مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

28 آذر 1395   /   کد مطلب: 15277   /   بازدید: 1400   /   نظرات: 2

گفتگو با محمد همایی از اعضای موسس شرکت تعاونی اعتبار کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری

گفتگو با محمد همایی از اعضای موسس شرکت تعاونی اعتبار کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری
 
محمد همایی از کارمندان پیشکسوت دانشگاه حکیم سبزواری است که از نخستین سال های تأسیس این دانشگاه با نام سابق (تربیت معلم)در شهرستان سبزوار به این مجموعه پیوسته (تقریبا ۴ سال پس از تأسیس) و تا امروز که دانشگاه حکیم سبزواری به عنوان دومین قطب بزرگ علمی و دانشگاهی معتبر شمال شرق ایران شناخته می شود، در بخش های مختلفی خدمت کرده و نقش فعالی در توسعه این دانشگاه داشته است به طوری که به گفته خودش، به هر طرف از مساحت بیش از ۲۰۰ هکتاری دانشگاه که نگاه می کند، می بیند در و دیوارش با او از خاطره روزهایی حرف می زنند که او و بسیاری دیگر از همکاران هم دوره اش سال های جوانیشان را با شور و اشتیاق فراوان برای توسعه و رونق دانشگاه حکیم سبزواری تلاش کرده و انرژی گذاشته اند.
 
یکی از بخش های مهمی که همایی در شکل گیری آن به عنوان یکی از نهادهای مهم اقتصادی درون دانشگاه حکیم سبزواری نقش موثر داشته است، صندوق تعاونی اعتبار کارکنان است که محمد همایی خود از پایه گذاران و نیز از نخستین سهامداران و البته از نخستین اعضای هیئت مدیره و مدیرعاملان آن بوده است.
 
صندوق تعاونی اعتبار کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری در طول بیست و چندسالی که از تأسیس آن می گذرد تا کنون چندین مرتبه به همه سهامداران و مشتریان خودوام داده و در مقاطع مختلف گره از کار به مشکل خورده همکاران دانشگاه باز کرده است.
 
از همین رو خبرنگار سایت ما گفتگویی را با آقای همایی انجام داده است که شرح این گفتگو را در ادامه مطالعه خواهید کرد:
 
 
  • لطفا درباره سابقه حضورتان در صندوق تعاونی اعتبار کارکنان دانشگاه توضیح بدهید.
- برای پاسخ دادن به سئوال شما باید ابتدا مقدمه ای درباره وضعیت دانشگاه در نخستین سال های تأسیس بیان کنم. زمانی که ما در  اینجا شروع به کار کردیم، دانشگاه هنوز در ابتدای راه رشد بود و آن زمان هر کسی به صورت هیئتی، یک گوشه از کار را گرفت که دانشگاه توانست رشد کند و حالا به عنوان یک قطب علمی در شمال شرق کشور شناخته می شود.
البته بنده دو سال قبل از اینکه در سال ۷۰ به مجموعه دانشگاه بپیوندم، یعنی در سالهای ۶۸ تا ۶۹ در اداره بازرگانی شهرستان کار می کردم و این یک سابقه خوبی شد از ارتباط من با فعالیت های اقتصادی و اتحادیه های داخل شهر و وقتی به دانشگاه آمدم فعالیتم را در بخش تدارکات آغاز کردم و این ارتباط یک مقدار بیشتر شد و بعد هم به کارگزینی و رفاه رفتم و همانطور که از اسمش پیداست در این پست، باید به بحث معیشت و رفاهی کارکنان هم پرداخته می شد.
در همان زمان ما تصمیم گرفتیم یک سری کارهای رفاهی برای همکاران انجام دهیم. من جمله سفرهای تابستانی را راه اندازی کردیم که اتوبوس و می نی بوسی که آن زمان دانشگاه داشت در اختیار همکاران میگذاشتیم و خودشان به صورت اردوهای تفریحی می رفتند به مسافرت های چند روزه.
همچنین با یک تعدادی از همکاران ستاد رفاهی را تشکیل دادیم که کارهای مختلفی را انجام می داد. مثلا برنج از شمال می آوردیم و توزیع می کردیم. وام به قسمت های مختلف معرفی می کردیم. با پزشک های داخل شهر ارتباطاتی برقرار کرده بودیم. نهایتاً دوستانمان در ستاد رفاه به این نتیجه رسیدند که این فعالیت ها را به صورت تشکیلاتی و مدون در بیاوریم و چنین شد که یک شرکت تعاونی تحت عنوان شرکت تعاونی اعتبار دانشگاه تشکیل دادیم. همکاران آمدند سهام خریدند، عضو شدند و فعالیت وامدهی را شروع کردیم. اولین حق عضویت ۱۰۰۰ تومان بود که در چند قسط قابل پرداخت بود.
خوشبختانه اعضاء استقبال خوبی از این شرکت کردند و روز به روز هم بهتر شد و وام دهی هم افزایش یافت. ارتباطاتمان نیز با صندوق جاویدان در داخل شهر و بعضی از بانک ها خوب شد و توانستیم یک سری تسهیلات بگیریم و در اختیار همکاران بگذاریم. بعد به جایی رسیدیم که بیاییم فعالیت هایمان را گسترش بدهیم و این را تبدیل به شرکت تعاونی چند منظوره کنیم که در نتیجه اولین شرکت تعاونی چند منظوره استان خراسان بزرگ را تشکیل دادیم و فعالیتمان نیز به تبع آن افزایش یافت و مثلا آن زمان توانستیم در یک مناقصه دانشگاه علوم پزشکی برنده شویم که ۲۶۰ کارمند داشت و متعهد شدیم به مدت یک سال حقوق کارمندان علوم پزشکی را بپردازیم و هیچ کس دیگر در سبزوار و استان این موفقیت را نداشت.
 
 
  • یعنی با اینکه شما شرکت تعاونی چند منظوره دانشگاه حکیم بودید اما می توانستید در خارج از محیط دانشگاه هم فعالیت کنید؟
- بله می توانستیم قراردادهای خدماتی را هم در خارج از دانشگاه داشته باشیم چون یک شرکت چند منظوره بودیم و می توانستیم هم در زمینه توزیع هم خدماتی، هم تأسیساتی و هم ا عتباری کار کنیم و فعالیتمان در خارج از دانشگاه هیچ مشکلی نداشت.
ما آن قرار داد علوم پزشکی را در سال ۸۰ بستیم و قرارداد بسیار خوبی هم بود و هنوز که هنوز است دوستانی که آن زمان در علوم پزشکی باما کار می کردند خاطره خوشی از شرکت دارند چون به گفته خودشان تنها سالی بود که حق و حقوقشان به صورت کامل و به موقع پرداخت شد و این خود سابقه خوبی شد برای ما و در ادامه اش در خود دانشگاه حکیم چندین قرار داد دیگر گرفتیم. به تبع آن وارد کارهای اقتصادی شدیم و زمینی را به مساحت ۱۵۰ متر مربع در خیابان کاشفی خریدیم که آن زمان کل قیمتش حدوداً ۵/۱۳ میلیون تومان تمام شد. همانجایی که اکنون ساختمان سروستان ساخته شده است و دفتر شرکت به آنجا منتقل شد. و الان خوشبختانه به موقعیت کنونی رسیده ایم.
در این راه با مخاطرات زیادی مواجه شدیم اما همه اش را هم به لطف خدا با همت و همگرایی و نیت خیری که دوستان داشتند با سربلند بیرون آمدیم.
 
 
  • یکی از مخاطراتی را که شرکت در طول این چند سال با آن مواجه شده را لطفا توضیح دهید.
- به طور نمونه یک زمانی بود که همه صندوق ها در سطح شهر ورشکست کردند البته اگرچه ما با ورشکستگی فاصله زیادی داشتیم اما از آنجایی که به طور کل اعتماد به صندوق ها کم شده بود، همه می آمدند پول هایشان را می گرفتند. یک روز یادم هست خانم جنتی سرپرست صندوق به من اطلاع داد موجودیمان به ۳۷ میلیون تومان رسید در حالی که آن زمان موجودیمان همیشه بالای ۱۰۰ میلیون تومان بود. من گفتم اشکالی ندارد. هر کس آمد و خواست موجودیش را از صندوق بردارد، تا وقتی پول داشتیم، پول هایشان را بدهید زیرا برخی افراد فقط می خواهند ما را امتحان کنند و ببینند آیا ما هم ورشکسته شده ایم؟ خانم جنتی ساعتی بعد دوباره اطلاع دادند که مشتریان همچنان دارند حسابهایشان را خالی می کنند و موجودیمان به رقم بسیار پایین ۷ میلیون تومان رسیده و من گفتم اصلا نگران این قضیه نباش.فقط خدا خدا می کردیم که مثلا یک چک ۸ میلیون تومانی برایمان نیاید. چون اگر می امد واقعا دیگر هیچ پولی نداشتیم و موضوع ورشکستگی صد در صد برایمان اتفاق می افتاد. البته درست است که ما یک مبالغی وام داده بودیم دست مشتریان که بالاخره به صورت قسطی بر می گرداندند اما کمی طول می کشید و این برای صندوق خطرناک بود.
به هرحال تا ۷ میلیون تومان رسیدیم اما به هیچ کس نگفتیم واین ریسک را پذیرفتیم و به خدا توکل کردیم و خدا را شکر تا آخر وقت همان روز خانم جنتی دوباره خبر داد مبلغی به صندوق آورده شده و موجودیمان افزایش یافته و کم کم همان روز به سقف ۵۰ میلیون تومان رسیدیم و در روزهای بعد حتی به بیشتر از سپرده ای که از قبل داشتیم رسیدیم. چون مشتریان و سهامدارانمان اعتماد کردند و می دیدند به هر صندوقی در داخل شهر که می رفتند یک جوری پیچانیده می شدند و صندوق ها از پرداخت پولشان در آن روزها طفره می رفتند و حداقل یکی دو روز به تأخیر می انداختند کارشان را، اما در صندوق ما تا مشتری هامی آمدند سریع پولشان را می دادیم.
این ماجرا تقریبا مربوط به حدود سال ۸۵ است. یعنی کارمان به مو رسیده اما نبریده خدا را شکر.
 
 
  • چه سمت هایی در این شرکت داشته اید؟
- از ابتدا که این شرکت تشکیل شد تا چندین سال من یا به عنوان رئیس هیئت مدیره یا مدیرعامل و یا نائب رئیس بودم. خیلی های دیگر هم زحمت کشیده اند برای صندوق از جمله آقایان رضوی، مرحوم دلقندی، ایزی، زرقانی، معصومی و خیلی دوستان دیگر بودند که شاید نام همه راالان نتوانم بگویم اما همه زحمت کشیدند و سمت های مختلفی داشته اند در این چند سال. اما من فکر میکنم سمت های ما زیاد کارساز نبود. بیشتر همگرایی و وقتی موثر بود که اعضای هیئت مدیره می گذاشتند یعنی هیئت مدیره طوری بود که اگر دو نفر از دوستان به یک نتیجه ای می رسیدند بقیه هیئت مدیره هم از این قضیه حمایت می کردند، چون می دانستند که همه دارند تلاش می کنند که کار به نقطه خوبی برسد.
 
 
  • در مجموع فعالیت دو دهه ای صندوق را چگونه ارزیابی می کنید؟ و آیا توانسته است به اهداف خود برسد؟
- به نظر من دراین سال ها کارهای مفید زیادی انجام شده است.
در سال هایی که شرکت به صورت چند منظوره فعالیت می کرد، چنان که گفته شد علاوه بر وام دهی و فعالیت اعتباری، یک سری فعالیت های دیگر هم داشتیم مثلا زمین گرفتیم و بین اعضا توزیع شد که استفاده خوبی برایشان داشت. قراردادهایی دیگری که بستیم از جمله برای بحث سجاد شهر که باز همکاران استفاده اش را بردند و خوشبختانه به جایی رسید که ما امروز می توانیم ادعا کنیم یکی از صندوق های با ثبات و با پشتوانه قوی در سطح شهرستان هستیم و اعتمادی هم که به صندوق هست اعتماد درستی است و منشأ این اعتماد هم بیشتر  آن صداقتی است که دوستان داشتند و بحث همدلی و امانتداری خوبی که در مجموعه وجود داشت. زیرا برای ما فرقی نمی کرد درخواست کننده وام چه کسی باشد و سعی می کردیم روال قانونی را رعایت کنیم و تضمین های لازم را بگیریم و کارها را انجام دهیم و به همین خاطر خوشبختانه کار تا به امروز دوام و بقا پیدا کرده است.
من در کل ارزیابی مثبتی از فعالیت این چند ساله صندوق دارم و حتی می توانم بگویم ما فراتر از اهدافمان هم رفتیم. آن زمانیکه ما شروع کردیم در حدی بود که یک مقدار مشکلات جزئی همکارانمان حل شود. اما الان به جایی رسیده ایم که هم برطرف کردن مشکلات جزئی هم مشکلات کلی کلی و هم فعالیت های اقتصادی در خیلی از زمینه ها را داریم.
حتی صندوق چنان در مسیر فعالیت خود پیش رفته است که یک سال درپایان سال دانشگاه بامشکل مالی مواجه شد و بودجه کافی برای پرداخت حقوق کارکنانش را نداشت و صندوق پیشنهاد داد ما حاضریم این مبلغ را در اختیار دانشگاه قرار بدهیم که بتواند حقوق کارکنان را بپردازد و بعد هر زمان بودجه دانشگاه تأمین شد، بدهی اش را به صندوق بپردازد. پیشنهاد با موافقت دانشگاه مواجه شد و همه کارهایش را کردیم که پول را به حساب دانشگاه بریزیم اما خوشبختانه در آخرین لحظات بودجه دانشگاه از وزارتخانه تأمین شد.
 

 

  • ساختمان سروستان یکی از دارایی های فعلی شرکت تعاونی اعتبار است و اکنون باید ارزش چند میلیاردی داشته باشد، شرکت تعاونی چگونه به این دارایی رسید؟
- زمین ساختمان سروستان را به مساحت ۱۵۰ متر، خیلی سال قبل فقط به چند میلیون تومان خریداری کردیم و بعدها وقتی قیمت زمین ها به سرعت بالا می رفت عده ای از سهامداران خواستار فروش آن شدند. اما من مخالف بودم با این حال با نظر جمع موافقت کردم و زمین را به مزایده گذاشتیم و شرکت کنندگان زیادی آمدند. اما در نهایت توافق برای فروش حاصل نشد و زمین برای شرکت تعاونی باقی ماند و سال های بعد قیمتش چند برابر شد و بعدها اقدام به ساخت آن کردیم. البته از اینکه زمین فروخته نشد خوشحالم اما با نوع ساختش به این شکل زیاد موافق نبودم زیرا در هر طبقه ۳ واحد قرار دارد که واحدها کمی کوچک است. در حالی که راحت می شد در هر طبقه دو واحد به مساحت حدود ۷۵ متری در آورد تا فضای کافی هم داشته باشد و هم برای اداری مناسب باشد و هم برای مسکونی. اما به هرحال ساختمان سروستان به شکل امروزی ساخته شد و زمینش اکنون باید حدود ۳ میلیارد تومان قیمت داشته باشد که از همان پول های جزئی و سهام اعضا در صندوق تعاونی به دست آمد.
 
 
  • سال ها خدمت کردن تاثیرش در زندگی خودتان چه طور بوده؟
- وقتی انسان یک کاری را بکند که رضایتمندی در آن ایجاد شود یا یک کمکی به کسی بکنی در واقع به او کمک نکرده ای به خودت کمک کره ده ای. کار خیر لذتی دارد که با هیچ چیز نمی شود عوض کرد.
خوشبختانه خدا به من این توفیق را داده است که از ابتدا در شرکت تعاونی اعتبار، یا شرکت تعاونی مسکن دانشگاه حضور داشتم و الان همکارانمان دارند استفاده می کنند.
 
 
  • شرکت تعاونی مسکن هم زیر مجموعه ای از همین شرکت تعاونی چند منظوره کارکنان دانشگاه بود؟
- نخیر. آن یک شرکت مستقل بود که همزمان با شرکت تعاونی اعتبار کارکنان، راه اندازی شد و بنده مدیرعامل آنجا بودم.
 
 
  • پس از آن مدیرهای چند شغله بوده اید؟
- بله. ولی از آن چند شغله های بدون حقوق. ولی الان همکارانم را که می بینم که خاطره خوش دارند که از اعتمادشان سواستفاده نشده و یک کاری انجام شده که گره گشای خیلی ها شده و می توانیم بگوییم بلااستثناء همه همکاران دانشگاه از ریاست تا نیروهای نگهبانی و … از اینجا وام گرفته و مشکلشان را برای ازدواج یا خرید خانه یا تهیه جهزیه فرزندان و … حل کرده اند، رضایت خاطری ایجاد می شود که با ملاک های مادی قابل سنجش نیست.
همین کمک کردن و گره از کار دیگران باز کردن، بهترین صدقه جاریه است که برای هر فرد می ماند. بارها گفته ام شاید توان من نوعی و سایر همکاران صندوق به اندازه این کارهایی که انجام شده، نبوده باشد. اما همان دعای خیر مشتریان به من و دوستان هیئت مدیره ما این قوت را داده که یک جوری برایمان مسیر باز شده که به اینجا منتهی بشود.
 
 
  • رمز موفقیت صندوق تعاونی اعتبار کارکنان دانشگاه حکیم چه بوده؟
- ما در هر کاری که صداقت و توکل داشته باشیم در کنارش پشتکار هم وجود داشته باشد، مطمئناً نتیجه خواهیم گرفت. این ها رمز موفقیت صندوق تعاونی اعتبار هم هست. زیرا موسسان اینجا از اول نیامده اند به این خاطر صندوق را پایه گذاری کنند که منافع شخصی خود را تأمین کنند و سود بردارند حق الزحمه بگیرند. بلکه نیت همان نیت کارگشایی بوده است. تازه آن زمان اول کار خیلی سخت بود.الان همه فرآیند ها کامپیوتری شده است. اما در سال های اول وام ها را دستی می دادیم، دستی لیست می گرفتیم و دستی کسر می کردیم. خلاصه زحمت داشت ولی آن زحمات سرانجام رسید به اینجایی که الان در قامت یک بانک قد بر افراشته است  و تازه خیلی هم زمان دریافت وام کوتاه است نسبت به بسیاری دیگر از بانک ها و صندوق ها.
علاوه بر آنچه گفته شد، در طول این سال ها وفاق و همدلی خوبی بین اعضای هیئت مدیره وجود داشته است. در طول نزدیک به ۲۰ سال که من در هیئت مدیره بودم هیچ وقت مشکلی نداشتیم که مثلا بازرس بیاید گزارش بدهد که هیئت مدیره این کار راکرده است. یا اعضا بیایند به هیئت مدیره بگویند این خبط را کرده اید یا حیف و میلی صورت گرفته یاحقوق های نجومی را به اعضای هیئت مدیره، داده باشیم. حتی من می توانم بگویم یک مدت زیادی اعضا فی سبیل الله کار کرده اند یعنی هیچ حق و حقوقی نداشتند تا بعدها خود مجمع یک درصد کمی را در نظر  گرفت. یعنی بیشتر جنبه این بوده که این کاری که ما داریم انجام می دهیم یک کار عام المنفعه است که همکارانمان از نتیجه اش استفاده می کنند و گرهی ازکارشان گشوده می شود و همین دیدگاه شاید باعث پیشرفت و برکت کار بوده است.
این را هم بگویم یکی از عوامل موفقیت صندوق غیر از وفاق و نیت خیر موسسان و هیئت مدیره، حضور وتلاش سرکار خانم جنتی در جایگاه سرپرست صندوق بوده است. البته همه دوستانی که مستقیما در صندوق کار میکنند پر تلاش و متعهدند اما خصوصا جا دارد از زحمات خانم جنتی تشکر کنم که با سابقه ترین نیروی کاری صندوق است و مدتی بعد ازاینکه ما کار را شروع کردیم ایشان هم به ما ملحق شد. خاطرم هست همان ابتدا یک چکی به مبلغ ۱۰ میلیون ریال از خانم جنتی بابت تضمین کارشان در صندوق گرفتم که رقم چک آن زمان برایشان خیلی سنگین بود اما به مرور نشان داد که واقعا نیاز به این چک هم نبوده و ایشان یکی از نیروهای بود که زحمات بی دریغ زیادی کشید و در موفق شدن صندوق نقش به سزایی داشت. من چک ایشان را هنوز در اینجا دارم.
انصافا خانم جنتی که در جایگاه سرپرست صندوق فعالیت می کند دقت خوبی در کار دارد و گاهی وقت ها تذکراتی را می دهد و مواردی را یادآوری می کند که شاید از چشم هیئت مدیره پنهان مانده باشد. زیرا ایشان بالاخره در بخش اجرایی کار هست و دارد از نزدیک هر روز مسائل را می بیند و مثلاوقتی نقدینگی بالامی رود یا وقتی گردش مالی بسیار زیادی داریم موارد را اطلاع می دهد و راهکارها و پیشنهادات مناسب را در هر مقطعی دارد.
 
 
  • از نظر شما در حال حاضر بیشترین اولویتی که پیش پای صندوق قرار دارد، چیست؟
- بیشترین کاری که می تواند بکند جلب اعتماد خود پرسنل است تا بیشتر در این صندوق سرمایه گذاری کنند. الان همکارانی که اینجا حساب دارند شاید چندجای دیگر هم حساب داشته باشند. اما بهتر است کاری بشود که به طور کامل به همین جا اعتماد کنند و جای دیگر نروند و طوری شود که حتی پرداخت حقوق های کارکنان دانشگاه نیز به این سمت بیاید و این خودگردش مالی زیادی برای ما ایجاد می کند. این اعتماد اگر جلب شود و هرچه قدر قدرت مانور صندوق بالا برود در نتیجه می تواند وام های متنوع تری بدهد و کیفیت خدماتش را افزایش دهد.
این اعتماد البته تا الان هم جلب شده ولی شاید یک سری کمبودها هست مثلا سقف پرداخت ها باید افزایش پیدا کند یا مدت زمان بازپرداخت وام ها هم می تواند طولانی تر باشد. مثلا چرا تا الان نتوانسته ایم وام های بلندمدت چندساله پرداخت کنیم و و بیشترین مدت زمانمان۲۰ ماهه بوده و شاید کسانی باشند که نتوانند وام هایی با مبالغ بالا را در اقساط ۲۰ ماهه پرداخت کنند، اما وقتی کسی بتواند طولانی مدت تر وام بردارد، مبالغش را می تواند بپردازد.
این چیزی است که باید هیئت مدیره کنونی فکر کنند رویش. اما به هرحال بحث قرض الحسنه باید رکن اول کار باشد و در کنارش حساب های دیگر هم باشد و تمام عقود اسلامی در فعالیت صندوق وجود داشته باشد.
و واقعا هم بحث قرض الحسنه در این صندوق نمود عینی دارد و حتی در حال حاضر که کارمزدی برای وام ها در نظر گرفته ایم، رقمش بین ۲ تا ۴ درصد است که باز هم قابل مقایسه با بسیاری از صندوق ها و بانک های دیگر نیست. و برای کسی که اینجا حساب و کارکرد داشته باشد من می توانم فقط معادل اینجا را صندوق جاویدان در داخل شهر مثال بزنم.
 
منبع: وبسایت اعتبار حکیم
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


سلام . ممنون از تلاشتون . در دوران تحصیل با ایشون آشنا شدیم و این مطلب خاطرات خوبی رو زنده کرد
18 دي 1395 - ساعت 18:48

گفتگوی بسیار عالی ای بود، ممنون بابت به اشتراک گذاری
1 دي 1395 - ساعت 16:47

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات