مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

مديران   /   30 آذر 1395   /   کد مطلب: 15285   /   بازدید: 515   /   نظرات: 0

سبزوار براي پيشرفت بايد پوست‌اندازي کند!

سبزوار براي پيشرفت بايد پوست‌اندازي کند
* علي نورآبادي:
 
حکايت سبزوار، حکايت آن چند نفري است که در يک اتاق تنگ و کوچکي زندگي مي کنند. چون فضا محدود است هر کدام از آنها که تکان مي خورد و مي خواهد کاري بکند به ديگري برخورد مي کند. اين ها مدام با هم درگيري و اصطکاک دارند. مدام به سر و کله همديگر مي زنند. جالب اينجاست که هيچ کدام از آنها در را باز نمي کنند تا ببينند بيرون چه خبر است و چه مي گذرد. اين درگيري ها و اصطکاک ها از طرفي نشان از رشد نکردن و نداشتن بلوغ فکري و روحي آنها دارد که همديگر را نمي توانند تحمل کنند و با هم تعامل داشته باشند. و از طرف ديگر نشان دهنده آن است که آنقدر جرات و جسارت ندارند که در اتاق را باز کنند و از آن فضاي محدود بيرون بيايند. اگر در را باز کنند و از آن اتاق کوچک و فضاي محدود بيرون بيايند بسياري از از اين درگيري ها و اصطکاک هاي بيهوده و بي نتيجه خود به خود از بين خواهد رفت. اگر بيرون بيايند و فضاي بزرگ تري را تجربه کنند افق ديدشان گسترده تر و  سطح فکرشان بالاتر مي رود. مخ شان کمي هوا مي خورد. آن وقت خواهند ديد که همه چيز آن اتاق کوچک و فضاي محدود نيست. خواهند ديد که ديگران چه مي کنند. خواهند ديد که چقدر فضا و امکان براي کار کردن در حوزه هاي مختلف هست که اگر صدها نفر ديگر هم بيايند جاي کسي را نخواهند گرفت. بعد از مدتي خودشان به بسياري از کارهايي که الان مي کنند خواهند خنديد و براي شان مضحک خواهد بود. اين حکايت، حکايت وضع موجود ماست. اما براي رها شدن از چنين وضعي چه بايد کرد: 
 
 
1- يکي از عوامل اين درگيري ها و سر و کله هم زدن ها آن است که اهداف مسئولان ما کوچک و مسائل شان حقير است. اگر اهداف بزرگي داشته باشند و مسائل اساسي را در نظر بگيرند آنقدر سرشان شلوغ خواهد شد که ديگر وقتي براي پرداختن به اين دعواها و جنجال ها نخواهند داشت. حتي لحظه اي هم به آنها فکر نخواهند کرد چه برسد به اين که خودشان را گرفتار اين مسائل حقير کنند. اساسا همين که مسئولان به چنين دعواهايي مي پردازند نشان دهنده آن است که مسئله و دغدغه ندارند وگر نه کسي که مسئله داشته باشد اصلا وقت نمي کند که به حواشي و جنجال هابي بيهوده گوش دهد چه برسد که خودش مياندار اين دعوا باشد.                       
 
 
2- در سال هاي اخير تغييرات زيادي در شهرها و به طور کلي در جامعه رخ داده است. آيا مسئولان و نهادها اين  تغييرات گسترده را که آرام آرام در زير پوست شهر جريان دارد حس مي کنند؟ متاسفانه نهادها و مسئولان ما معمولا از تغيير و تحولات عقب ترند. مسئولان هر چه تلاش کنند نمي توانند جلو اين تغييرات را بگيرند. چون آنها عامل اين تغييرات نبوده اند که بتوانند جلوش را بگيرند. حتي ممکن است تلاش و مقاومتي هم بکنند اما اين تغييرات اجتناب ناپذير است و کسي نمي تواند مانع شود. بسياري از تغيير و تحولات جوامع کنوني از دست مديران و نهادها خارج است. هنر مسئولان و نهادها آن است که زياد از اين تغييرات عقب نمانند. نمي گوييم جلوتر از تغييرات باشند اما لااقل خودشان را با اين تغييرات همراه و همگام کنند. توقع آن است که لااقل از مردم و جامعه عقب نيفتند. عقب ماندگي مسئولان و مديريت شهري، شهرستان را هم عقب نگه مي دارد. 
 
 
3- "به روز باش تا عقب نماني"؛ مسئولان و مديريت شهري بايد اين شعار را مبناي عمل خود قرار دهند. آن هم در دنياي امروز که دسترسي به اخبار و اطلاعات اينقدر راحت و سريع امکان پذير شده است. عقب ماندگي از جريانات روز و اخبار واقعا زشت است و به هيچ وجه پذيرفته نيست. صد سال پيش نيست که مسئولي منتظر رسيدن چاپار باشد تا نامه اي از مرکز بيايد و ببيند چه خبر است و چکار بايد بکند. وقتي با تلفن همراه خود مي توان هر لحظه آخرين اخبار دنيا را در لحظه داشته باشي، واقعا چگونه ممکن است که مسئولان ما اين قدر عقب باشند. در دنياي امروز به روز بودن فضل و مزيت نيست بلکه يک وظيفه و الزام است. شايد در گذشته به روز بودن واجب کفايي بود اما امروز واجب عيني است. به روز نبودن خسارت زيادي دارد که شايد مهم ترين ها آنها از دست دادن فرصت هاست. بسياري مواقع فرصت هاي زيادي در کشور پيش مي آيد که بدون کمترين هزينه و حتي بدون هزينه مي توان از آنها به نفع شهرستان استفاده کرد اما به علت غفلت و بي موقع عمل نکردن مسئولان و نهادها اين فرصت ها را از دست مي دهيم. متاسفانه سبزوار در از دست دادن فرصت ها تجربه هاي تلخي دارد که کم هم نيستند. بعضي از اين فرصت سوزي ها واقعا جبران ناپذيرند و يا جبران آنها بسيار زمان بر و هزينه بر است. مدير هوشيار و خوب بايد خودش فرصت سازي کند اما مديران خلاق و فرصت ساز بسيار اندکند. انتظار داريم مديران ما خودشان فرصت ساز باشند اما اگر اين گونه نيستند دست کم بايد فرصت سوز هم نباشند و فرصت هاي پيش آمده را از دست ندهند. اين توقع زيادي از آنها نيست. 
 
 
4- مسئولان بايد هم خودشان به روز باشند و هم بايد افراد و سيستم تحت مديريت شان را به روز کنند. بسياري از کارها اگر سيستم به روز نباشد و همراهي به سرانجام نمي رسند. حتي اگر خود مدير يا رئيس به روز باشد اما سيستم با او همراه نباشد نمي تواند کاري بکند. چابک و به روز بودن از ويژگي هاي مديريت در دنياي کنوني است. 
 
 
5- اطلاع رساني به موقع و درست، کار رسانه اي و شفاف سازي از الزامات دنياي امروز است. ديگر آن دوره گذشته است که در  پستو و اتاق دربسته تصميمي گرفته شود و بعد هر طور دل مان خواست عمل کنيم. اگر امروز شفاف سازي نکنيم فردا بايد افشاگري کنيم. 
 
 
6- همچنين دوره تک روي ها و فردي و خودسرانه عمل کردن ها گذشته است. کارهاي موفق کارهايي که با خرد جمعي، همکاري و تعامل صورت بگيرد. وحدت و همدلي، همفکري و تعامل و کار و تلاش سه عامل رونق و پيشرفت منطقه سبزوار است؛ البته با کمي چاشني صبر و حوصله. مسئولان شهري بايد اين سه عامل را هميشه و همه جا نصب العين خود داشته باشند. 
 
 
7- خلاصه اين که مديريت شهري و مسئولان محترم بايد درک کنند که دوران "مديريت آسان" گذشته است. مديريت آسان يعني مديريت بر جهل و ناآگاهي مردم. مديريت آسان يعني هر چه ما کرديم يا نکرديم همان درست است. مديريت آسان يعني مردم حق سوال و انتقاد ندارند. مديريت آسان يعني ما موظف به پاسخگويي به مردم نيستيم. مديريت آسان يعني مسئوليت تصميمات و کارهاي مان را برعهده نگيريم. مديريت آسان يعني کار و فعاليت در فضاي انحصاري و غير رقابتي. مديريت آسان يعني عدم شفافيت. مديريت آسان يعني بود و نبود چيزي و يا کار کردن يا نکردن تفاوتي نداشته باشد. مديريت آسان يعني به روز باشيم يا نباشيم فرقي نداشته باشد. مديريت آسان به جاي پاسخگويي معمولا طلبکار هم هست. مديريت آسان کند و لَخت است. مديريت آسان تک بعدي مي بيند و بر اساس همان نگاه بسته خود عمل مي کند. 
مديريت آسان بر خلاف اسمش که "آسان" است خسارت هاي سنگين و اغلب جبران ناپذيري دارد. مديريت آسان در اغلب موارد به جاي فرصت سازي و استفاده از فرصت هاي موجود، فرصت سوزي مي کند. مديريت آسان کشنده استعدادها و خلاقيت هاست. مديريت آسان بسيار پر هزينه است. مديريت آسان هميشه عقب است. مديريت آسان به دنبال کشف ظرفيت ها نمي رود و نمي تواند اين ظرفيت ها را فعال کند. 
 
 
8- منطقه سبزوار با بخشي و شهرستاني عمل کردن پيشرفت نخواهد کرد. سبزوار با داشتن نگاه ملي و کار در سطح ملي پيشرفت مي کند. نگاه ملي يعني آن که از ظرفيت هاي منطقه سبزوار در سطح کلان ملي فرصت سازي کنيم. نگاه ملي يعني آن که با هوشياري، موقعيت شناسي و پيگيري از ظرفيت هاي ملي براي پيشرفت شهرستان استفاده کنيم. ظرفيت هاي ملي کم نيست که مي توان با هوشياري و موقعيت شناسي و سماجت از اين فرصت ها به نفع منطقه استفاده کرد. يک نمونه بارز از اين گونه هوشياري ها و موقعيت شناسي ها موضوع بازآفريني بافت هاي فرسوده بود که به خوبي توانستيم از اين فرصت ملي براي ساماندهي حاشيه نشيني در سبزوار استفاده کنيم. نگاه ملي يعني آنکه شهرستان را با استانداردهاي ملي بسنجيم نه با سطح محدود شهرستاني که اگر اين گونه شد تازه مي فهميم چقدر عقبيم و چقدر بايد کار کنيم. نگاه ملي يعني آنکه بتوانيم ظرفيت هاي کم نظير و بي نظير منطقه سبزوار را در سطح کشور مطرح و براي عملي شدن آنها تلاش کنيم. کار در سطح ملي يعني آنکه جسارت و جرات تصميمات کلان و بزرگ را داشته باشيم. منطقه و شهرستان سبزوار چند مشکل اساسي و زير بنايي دارد و تا اين مشکلات زير بنايي حل نشود اتفاق قابل توجهي نخواهد افتاد. اين مشکلات مانند تاري دست و پاي شهرستان و منطقه را بسته اند و مانع حرکت رو به جلو آن مي شوند. مديريت شهري اين مشکلات زيربنايي را مي داند و نيازي به تکرار نيست. مسئولان هم به خوبي مي دانند که اين مشکلات زيربنايي با "ظاهرسازي" و به اصطلاح "زيباسازي" در و ديوار شهر و کارهاي مقطعي و موقتي حل نمي شود. مديريت شهري بايد جرات و جسارت اين را داشته باشد که تصميم هاي بزرگ بگيرد و خودش را براي انجام کارهاي کلان آماده کند. نگاه کلان و افق بلند داشتن، شناسايي و معرفي ظرفيت هاي نسبي منطقه، استفاده از نخبگان، فرهيختگان و مديران استاني و ملي، جذب سرمايه هاي مادي و معنوي داخل و خارج از شهرستان و مواردي از اين قبيل هم از هنر مسئولان شهري است و هم از وظايف آنها.  
 
 
9- خيزش و جهش سبزوار براي رسيدن به جايگاه واقعي اش تازه آغاز شده است. سبزوار براي رسيدن به اين جايگاه بايد "پوست اندازي" کند. پوست اندازي به معناي آن نيست که چند نفر بروند و چند نفر ديگر بيايند بلکه پوست اندازي يعني "خانه تکاني". خانه تکاني يعني تغيير در تفکرات، افق نگاه ها، روحيات و نوع تعامل ها. خانه تکاني يعني کنار نهادن تنگ نظري ها، حسادت ها و اختلاف ها. خانه تکاني يعني شکستن پوسته سخت خودبيني ها و خودمحوري ها. خانه تکاني يعني باز بيني و بازانديشي در افکار، ذهنيات و روحياتي که در طول سال ها متحجر و متصلب شده اند. خانه تکاني يعني تعريفي تازه در روابط بين افراد و نهادها، همکاري ها و همفکري ها. پوست اندازي لازمه دوران گذار است. طبيعي است که پوست اندازي کمي درد هم دارد اما براي پيشرفت و رسيدن به دوران تازه بايد اين درد را تحمل کرد. البته روشن است که اين خانه تکاني فقط شامل مسئولان و نهادهاي رسمي و دولتي نمي شود بلکه همه ما از مسئولان گرفته تا تشکل ها و انجمن هاي مردمي و تا اشخاص حقيقي بايد با خانه تکاني و پوست اندازي، نگاه و روحيات و شيوه کارمان را تغيير دهيم.
 
 
10- دوستي مي گفت: شما در شهر نيستي که از نزديک اختلاف ها و دعواهاي مسئولان را ببيني. هر کس به فکر خودش است و اين حرف ها باد هواست. 
گفتم: پوست اندازي، سخت و زمان بر است چون با تفکرات، نگاه ها و روحيات سر و کار دارد، بايد صبر و حوصله اي زيادي داشته باشي. اما تغييرات آغاز شده است و در همين سه چهار سال گذشته نشانه هاي آن را به وضوح مي بينيم. علاوه بر این، اين حرف ها و نوشته ها براي نسل هاي گذشته و حتي بسياري از مسئولان کنوني نيست. بسياري از مسئولان و مديران فعلي در باغ ديگري سير مي کنند و اصلا اين حرف و صحبت ها را درک نمي کنند. آنها حتي اگر اين حرف ها را هم بفهمند چنان در روزمرگي ها و پيچيدگي هاي اداري و رسمي خودشان غرقند که هر چه  دست و پا مي زنند بيشتر فرو مي روند. ما اين حرف ها و مطالب را براي نسل هاي گذشته نمي نويسيم؛ آنها هم سن شان گذشته و هم دوره مسئوليت شان به سر آمده است، نهايت اين که چند سال ديگر هم سر کار باشند و دست و پايي بزنند. 
 
11- اميد ما به همين "رويش" هاي جديد است. اگر به اطراف مان دقيق تر نگاه کنيم و مسئولان دقيق تر ببينند، در همين چهار پنج سال رويش هاي زيادي در حوزه هاي مختلف فرهنگي، علمي، اقتصادي و اجتماعي داشتيم که در آينده کارها خواهند کرد. اگر مسئولان شهري و مديريت شهري ما اين رويش ها را مي ديدند که خيلي جلوتر بوديم. تقويت و حمايت از اين رويش ها جزو وظايف ذاتي مسئولان و مديريت شهري است؛ البته در صورتي که واقعا به پيشرفت سبزوار باور داشته باشند و چنان که مدام تکرار مي کنند بخواهند کاري بکنند. اميد ما به نسل هاي بعدي است؛ نوجوانان و جواناني که مسئولان و مديران آينده سبزوارند. اين حرف ها براي آنها گفته و نوشته مي شود تا مانند مسئولان گذشته و کنوني بار نيايند. اين مطالب نوشته مي شود تا مديران کشوري و استاني تربيت شوند. اين حرف ها براي نوجوانان و جواناني گفته مي شود که ان شاء الله مسئولان ملي براي منطقه سبزوار ساخته شوند. شک نداريم که جوانان سبزواري با کار، پشتکار و ابتکار سبزوار را به جايگاه واقعي اش خواهند رساند. مسئولان و نهادهاي دولتي و رسمي خيلي هنر کنند خودشان را با اين جوانان همران کنند و گر نه نسل جديد جوانان سبزوار منتظر نمي مانند تا مسئولان و نهادهاي کند و لَخت دولتي و رسمي با هزار اما و اگر و تاخير کاري بکنند. 

منبع: نشریه ستاره شرق / سال دوم / شماره پنجاه و پنجم 

برای مطالعه یادداشت های بیشتر به قلم علی نورآبادی هم اکنون روی اینجا کلیک کنید.


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• شما مجموعه برنامه های هفته سبزوار از 26 اردیبهشت تا 1 خرداد 94 را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات