت که شما، مثل آب خوردن از آنها بدگویی می‌کنید افتخارات ملی ما هستند. حرف من این است که آقای من، اگر بخواهیم 20 نفر از مشاهیر علمی، ادبی و فرهنگی کشور را نام ببریم که از همه درخشان‌تر هستند و در ایران امروز از آن‌ها آرامگاهی در نقاط مختلف کشورمان باقی مانده است چهار نفر از این بزرگان در خاک خراسان آرمیده‌اند یکی فردوسی بزرگ است که در توس آرمیده و سه تای دیگری خیام و عطار و کمال‌الملک هستند که در نیشابور، سر در آغوش خاک کشیده‌اند. بیهقی و ملاهادی و شریعتی، جای خودشان را دارند، اما هر کسی در اندازه و شان خودش. این سه نام بزرگ را که آوردم، هر سه از مشاهیر ملی ما هستند، اما بزرگانی مثل فردوسی و خیام و عطار، صدای فرهنگ و ادب ایران هستند در جهان و سربلندی مردم ایران. اینها آبروی ما هستند در سطح جهانی. حافظ هم دارای چنین جایگاهی است اما، هیچ وقت، صدای حافظ در جهان، حتی به اندازه یک دهم خیام، طنین‌نداز نشده است، حافظ از دیدگاه جایگاه شعری در قله‌ای رفیع‌تر از همه شاعران فارسی‌زبان ایستاده است، این را همه می‌دانیم. اما باید این را هم بدانیم که عطار، روح عرفان ایران است و حافظ، در اوج قله عشق و عرفان زبان و ادبیات فارسی. چه دلیلی دارد، آن آدم بی‌فکر بیایید و این دو را آن هم با آن زبان سخیف و غیرعلمی و کوچه‌بازاری، مقایسه کند؟ نوشته‌هایش را بخوانید، دلیلش را خودتان خواهید دریافت.
در پایان باید بگویم، اگر به آدرسی یا مفهومی یا نامی اشاره کردم، فقط برای تبیین مطلب بوده است. ویکی‌پدیا فرصتی است برای همه. هیچ چیز، دلیلی برای توجیه کاستن از ارزش انسانی و علمی خیام ایجاب نمی‌نماید. شما بروید Britanica، Americna، Larusse و سایر دایرة‌المعارف‌های دارای اعتبار جهانی را ببینید، ویکی‌پدیا یک مثال ملموس بود که به شما عظمت خیام را فقط در یک نمونه، نشان دهم. بیهقی، ملاهادی، شریعتی، اینها همه از دانشمندان و چهره‌های ملی ما هستند اما بزرگ داشتن آن‌ها نمی‌تواند دلیلی برای طعن و کنایه زدن و بدگویی به شخصیت‌های جهانی کشورمان باشد.
اسرارنامه، پسرم! اگر در سخنان من چیز مبهمی دیده‌ای، شاید دلیلش این باشد که مطالعه‌تان و شناخت‌تان از موضوعاتی که مطرح می‌کنید کم است، اگر بیشتر مطالعه کنید ابهام‌هایتان برطرف خواهد شد. قدیم‌ترها در دانشگاه به ما می‌گفتند که اول مطالعه کن بعد بنویس یا حرف بزن یا سخنرانی کن. اما این روزها نمی‌دانم چرا اینطوری شده است!
و در پایان، اینکه شاید در خارج از چارچوب نگاه و ذهن شما دنیا ادامه داشته باشد. شاید چیزهایی باشد که لازم است خوب ببینید. شاید موضوعاتی باشد که لازم باشد دریافتی دوباره از آنها داشته باشید. سعی کنید ذهنتان، نگاهتان و دنیایتان را بزرگ کنید، با بهتر دیدن و بزرگ‌تر اندیشیدن. سایت شما، بغض عجیبی دارد، گرفته است، آدم که مطالبتان را می‌خواند دلش می‌گیرد، حال خوبی به آدم دست نمی‌دهد. طرز فکر شما در ساختن این فضا بی‌تاثیر نیست.
خدانگهدار.

11 ارديبهشت 1391 - ساعت 03:43

اسرارنامه: سلام گندم عزیز
نه ببخشید
سلام استاد خیلی خیلی خیلی بزرگ بزرگ بزرگ بزرگ گندم !!!!!!!!
در همین ابتدای متن برای اینکه خیالتان راحت باشد و کمی از فشار عقده شدید خود بزرگ بینیتان بکاهیم ، شما را با این همه لقب بزرگ خطاب کردیم.امیدواریم دلتان خنک شده باشد.
البته برای ما معلوم نیست که شما روی چه حساب وکتابی خود را اینقدر بزرگ !!! می دانید که به هنگام صحبت با یک مجله اینترنتی که مدیران آن را نمی شناسید و دست برقضا از مخاطبین همیشگی آن هستید ، به جای انتخاب موضع دوستانه ، خود را در جایگاه بالاتری قرار می دهید و آن ها را با عنوان فرزندم خطاب می کنید!!!
شاید همان توهم تاریخی برخی از مردمان عزیز شهر نیشابور در شما نیز وجود دارد . همان ها که که در خیالاتشان به شکل مضحکی خود را از همه نقاط دیگر استان و کشور بهتر ، بزرگتر ، اصیل تر می دانند و حتی شاید شهرشان را نقطه مرکزی جهان فرض کنند !!!!!!!!
و تمام دلایل سستشان برای این ادعا به هزار سال قبل برمی گردد.
استاد خیلی بزرگ ! متأسفانه برخی از همشهریان نیشابوری شما در سال های اخیر سیمای مردمانی جنگجو و ستیزه خو را از خود به نمایش گذاشته اند.
مردمانی که دائماً از زمین و زمان طلبکارند.
طلب اینکه چون شهرما هزار سال قبل مقام و موقعیتی داشته است، حالا دراین سالها رکود نیز، همگان باید ، تمام وقت و انرژی و علاقه خود را برای برگرداندن دوران شکوه گذشته به نیشابور صرف کنند.
بزرگی و متمدن و فرهیخته بودن یک فرد یا جامعه ، حقی نیست که لازم باشد برای آن جنگید و بتوان انتظار داشت کسی از بیرون آن را به ما تقدیم کند ، بلکه بلکه حالتی است که یک ملت خود باید آن را درون خود به وجود آورند.
لذا اگر نیشابوری ها امروز طالب بزرگی و اقتدار و شکوه هزارسال پیش شهرشان هستند ، باید فراتر از این چیزها فکر و رفتار کنند.
استاد خیلی بزرگ ما همه می دانیم که نیشابور را دهه های اخیر با چند شهردر ایران و افغانستان وتاجیکستان و ... خواهرخوانده اعلام کرده اند. اما این واقعاً چه تأثیر مثبتی در حال و روز ایران و حتی خود نیشابور دارد ؟
یونسکو دو سه سال قبل یک لقب افتخاری به این شهر داده است.
اما این لقب چنان که می بینید و می دانید یک لقب افتخاری است. آن هم از نوع افتخارات روی کاغذ. در نتیجه هم استانی های عزیز نیشابوری باید بدانند که این چیزها ی افتخاری برایشان حقی ایجاد نمی کند.
برای روشن شدن موضوع مثالی می زنیم : شاید شما نیز دیده باشید افرادی هستند که بدون گذراندن دوره تحصیلی مربوطه در یک رشته ، بنا به برخی دلایل سیاسی یا فرهنگی و اجتماعی ، دکترای افتخاری آن رشته را از یک دانشگاه دریافت می کنند. اما این دکترای افتخاری هرگز برای آنها در حکم سندی نخواهد بود تا مثلاً از آن محل ، حقوق ماهانه دریافت کنند و ...
چون این مدرک یک مدرک افتخاری بوده است.
اگر شما هموطنان عزیز نیشابوری امروز به دنبال بزرگی هستید ، با تحکم و زورگویی که البته قدرت آن را هم ندارید ، به این بزرگی دست نخواهید یافت. بزرگی به این نیست که شما به خاطر افتخارات هزارسال قبلتان همه جای کشور را مدیون خود بدانید و فکر کنید ، دیگر مناطق باید تا ابد تاوان این رکود امروز نیشابور نسبت به گذشته را بپردازند. و مثلاً بگویند چون هزار سال قبل نیشابور پایتخت بوده ، امروز هم باید بگذاریم اول نیشابور مرکز استان شود بعد دیگر شهرهایی که به لحاظ شایستگی استان شدن در حال حاضر برنیشابور مقدمند به این حق خود برسند.
یا بگویند ، چون هزار سال قبل نیشابور ، عطار و خیام داشته ، اینک مردم همه شهرهای دیگر فقط باید در مورد عطار و خیام بنویسند و فراموش کنند که شاید خودشان بزرگان شناخته شده یا ناشناخته ای مانند دکتر شریعتی ، ابوالفضل بیهقی ، حاج ملاهادی سبزواری و ... داشته باشند ، که به لحاظ فضایل علمی و شخصیتی در مراتبی برابر یا حتی بالاتر از عطار و خیام نیشابوری قرار بگیرند. مشاهیری که متأسفانه تا کنون کمتر قدرشان دانسته شده ، اما این ناشناختگی برای این مرواریدهای در صدف به معنی کم ارزش بودن نیست.
بزرگی به این نیست که شما به صورتی یک جانبه در کتب و منابع مختلف کتابخانه ای و اینترنتی ، فقط به مطالعه و جستجوی صفحاتی بپردازید که به افتخارات و ارزش های هزارسال پیش نیشابور پرداخته اند.وگمان کنید شهرشما تافته جدا بافته ای است که بزرگی و مرکزیت ارث پدری مردم آن است و اگر روزی مثل امروز این بزرگی و مرکزیت را از خود دور دیدید به دعوا و جنجال با دیگر مردمان بپردازید و مثلاً دائماً به سایت ها و مطبوعات محلی آنان سرک بکشید و به جای پرداختن به اصل موضوعات و اندیشیدین به این موضوعات ، بخواهید با مردمان شهرهای همسایه دعوا و مرافعه کنید.
با این کارها نه شما بزرگ می شوید و نه نیشابور عزت قدیم خود را باز می یابد.
بهتر است کمی از زاویه دید یک نواخت و همیشگی خود فاصله بگیرید. کمی متنوع تر بیاندیشید ، مطلق های ، تاریخ مصرف گذشته را رها کنید. دنیا منتظر شما نمی ایستد که به عقب برگردید و دائماً افتخارات گذشته تان را به رخ همه بکشید و مثل پتک به سر همه بکوبید .
دنیا به سرعت پیش می رود. در این میان دانستن تاریخ و مرور آن کاری بسیار خوب است ، اما تضمینی برای رویدادهای امروز به همراه نمی آورد.
چرا که شما چه بخواهید و نخواهید امروز مردمان سبزوار دردانشگاه های معتبر و ملی شهر خودشان که پس از مشهد بزرگترین دانشگاه های شمال شرق کشور است ، درس می خوانند. مسافرین سبزواری و حتی سایر شهرستان های اطراف از فرودگاه بین المللی این شهر به برخی مقاصد داخلی و خارجی خود سفر می کنند.
تیم های ورزشی سبزوار که با حمایت اسپانسرهای ثروتمند سبزواری به پیروزی ها و قهرمانی های کشوری می رسند نام سبزوار را در همه رسانه های داخلی و خارجی مطرح می کنند.
بازارها و مناطق اقتصادی و تجاری سبزوار کاملاً جدا و مستقل از نیشابور و حتی به شکل یک مرکز منطقه ای در امور اقتصادی شمال شرق کشور عمل می کنند .
صنعت سبزوار در حال پیشرفت سریع است .
به لحاظ بهداشتی و درمانی بیشترین تعداد بیمارستان های دولتی و خصوصی خراسان پس از مشهد و مجهزترین وبزرگترین این بیمارستان ها در سبزوار دایر است ، و بیشترین تعداد شهرستان های اقماری در اطراف سبزوار بنا شده است و موقعیت سیاسی و اداری خاصی به این شهر کهن خراسان داده است.
لذا مردم سبزوار و بسیاری دیگر از شهرهای خراسان قرن هاست که هیچ وابستگی در خود نسبت به نیشابور احساس نمی کنند. بزرگان وافتخارات ملی نیشابور عزیزند. اما این عزیزی به همان اندازه ایست که بزرگان وافتخارات ملی و جهانی سبزوار و دیگر شهرها عزیزند.
دیگر شهرهای خراسان از جمله کاشمر و فیروزه و ...نیز برخلاف آنچه شما دائما سعی می کنید ، آنها را حوزه تمدنی دیروز و امروز نیشابور نشان دهید ، تا کنون به خوبی جدایی و استقلال خود را از هر شهر دیگری ثابت کرده اند .
مثلاً کاشمری ها خود ادعای استان شدن در مرکز خراسان دارند ، و به جهت تأسیس یک فرودگاه مشترک بین کاشمر وتربت حیدریه درجنوب خراسان ، این شهرها به خاطر پیدا کردن برخی نقاط اشتراک سیاسی و اقتصادی به مرور درحال نزدیک شدن بیشتر به یکدیگر هستند.
بردسکنی ها و خلیل آبادی ها به عنوان مردمان شریف دو شهر دوست وهمسایه دیارسربداران که برای استفاده از امکانات دانشگاهی سبزوار با این شهر بسیار در ارتباطند ، هیچ دلیل وابستگی و وجه اشتراکی بین خود و نیشابور نمی بینند.
بسیاری از این شهرها حتی از ابتدا هم وابستگی اساسی به نیشابور نداشته اند. این تنها تصور اشتباه ومطلق گرایانه برخی از نیشابوری های متعصب است که فکر می کنید همه شهرهای خراسان یک روز روستا و ولایت نیشابور بوده اند. اما حقیقت اینجاست که مرکزیت سیاسی ، به یک شهر اصالت تمدنی و فرهنگی نمی دهد.
شهری مثل سبزوار حتی اگر در یک دوره از تاریخ گذشته کم جمعیت تر از نیشابور و به لحاظ سیاسی وابسته به این شهربوده ، به لحاظ فرهنگی و تمدنی از ابتدا ریشه ها و خاستگاه اصیل خود را داشته است. به عنوان مثال در همان دوره پایتختی نیشابور ، سبزوار به عنوان یکی از پایگاه های اصلی شیعه در ایران محسوب می شده و جایگاه فرهنگی مخصوص خود را داشته. نقش وجایگاهی که هیچگاه در نیشابور وجود نداشته است.
پیش از اسلام نیز به همین شکل بوده است.
اما اگر اصرار کنید که به واسطه مرکزیت سیاسی نیشابور و پرجمعیت بودن این شهر در گذشته ، به آن یک هویت و اصالت فرهنگی بدهید ، باید قبول کنید که پس اینک نیز که قرن هاست ، شهرهایی مثل تهران و مشهد ، از همیشه نیشابور پرجمعیت تر و پرشاعرتر و پردانشمند تر ... شده اند ، اصالت فرهنگی و تمدنی نیز دارند. لذا مشهدی ها حق دارند امروز یا دردوره های بعد نیشابور را یکی از ولایات خود بدانند و یا تهرانی ها به شهرهایی چون نیشابور به چشم شهرهای دسته چهارم و پنجم کشور نگاه کنند.
اما نیک می دانید ، که هرگز این شلوغی و مرکزیت سیاسی واداری امروز تهران ، و جمعیت فراوانی که بیشترشان در سال های اخیر از شهرهای مختلف ایران به تهران کوچ کرده اند برای تهران اصالت فرهنگی و تمدنی خاص و بیشتری از سایر نقاط ایجاد نمی کند.
راستی شما که در نظرات قبلیتان از بین 12 امیر حکومت سربداران که اغلبشان به عنوان امرایی فاضل وفرهیخته مشهورند ، فقط روی یکی از آنها که شخصیت ستیزه خویی داشته تأکید می کنید ، وبه خیال خود می خواهید بدین طریق حکومت پرافتخار سربداران را به عنوان اولین حکومت مردمی شیعه در ایران ، زیرسئوال ببرید ، آیا نمی دانید که نیشابور یکی از پایتخت های ایران است که چند نقطه ننگ بزرگ را بر دامان خود دارد؟
دراینجا فقط یکی را به عنوان نمونه برایتان شرح می دهیم :
آیا می دانید که اولین بار نیشابور توسط چه حکومتی پایتخت شد؟ توسط حکومت طاهریان .
مگر طاهریان چه کسانی بودند ؟
حکومت طاهریان را طاهر ذوالیمینین ، از سرداران ارشد سپاه مأمون عباسی !!! یکی از خلفای فاسق حکومت عباسی وقاتل امام رضا (ع) تأسیس کرد. وی البته وقتی این حکومت را تشکیل داد از حکومت عباسیان تا حد زیادی جدا شد اما این جدایی واستقلال به انگیزه های رایج قدرت طلبی و کشورگشایی همه سرداران و پادشاهان فاسد گذشته بود.
در منبع دایره المعارف ویکیپدیا که اینقدر برای شما عزیز و معتبر است درمورد حکومت طاهریان و موسس این حکومت چنین نوشته شده است :
«طاهریان از خاندان امیران و سرداران ناحیه‌ای در نزدیکی هرات به نام پوشَنگ یا فوشَنج بودند و در مبارزات ابومسلم برای روی کار آوردن بنی‌عبّاس شرکت داشتند. در اختلاف بین پسران هارون‌الرشید ، امین و مأمون، طاهر پسر حسین جانب مأمون را گرفت و در جنگی که علی بن عیسی بن ماهان، سردار امین، در ری برضدّ مأمون کرد، طاهربن حسین او را شکست داد و کشت. هنگامی که مأمون به خلافت رسید به پاس این خدمات طاهر را، برای پاسداری از امنیّت شهر، شُرطه بغداد کرد و چند سال بعد حکومت خراسان را به او داد.
نوشته‌اند که طاهر پس از فتح بغداد، هنگامی که می‌خواست با امام رضا ولیعهد مأمون بیعت کند، با دست چپ با امام بیعت کرد! و گفت:
« دست راست من در خراسان در بیعت مأمون است. »
چون مأمون این گفته را شنید گفت:
« من هر دو دست طاهر را راست می‌گویم تا بیعت او بر هردوی ما درست باشد. »
استاد خیلی بزرگ ، پس توجه داشته باشیدکه کسی که برای اولین بار نیشابور را پایتخت کرد ، حتی حاضر نبود ، دست راست خود را به بیعت با امام رضا این پادشاه حقیقی خراسان بدهد . چرا ؟ چون در بیعت با یک پادشاه فاسق عباسی بود !!!
البته اسرارنامه مایل نیست این موضوع و سایر موضوعات را بیشتر باز کند. چرا که از نظر ما هیچ خوب نیست بین دو شهر همسایه بااین حجم فراوان از مراودات فرهنگی ، این گونه مباحث تفرقه برانگیز مطرح شود. لذا از شما هم دعوت می کنیم اگر به دنبال افتخارسازی و بزرگ نمایی شهر خودهستید ، به اشتباه سعی نکنید ، دیگر مناطق را به ناحق بکوبید وتخریب کنید.
قبلاً هم به شما یا سایر همشهریانتان که با نگاه های تنگ نظرانه ای تاریخ سربداران را مورد مصادره به مطلوب قرار داده و فقط نقاط ضعف آن را بزرگ می کردند و درنقطه مقابل تاریخ نیشابور را فقط در آن صفحاتی که دوست داشتند ، مورد مطالعه قرار می دادند ، نسبت به این موضوع هشدار داده بودیم، که در تاریخ هر سرزمینی موارد مثبت و منفی زیادی می توان پیدا کرد.
چرا که هیچ کجای زمین بهشت نیست که به طور کامل خالی از ایرادات و نقاط ضعف باشد ، اما اگر خدای ناکرده بین دو شهرهمسایه با فاصله صد کیلومتر (یک ساعت) بخواهد در امر به رخ کشیدن نقاط ضعف تاریخی ، چنین مجادلاتی شکل بگیرد ، این مجادله برای هیچ یک از آن دو شهر آبرو و افتخاری به بار نمی آورد.
پس بهتر است چنانکه گفتیم ، شما هم استانی های عزیز نیشابوری از این موضع خودبزرگ بینی پوشالی پایین بیایید و به جای برتر دیدن خود از دیگران ، مسیر مقدس دوستی و برابری و برادری را دنبال کنید.
تا خدای ناکرده ، محبوبیتی که برای نیشابورتان جستجو می کنید ، مانند امروز در نگاه مردمان شهرهای همسایه به منفوریت نیشابور نینجامد.
این رفتار غلط امروز نیشابوری ها درست برخلاف اصول دین مقدس اسلام است که برتری انسان ها بریکدیگر را تنها در تقوای الهی می داند ، نه در اینکه کدام شهر چندسال پایتخت شده یا در گذشته چه جمعیتی داشته است و چندشاعر ودانشمند از دیگر شهرها به آنجا کوچ کرده اند و چندصباحی زندگی کرده یا مرده اند.
در پایان چند نکته :
1- شاید به قول شما برخی از نظردهندگان سبزواری دربخش نظرات این مطلب دچار اشتباهاتی شده باشند ، لیکن شما نیز کارخوبی نکردید. متن هردو نظر شما پر از توهین و تحقیر و تمسخر نسبت به مشاهیر و سایر توانمندی های جهانی و ملی سبزوار بود. لذا شما نیز نشان دادید که دراین رفتار از همان نظردهنده ای که با نام سرزمین سربداران از او بسیار گله مندید ، بهتر نیستید.
2- شما بهتر بود بیشتر مخاطب اصل مطالب می شدید ، اصل مطالبی که اسرارنامه منتشر می کند و در آن هیچ توهینی به نیشابور و دیگر شهرها و مناطق عزیز خراسان و ایران نشده است. در غیراین صورت اگر بنا به این باشد که به بخش نظرات اسرارنامه نگاه کنید ، خواهید دید که در اکثر مطالب این وبسایت بعضی ازنظردهندگان نیشابوری و سبزواری به صورتی برابر به نزاع علیه یکدیگر و توهین و تخریب هم پرداخته اند. اسرارنامه نیز طبق رسالتی که از ابتدا بر دوش خود احساس می کرد و هنوز هم احساس می کند اغلب نظرات توهین آمیز را تأیید نکرده است . لیکن گاهی اوقات لازم است برای ایجاد محیط های بحث و گفتگو کمی آستانه تحملمان را بالا ببریم و تا حدودی میدان را به خود نظردهندگان بسپاریم تا خود تصمیم بگیرند که چه بگویند و چه نگویند.
در جهت ایجاد همین فضای بحث و گفتگوست که خود را ملزم دانسته ایم ، تمام نظرات شما را نمایش دهیم و پاسخ های قانع کننده ای بدهیم.
3- در ابتدای این مطلبتان حدود یک پاراگراف به توضیح و معرفی مجله اسرارنامه از دید خودتان پرداختید. توضیحی که در برخی موارد بسیار به حقیقت کاراسرارنامه نزدیک و در برخی موارد بسیار دور بود. اما در مجموع با هرمیزان از شناخت صحیح یا غیرصحیحی که از این مجله به دست آورده اید ، ما خوشحالیم که در جمع مخاطبین ما و در جمع نظردهندگان حرفه ای این مجله باقی مانده اید.
این برای ما نشان از آن دارد که در ایجاد فضای فرهنگی بحث و گفتگو آنقدر موفق بوده ایم ، که توانسته ایم شما را تا به اینجای کار با خود همراه کنیم.
4- اگر نسبت به مشاهیر ملی وتوانمندی های نیشابور علاقه و تعصب داشته باشید نه تنها بد نیست بلکه ارزشمند هم هست . اما به شرط آنکه در این علاقه و تعصب خود دچار افراط و تفریط نشوید ، و از تعصب کورکورانه پرهیز کنید. و بدانید اگر شخصیت های مشهور جهانی مثل دکتر علی شریعتی در سبزوار وجود دارند که محبوبیت و فراگیری اندیشه و آثار آنها تا به این پایه بین همه جوانان مسلمان زیاد است ، این نباید باعث شود شما برای جایگاه عطار و خیام نیشابوری و دیگر مشاهیر نیشابور احساس خطر کنید. به هرحال بزرگداشت های سالیانه ای که برای این شخصیت ها برگزار می کنید باعث می شود شهرتشان ادامه پیدا کند و این مفاخرملی به این زودی ها به دست فراموشی سپرده نشوند.
5- امید واریم بازهم به این مجله سربزنید و ما را از انتقادات و پیشنهاداتتان آگاه سازید.همانطور که می بینید اینجا فضای مناسب و بی طرفانه ای برای بحث و گفتگوی آزاد و محترمانه بین طیف های فکری متفاوت است. پس پیشاپیش حضور های بعدی شما را نیز خیرمقدم می گوییم.
پیروز باشید...

در اینجا، نام چند تن از مشاهیر و سرزمین‌های کهن کشورمان آمده است که متاسفانه در برخی نظرات کاربران، گویی کم‌لطفی شده است، و شوربختانه‌تر اینکه، سایر کاربران هم به صورت صریح یا تلویحی نظرات برخی کاربران دیگر را تایید کرده و بر آن صحه گذاشته‌اند. بنده بر خود واجب دیدم که چند راهنمایی را عرض نمایم و مصدع اوقات نشوم.

آغاز
- گندم، قوت اصلی ما ایرانیان است و از آن نان می‌سازیم. این نان، برکتی است که بر سر سفره می‌گذاریم. نان، در فرهنگ و اندیشه و باور ما ایرانیان، بسیار حرمت دارد. می‌خواستم این را بگویم: گندم در زمین حاصلخیز به عمل آید و نه در شوره‌زار ...

در مورد عطار
- در جستجوگر گوگل تایپ کنید \"تاثیر عطار بر حافظ\" و سپس بر روی دکمه جستجو، کلیک کنید.
- یک کتاب درباره تاریخ تربت حیدریه، خراسان، سبزوار، بیهق، خسروگرد و هر منطقه دیگر از خراسان، از یکی از کتابخانه‌های شهرتان امانت بگیرید و با حوصله بخوانید، ببینید که هر جایی که مد نظر شماست، اصلاً چند قرن، و یا چند سال است که موجودیت مستقل دارد و پیش از آن تابعه‌ کجا بوده است. اگر چنین کتابی در کتابخانه‌های شهرتان پیدا نشد، در همین جا، آدرستان را یادداشت بفرمایید تا برایتان پُست کنم.

در مورد خیام
- خیام را پیش از اینکه ما ایرانی‌ها بشناسیم، ادوارد فیتز جرالد به غرب شناساند. غرب، خیام را به جهان شناساند. خیام، جهانی شد. سپس ما در ایران، روزی را در تقویم رسمی کشورمان، به نام خیام کردیم. خیام، ما را جهانی کرده است، حالا چه بخواهیم (بر روی صندلی راحتی بنشینیم و دست چپ بر زیر چانه بگذاریم و با دست راست سیگاری دود کنیم و نقد و تحلیلی بر خیام بنویسیم) یا نخواهیم؛ خیام، به ما نیازی ندارد. اگر نیاز داشت، درباره او نمی‌نوشتیم.
- اگر مردم جهان را می‌توان مجبور کرد که خیام و کنفوسیوس و بورخس نخوانند، می‌توان آن‌ها را مجبور کرد که ملاهادی و ابن فندق و کاشفی و مثل این‌ها را بخوانند. از نویسنده، سخنران و مبارز انقلابی بزرگ کشورمان –دکتر شریعتی- نیز بگذریم، بهتر است.
- ویکی‌پدیا یک دایرة‌المعارف اینترنتی است، وارد صفحه اول آن شوید و در قسمت جستجو \"خیام\" را وارد کنید، به صفحه خیام که رسیدید در نوار زبان، بر روی زبان‌های دیگری را که لیست شده‌اند کلیک کنید. برای ملاهادی هم همین کار را انجام دهید. هر دوی این شخصیت‌ها برای ما ایرانی‌ها بسیار بزرگ و ارزشمندند، امّا نباید انتظار داشته باشیم که همه مردم جهان، مثل ما فکر کنند.

در مورد کمال‌الملک
- بروید به دانشکده هنر دانشگاه تهران و بگویید 5 نقاش ایرانی را نام ببرد.
- از فرودگاه بین‌المللی سبزوار بزرگ، به پاریش تشریف ببرید و سراغ آکادمی‌ها و گالری‌های دجقه‌اون (درجه یک) را بگیرید و در این جاها، سراغ استادان خبره نقاشی را بگیرید و بگویید اسم 5 نقاش ایرانی را بگویند.
- به حوزه علمیه قم بروید و بخواهید نام 5 نفر را که بیشترین تحریفات را در سوگواری عاشورا و واقعه کربلا ایجاد کردند نام ببرند.
- به کاشان، زادگاه کمال‌الملک بروید- و مدارکتان را به مردم فرهنگدوست شهر گلاب و آئینه، ارایه نمایید تا در موضوع شیطان‌پرستی، اطلاعات بیشتری به شما ارایه نمایند.

در مورد شیخ حسن جوری
- خوب نمی‌دانم؛ این را از وجیه‌الدین مسعود باشتینی و خواجه علی مؤید بپرسید.

و در پایان
- به اهالی سربداران، سلام مرا برسانید و بگویید: مشاهیر جهانی و ملی ما، نیازی به ما ندارند. اگر نیاز داشتند، اکنون، ما درباره آنها نمی‌نوشتیم.
- و اینکه، لیست مشاهیر نوشتن، به درد حال کسانی می‌خورد که به دنبال مشاهیر می‌گردند.

خدانگهدار

10 ارديبهشت 1391 - ساعت 03:09

اسرارنامه: با سلام خدمت شما مخاطب گرامی مجله اسرارنامه .
نظرتان بررسی شد.
دوست عزیز این همه مدرک و مدرک کشی در این مطلب شما برای چیست ؟ مگر آمده اید دعوا یا آمده اید به مطالعه و گفتگو با یک مجله فرهنگی ؟
هرچند نظرتان به گونه ایست که به نظر می رسید شما در این نظر سعی کرده اید ، سبک برخی همشهریان سبزواری ما را که مدت ها قبل در بخش نظرات سایر مطالب همین وبسایت ، سخنانی در رابطه با بزرگان سبزوار گفته بودند تقلید کنید.
اما متأسفانه در این تقلید موفق نبوده اید. چرا که شما به جای آنکه مانند سبزواری ها بیایید فقط ارزش ها و افتخارات شهرخودتان را بیان کنید ، برای بالا بردن مفاخر نیشابور ، سعی کرده اید مفاخر سایر مناطق کشور را بکوبید. که با اینکار در واقع خودتان را خورد می کنید. چرا که بزرگان و مشاهیر ایران زمین با هجمه یا حمایت افرادی که قلبشان از تعصبات کورقومی موج می زند کوچک و بزرگ نمی شوند.
دوست عزیز در کل در نظرتان نقاط ابهام فراوانی وجود داشت و در برخی قسمت ها بسیار به سمت عصبیت و احساسات گرایی پیش می رفت. همچنین استنادات سستی هم در این نظر به چشم می خورد. مثلاً آنجا که از دایره المعارف ویکی پدیا شاهد می آورید باید خودتان به خوبی بدانید که این دایره المعارف به لحاظ اعتبار چندان جایگاه قابل قبولی ندارد. و هرکسی می تواند در آن اطلاعاتی اضافه یا کم کند.
از دیگر قسمت هایی که نظرتان را سست و یک جانبه نگرانه ، نشان می دهد ، این است که مثلاً شما برای اثبات بزرگی برخی مشاهیر نیشابور مثال هایی از تأثیرگذاریشان برسایر شخصیت ها می آورید ، اما توجه ندارد ، که در دیگر شهرها نیز ممکن است بزرگانی وجود داشته باشند ، که نه فقط بریک یا چند شخص بلکه بر یک گستره از تاریخ و فرهنگ کشور در طول سالیان طولانی اثرگذار بشوند.
مثلاً اگر به سایت های معتبر یا کتابخانه های بزرگ در شهرهای فرهنگی و دانشگاهی از جمله سبزوار ، مشهد ، تهران ، شیراز و اصفهان مراجعه کنید حتماً منابع کافی و مناسبی به دست می آورید که مطمئن شوید فقط ارزش ادبی و تاریخی آثار خواجه ابوالفضل بیهقی برای شستن و کنار گذاشتن بسیاری از آن افرادی که امروز به ضرب ویکی پدیا نویسی مردمان متعصب و قوم گرای برخی شهرها بزرگ شده اند ، کافیست.
استاد علی شریعتی فرزند خلف دیار سربداران که خود هزاران کتابخانه پویا و جاری و ساری است. شریعتی امروز پس از حدود 35 سال از به خاک سپرده شدن جسمش ، روح اندیشه هایش چنان بین مردم زنده و جاریست ، که کمتر بزرگی را در ایران پیدا خواهید کرد که در اینترنت در مورد وی همه روزه تا این اندازه وبلاگ ها و وبسایت های متعدد راه اندازی شود. کتابهای متعدد منتشر گردد و حرف ها و اندیشه هایش سرزبان ها باشد...
اینک پاسخ کامل تر به این کامنت شما را به یکی از مخاطبین عزیز اسرارنامه واگذار می کنیم. که قبلاً در پایین یکی از مطالب صحبت هایی کرده است ، که انگار پیشاپیش پاسخ امروز شما را داده اند.
البته این نظرارسال شده به طور کامل بیان کننده دیدگاه های مجله اسرارنامه نیست ، اما از آنجایی که کمی به سطح عامیانه نظرات شما نزدیک شده است ، و احتمال دارد آن را بهتر بفهمید در اینجا تقدیمتان می کنیم:
نظردهنده عزیزی به نام رباط سرپوشی حدود یک یا دو ماه قبل در بخش نظرات قسمت دوم از مقاله «همه چیز برای مرکز استان شدن سبزوار فراهم است » چنین نظرگذاشته : در این نظرات که اینجاست بعضی از دوستان خیلی یک جانبه نگری کرده ا ند. چنان از افتخارات و مشاهیر نیشابور گفته اند که انگار دیگر شهرها افتخاراتی ندارد.
خداراشکر سبزوار ما هم از مقامات بلندپایه ای که در علم و فرهنگ و دین شهرت جهانی داشته باشند ، کم ندارد.
ابوالفضل بیهقی تاریخ نویس برجسته ایران و صاحب یک سبک در نثرفارسی . کتب او یکی از معتبرترین منابع برای جستجوی تاریخ ایران در زمان غزنویان است.
محمود دولت آبادی بزرگترین نویسنده معاصر ایران و صاحب بلندترین رمان فارسی .
دکتر علی شریعتی : اندیشه های او روز به روز بیشتر سرزبان ها می افتد و هرروز که از فوتش می گذرد بیشتر بین جوانان محبوب می شود. شما نگاه کنید کدامیک از بزرگان و اندیشه ورزان معاصر ایران هست که بدون اینکه پست های مهم سیاسی به دست بگیرد ، به اندازه شریعتی حرف و کلامش بین جوانان و مردم رواج داشته باشد ؟ یک جستجو در اینترنت بکنید تا ببینید برای دکتر شریعتی وبلاگ ها و وبسایت های بیشتری در اینترنت هست یا مثلاٌ باری عطار نیشابوری ؟
حکیم حاج ملاهادی سبزواری که دیگر جای خود را دارد . او کسی است که مطهری برآثارش شرح نوشته و هم اکنون هنوز برخی کتب او در دانشگاهها و حوزه های علمیه تدریس می شود. اگر در گوگل جستجو کنید در معرفی این عارف فرزانه سبزوار چنین مطالبی را پیدا خواهید کرد :
حكيم حاج ملا هادي سبزواري يكي از چهره هاي برجسته حكمت و عرفان ايران، بلكه جهان اسلام در قرن سيزدهم هجري قمري است. وي از جمله بزرگترين شاعران و شارحان مكتب صدرايي و حكمت متعاليه است كه با تأسيس حوزه بزرگ تدريس حكمت در سبزوار و جذب شاگردان مستعد بسيار از داخل و خارج از كشور، بذر حكمت متعاليه را بيش از پيش در سراسر ايران و تا حدي كشورهاي همسايه ترويج كرد.
ملاهادي در سال 1212ه.ق در شهر سبزوار ديده به جهان گشود. پدرش از اعيان، زمين داران، اشراف و تجار سبزوار به شمار مي رفت كه به جوانمردي، سخاوت و نيكوكاري شهره بوده و بعضي از آثار خير و اوقاف و املاك وي هنوز باقي است.
حكيم سبزواري دوران تحصيلات را در سن هفت سالگي در سبزوار آغاز كرده و سپس در حوزه علميه مشهد مقدس و اصفهان، زير نظر استادان بزرگ ادبيات عرب، فقه، حكمت و عرفان، به كمال رسيد و چون اهل رياضتهاي شرعي و تهذيب نفس و ذوقي سرشار و نبوغي خاص بود، در اين علوم بسيار زود به مقام استادي و صاحب نظري رسيد.
مقام علمي، حكمي و عرفاني حكيم سبزواري تا بدان مايه است كه بيشتر مورخان و ايران شناسان غربي، فصلي را به زندگاني و شخصيت اخلاقي، علمي و حكمي او اختصاص داده و از وي با تجليل فراوان ياد كرده اند.
شهرت علمي و مقام حكمي او چنان فضاي ايران آن روزگار را عطرآگين كرد كه توجه و حساسيت سفيران و اعضاي سفارتخانه هاي كشورهاي بزرگ استعمارگر، همچون انگليس و فرانسه را برانگيخت.
حكيم سبزواري علاوه بر اشتغال به تحصيل و تدريس فلسفه و حكمت، شعر نيز مي سرود و اشعار او در رديف اشعار زيبا و پرمعناي ادب فارسي به شمار مي رود و ديوان اشعارش بارها به چاپ رسيده است.
ملاهادي در مدت حيات پربار خويش حدود 30 اثر ارزشمند در فقه، كلام، منطق، حكمت، عرفان، ادبيات و زبان فارسي و عربي و به نظم و نثر از خود به يادگار گذاشت.
بعضي از آثار حكيم ملاهادي سبزواري هم اكنون جزو متون درسي حوزه هاي علميه و رشته هاي حكمت و فلسفه در دانشگاههاست. كتاب ارجوزه حكمت او در زمان حياتش جزو كتابهاي درسي حوزه هاي علميه درآمد و شروحي نيز تاكنون از طرف بزرگان و دانشمندان بر اين كتاب و ديگر آثار او نوشته شده است كه كتاب (شرح منظومه) از شهيد مرتضي مطهري از جمله آنهاست.
سرانجام حكيم ملاهادي پس از عمري پربار در بيست و هشتم ذي حجه سال 1289ه.ق در اثناي درس، جزوه اسفار از دستش بر زمين افتاد و روح پرفتوحش به شاخسار جنان پر كشيد.
مقام بلند حكمي، عرفاني، اخلاقي و ادبي ملاهادي در ايران و جهان اقتضا مي كند كه روزي به نام «روز حكيم ملاهادي سبزواري» در تقويم كشور به ثبت برسد تا با برگزاري همايشها و جلسات گفت و شنود علمي و دانشگاهي، انديشه هاي پرمغز ديني و حكمي و عرفاني او بيشتر به ايرانيان مسلمان و مسلمانان ساير نقاط جهان شناسانده شود و از نظر فرهنگي نيز الگوسازي مفيدي براي نسل جوان مسلمان اين روزگار و آيندگان صورت پذيرد
این چهارنفر که گفته شد فقط بیانگر بخش کوچکی از مفاخر سبزوار بود. ضمناً بعضی از هم استانی های نیشابوری کمال الملک را هم از مفاخر نیشابور به حساب می آورند درحالی که کمال ا لملک فقط درنیشابور فوت شده و به خاک سپرده شده است. و از این موارد در شهر همجوار بسیار است. یعنی اگر دانشمندی در قدیم از این شهر رد می شده و به زیارت امام رضا می رفته و درنیشابور بیمار شده و چندروز توقف می کرده ، نیشابوری ها امروز اورا همشهری خود معرفی می کنند.
گندم عزیز همانطور که گفتیم چندخط بالایی ، نظرات ارسال شده از یکی از مخاطبین عزیزمان به مجله اسرارنامه بود که ما در اینجا فقط برای اینکه پاسخ کامل و جامعی به نظر شما بود ، به انتشار آن پرداختیم. اگرنه شاید به همان اندازه که بخش های زیادی از نظر شما بریمان سست و بی پایه و اساس به نظر می رسید ، این نظر آقا یا خانم رباط سرپوشی هم دارای نقاط ضعف فراوانی بود.
در کل بدانید که شما چه بخواهید و چه نخواهید سبزوار امروز هم مانند گذشته به حیات طیبه خود در ایران ادامه می دهد و نقش فرهنگی و دانشگاهی خود در شمال شرق کشور را به خوبی ایفا می کند و مانند گذشته که از سرتاسر کشور از جمله نیشابور افرادی چون شیخ حسن جوری از نیشابور و شیخ خلیفه از مازندران جذب این فرهنگشهر اصیل می شدند و در این بستر پاک به بزرگی و معراج می رسیدند امروز نیز راه دانشگاه ها و وبسایت های اینترنتی سبزوار برای عزیزانی مثل شما باز است و شما می توانید همواره با مراجعه به این وبسایت ها یا دانشگاه های بزرگ سبزوار جدیدترین و دقیق ترین اطلاعات علمی و تاریخی را به دست آوردی.
پیروز باشید...

غيرت خراساني
2 مخالف 6 موافق
آقا رسول لالائي بلدين چرا خوابتون نمي بره - زمان مطرح شدن استان سربداران در شهرتون همسايه تظاهرات كرديد كه اگر سبزوار استان بشه نيش..... كردستان مي شه جالبتر امام جمعه شهرتون هم جناب آيت .... !!!! هم حضور چشمگيري داشتند - احسنت به غيرت خراساني و !؟ غيرت ديني !!!!!!
30 بهمن 1390 - ساعت 08:15

شما سبزواریها چقدر ضعف دارید به زور خودتان را میخواهید مطرح کنید چه کار به شهر همسایه دارید شهر همسایه اگر اباد وتوسعه یافته باشد منافع اش برای همه میباشد یک کمی غیرت خراسانی داشته باشید
15 بهمن 1390 - ساعت 11:30

اسرارنامه: با سلام خدمت شما دوست عزیز!
از نظرتان سپاسگذاریم. اما ای کاش همه ما یاد بگیریم که در قضاوت هایمان تا این اندازه مطلق گرا نباشیم و همه را با یک چوب نزنیم.
شما در باره این نسبت ناروایی که به سبزواری ها داده اید ، چه قدر می توانید ادعا کنید که این خصوصیت همه سبزواری هاست. و چه قدر می توانید اثبات کنید که در دیگر شهرها این خصوصیت وجود ندارد؟
حتی زیاد و کم آن را هم نمی توان مشخص کرد چرا که اگر ملاک شما نظرات و مطالب منتشر شده در وبسایت های اینترنتی باشد نمونه های فراوانی از توهین به سبزوار در برخی وبسایت های دیگر شهرها وجود دارد که انگار نویسندگان همان حالتی را نسبت به سبزوار دارند که شما در خط اول نظرتان گفته اید.
ولی منطق هیچ وقت حکم نمی کند رفتار یک عده معدود را به همه مردم یک شهر یا جامعه نسبت دهیم.
پس بیایید با هم بیاموزیم ، خوب دیدن را ، خوب فهمیدن ر ا ، خوب نوشتن را و البته خوب بودن را ...

سبزوار مروارید در صدف
4 مخالف 10 موافق
من با نظر نغمه موافقم.شهر همسایه هیچی نداره . همون چیزهای کمی رو که داره خوب معرفی کرده . اما سبزوار ما با این همه افتخار خیلی ناشناخته مونده. می دونیدمن فکر می کنم سبزوار مثل مرواردیه که توی صدف غفلت ما مونده. اگرنه به مراتب ازخیلی از شهرهای کشور ارزش های بیشتری داره.
همه بیاییم برای معرفی ارزش های سبزوار شهر دارالمومنین بکوشیم.
26 دي 1390 - ساعت 19:57

شما هم خودتونو کشتید با این شهر همسایه!
26 دي 1390 - ساعت 19:04

سالاری
9 مخالف 4 موافق
منم دلم برای سبزوار خیلی می سوزه ولی یکم منطقی صحبت کنیم خون سربداران عزیز درسته شهر ما سبزوار هم خیلی افراد بزرگ داره ولی چرا همش از نیشابور صحبت می کنی بالاخره خودمون رو که نباید گول بزنیم خیام و عطار از بزرگترین مفاخر ایران هستند که نه تنها در ایران بلکه در جهان نیز تمجدید میشن.ما باید ببنیم خودمون چه کاری می تونیم انجام بدیم.
26 دي 1390 - ساعت 19:00

آروم باش نغمه جون!
26 دي 1390 - ساعت 14:44

از مفاخر سبزوار گفتید ؛ دلم نیومد نگم که استاد فیزیک ما دکتر علی اصغر مولوی هم موفق به کسب عنوان "دانشمند جوان جهان" در سال 2006 میلادی شدند.
چرا به دانشمندان جوانمون افتخار نکنیم. این نشون میده که سبزوار هنوز هم مهد پرورش دانشمندان هست و افتخارات ما منحصر به تاریخ درخشانمون نیست...
25 دي 1390 - ساعت 20:14

شدیداً با نظردهنده قبلی موافقم.
آخ که چقدر درد داره چقدر سوز داره به خدا . . . که ما این همه بزرگ داریم ولی باید آرامگاه های اونها طوری فقیرانه باشه که خودمون هم بهشون سر نزنیم و فاتحه ای براشون نخونیم. تو نیشابور واسه رفت به این مکان ها باید بلیط ورودی تهیه کنی!! آخه چرا چرا باید اینطور باشه . خوب واسه همینه که خودشونم به اشتباه باورشون شده که تاریخشون چیزی سر تر از سبزوار داره!! نه خیر اینطورام نیست. تقصیر خود ماست. ما حتی تاریخمون هم غنی تره اما . . . من هیچ وقت اینطور نظر نمیدادم ولی واسه این یکی واقعاً میسوزم . . . چرا سبزوار نتونه شهر توریستی باشه؟ چی کم داره مگه . فقط یه کم دیگه همت میخواد که ما از همه نظر سر باشیم. به خدا اگه شهرداری یه کاری بکنه واسه این آرامگاه ها ارزشش رو داره، هرچقدر زحمت کشیده بشه و بودجه صرف بشه ارزشش رو داره، مسأله کوچکی نیست که اینطور مورد غفلت قرار گرفته...
امیدوارم به همین زودی اسرارنامه خبرهای خوشی در این مورد بده و با این شهردار عزیز زحمت کش در این مورد هم صحبت بشه که یک مسأله ی خیلی مهم هست.
متشکرم و موفق باشید.
25 دي 1390 - ساعت 20:01

سرزمین سربداران | ايميل |وب
5 مخالف 14 موافق
دقیقا من با نظر شما موافقم
متاسفانه همسایه ما از هیچی و نیستی هستی ساخت چیزی که ما نتونستیم یه سوال میپرسم ایا اگه عطار خیام و کمال الملک رو از نیشابور حذف کنیم چه چیزی باقی می مونه؟؟؟
شما فکر کنید خیامی که همه قبول دارند تو یه نظر دیگه هم گفتم که دکتر علی شریعتی این شخص رو بدون دین و مذهب و کافر میخونه البته این نظر رو فکر میکنم شهید مطهری هم دارند و خیلی از بزرگای ما همین نظر رو دارند از سوی دیگه عطار که در کدکن تربت حیدریه به دنیا اومد و بعد ها به نیشابور اومد اینقدر بزرگش کردند که با حافظ مقایسش میکنند حالا شما برین از هر عارفی سوال کنید حافظ و عطار رو براتون مقایسه کنه قطعا میگه عطاردر مقابل حافظ یک نقطه در مقابل یک کتاب چند صد جلدی هست من نمیگم عطار ادم بزرگی نبود اما نه اینقدر که دیگه دستمون بهش نرسه نه اینقدر که روز ملی براش ثبت کنند در مورد کمال الملک هم که حتما میدونید شیطانپرست بوده که باز اگه خواستید در موردش بیشتر براتون توضیح میدم و مدرک میارم که شیطان پرست بوده
اما سبزوار بزرگ مسخر دانشگاه های ایران دکتر علی شریعتی روز ملی داره؟
حکیم سبزواری بزرگترین مسخر حوزه های علمیه ایران روز ملی داره؟
دکتر بسکی پدر طبیعت ایران دکتر سیادتی مخترع طب سوزنی در ایران و بزرگترین پزشک اخیرایران عطا ملک جوینی بیهقی ابن یمین فرومدی بزرگترین قصیده سرای ایران اگه بخوایم اسم ببریم خودش یه کتاب میشه
واسه اینه که میگم همسایمون از هیچی خودشون شهرشون رو توریستی کردند و لی ما نتونستیم چون نخواستیم ارمگاه بیهقی رو نگاه کنید خندتون میگیره ابن یمین که نگوو تازه ارامگاه حکیم هم مال صد سال پیشه داره خراب میشه ایا اونهایی که میان کنار اون تندیس هندسی خیام عکس میگیرن چقدر از خیام شناخت دارن اونها عاشق اون تندیس هستند چون مردم اون تندیس رو میشناسند نه خیام رو مردم اون پارک بزرگ رو میشناسند نه خیام رو
25 دي 1390 - ساعت 09:57

مدیریت مجله اینترنتی اسرارنامه
4 مخالف 10 موافق

با سلام و تشکر از نظرشما
آقا محسن در اینکه همه جای ایران عزیز عالم و دانشمند پروره شکی نیست.
و بعید نیست که به قول شما فردااین آقا یا آن آقا به شهر دیگری بروند و همین حرف را برای آنها بگویند. اما این هیچ اشکالی ندارد. ما از خودمان می گوییم که بدون شک سبزوار هم با وجود این همه دانشمند ، فیلسوف ، نویسنده و نخبگان علمی و فرهنگی دیگر ، شهری عالم پروراست. برای ما سبزواری ها همین اندازه هم کافی و خوب است.
تنها چیزی که اینجا باقی می ماند وظیفه مثبت نگری ماست . یعنی اگر کسی چنین حقیقتی را در موردمان اعتراف کرد باید بدون تعارف وشکسته نفسی بپذیریم و افتخار کنیم. چون به عنوان مثال اگر فقط یک حاج ملاهادی سبزواری و دکتر شریعتی و ابوالفضل بیهقی و محمود دولت آبادی را می داشتیم که هرکدام رکورد داران معروف و موفق زمینه کاری خودشان در ایران و جهان هستند ، همین ها کافی بودند برای یک عمر افتخار کردن سبزواری ها ... حالا بماند که علاوه بر هزاران دانشمند و فرهیخته بومی که از خود سبزوار برخاسته اند موارد بسیار دیگری هم هست که در طول تاریخ از دیگر شهرها و مناطق کشور به این خطه پرافتخار آمده و رشد کرده و به معراج رفته اند. مانند شیخ شهید حسن جوری که در نیشابور متولد شد و برای کسب معارف دینی و معرفتی از محضرعارف برجسته زمان شیخ خلیفه به سبزوار آمد و تا بدانجا رشد کرد که از جانب سبزواری ها به عنوان یکی از چندین رهبر قیام پرافتخارسربداران مورد پذیرش قرار گرفت.
آقا محسن با وجود این همه مفاخر بزرگ برای سبزوار پس واقعاً صفت عالم پروری برای این کهن شهر با اهمیت خراسان شایسته است. و ما باید این موارد را دائماً بگوییم و یاد آوری کنیم تا مبادا جوانانمان از این افتخارات غافل شده و به اشتباه فکر کنند نگفتن به معنای نداشتن است.
ما فکر می کنیم متأسفانه تا الآن سبزواری ها به خاطر تواضع و شکسته نفسی بیش از حد خیلی از افتخاراتشان را مطرح نکرده اند درحالی که بعضی از شهرها بعضی از مناطق دیگر تمام افتخاراتی را که دارند رو کرده اند و به نحو احسن به معرفی آنها پرداخته اند. این البته کار خوبیست.چون در مورد افتخارات و ازش های ملی و محلی نمی شود و نباید تعارف کرد. شما به عنوان مثال فقط یک مورد را نگاه کنید.
آیا ابوالفضل بیهقی کم شخصیتی است؟ کتاب تاریخ معتبر او با نثر روانی که دارد بهترین و معتبرترین کتاب یک دوره نسبتاً طولانی از تاریخ ایران است. کتاب های اواز دو جهت ارزشمند است هم از لحاظ هنر نویسندگی هم از لحاظ صداقت و اعتبار محتوا و دقتش در ثبت تاریخ . این باعث شده ابوالفضل بیهقی تبدیل به یکی از صاحب سبک های قهار در ادبیات فارسی بشود. اما ما برای معرفی و پاسداشت این شخصیت بزرگ چه کرده ایم؟ به شهر همسایه نگاه کنید چه قدر زیبا بزرگانش را پاس می دارد. دو روز ملی برای دو شخصیت عطار و خیام ایجاد کرده اند و همه ساله برای پاسداشت این افتخارات مهم خراسان همایش هایی برگزار می کنند. اما ما سرمایه بزرگی مثل ابوالفضل بیهقی را به حال خود رها کرده ایم.
این فقط یکی بود از هزاران. حالا بزرگانی دیگر مثل محمود دولت آبادی ، علی شریعتی ، پدر دکتر شریعتی ، آیت الله شهرستانی ، سید محمد حسن علوی ، حاج ملاهادی سبزواری ، دکتر بسکی ، ابن فندق فرید خراسان ، ملاحسین واعظ کاشفی و .... هریک جایگاه خاص خود را دارند.
پیروز باشید...

24 دي 1390 - ساعت 00:05

سرزمین سربداران | ايميل |وب
4 مخالف 10 موافق
تو سبزوار میگن سبزوار شهر پر از عالم بره نیشابور میگه نیشابور شهری پر ازدانشمند هر شهری بره همین رو میگه
اگه تو قم در مورد سبزوار حرفی بزنن آره اما وقتی اومدن سبزوار قطعا تعریف میکنند
24 دي 1390 - ساعت 16:36

• کدام یک از مطالب اسرارنامه را بیشتر می پسندید؟







تبليغات