مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

27 تير 1396   /   کد مطلب: 16994   /   بازدید: 1326   /   نظرات: 0

فرزانه فرهبد: امیدوارم باتوجه به ظرفیت ها شاهد راه اندازی صدا و سیما در سبزوار باشیم/ به آینده زنان سبزوار خوش بینم / کسی مجری موفقی خواهد شد که زیاد مطالعه کند

فرزانه فرهبد: امیدوارم باتوجه به ظرفیت ها شاهد راه اندازی صدا و سیما در سبزوار باشیم به آینده زنان سبزوار خوش بینم  کسی مجری موفقی خواهد شد که زیاد مطالعه کند

امید برومندی ، ریحانه ریاحی / مجله اینترنتی اسرارنامه

شاید در ابتدا چندان هم دشوار به نظر نیاید . اینکه در جریان برگزاری یک مراسم، در مقابل جمعی کوچک یا بزرگ قرار بگیری و بعد از سلام و خوش آمدگویی، به اعلام برنامه ها و دعوت از سخنرانان و میهمانان مختلف بپردازی. حتی ممکن است مثل یک حرف زدن ساده به نظر برسد که همه روزه بارها بین ما و دیگران اتفاق می افتد. اما وقتی که در جایگاه مجری یک برنامه قرار بگیری شرایط خیلی فرق می کند و آنجاست که همین حرف زدن ساده واقعا به چالشی سنگین و خطیر تبدیل می شود.

البته نسبت دادن صفت های «سنگین» و «خطیر» به هنر و حرفه اجرا، تنها یک تعارف نیست بلکه  نیاز شدید این شغل به ویژگی هایی نظیر عدم شرم حضور و اعتماد به نفس بالا برای قرار گرفتن طولانی در مقابل جمعیت های بزرگ، قدرت و جسارت مدیریت صحنه و کنترل و مواجهه با چالش های پیش بینی نشده ای که در هر برنامه ی زنده ای ممکن است بروز پیدا کند، تمرکز ذهن، فی البداهه گویی سنجیده، فن بیان و صدا و مقادیری از استعداد ادبی و نمایشی ، رعایت شأن جلسات مختلف (رسمی و اداری، هنری و فرهنگی، علمی و دانشگاهی ، عمومی و ...)، توانایی انطباق نوع اجرا با روحیات تماشاچیان گوناگون و ...  آن را واقعا در زمره حرفه های سخت و استرس آور قرار می دهد که بنابراین به افرادی با توانایی های چند جانبه و برخوردار از شخصیت های قوی، متهور و با درایت نیاز دارد.

با توجه به این اوصاف مجریگری را چه در برنامه های زنده حضوری و چه در برنامه های ضبط شده تلویزیونی و رادیویی، نمی توان فقط یک شاخه هنری دانست، بلکه خود مجموعه ای از چند هنر به همراه مهارت مدیریت و روابط عمومی بالا و حتی تا حدی برخورداری از دانش روانشناسی و جامعه شناسی است که البته این ها هیچ یک منحصر به مردان یا زنان نیست و از میان هر دو جنس می توان مجریان موفقی را در هر زمان پیدا کرد.

با این حال به نظر می رسد هنر مجریگری در سبزوار تا همین چند سال قبل تنها در انحصار آقایان بود که از آن بین می توان به مجریان شناخته شده ای نظیر حسین شمس آبادی، امیر بلوکی، جواد محمدی، رضا شجاع مقدم، سید حسین دلبری، قاسم سهیلی و ... که البته اجرا شغل اصلی هیچ کدامشان نیست اما به فراخور موقعیت در برنامه های سنگین و رسمی شهرستان حضور یافته و به خوبی و با تسلط کامل به اجرا می پردازند، اشاره کرد.

این در حالی است که بانوان شایسته سبزواری تا کنون در عرصه های هنری زیادی از جمله تئاتر، شعر، داستان، هنرهای تجسمی و ... خوش درخشیده اند، اما در زمینه هنر اجرا جای خالی بانوانی که به صورت فعال و حرفه ای در این عرصه حضور داشته باشند، احساس می شد.

اما در سال های اخیر دیار سربداران شاهد ظهور و درخشش چشمگیر بانویی فرهیخته در عرصه مجریگری برنامه ها و همایش های رسمی این شهرستان بود که نشان داد، بانوان سبزواری نیز به خوبی می توانند از پس چنین مسئویتی بر بیایند.

فرزانه فرهبد نیا بانویی که پیش از ورود به عرصه اجرا بیشتر با فعالیت های فرهنگی و هنری و به خصوص حضور و مشارکت فعال در محافل مرتبط با کتابخوانی در سبزوار شناخته می شد، اکنون یکی از مجریان شناخته شده ی سبزواری است که مسیر رشد و ترقی در این حرفه را خیلی سریع پیموده است.

شاید مردم سبزوار یکی از نقاط اوج حضور و فعالیت فرهبد در عرصه ی مجریگری و نیز فعالیت های اجتماعی را همین دو ماه قبل در ایام منتهی به دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران دیده باشند که او در گردهمایی های چند هزارنفری مردان و زنان سبزواری در آخرین شب های پر شور و هیجان تبلیغات انتخابات، با وقار و صلابت همیشگی خود روی سکویی که عمدتاً در تسخیر  آقایان بود، حاضر میشد و بیشتر از نقش یک مجری، در شورآفرینی و مدیریت مراسم و هدایت شعارها در آن اجتماعات عظیم ایفای نقش می کرد. این در حالی است که در فرهنگ سبزوار تا کنون معمولا کمتر بانویی تا این حد در خط مقدم فعالیت ستادهای انتخاباتی حضور فعالانه و آشکار و در عین حال متین و حساب شده ای، داشته است.

فرهبد در ادامه مسیر موفقیت هایش، امسال توانسته است به جمع کارکنان صدا و سیما در یکی از استان های غربی کشور راه یابد تا در اجرای برنامه های خانوادگی، فرهنگی و هنری آن مرکز همکاری کند. بدین ترتیب اگرچه اکنون فرهبد برای فعالیت در صدا و سیمای استانی همدان به همراه همسر و فرزندانش به این استان غربی کشور مهاجرت کرده است و طبیعتا سبزوار کمتر خواهد توانست از توانمندی های وی در عرصه اجرا بهره ببرد، اما در عین حال می توان به خاطر فرصت فراهم آمده جهت رشد و بالندگی هرچه بیشتر یک بانوی فرهیخته سبزواری، خرسند بود و امید داشت که در آینده نیز همچنان شاهد ظهور و بروز بانوان موفق دیگری در عرصه اجرا و سایر عرصه های هنری و اجتماعی دیار سربداران و کشور اسلامی ایران باشیم.

مجله اینترنتی اسرارنامه در آخرین روزهای حضور خانم فرهبد در سبزوار، ضمن دعوت از ایشان برای حضور در دفتر مجله، مصاحبه ای مفصل با وی ترتیب داد تا ضمن آشنایی بیشتر، از تجربیات وی و رمز موفقیت و بالندگیش در این عرصه جویا شود.

در ادامه متن کامل مصاحبه اسرارنامه با فرزانه فرهبدنیا را مطالعه خواهید کرد:

 

  • -خانم فرهبد شما در بین اهالی فرهنگ و هنر سبزوار از سال ها قبل به عنوان شاعر، نویسنده و یکی از بانوان فعال درعرصه های کتابخوانی و برخی دیگر از فعالیت های اجتماعی شناخته می شدید  اما در چند سال اخیر ناگهان بُعد تازه ای از توانمندی هایتان در زمینه هنر مجری گری نیز شکوفا شد که اکنون انگار از بقیه ی ابعاد پر رنگ تر هم شده است. لطفا درباره چگونه ورودتان به عرصه اجرا و درخششتان در این زمینه توضیح دهید.

- راستش من هیچ وقت فکر نمی کردم بخواهم سر از این مسیر در بیاورم اما اکنون تقریبا 6 تا 7 سال است که وارد عرصه ی اجرا شده ام. یعنی تقدیر چنین رقم خورد. حالا  قبل از هر چیز می خواهم از صمیم قلب از کسانی تشکر کنم که واقعا من را در این موقعیت قرار دادند، حمایت و هدایت کردند و در همین جا صمیمانه و گرم ترین تشکرهایم را تقدیم می کنم به پدرو مادر، خواهران وهمسرم به خاطر همه حمایت هایی که به عمل آورد و حتی در بحث ورود به صدا و سیمای همدان اگر ایشان پشتیبانم نبود، اقدام نمی کردم. زیرا دقیقاً زمانی که خبر قبولی ام آمد من گفتم نمی رویم ولی ایشان تمام قد ایستادند و مثل همیشه خیلی محکم تر و جلوتر از من حرکت کردند تا من توقف نکنم.

بنابراین اولین سپاسم را تقدیم ایشان می کنم. ایشان همیشه جلوتر از من هستند و دست مرا می گیرند.  در 15 سال زندگی مشترک با همسرم قبل از اینکه هر حسی نسبت به او داشته باشم احساس صمیمی ترین دوست را دارم و از صمیم قلب می گویم در تمام فراز و نشیب ها در همه جا کنارم بوده و قدردان حضورش هستم.

بعد از آن به چندین نفر خیلی زیاد در این شهر مدیون هستم اگر بخواهم اسم بیاورم احتمالا صد نفری را باید نام ببرم که امکانش نیست. اما شاخص ترین هایشان را اگر بخواهم بگویم، روابط عمومی دانشگاه حکیم سبزواری(آقای دکتر دلبری و همکارانشان) دوست بسیار خوبم آقای حمیدرضا سیدنیا، استاد خوبم دکتر رحیمی، دکتر سیدنورالله رضوی، آقای جواد دباغی مقدم و همکارم خانم حائری به عنوان کسانی که بیشتر در ذهنم هستند و خیلی مرا دراین مسئله حمایت کردند.

 

  • تا جایی که ما اطلاع داریم، اشتغال اصلی شما در سال های گذشته در آموزش و پرورش بود، لطفا درباره اینکه چه طور وارد عرصه اجرا شدید و آنقدر سریع پیش رفتید که به برنامه های بزرگ و سنگین شهرستان سبزوار دعوت شدید و مجری گری کردید، توضیح بیشتری بدهید؟ در واقع سئوال این است که چگونه در عرصه ای که تا قبل از شما تقریبا خالی از حضور بانوان بانوان بود شما با موفقیت ورود پیدا کردید و در برنامه هایی که حتی با حضور وزرا یا سایر مهمانان کشوری وبرنامه های ملی بر پا می شد، به عنوان مجری انتخاب شدید ؟

- من اکنون حدود 9 سال است که در سبزوار سکونت دارم زیرا تمام سال های کودکی و نوجوانی را به خاطر شغل پدرم درنقاط مختلف کشور سپری کردیم و زیاد در سبزوار نبودم که اوضاع و احوال اینجا از جمله وضعیت حضور زنان در عرصه مجری گری را به دست بیاورم و تقریبا چند سال بعد از ازدواجم به همراه همسرم در سبزوار ساکن شدیم. در این بازه زمانی که در سبزواربوده ام، واقعاً با خانمی که مجری باشد و در برنامه های کلیدی شهرستان به روی صحنه برود آشنا نشده ام و استارت کار بنده هم در این عرصه با پیشنهاد و همکاری خانم حائری یکی از همکارانم در آموزش و پرورش خورد.

از آنجایی که بنده نیروی قراردادی آموزش و پرورش بودم، در سال 90 افتخار همکاری با مجموعه امام حسین به مدیریت خانم حائری را پیدا کردم. پیش از آن اجراهایی در جلسات 20الی 30 نفره که قاعدتأ برنامه های مختصری بودند را داشتم و تجربه هایی در باب اجرا کسب کرده بودم، اما جسارت لازم برای مدیریت بداهه یک برنامه بزرگ را در خود نمیدیدم. تا اینکه یک روز سرکار خانم حائری پیشنهاد فعالیت جدی تر در این عرصه را به من دادند و بنده را به سمت اجرا هدایت کردند و هنگامی که قرار بود برنامه های سنگین تری در آن مجموعه برگزار شود، ایشان عقیده داشتند تا وقتی من هستم، لازم نیست از بیرون مجری بیاورند.

در ابتدای کار استرس زیادی داشتم ولی بعد متوجه شدم که خیلی هم کار سختی نیست.حداقل این تجربه باعث شد که یک سری توانمندی های خودم را شناختم. و مدتی بعد اولین اجرای رسمی ام در سال 90 با حضور خانم دکتر شکیب مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی بود که در حضور مسئولان شهرستان و استان کلید خورد، که در آن اجرا شناخته شدم و بعد ازآن به جاهای دیگر دعوت شدم.

 

  • همانطور که می دانید، در حال حاضر به فعالیت صدا و سیما درایران انتقادهای زیادی وارد است و در یک کلام می توان گفت، صدا و سیما ارگان خیلی محبوبی برای همه اقشار مردم کشور نیست و عده ای آن را دستگاهی تحت سیطره فکری یک جناح خاص سیاسی می دانند. اکنون با توجه به اینکه می خواهید در صدا و سیمای همدان فعالیت کنید این فرصت را چه طور می بینید و با ساختار بسته صدا و سیما می توانید کنار بیایید؟

- راستش بعد از مصاحبه هایی که در مراحل پذیرش بنده در صدا و سیمای همدان انجام شد وبازخوردهایی که گرفتم، به من اعلام کردند که برای هر کسی با توجه به برآوردی که از تخصصش دارند برنامه تدارک می بینند که گویا برای من برنامه هایی درحوزه فرهنگی، ادبی، خانوادگی وگفتگو با هنرمندان و از این قبیل برنامه ها در نظر گرفته شده است و چون حیطه کار مقداری از فضای سیاسی فاصله دارد، برایم آنچنان سخت نیست، اما واقعیت این است که به هیچ وجه نمی خواهم تمرکز و تکیه ام را فقط روی بحث صدا و سیما بگذارم و برنامه های خیلی زیادی برای آینده درهمدان دارم.

 

  •  ممکن است درباره برنامه های دیگری که جز بحث مجری گری در صدا و سیمای همدان مد نظر دارید، توضیح دهید؟

- ببینید همدان شهری با پیشینه ای بسیار کهن است که اولین پایتخت باستانی ایران در زمان مادها بوده و اکنون نیز به نظر می رسد بسترهای لازم برای کارهای فرهنگی در این شهر فراهم باشد. بنده در سبزوار به صورت جدی چندین سال است که بحث گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی را پیگیری می کنم. قبل از اینکه طرح باشگاه کتابخوانی در سبزوار مطرح شود و با توجه به اینکه در ادبیات کودک خلاء های زیادی در سیستم مدارس می دیدم، جلساتی فردی در خانه ام راه اندازی کردم و تعداد بچه ها و خانواده های علاقه مندی را که می شناختم دعوت کردم تا در این جلسات بیشتر با ادبیات کلاسیک و کهنمان آشنا شوند و باهم به شعرخوانی و مثنوی خوانی می پرداختیم وتقریبأ 5 سال این نشست های ادبی مان به طول انجامید و بعد با به دنیا آمدن فرزند دومم ، این جلسات به منزل یکی دیگر ازدوستانم منتقل شد.

دلیل تأکیدم بر ادبیات این است که، در یک مصاحبه که از دکتر شفیعی کدکنی خواندم، از ایشان دلیل تاکیدشان را بر مطالعه ی ادبیات جویا شده بودند، وی پاسخ داده بود: برای زندگی چه می خواهید؟ هر آن چه می خواهید (فلسفه، عرفان، اصول زندگی، تعلیم و تربیت) در ادبیات ما هست.
 
آنقدراین جمله برایم زیبا جلوه کرد که تمام تلاشم را در این سمت و سو گذاشتم که ادبیات را بیشتر بخوانم و در آن حدی که خودم شناختم، بشناسانم. این چنین بود که در این جلسات پا به پای هم با بچه هایی که در مقطع ابتدایی بودند جلو می رفتیم و در عرض یک سال آنقدر بازخورد خوب بود که بچه ها از روی متن اصلی کتاب هایی چون بوستان و گلستان می خواندند و تفهیم و ترجمه می کردند و این برای من بسیار ارزشمند بود. به این جمله منسوب به حضرت امام خمینی(ره) بسیار معتقدم که می فرمایند: ابتدایی را دریابید که دانشگاه دیر است. برای نهادی کردن فرهنگ باید کار را از کودکان شروع کرد. چنین شد که به این نتیجه رسیدم که تداوم فعالیت های فرهنگی رکن پیشرفت جامعه است و قرارم براین است که در همدان هم به همین شکل ادامه دهم.

 

  •  با وجود این فعالیت های ارزنده، اما در واقع اجرا عمده ترین فعالیت اجتماعی حال حاضرتان است؟

- بله. اگر به عنوان فعالیت شغلی و حرفه ای بخواهید نگاه کنید اجرا فعالیت شغلی و حرفه ای کنونی بنده است. کارهایی که شاید اصلا به چشم نیاید اما خیلی زمان بر است. بنده تا چند ماه قبل نیروی قراردادی در آموزش و پرورش بودم و قراردادم بعد از به دنیا آمدن فرزند دومم منتفی شد وغیراز فعالیت های فرهنگی داوطلبانه که درگیرش هستم فعلا تنها شغل پاره وقتم مجری گری است.

مسئله دیگری هم که در باب ورودم به صدا و سیمای همدان باید مطرح کنم این است که، با توجه به اینکه صدا و سیما بیش از 20 سال است که به صورت رسمی نیرو نمی پذیرد و نیروهای جدیدش را به صورت قراردادهای کوتاه مدت یا بلند مدت جذب می کند، خیلی ذهنم را درگیر صدا وسیما نمی کنم. همچنین به دلیل اینکه موافق یا مخالف یک جهت یا جریان خاصی نیستم و فقط موافق روشنگری و شفاف عمل کردن هستم، اگر قرار باشد در صدا و سیما در جایی قرار بگیرم که به خاطر به دست آوردن یک موقعیت یا اندک درآمدی، کاری را که نمی پسندم انجام دهم، قطعا در خودم آنقدر توانایی می بینم که خارج از فضای صدا و سیما بتوانم فعالیتم را ادامه دهم.

 

  • اصلا چه طور شد که یک باره از این طرف کشور، به صدا و سیمای همدان در آن طرف دیگر جغرافیای ایران راه پیدا کردید؟

- دلیلش یک دوست خوب بود. من در یک سفر عبوری که قبلا به همدان داشتم ، با یک دوست خوب آشنا شدم، و این دوستی تداوم پیدا کرد تا اینکه چند ماه قبل تقریبا در زمستان 95 با من تماس گرفت و خبر داد صدا و سیمای همدان برای جذب مجری، فراخوان داده است. من با اینکه امید زیادی نداشتم، چون فکر نمی کردم یک فرد غیر بومی در بین آن همه متقاضی بتواند پذیرفته شود، اما برایم مثل پرتاب تیری در تاریکی بود. به هرحال رزومه ام را ارائه دادم و در تستی که قرار بود در استدیو به صورت زنده اجرا شود نیز شرکت کردم و 4 موضوع پراکنده و مختلفی را که همان لحظه به صورت فی البداهه به من می گفتند، اجرا می کردم و شکر خدا از این مرحله با موفقیت عبور کردم. بعد از نوروز با مشقت فراوان  با اتوبوس و به همراه بچه کوچک برای مصاحبه به همدان رفتم زیرا همسرم به خاطر مسائل کاری نمی توانست دراین سفر همراهم باشد. در آنجا مطلع شدم از 150 نفر که اکثرشان هم نیروهای بومی همدان بوده اند، تست گرفته شده در حالی که قرار بود فقط دو نفر انتخاب شوند.

به هرحال بعد از ارائه همه تست ها و مصاحبه ها تا مدت ها، خبری از آن ها نشد تا اینکه به ایام انتخابات 96 خوردیم و من کم کم به همسرم گفتم باید در سبزوار به دنبال ادامه فعالیت هایم باشم. اما چند روز بعد ناگهان از همدان تماس گرفتند و خبر دادند پذیرفته شده ام و فقط باید یک دوره را بگذرانم. چون من تا به حال مجری صحنه و استیج بوده ام و مجری گری برای صدا و سیما کیفیت کار متفاوتی دارد و آموزش های خاص خود را می طلبد.

در واقع یک بازه شش ماهه برای کسانی که وارد این مجموعه می شوند درنظر گرفته شده که بسته به استعداد و توانایی افراد ممکن است آماده شدنشان کمتر یا بیشتر به طول بیانجامد.

 

  •  اینک که در آستانه مهاجرت به همدان هستید، همدان را چگونه شهری می شناسید؟

- خدا را شکر به شهر خوبی افتاده ام. خوشبختانه چیده مان تقدیر مرا به جایی برد که با توجه به تمدن و پیشینه ی بزرگی که دارد و درشاهراه فرهنگ های دیگر از جمله محل عبور کردستان ، آذربایجان، لرستان و تهران قرار گرفته باعث شده که همدان از لحاظ فرهنگی ویژگی های خاص خودش را داشته باشد و خدارا سپاس می گویم که مرا در چنین شهری قرار داده است و می توانم در حیطه ی علاقه ام به فرهنگ، فعالیت هایی در این زمینه را انجام دهم.

این را هم بگویم که چون بنده فرد ریزنگری هستم، در سفرهای متعددم به همدان چیزهای جالبی را متوجه شده ام که در شهرهای دیگرنظیر آن را کمتر دیده ام. مثلا اینکه شما ببینید در حاشیه ی کوچه ها و خیابان ها درختان میوه کاشته اند که پر از محصول است اما کسی آن ها را نچیده، به این معنی است که یعنی در این شهر اتفاقات خوبی افتاده، که مردم به حقوق شهروندیشان احترام می گذارند. و شهروندان وقتی در کوچه و خیابان درخت میوه می کارند، این یقین و امنیت را در شهر احساس می کنند که محصولاتی که به ثمر برسد، متعلق به خودشان است. و موارد دیگری از جمله برخورد پلیس با مردم، برخورد مردم یک شهر با مسافر و... که با در نظر گرفتن همه این موارد، متوجه می شویم که همدان لیاقت نام هگمتانه را دارد.

 

  • لطفا نظرتان درباره سبزوار راهم بیان کنید؟

- همانطور که قبلا هم عرض کردم، من در سبزوار نبوده ام و کودکی ام پخش شده در همه ایران هر وقت می گویند اهل کجایی می گویم همه ایران سرای من است و کودکی پر فراز و نشیبی داشتم در اصفهان، جنوب، مناطق جنگی دردوران جنگ و... بوده ایم. چون شغل پدرم نظامی بود. با این حال آمدن من به سبزوار و بودن و مأنوس شدن و معاشرت کردن با مردم این شهر از بزرگترین شانس های من بود و آدم های خوبی سر راهم قرار گرفتند و این باعث شد که کم کم علاقه مند شوم. شخصاً نسبت به سرود سبزوار بسیار عرق دارم و هر بار که در مراسمی هستیم که این سرود پخش می شود، یک برانگیختگی درونی در وجودم اتفاق می افتد. با این حال یک سری تعصباتی که بعضاً وجود دارد، را دوست ندارم. معتقدم نیاز نیست برای مهر ورزیدن به سبزوار و بالا بردن این شهر به مبالغه درباره آن بپردازیم. ظرفیت های زیادی در این شهر هست که همین حالا هم با اتکا به آن ها می توانیم به سبزواری بودن خود افتخار کنیم و اگر هم می خواهیم به ایجاد وجهه بهتری برای این شهر کمک کنیم، راهش این است که هر کداممان در هرکجایی هستیم خودمان وارد عمل شویم و گام مثبتی برداریم و وظیفه شهروندیمان را در قبال شهرمان به درستی انجام دهیم. در یک مثال خیلی جزئی مثلا همین حالا اگر زباله ای روی زمین می بینیم آن را برداریم و در سطل زباله بیاندازیم. بدین ترتیب شهر زیبا تر و پاک تری خواهیم داشت.

 

  •  شما به عنوان یکی از بانوانی که علاوه بر فعالیت های فرهنگی و هنری در عرصه فعالیت های اجتماعی سبزوار هم حضور پر رنگی داشته و حتی در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در اردیبهشت 96 فعالیت چشمگیری داشتید و در اجتماعات عظیم مردمی که با حضور چند هزارنفره آقایان و خانم ها برگزار می شد، در آخرین شب های تبلیغات انتخابات روی سِن می رفتید و البته بیشتر از نقش یک مجری در شورآفرینی و مدیریت مراسم و هدایت شعارها در آن جمعیت بزرگ نقش به سزایی داشتید که تا به حال کمتر بانوی سبزواری تا این حد در ستادهای انتخاباتی حضور فعالانه و آشکاری داشته است. با این اوصاف افق فعالیت بانوان در سبزوار را به ویژه در حوزه اجرا چه طور می بینید؟

- افق فعالیت بانوان را در سبزوار خیلی وسیع می بینم. زیرا روز به روز بر تعداد خانم هایی که به سمت بیداری و آگاهی قدم بر می دارند، افزوده می شود و خیلی خوشحالم که در بعضی مجامعی که شرکت می کنم، زنان فرهیخته ای رامی بینم که در لایه های مخفی اجتماع فعالیت می کنند هر چند که دیده نمی شوند.

من به آینده زنان سبزوار خوش بینم. در باب اجرا هم چند خانم هستند که من به یکی دو نفر از آن ها بسیار امیدوارم و به این قضیه ایمان دارم که کسی در این عرصه موفق می شود که مطالعه کند و روز به روز بر دانشش اضافه کند.

همچنین معتقدم که اگر کسی برود از روی کاغذ متن را بخواند مجری نیست چون این کار را همه می توانند انجام دهند. می خواهم ازهمین جا این پیام را به همکارانم بدهم که هرچند این خیلی محترمانه است که شما برای مخاطبت وقت بگذارید و از قبل متن را آماده کنید اما اگر همه تکیه تان به آن متن باشد به گونه ای که اگر متن را از شما بگیرند، دیگر چیزی نداشته باشید، این یک خلاء بزرگ است و هیچ وقت این مجری موفق نخواهد بود.

در واقع یک مجری زمانی موفق خواهد بود که دایره ی دانسته هایش را بالا ببرد و بتواند فی البداهه درباره یک موضوع بنویسد و سخنرانی کند و من این را مدیون پیشینه خانوادگی ام هستم. من از دوران نوجوانی شعر را شروع کردم و داستان می نوشتم و این دست به قلم بودن به من خیلی کمک می کند که در جاهایی بتوانم از پس ضرورت هایی که پیش می آید به خوبی بر بیایم. اما درنهایت کسی می تواند در عرصه ی اجرا موفق باشد که مجموعه ای از قابلیت ها را در خودش پرورش دهد و صرفا کاغذ و مکتوبات نمی تواند آدم را جلو ببرد.

 

  •  در سال هایی که در سبزوار اجرا داشتید کدام اجرا بیشتر به دلتان نشسته؟

- در پاسخ به این سئوالتان دو سه نکته را باید اشاره کنم. اول اینکه قاعدتاً کارهایی که با گروه موسیقی آقای سیدنیا داشتم به دلیل هنری بودنش خیلی برایم جذاب تر و دلنشین تر بوده یا کارهای دیگری که با سایر گروه های هنری انجام می شده و هر چیزی که مرتبط با هنر بوده را خیلی دوست داشته و دارم ولی از آن که بگذریم، 90 درصد کارهایی که اجرا می کنم، مربوط به همایش ها و سمینارهای مختلف هستند و همه شان را دوست دارم چون از اجرا برای هر کدام از این برنامه ها چیزهای جدیدی یاد می گیرم. قبلا هم عرض کردم همیشه چشم وگوشم برای یادگیری باز است و هرچه جلوتر می روم می فهمم که چه قدر چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم. بنابراین تقریبا در تمام اجراهایی که دارم، لحظاتی که پشت صحنه هستم، به مطالب سخنرانان گوش می دهم و چیزهای جدید می آموزم و چه قدر این اجراها برای من ارزشمند است وحتی گاهی تا چندین روز ذهنم درگیر چیزهای جدیدی است که یاد گرفته ام و خدا را شکرمی کنم که این چنین اتفاقی افتاده است.

مثلا در عرصه محیط زیست، یا در عرصه های علمی مثل ریاضی و ... چیزهایی شنیده ام که تا حالا نشنیده بودم. شما فکر کنید همایش کشوری جبر باشد، نفر اول جبر وریاضی کشور بیاید وبا عشق از ریاضی صحبت کند. چنین موقعیتی برای منی که دوستدار ریاضی نبوده ام خیلی جالب است و پی می برم که باید در خود بازنگری داشته باشم و نوع نگاهم را به ریاضیات عوض کنم. این است که تقریبا همه اجراهای خود رادوست دارم و یک حس خوبی با آن ها برقرار می کنم.

 

  • یعنی هرگز پیش نیامده که اجرایی داشته باشید که خودتان نحوه اجرا یا حضورتان در آن برنامه را نپسندید؟

- چرا، راستش یکی دو اجرای تحمیلی داشته ام که از سر رودربایستی قبول کرده ام. اما بعدش به خودم گفته ام، که این شغل تو بوده و این کار را به خاطر شغلت انجام داده ای.

 

  •   از بین مجریان سبزار اجرای چه کسانی را بیشتر پسندیده اید؟

- با احترام زیاد به تمام پیشکسوتان شهر که در این حرفه بوده اند و من بسیار از آن ها آموخته ام، آقایان امیر بلوکی و جواد محمدی که وقارهمیشگی شان در صحنه الگویی برای من بوده و در بنده ایجاد انگیزه کرده اند.و همچنین افراد دیگری هم در این عرصه بوده اند که به آنها و نوع کارشان (خوب یا بد) احترام میگذارم.

 

  •  در همین سال های فعالیتان در سبزوار ، علاوه بر کسانی که به شما کمک کردند، آیا کسانی هم بودند که در مسیرتان سنگ اندازی کنند و مانع پیشرفتتان شوند؟

- متاسفانه یک سری تنگ نظری هایی در همه شغل ها وجود دارد. کما اینکه حضور من به عنوان یک خانم مجری در این شهر برای خیلی ها پذیرفته نیست. و نامهربانی هایی که شاید در همه جا باشد و شاید هم در فضای سبزوار به علت کمبود کار و یک سری موارد دیگر، موانع پر رنگ تر جلوه می کنند. به هرحال انگار برای بعضی ها سخت است که در یک همایش ملی زن به روی صحنه برود و اجراء کند.

همچنین متاسفانه از جانب بعضی افرادی که نو پاترند و تازه وارد این عرصه شده اند، برخی صدمات اجتماعی را دیده ام که می خواهند زیرپایت را خالی کنند و برایت پاپوش بدوزند.

در عین حال همیشه سعی کرده ام، مشوق کسانی باشم که استعداد این حرفه را دارند و همیشه به آنها گفته ام جای شما بالاست نه در پایین. پس آموزش ببینید و استعدادهای خود را شکوفا کنید چرا که لیاقت آن را دارید.

اینک رفتن و نبود من در سبزوار این فرصت را برای آن تعداد افرادی که حضور من را برای خودشان مانع میدیدند ایجاد میکند که در عرصه اجرا پیشرفت کنند و امیدوارم این موضوع باعث بشود رفتارشان با بقیه مجریان پیشکسوت تر، محترمانه تر، بهتر و به دور از غرض ورزی باشد. اخلاق حرفه ای را رعایت کنند و به این شغل که ارتباط مستقیم با مسایل فرهنگی دارد فقط نگاهی کاسبکارانه نداشته باشند.

 

  • خودتان برای مجری گری چه در زمینه پرورش صدا و چه مهارت های اجرا روی صحنه، دوره های خاصی را دیده اید؟

خیر. خودم تا کنون هیچ آموزش ودوره ای ندیده ام و هیچ کلاسی شرکت نکرده ام و حتی دوره صدا سازی ندیده ام ، اما هر آنچه دارم به خاطر این است که همیشه برای یادگیری حتی از کودکان آماده ام وفکر می کنم کسی که درهای آموختن را به روی خودش ببندد درهای پیشرفت را به روی خودش بسته است.

 

  • با توجه به اینکه می فرمایید هیچ آموزش خاصی برای ورود به این عرصه ندیده اید، پس آیا استعداد خدادادی دارید؟

- راستش  پدر من اصلا قائل به استعداد نیست و در بالای کتابخانه منزل این جمله ادیسون را درشت نوشته و نصب کرده است که نبوغ یعنی 99 درصد پشتکار و یک درصد استعداد. و واقعا اعتقاد دارند به اینکه کسی که به استعداد خودش متکی است، هیچ وقت پیشرفت نمی کند. بنده نیز همین عقیده را دارم.

 

  • اینطور که پیداست خانواده تان روی موفقیت های شما بسیار تاثیر گذاشته اند.

- بله، بسیار زیاد . درواقع اگر دوستدار ادبیات هستم و در این مسیر پیشرفتی کرده ام، صد در صد مدیون خانواده هستم. زیرا از کودکی که چشم باز کردم یک کتابخانه بزرگ در خانه ما بود و  پدر و مادر من معمولا مشغول مطالعه و به شدت دوستدار ادبیات و پیگیری کننده آثار ادبی بودند.

مادرم همین حالا هم با وجود مشغله های زیاد و مشکلات خاص خودش، تمام جلسات شاهنامه خوانی را که هر هفته چهارشنبه ها در سبزوار برگزار می شود، شرکت می کند. ایشان حتما شب با کتاب باید بخوابند و من یادم نمی آید مادرم را بدون مطالعه کتاب دیده باشم.

پدرم نیز با اینکه الان بازنشسته است، معتقد است که من حقوق بگیر دولتم واین حقوقی که می گیرم باید حلال باشد و حلال کردنش را باحداقل 8 ساعت مطالعه در روز انجام می دهد.

مکتوباتی هم دارد که هرچه اصرار می کنیم به چاپ برساند، می گوید هنوز آماده نیست. به طور مثال کلیله و دمنه را به زبان پارسی سلیس ترجمه کرده است و برای این کار بیش از 15 سال وقت گذاشته  و تألیفات دیگری هم دارد ولی چون حساس و سخت گیر است معتقد است که یک کتاب برای اینکه قابلیت چاپ و عرضه داشته باشد، باید خیلی بازنویسی شود و خیلی کار کرد. پدرم ممکن است یک متن را بنویسد و یک سال بعد نه به عنوان نویسنده بلکه به عنوان منتقد به آن نگاه کند و همینطور با نوشته هایش بازی می کند تا کارش پرورده و خوب در بیاید.

 

  • در پایان اگر سخنی باقی مانده، بفرمایید؟

- راستش می خواهم آرزو کنم با توجه به ظرفیت های فرهنگی و تاریخی موجود در منطقه سبزوار به زودی شاهد راه اندازی صدا و سیمای سربداران در این شهر باشیم تا اگر قرار باشد بنده فعالیتم را در صداو سیما ادامه دهم، بتوانم برگردم و اگر هم قسمت نبود فعالیتم را در صدا و سیما ادامه دهم باز امیدوارم در سبزوار بستری باشد تا به همین شهر برگردم و در خدمت همشهریانم باشم. به هرحال آدم هرجا می رود یک سری وابستگی هایی پیدا می کند و از این بابت در واقع زنجیرهایی به دست و پایش بسته می شود که بعضی اوقات زنجیرها سست و کوتاه هستند و زود از هم گسسته می شوند و بعضی اوقات بزرگ و دانه درشت هستند و نمی توانی به راحتی از آن ها جدا شوی. من در سبزوار چند زنجیر بزرگ و دانه درشت دارم و راحت نمی توانم از آن ها دل بکنم. اکنون هم که از اینجا می روم همیشه یادم هست چه کسانی در سبزوار به من کمک کردند چه کسانی برای من پله شدند و آدمی هستم که شاید نتوانم جبران کنم اما خوبی ها را فراموش نمی کنم و فرق بین لطف و وظیفه را درک می کنم.

ضمناً به نمایندگی از اصحاب فرهنگ سبزوار از شما عزیزان در سایت اسرارنامه ممنونم که اینچنین با دقت فعالیت های فرهنگی شهر را پیگیری می کنید و من به عنوان کوچکترین عضو جامعه که دوستدار فرهنگ هستم قدردان تلاش هایتان هستم و امیدوارم فعالیت های شما را در سطح کشور ببینم. 

*    *     *
 
گفتنی است نام و معرفی فرزانه فرهبد در دو فهرست زنان موفق و فهرست هنرمندان سبزوار بزرگ که مدتی است توسط مجله اینترنتی اسرارنامه در حال گردآوری است، درج شده است:
 
 
 
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات