استان شدن سبزوار ، نیشابور و تربت حیدریه با رمز اتحاد
یکی از نمایندگان مردم غرب خراسان رضوی در جدیدترین جلسه شورای اداری شهرستان سبزوار از لزوم تلاش برای ارتقاء منطقه به استان سخن گفته است.
رمضانعلی سبحانی که روز یکشنبه در محل معاونت استانداری و فرمانداریسبزوار حاضر شده در بخش هایی از سخنانش گفته است : با توجه به توسعه و توانمندی های بالقوه و بالفعل سبزوار و اضافه شدن دو شهرستان جدید به آن ، بایستی ارتقای منطقه به استان پی گیری شود.
موضوع تشکیل استان های جدید به ویژه در شمال شرق کشور سالهاست که به یکی از مباحث داغ سیاسی و اجتماعی منطقه تبدیل شده است.
اما این پرونده تا کنون حرکتی بسیار کند و پرفراز و نشیب داشته است. با این حال یک چیز مشخص این است که تقسیم این استان از مطالبات مردم بسیاری از شهرهاست و در نتیجه نمایندگان و مسئولین مربوطه باید نهایت تلاش خود را برای تحقق این آرزوی مردم انجام دهند. واین تلاش از جانب مسئولین نباید تنها به اشاره در جلسات سخنرانی عمومی و نزد خبرنگاران محدود شود. بلکه هریک از نمایندگان محترم باید به صورت جدی این موضوع را در فعالیت های خود در مجلس شورای اسلامی پیگیری کنند و پس از مدتی گزارشی از عملکردشان به مردم ارائه نمایند.
شنیدن وعده تقسیم استان خراسان رضوی از سوی نامزدهای مختلف انتخاباتی و مسئولین گوناگون سالهاست برای مردم این مناطق به یک عادت تبدیل شده است . اما این بار با توجه به اینکه همه زیرساخت های لازم در منطقه غرب خراسان رضوی از مدت ها قبل فراهم آمده ، باید نمایندگان و مسئولین بلندپایه شهرستان آخرین گام های خود را با قدرت و جدیتی هرچه تمامتر بردارند.
اختلافات بین شهرهای همسایه یک معضل مهم
شاید یکی از مهمترین دلایل بروز کندی در پرونده تقسیمات سیاسی کشور و تشکیل استان های جدید ترس از بروز اختلافات و آشوب های منطقه ای باشد که ممکن است در شهرهای مختلف به ویژه شهرهایی که داعیه مرکز استان شدن دارند ، ایجاد شود.
این اختلافات در استان خراسان رضوی ممکن است بین شهرهای سبزوار و نیشابور بر سر مرکزیت استان خراسان غربی ،و یا بین نیشابور و تربت حیدریه بر سر مرکزیت استان خراسان مرکزی ایجاد شود.که هیچ یک قبول نمی کنند در استانی جدیدالتأسیس زیرمجموعه شهر رقیب خود شوند.
چنین است که امروز مشاهده می کنیم شهرهای بزرگی چون سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور و شهرها و مناطق اطراف آنها در خراسان رضوی با وجود اینکه همین حالا از بسیاری از استان های کشور در برخی ملاک ها جلوتر هستند و از مدت ها قبل انتظار تشکیل استان های مستقل خود را کشیده اند همچنان به عنوان زیرمجموعه استان بزرگ خراسان رضوی باقی مانده اند. استانی که در حال حاضر با داشتن 28 شهرستان – و به زودی با اضافه شدن چندشهرستان دیگر- بیشترین تعداد شهرستان ها را در بین استان های کشور دارد . و ضمناً شهر مشهد که مرکزیت این استان را برعهده دارد خود به عنوان دومین کلان شهر کشور با جمعیت چندمیلیونی درگیر مشکلات و معضلات فراوانی است که هرگز نمی تواند مدیریت خوب و منصفانه ای نسبت به سایر نواحی اعمال نماید.
از آنگذشته فاصله زیاد شهر مشهد تا برخی نقاط استان عملاً موجب زحمت مضاعف مردم برخی نواحی برای دسترسی به مرکز استان خود شده است. خصوصاً اینکه شهر مشهد در گوشه شمال شرقی این استان پهناور قرار گرفته و همین موضوع باعث شده نواحی غربی و جنوبی خراسان به عنوان دورترین مناطق از مرکز شناخته شده و بیشترین آسیب ها را از این جهت دریافت دارند. این خود به مرور سبب بروز بی عدالتی های سیاسی و اداری شده است که به ویژه مناطقی نظیر داورزن ، سبزوار ، بردسکن ، جغتای ، بجستان ، گناباد ، خلیل آباد ، کاشمر ، جوین ، ششتمد و خواف و خوشاب بیشترین ضرر را از آن متحمل شده اند.
همه این موضوعات باعث شده تقسیم هرچه سریعتر استان خراسان رضوی به استان های جدید به شکل یک اقدام ضروری جهت برقراری عدالت سیاسی و اجتماعی جلوه کند و هرگونه تأخیر در انجام این مهم ، منجر به افزایش بی عدالتی ها گردد.
وحدت راهبرد اساسی برای تسریع در تقسیم خراسان رضوی
برخلاف همه دیدگاه های موجود که بر رقابت و تنش شهرهای بزرگ استان خراسان رضوی با یکدیگر تأکید می کنند مسئله اینجاست که به نظر می رسد اصولاً شهرهای سبزوار و نیشابور یا نیشابور و تربت حیدریه بیش از آن که رقیب یکدیگر باشند ، باید به عنوان شهرهای همسایه و مشترک المنافع عمل کنند.
چرا که در موقعیت فعلی به واقع استان شدن هریک از این شهرها به شدت به همکاری و تفاهم دو طرفه مردم و مسئولین محلی بستگی دارد.خصوصاً شهر نیشابور که به خاطر قرار گرفتن در مرکزی ترین نواحی استان و نداشتن هیچ گونه مرز مشترک با دیگر استان های کشور اصولاً تا زمانی که تکلیف تربت حیدریه و سبزوار مشخص نشود نمی تواند هیچ گونه داعیه ای برای استان شدن داشته باشد. و اگر هم در این مقطع مردم و مسئولین عزیز نیشابور برای استان شدن شهرشان تلاش کنند ، در واقع دارند به صورت غیرمستقیم برای روشن شدن تکلیف سبزوار و تربت حیدریه و استان شدن این دو شهر نیز می کوشند.
و همین موضوع یعنی نقطه سرآغاز اتحاد و همدلی بین شهرهای دوست و همسایه. با این وصف اگر نیروی مردم ، نمایندگان و مسئولین مناطق غرب ، جنوب و مرکز خراسان رضوی با یکدیگر جمع شود و همه با هم پیگیر موضوع تقسیمات سیاسی در خراسان رضوی باشند دیگر دلیلی برای دولت ها باقی نمی ماند که دراین امر مهم تعلل کنند.
تشکیل سه استان جدید در شمال شرق کشور محبوب ترین گزینه مردمی
در صورت اتحاد شهرها ، نمایندگان خراسان رضوی درمجلس می توانند از دولت بخواهند به جای برنامه ریزی برای تأسیس استان های جدید در طول سالهای متوالی ، از همان ابتدا تشکیل سه استان را به صورت همزمان در شمال شرق کشور مد نظر قرار دهد. طرحی که در دهه 80 نیز می توانست صورت گیرد و به جای تأسیس دو استان خراسان شمالی و جنوبی ، با تلاش نمایندگان استان و جلب موافقت مجلس می شد 5 استان جدید ایجاد کرد.
اینک نیز تشکیل سه استان جدید به صورت همزمان در منطقه نامبرده هرچند هزینه بر است اما غیرمنطقی نیست . تنها با نگاهی گذرا بر تعدد استان های کوچک و کم جمعیتی که دردهه های گذشته در سرتاسر کشور ایجاد شده اند ، به این موضوع پی می بریم که شرق ایران هنوز ظرفیت فوق العاده ای برای تشکیل چندین استان جدید دارد.
لذا امید می رود که با پیگیری جدی مسئولین و نمایندگان و اتحاد مردم منطقه در آینده ای هرچه زودتر تأسیس سه استان سربداران (خراسان غربی) به مرکزیت سبزوار خراسان مرکزی یا شرقی به مرکزیت تربت حیدریه و خراسان مرکزی یا بینالود به مرکزیت نیشابور را جشن بگیریم.
نویسنده : ضمیر سبز کویر
خاطر نشان می شود ، پیش از این نیز مجله اینترنتی اسرارنامه بحث های مفصلی را در زمینه تقسیمات سیاسی خراسان رضوی مطرح کرده است.که با استقبال و نظرات متفاوت مخاطبین گرامی مواجه شده است. برای آشنایی با تاریخچه این بحث داغ در اسرارنامه می توانید به مقاله دو قسمتی همه چیز برای مرکز استان شدن سبزوار فراهم است و بخش نظرات مراجعه کنید. که در مجموع هر دو قسمت خود با حدود 3 هزار بازدید تا به این لحظه و دریافت حدود 150 نظر از مخاطبین گرامی درجایگاه یکی از پربازدیدترین مطالب این وبسایت قرار گرفته است. همچنین قسمت دوم این مقاله از نخستین روزهای انتشار تا همین حالا پر توصیه ترین مطلب اسرارنامه بوده است. (مراجعه شود به بخش توصیه شده ترین ها)
هم اکنون شما نیز می توانید با مراجعه به یکی از مقالات نوشته شده در زمینه استان شدن سبزوار و نیشابور و ارسال نظرات خود دیدگاه هایتان را در تاریخچه این مبحث ثبت نمایید.
در ادامه پیوند تعدادی از این مطالب درج خواهد شد:
کوچه پس کوچه پیوندها
کلیک کنید:
تحلیلی برجدیدترین جلسه شورای اداری سبزوار در تیرماه 91

رویدادهایی که برای ما و شما مساله هستند. طبیعتا بیشتر از سبزوار و هر آنچه به اقشار مختلف این دیار مربوط میشوم خواهیم گفت.




اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و هم وطن گرامی.
امیدواریم همه شهرهای عزیز کشور در هر استان و منطقه ای که هستند در مسیر پیشرفت و آبادانی پایدار قرار داشته باشند.
پیروز باشید...
شمام خیالبافی بیخودی نکیند در انتخابات ریاست جمهوری امسال سردار قالیباف به احتمال زیاد رای میاره اونم که از طرف مادری اصالت نیشابوری داره و همسرشم نیشابوریست دیگه کار تمومه نیشابور استان میشه خدا می دونه که حقشه ...
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
امیدواریم نیشابور هم بتواند استان شود. اما این جمله فقط نیشابور که شما می گویید به نظر خودتان کمی خودخواهانه و لجوجانه نیست؟
ضمناً رئیس جمهور هر کس که باشد باید عدالت سیاسی را اجرا کند و خود را منتخب همه مردم بداند.
دوران آقای احمدی نژاد که در کارها خیلی خودسرانه عمل می کرد در حال سپری شدن است.از این به بعد مردم دوران حکومت منطق و قانون را می خواهند. رئیس جمهور آینده نیز هرکس که باشد حتماً می داند که باید به این خواسته همه ملت ایران احترام بگذارد.
پیروز باشید...
به نام خداوندبخشایشگر***** با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مدیریت محترم سایت. بنده از روستای رودمعجن شهرستان تربت حیدریه وساکن مشهد مقدس هستم.اینجانب تمامی نظرات دوستان را به همراه پاسخ های هوشمندانه شما رامطالعه کرده وسپس جهت حمایت از زادگاه خویش به درج این مطلب پرداختم. من هیچ ادعایی در هیچ زمینه ای ندارم اما اطلاعات عمومی نسبتا زیادی به گفته اطرافیان دارم. به صورت خیلی واقع بینانه در چند بخش به گفتمان می پردازم الف/ توانمندی های شهرستان تربت حیدریه//1.تولید کننده 84.3 زعفران خالص جهان که می تواند پشتوانه اقتصادی خوبی برای این استان در صورت تاسیس باشد2.موقعیت جغرافیایی نسبتا مطلوب باحد متوسط بارش سالانه ی330میلیمتر که از حد متوسط استان که225 میلیمتر میباشد بالاتر است ودر جایگاه4بارشی استان قرار دارد ومی تواند به کشت وزرع این استان کمک کند.3.قرارگرفتن برسر راه ارتباطی جنوب-مشهد که از سمت جنوب وبندرعباس تنهاجاده ی یک طرفه کشور از سمت جنوب به سمت مشهد میباشد4. قرار گرفتن بر سر راه اهن تهران- مشهد به سمت هراتوقندهار وکابل که نقش مواصلاتی دارد.5.وجود منابع عظیم سنگ اهن وگچ ووجود کارخانه های فولاد وورقه ی المینیوم وبزرگترین کارخانه ی قند شرق کشور به طور مشترک با فریمان واز افتخارات این شهرستان این است که بر خلاف اکثریت قریب به اتفاق استان های کشور که سنگ اهن خود را به رندان اصفهانی می فروشند این شهرستان این فرایند را در داخل خوداستان انجام میدهد.6.بحث جمعیتی ونیروی کار هر استان که باوجود اگاهی نسبی دست به تحقیقات وسیع وگسترده در کتاب جغرافیای اطلس کار ونیروی انسانی ج.2 استان خراسان.زدم به این باور ویقین رسیدم که استان خراسان مرکزی به محوریت تربت حیدریه دارای جمعیت بیشتری نسبت به استان دیگر است ودارای جمعیت بالغ بر56 درصد روستایی میباشد7. این استان دارای مرز خارجی نیز میباشد ب/انتقاد یا نوعی نصیحت از این بنده حقیر به مدیریت محترم سایت پر بازدید و پر محتوای اسرارنامه// 1.به ظن بنده شما سعی دارید نظر هم استانی های غیور و بافرهنگ نیشابوری را از شهر بسیار زیبای سبزوار با ان مردم فهیم و مهمان نوازش دورساخته و به حساب رقیب شهر خود رااز میدان استان خراسان غربی به در کرده وبه سمت چالش و کینه توزی به سمت شهرستان تربت حیدریه ومردمان همسایه دوستش سوق دهیدتا برسر تشکیل استان مرکزی دو رقیب وجود داشته باشد وشما بتوانید باخیالی اسوده و بی رقیب به تشکیل استان خود بپردازید.2/باید این نکته را در نظر داشت که موقعیت جغرافیایی شهرستان نیشابور به طوری است که فرهنگ نزدیکی با مردمان سمت غرب وشمال غرب استان دارند و از همین جهت مردمان تربت اشنایی بیشتری با سنت ها و اداب ورسوم مردم دلاور وخونگرم جنوب استان دارند وراحت تر در صدد برقراری ارتباط با انان بر می ایند ج/ واما مساله ی شهر دیدنی ومهمان نواز کاشمر. شهر کاشمر1ازلحاظ زبان عامه واداب ورسوم وفرهنگ های اجتماعی نزدیکی بیشتری باشهرستان تربت حیدریه دارند2نزدیکی ان با تربت حیدریه و وجود جاده ای پر از پیچ وخم بین این شهرستان ودیگر شهرستان ها ووجود کوه های چهل تی و کوه سرخ این شهرستان را در دشت تربت-کاشمر محصور کرده است.3 وجود فرودگاه مشترک در دشت شادمهر نیز مزید بر علت پیوند این دو شهرستان با یکدیگر است. ///// ازاین که به عرایض اینجانب گوش فرا دادید بسیار مشعوف وسپاس گزارم وامید وارم بالحنی دوستانه ومنطقی به این موضوع پرداخته باشم. به امید ظهور منجی دو عالم. والسلام علیکم ورحمته اله وبرکاته/////.
اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما هم استانی گرامی و مخاطب عزیز اسرارنامه
از نظر مفصل وارزشمندتان سپاسگزاریم.
بخش ابتدایی نظرتان که درخصوص توانمندی های اقتصادی تربت حیدریه بود هم اکنون به صورت یک پست ثابت در یکی از بخش های اصلی مجله اینترنتی اسرارنامه منتشر شده است. در صورتی که تمایل دارید ، می توانید به تکمیل یا ویرایش این متن بپردازیدومجددا برای ما ارسال کنید.
برای مشاهده این مطلب به آدرس زیر مراجعه نمایید :
نگاهی به تعدادی از توانمندی های اقتصادی تربت حیدریه
http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=1927
و اما در مورد بخش دوم نظرتان که به انتقاد یا نصیحت نسبت به اسرارنامه پرداخته بودید.
ضمن اینکه از نظرتان سپاسگزاری می کنیم ، از شما دوست عزیز تربت حیدریه ای دعوت می کنیم که به صورت واقع بینانه تری به موضوع تقسیمات سیاسی خراسان نگاه کنید.
اسرارنامه در این هیچ شکی ندارد که برای تشکیل استانی در جنوب خراسان رضوی فعلی که می تواند نام آن استان خراسان مرکزی باشد، تربت حیدریه بهترین گزینه مرکز استان بودن است وواقعا مرکز استان شدن نیشابور برای شهرهایی مانند گناباد ، خواف ، رشتخوار ، تایباد و بجستان بی فایده و بی تفاوت است. و اگر قرار باشد که استان خراسان تقسیم شود و آنها زیر نظر نیشابور قرار بگیرند ، همان بهتر است که درزیرنظر مشهد قرار بگیرند چون فاصله نیشابور و مشهد با این شهرها تقریبا برابر است . اما حداقل هر بار که به مشهد مراجعه می کنند یک زیارت امام رضا هم می روند. و از بقیه جاذبه های شهر مشهد برخوردار می شوند. سفرهای حج ، عتبات عالیات و... را هم که به ناچار بازهم باید از همان مشهد انجام دهند، پس مرکز استان بودن نیشابور برای این شهرهای جنوب خراسان واقعا بی فایده و بی تأثیر است.
اما تربت حیدریه حداقل می تواند فاصله این شهرستان ها تا مرکز استان را نصف کند واز آن گذشته تربت با برخورداری از یک فرودگاه که ان شاءالله در آینده نیز بین المللی خواهد شد ، خود شهر استراتژیکی درمنطقه است.
اما دوست عزیز اگر با همین نگاه منطقی به مسائل غرب خراسان هم نگاه کنیم ، می بینیم که برای شهرستان های غرب خراسان هم باز اگر قرار باشد استان جدیدی تشکیل شود ، مرکز استان شدن نیشابور بی فایده و بی اثر است.
برعکس آنچه شما می فرمایید نیشابور با شهرهای شمال غرب استان هم سنخیتی ندارد. زیرا جوین وجغتای که درشمال غرب منطقه سربداران واقع شده اند ، هیچ گونه ارتباط خاصی با نیشابور ندارند. اولین ارتباطات گسترده مردم این شهرستان ها با سبزوار و بعد با اسفراین است .
ازآن گذشته فاصله ای که جغتای و جوین با نیشابور دارند واقعا فاصله زیادی است مثلا جوین با نیشابور 200 کیلومتر و جغتای 250 کیلومتر فاصله دارد.
اما فاصله جوین با سبزوار 75 کیلومتر و فاصله جغتای با سبزوار 110 کیلومتر است. شهرستان داورزن هم که در غربی ترین مرز استان قرار دارد ، باز به همین شکل است. فاصله داورزن تا سبزوار 75 کیلومتر و تا نیشابور 185 کیلومتر است.
یعنی جوین وجغتای و داورزن به سبزوار دو برابر نزدیک تر هستند تا به نیشابور. حالا کدام عقل سلیم به این تصمیم می رسد که برای تقسیم خراسان رضوی باید با وجود شهری مثل سبزوار (دارای فرودگاه بین المللی ، دارای دانشگاه های معتبر و با سابقه قدیمی ، دارای زیرساخت های مناسب ورزشی ، با فاصله زیاد از مشهد و ...) نیشابور به عنوان مرکز استان انتخاب شود؟!!!!
در نتیجه وقتی خوب بررسی می کنیم می بینیم که نیشابور نه تنها به قول شما رقیب تربت حیدریه نیست و سنخیتی هم با شهرستان های جنوب خراسان ندارد ، بلکه رقیب سبزوار هم نیست و هیچ سنخیتی هم با شهرستان های غرب خراسان ندارد .
در سطح کشور هم هیچ کارشناس و هیچ تحلیل گری ، مرکز استان شدن نیشابور را بر نمی تابد و گزینه مناسبی نمی داند.اما در این میان این فقط خود مردم نیشابور هستند که این ادعا را مطرح می کنند و روی آن سماجت می نمایند.
به طور مثال مدتی قبل یک تحلیل در زمینه تقسیمات سیاسی کشور در شماری از سایت های پرمخاطب ومطرح کشور منتشر شد که در آن مطلب به 10 استان احتمالی که شایددر دولت های آینده تشکیل شوند ا شاره شده بود و صراحتا از استان سربداران به مرکزیت سبزوار نام برده شده بود ، اما هیچ نامی از نیشابور در آن مطلب نبود.
لیکن بعضی هم ا ستانی های متعصب نیشابوری به جای پذیرش واقعیت ، در یک رفتار غیراخلاقی دست به تحریف این تحلیل زدند و نام استان نیشابور را خودشان به همراه یک مجموعه تعریف های اغراق آمیز در سایت های محلیشان منتشر کردند. متأسفانه این تحریف اولین بارهم دروبلاگ یک معلم کارشناس ارشد جغرافیا درنیشابور روی دادو بعد در رسانه های پربازدید این شهر منتشر شد. این درحالی است که معلم ها و رسانه های یک جامعه اگر اطلاعات اشتباه به مردم تحویل بدهند ، آن جامعه به سمت زوال و انحطاط پیش خواهد رفت. اسرارنامه درا ینجا فعلا ترجیح می دهد به جهت رعایت احترام هم استانی های نیشابوری ، آدرس آن سایت ها و وبلاگ های خاطی را قرار ندهد.
ما کاری به این نداریم که آن تحلیل منتشر شده در سایت های کشوری در خصوص استان های احتمالی کشور چه قدر تحلیل صحیحی بود یا نبود؟ اما مسئله اینجاست که همه دیدیم ، بعضی از هم استانی های نیشابوری چه قدر در نهایت تعصب با این موضوع برخورد می کنند که تعصب خشک تا این اندازه هم هرگز صحیح نیست.
اینک اما باید خدمتتان عرض کنیم که بسیار ساده انگارانه است اگر گمان کنیم نیشابور در بحث تقسیمات سیاسی فقط رقیب سبزوار است.
زیرا اگر نیشابور فقط با سبزوار رقابت می کند ، پس چرا تا به حال استان خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه تشکیل نشده است؟
به قول شما به لحاظ بسیاری ازآمادگی ها ، شرایط لازم درمنطقه خراسان مرکزی وجود دارد.پس چرا هنوز تربت حیدریه استان نشده است؟
ضمنا به این نکته هم توجه کنیدکه نیشابور برای استان شدن نیاز مبرم به شهرستان کاشمر دارد که هرچند پیوستن کاشمر به نیشابور منطقی نیست ، اما این ادعا در میان نیشابوری ها هست که کاشمر را متعلق به خودمی دانند.
و نکته دیگر اینکه نیشابوری ها سالهاست در تلاش هستند بخش کدکن تربت حیدریه ، را که در گذشته متعلق به نیشابور بوده ، پس بگیرند . هرچند این کار به نفع مردم بخش کدکن نیست. زیرا در حوزه شلوغ وپرجمعیت نیشابور فرصت رسیدگی کمتری به نیازهایشان پیدا می کنند ، اما نیشابوری ها به دلیل روحیه توسعه طلبی و تمرکزگراییشان همواره می خواسته اندکه بخش کدکن را از تربت حیدریه پس بگیرند.
همه این موضوعات دلایلی است که به موجب قطعاً به این نتیجه می رسیم که نیشابور اتفاقاً با تربت حیدریه هم بی رقابت نیست. و هریک از سبزواری ها و تربتی ها باید به جای پاسکاری نیشابور به یکدیگر ، سعی کنند به صورت واقع بینانه ای به این مشکل نگاه کنند و راه حل مطلوبی برای آن بیابند.
پیشنهاداتی برای برون رفت از این وضعیت :
اسرارنامه نظر خود را قبلا در ا ین زمینه در متن همین مقاله اعلام کرده است.
بهترین گزینه تشکیل سه استان است. سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور به صورت همزمان استان شوند تا رضایت همه مردم به دست بیاید. اگر نمایندگان خراسان با هم ائتلاف کنند انجام این پروژه غیرممکن نیست.
اما اگر تشکیل سه استان همزمان امکان پذیر نبود ، باید کار را به صورت یک فرآیند چند مرحله ای پیش برد.
یعنی اول سبزوار و تربت حیدریه که از مرکز استان دورتر و دارای مرز مشترک با دیگر استان های کشور هستند ، باید استان شوند و در مرحله بعدی ان شاءالله شاید 5 یا 10 سال دیگر نیشابور هم استان شود.
این مورد هم اگر نمایندگان استان ، به ویژه سه شهر نیشابور و سبزوار و تربت حیدریه با یکدیگر متحد شوند ، شدنی است.
در نهایت باید برای اینکه تنش ها کاهش پیدا کند ، همه به این واقعیت فکر کنند که استان شدن یا شهرستان شدن یک شهر به معنای برتری مطلق و ذاتی آن شهر بر دیگر مناطق نیست. فقط به معنای مجموعه توانمندی ها ونیازمندی های نسبی مناطق مختلف است. با این دیدگاه دیگر لازم نیست سر مسئله تقسیمات سیاسی اینقدر حساسیت و تعصب میان شهرها و مناطق مختلف وجود داشته باشد.
در نهایت مجددا از حضور و نظر انتقادی و ارزشمند شما در این مجله سپاسگزاریم و امیدواریم بهترین تصمیم و تدبیر در زمینه تقسیمات سیاسی خراسان رضوی اتخاذ شود.
پیروز باشید...
اسرارنامه: درود بر شما دوست وهم استانی گرامی.
بی شک حق مطلب را ادا کردید. همه این بحث ها که دراینجا سر گرفته مسائل داخلی بین شهرهای یک منطقه از کشور است و چنانچه خدای نکرده اگر تهدید بزرگی از بیرون متوجه امنیت عمومی کشورشود ، مسلما همه این بحث ها متوقف شده و به اتحاد و برابری و برادری تاریخ ساز ایرانیان تبدیل خواهد شد.
آری دوست عزیز . مهم این است که ما ایرانی والبته مسلمانان ایرانی هستیم.
پیروز باشید...
سلام ویژه می گم به مردم خونگرم فردوس،
بحث اختلافات در خراسان جنوبی بین فردوس، بشرویه، طبس و برخی مناطق دیگر با بیرجند کم و بیش به گوش می رشد، و اینکه مردم فردوس از زمان تشکیل خراسان جنوبی مخالف الحاق به این استان بودند و صرفا به دلیل برخی ملاحظات این امر صورت گرفته،
به امید تشکیل هرچه زودتر استان خراسان مرکزی و الحاق فردوس به آن؛ همچنین تشکیل استان خوب خراسان غربی
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و هم استانی گرامی.
مانیز امیدواریم ان شاءالله هرچه سریعتر پرونده تقسیمات استانی در شمال شرق کشور به نتیجه مطلوب برسدو مردم شریف شهرهای تربت حیدریه ، سبزوار ، کاشمر ، فردوس ، جوین ، جغتای و ... به حق و حقوق مسلم خود که سالهاست عمدا یا سهوا پایمال شده ، برسند.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و هم استانی گرامی.
اسرارنامه در خصوص مسائل موجود بین شهرهای بیرجند و فردوس اطلاعات زیادی ندارد.
اما همین اندازه می دانیم که تا زمانی که خراسان رضوی مجددا تقسیم نشده و تربت حیدریه استان نشده است ، برای فردوس همان بهتر است که در خراسان جنوبی به مرکزیت بیرجند باقی بماند. چون واقعا فاصله زیاد فردوس تا مشهد (مرکز فعلی استان خراسان رضوی) خیلی زیاد است و هم استانی های فردوسی خودشان این طوری بیشتر به دردسر می افتند.
بیرجند هم حالا دیگر سال هاست که مرکز استان شده و دیگر بحث کردن در خصوص اینکه این شهر چه بوده و چه نبوده و چه کرده و چه نکرده فایده ای ندارد.
ضمن اینکه البته بیرجندی ها هم مردمانی اصیل و متدین هستند و حتی اگر اختلافاتی میان شهر های عزیز فردوس و بیرجند باشد ، صحیح نیست که دامنه این اختلافات به دیگر مناطق کشانیده شود.
برای فردوس عزیز نیز آرزو می کنیم که هرچه سریعتر به جایگاه واقعی خود برسد و توسعه پایدار نصیب این شهر شود.
اگر چنان که فرمودید قرار باشد نیروگاه هسته ای در فردوس ایجاد شود ، مجموعه ای از فواید توسعه ای را برای این شهر به همراه خواهد آورد.
امیدواریم در آیندهای نزدیک فردوس و همه شهرهای عزیز خراسان را در نهایت آبادی و توسعه یافتگی ببینیم.
زنده باد فردوس
زنده باد سبزوار
زنده باد خراسان
پیروز باشید...
آخه سبزوار که 999................99999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999 با نیشابور فرق داره
نیشابوریا برن یه 999 سال بعد از استان شدن سبزوار بیان شاید برای اونا یک کاری بکنیم
اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما دوست و نظر دهنده گرامی.
آقا مصطفی هر چند واقعاً شهرستان نیشابور در بحث استان شدن قابل مقایسه با سبزوار نیست و واقعاً در چندین اولویت بعد از سبزوار قرار دارد ، اما درست نیست که تمام توانمندی های فرهنگی ، تاریخی و اجتماعی این شهر را از یاد ببریم.
به هرحال نیشابور نیز همواره پابه پای سبزوار یکی از شهرهای مهم خراسان بوده و در دوره کنونی نیز فضلا و فرهیختگان متعددی دارد . این شهر حتی در دوره نهضت سربداران اولین حکومت مردمی شیعه در ایران ، افتخار داشته است ، در قلمرو این حکومت قرار بگیرد و حدود ده ها سال ، یکی از شهرهای تابعه دارالمومنین سبزوار پایتخت حکومت ملی مذهبی سربداران باشد.
در نتیجه حتی اگر نیشابور به این زودی ها (تا چند دهه آینده) نتواند استان شود ، اما احترام و ارزشمندی آن به جای خود باقی است.
پیروز باشید...
پ ن پ پیش آ گور باید مرکز استان بشه با تبلیغات؟؟؟؟؟؟؟؟
بی فرهنگها برید اول اسم شهرها رو یاد بگیرید بعد بیاید نظر بدید.عقده ایها همیشه میگن سبزه وار.البته حق هم دارید چون از دنیا عقبید سرتون مثل کبک تو برف بی فرهنگها
واقعیت با تبلیغات خیلی فرق دارد جان برادر!
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
پس حالا که فهمیدید واقعیت با تبلیغ خیلی فرق دارد ، به ما سبزواری ها و تربتی ها و سایر مردم خراسان حق بدهید ، که علی رغم همه سروصداها و تبلیغات های خودستایانه ای که شما نیشابوری ها برای خود انجام می دهید ، ما بازهم نیشابور را یک شهر درحد بقیه شهرها با تاریخ و فرهنگی متوسط بدانیم که نیم بیشتری از دلایل بزرگ شدن نیشابور در برخی ادوار تاریخی را باید در همساگی با دارالمومنین سبزوار جستجو کنیم.
حتی باید به ما مردم خراسان حق بدهید که با خود فرض کنیم ، ادعای زودهنگام استان شدن نیشابور اول باعث عقب ماندگی خود نیشابور و بعد باعث مشکلات و سنگ اندازی های متعدد و در واقع یک عامل مزاحم برای توسعه مناطق مرکزی و غرب خراسان شده است.
اسرارنامه در پایان امیدوار است هم استانی های نیشابوری بالاخره از یکدندگی و تعصب افراطی روی نیشابور پایین بیایند و بدانند که بار کج به منزل نمی رسد.
در مسیر هدایت باشید...
به امید روزی که این هدف عملی گردد
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و هم استانی گرامی.
از این که مجله اینترنتی اسرارنامه رسانه محلی غرب خراسان را قابل دانسته ونظر خود را برای ما ارسال کرده اید سپاسگزاریم.
حقیقتاً ارتقاء فرهنگی بیشترین نیاز و بهترین روش برای رسیدن به توسعه همه جانبه در هر منطقه ای است.
در واقع از آنجایی که انسان مهمترین عامل توسعه در جامعه است ، ارتقاء فرهنگی انسان های نیز جزء اولین شرط های توسعه خواهد بود.لذا کاملاً با دیدگاه ارزشمند شما در این زمینه موافق هستیم .
ضمناً منظور دقیق متن شما را درک کردیم. در حال حاضر به نظر می رسد اگر تشکیل سه استان به صورت همزمان ممکن نباشد ، هیچ راه دیگری جز این نیست که مردم عزیز همان شهری که منظور شما بود ، فعلاً کمی خویشتن داری کنند تا پروژه تقسیم خراسان به صورت مرحله ای انجام شود.
ضمناً این اصلاً به معنی کنار کشیدن از موضوع تقیسمات خراسان نیست. بلکه فقط به معنای کمک برای باز شدن سریعتر گره تقسیم خراسان است.
یعنی تا وقتی این اختلاف و رقابت ضربه زننده کنونی وجود داشته باشد ، هیچ یک از شهرها استان نخواهند شد و تجربه نشان داده است ، گذر زمان (حداقل در این چند دهه) در خراسان به ضرر شهری است که با عجله کردن زیاد برای استان شدن ، پرونده تقیسمات سیاسی در خراسان را با مشکل مواجه کرده است.
همین اندازه که بجنورد و بیرجند تا به حال نزدیک به 10 سال است که در میان اختلافات شهرهای بزرگ خراسان توانسته اند ، آرام و بی سر و صدا استانشان را تشکیل دهند و بقیه شهرهای خراسان هم نظیر گناباد ، قوچان ، تربت جام ، چناران و ... به رشدی سریع ، اما آرام و بی سر و صدا رسیده اند ، نشان می دهد که ادامه اختلافات میان سه شهر بزرگ خراسان بیشترین ضرر را نصیب شهری کرده است که بیشترین ادعاهای رنگارنگ را در زمینه های مختلف دارد.
البته ما با پیشرفت و توسعه بقیه نقاط خراسان مخالف نیستیم بلکه آن را به نفع کلی همه می دانیم ، اما با این مخالفیم که ا ختلافات شهرهای بزرگ خراسان به عقب ماندگی خود این شهرها منجر شود.
به هرحال امیدواریم هرچه سریعتر مردم و مسوولان شهرهای بزرگ خراسان ، با یک تصمیم گیری صحیح و با همکاری و همدلی بتوانند گره کور تقسیمات سیاسی در خراسان رضوی به عنوان یکی از بزرگترین و پرجمعیت ترین و پرشهرستان های ترین استان های کشور ، باز شود.زیرا تا همین حالا هم مردم شهرهای خراسان از این حوزه شلوغ و متمرکز بیشترین ضرر را کرده اند.
به امید تشکیل هرچه سریعتر استان های سربداران به مرکزیت سبزوار ، خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه و بینالود به مرکزیت نیشابور.(چه به صورت همزمان و چه به صورت مرحله ای)
پیروز باشید...
کلاً زیاد جدی نگیریدشون.
ولی من می گم ، دوست عزیز نیشابوری نمی خواد کاشمرو از سبزوار گدایی کنی.کاشمر خودش یک شهر مستقل وجداست و تاریخ شهرستان شدن کاشمر با نیشابور برابره و هر دو در سال 1329 و سیزده سال بعد از سبزوار شهرستان شدن.
حالا دیگه این با خود کاشمری هاست که دلشون بخواد برن با نیشابور یا نرن و اصلاً نه ما سبزواری ها برای کاشمری ها تعیین تکلیف می کنیم و نه نیشابوری ها می تونن به ذهن کاشمری ها تلقین کنند که وابستیگی خاصی به نیشابور دارن!
اما به نظر من بهتره نیشابوری ها برای استان شدن اینقدر آبروی خودشونو نبرن .
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و همشهری گرامی.
به نکته درستی اشاره کردید. کاشمری ها مردمانی فهیم هستند که قطعاً مانند بسیاری از شهرهای ایران و خراسان از هوش سیاسی بالایی برخوردارند. لذا سبزواری ها هرگز برای کاشمری ها تعیین تکلیف نکرده و نمی کنند و نیشابوری ها هم نباید به خود اجازه بدهند که به جای کاشمر تصمیم بگیرند یا بخواهند به زور به ذهن کاشمری ها تلقین کنند که فرهنگ و تمدن کاشمر دیار سرافراز ترشیز به نیشابور وابسته است.
در حالی که عملاً هیچ وابستگی نیست و تازه کاشمر خود یکی از شهرهای قدیمی و اصیل خراسان است که حتی نام آن در شاهنامه فردوسی آمده است.
پیروز باشید...
نیشابور(فیروزه ،قدمگاه رضوی،و...)جمعیتش میشه 476هزار نفر و
سبزوار(جوین ،جغتای .و...) جمعیتش میشه 460هزار نفر
پای بردسکن رو وسط می کشید .بردسکن چه ارتباطی با شما داره .نماینده مجل اونا با کاشمر است.اگه بهانه این که شما می گید کاشمر نمی تونه جز استان بینالود باشه فاصله است(چون فاصله کمتری با تربت داره )خوب بردسکن خیلی نزدیک تراست به تربت تا سبزوار
فاصله بردسکن با سبزوار حدود 120کیلو متر و با تربت 80 کیلومتر.
اما ما که بخیل نیستیم بردسکن با استان شما .پس شما هم که راست می گویید که اهل مجادله نیستید با اتحاد کاشمر با ما مخلفت نکنید.
خود شما هم خوب می دانید که مردمان نیشابور و کاشمر از نظر فرهنگی خیلی به هم شبیه هستند و در ضمن مراودات اقتصادی زیادی هم باهم دارند.
اسرارنامه: سلام دوست عزیز .
ما به شما توصیه می کنیم اگر طرفدار بحث منطقی هستید و نمی خواهید وقت خود را الکی در کل کل های اینترنتی هدر بدهید ، وقتی می خواهید آمار و اطلاعاتی ارائه کنید ، خودتان را گول نزنید و آمارهای دروغ مطرح نکنید.
مثلاً این آمار فاصله 80 کیلومتری بردسکن تا تربت حیدریه را از کجا آورده اید؟
جهت اطلاع شما فاصله بردسکن تا تربت حیدریه 120 کیلومتر می باشد. یعنی تقریباً برابر با فاصله بردسکن تا سبزوار. و فاصله 80 کیلومتر مربوط به کاشمر تا تربت حیدریه است و اتفاقاً فاصله کاشمر تا نیشابور 140 کیلومتر است . یعنی نیشابور برای کاشمر تقریباً دو برابر دورتر از تربت حیدریه است.
ما برای حرفمان منبع داریم :
http://www.behrah.com/route.php
شما چه طور ؟ آیا شما هم برای حرفهایتان منبع معتبر دارید؟
اول منبع حرفتان را مشخص کنید تا معلوم شود اصلاً شما چند مرده حلاج هستید؟ اصلاً آیا شما واقعاً نمی دانید یا فقط قصد دارید برای به بی راهه کشاندن بحث این آمار و اطلاعات غلط را ارائه کنید!
بقیه حرف ها و اطلاعاتتان نیز تا زمانی که مشخص نشود این آمار را از کجا آورده اید ، قابل اعتنا و قابل بررسی نمی باشد.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظرتان.
متأسفانه برخی بی عدالتی ها و چشم و هم چشمی ها و حساسیت های نابه جا در برخی مناطق استان باعث شده موضوع مهم تقسیم خراسان و تشکیل استان سربداران به مرکزیت سبزوار تا به امروز به تأخیر بیافتد .
اما در نهایت سبزوار ضرر نکرده است. چون همین حالا هم در بسیاری از امتیازات و امکانات از بسیاری شهرهای مرکز استان در کشور جلوتر هستیم و وضعیت سبزوار طوری شده است که آنهایی که مانع استان شدن سبزوار می شدند حالا خود کم کم به این نتیجه می رسند که باید کاری کنند که سبزوار استان شود اگرنه استان شدن خودشان هم محال است.
به هرحال ان شاءالله که همه شهرها و مناطق کشور به آنچه شایستگیش را دارند ، دست پیدا کنند.
پیروز باشید...
همین که حرف همه مردم سبزوار رو میزنی، همین که با منطق به بعضی ها میفهمونی الکی دارن دل خودشون رو به استان شدن خوش میکنن،بس است.
آخه آقای مهم اگه مهم بودن به اسم بود که الان ...:دی
ابتدا بگم که کاش میوه فروشی، مسافرکشی و... رو زیر سوال نمیبردید، ولی
من خودم نیشابورم، والا اونقدری که من تو نیشابور گاری میوه و مسافرکش دیدم که همه جای شهر ولو هستن، سبزوار ندیدم!!!
اینو همیشه به دوستان نیشابوری هم میگم.
وقتی همه جای نیشابور از بازارو مثلا جاهای باکلاس شهر بساط نشینان و گاری داران ولو هستن شایدم بشه استباط کرد که تاریخ با قدمتی داره و همچنان رسم قدیم رو حفظ کرده.
گرچه فکر نمیکنم معیار استان شدن تعداد میوه فروش و مسافرکش یک شهر باشه و فقط کافیه قبل تایپ کردن ذره ای فکر کرده و بعد بنویسید(اگرچه تفهاوت ها باید در جایی خودش رو نشون بده آقای با اصالت :دی )
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و همشهری گرامی.
پیروز باشید...
خدا میدونه که حقشه
به لطف یزدان وبچه های بالا
سبزوار استان میشه...
آن چیزی که منظور من بود، خودتان گرفته اید... حالا شما هر طور که دلتان می خواهد فرافکنی کنید. بقیه اش مهم نیست.
اسرارنامه: پس منظورتان را درست و واضح مطرح کنید دوست عزیز.
چون شما وقتی می گویید سبزوار با میوه فروشی و مسافرکشی و ... استان نمی شود ، تنها برداشت ممکن از حرف شما همین است که شهرهای مرکز استان نباید مسافرکش یا میوه فروش داشته باشند!!!
حال آنکه اتفاقاً میوه فروشی و مسافرکشی دو شغل حلال و ضروری هستند و در همه شهرها هم وجود دارند.
ضمناً همه فروشندگانی که به صورت دوره گرد با وانت یا سایر وسایل نقلیه در شهرها به کاسبی می پردازند مجبورند برای اطلاع رسانی به دیگران با صدای بلند و اغلب با استفاده از بلندگوی سیار ، حضور خود را در هر محله اعلام کنند.
این ها هیچ کدام کارهای عجیب ، دور از شأن و غیراخلاقی نیست و هیچ منافاتی با استان شدن یک شهر ندارد.
اگر منظور دیگری دارید واضح تر بیان بفرمایید .
جواب منم هموناس که اسرارنامه گفت .
نخود نخود نیشابوریان بروند به خانه خود ...
اسرارنامه: با سلام و احترام.
از اینکه نظر شخصی خود را برای اسرارنامه ارسال کردید سپاسگزاریم.
اما ای کاش به مشاغل شریفی نظیر مسافرکشی ، زیره فروشی ، زراعت ، باغبانی و میوه فروشی اهانت نمی کردید.
ما نمی دانیم آیا مسافرکشی از نظر شما شغل بدی است؟ یا مثلاً در نیشابور مسافرکش وجود ندارد؟ یا وقتی میوه فروش های نیشابور می خواهند میوه شان را بفروشند ، مثلاً چه کار می کنند؟ آیا نیشابوری ها هنگام میوه روشی به جای داد زدن ، مثلاً می رقصند؟ ارگ می زنند ؟ دف می نوازند ؟ تعزیه می خوانند؟ و ...
به هرحال مشخص است که نظرتان را قبل از فرستادن یک بار نخوانده اید تا ایراداتش را خودتان متوجه شوید.
با این حال ما باز هم همین که به اسرارنامه اعتماد کرده و نظرشخصیتان را برای ما ارسال کرده اید ، سپاسگزاریم.
در مسیر هدایت باشید...
طفلکی ها بهانه شونو کردن تاریخ نیشابور
حالا انگار بقیه جاها از پشت کوه اومدن و هیچ تاریخ و هویتی ندارن.
تازه اصلاً من نمی فهمم تاریخ چه ربطی به استان شدن شهرها داره.
مگه سازمان ملل که رفت توی آمریکا ساخته شد ربطی به تاریخ و تمدن آمریکا داشت؟ اگه اونطوری بود باید سازمان ملل تو فلسطین که یکی از قدیمی ترین سرزمین های جهانه یا تو ایران یا حتی عربستان و افغانستان ساخته می شد به جای آمریکا که تاریخ 500 ساله داره.
یک چیز دیگه هم هست که این جنگ افروزی نیشابوری ها که همش می رن علیه سبزوار مطلب توی سایت های مختلف منتشر می کنن به ضرر خودشون تموم شد. چون وقتی دو طرف درگیر دعوا باشن مقصر هردوشونن . فکر کنم این نیشابوری ها .............................................
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و مخاطب گرامی.
از انتشار بخش هایی از نظرتان که ممکن است حساسیت هم استانی های نیشابوری را برانگیزد ، معذوریم.
پیروز باشید...
این فقط محض اطلاع خوانندگان این صفحه بود.
چون دیدم بیچاره نیشابوری ها این همه وقت سر کار بودن تا به زور ثابت کنن اول نیشابور استان میشه بعد سبزوار ، به همین وسیله به همه عزیزان نیشابوری اعلام می کنم که هرچی بافتید تموم شد رفت. هیچ کس هیچ جای کشور قبول نداره که نیشابور بتونه به این زودی ها استان بشه.
و در عوض استان سربداران به مرکزیت سبزوار دیگه چیزی تا تشکیلش نمونده.
خدارو شکر همه امکاناتشم هست.
به نظرم این بهترین نتیجه گیری از این بحث باشه.
اسرارنامه: به هرحال از حضور و نظرتان سپاسگزاریم و امیدواریم که با همت و همکاری همه نمایندگان خراسان ، امکان تأسیس سه استان همزمان در شمال شرق کشور فراهم شود.سه استان سربداران به مرکزیت سبزوار ، خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه و بینالود به مرکزیت نیشابور.
ان شاءالله ...
و چنان چه طرح استان شدن نیشابور همزمان با سبزوار امکان پذیر نبود ، امید که حداقل یک دهه بعد از استان شدن دارالمومنین سبزوار شهر دیرینه های پایدار ، ابرشهر نیشابور نیز بتواند استان مستقل خود را تشکیل دهد.پیروز باشید...
سال نو بر همه خوانندگان این نظر مبارک باشه.
آقا بالاخره بعد از این همه مدت چک و چانه زدن و دعوای نیشابوری ها با سبزوار سر مرکز استان شدن شاهد از غیب رسید دیگه فکر کنم بعد از این هیچ حرف و حدیث اضافه ای جایز نباشه. سایت های کشور یک مطلب مهم درباره استان های جدید کشور منتشر کردن که در منطقه شمال شرق کشور فقط یک استان تشکیل خواهد شد اونم استان سربداران به مرکزیت سبزوار و نیشابوری ها فعلاً باید منتظر باقی بمانند.شاید ده سال دیگه نوبت به نیشابورم برسه تا اون زمان نیشابوری ها وقت دارند فرودگاه بسازن ، دانشگاه ملی ایجاد کنن ، شهرستان های جدید تأسیس کنن ، به وضعیت شهرشون برسن و یک کم رنگ و بوی مرکزاستان شدن بدن به شهر شون ، تیم ورزشی قدرتمند ایجاد کنن ، اوضاع بهداشتی و درمانی شهرشونو ارتقاء بدن و ...
ولی وقتی این مطلبو خوندم خیلی حال کردم فهمیدم توی بقیه کشورم سبزوارو برای استان شدن شایسته تر می دونن از نیشابور
توصیه می کنم بقیه هم بخونن:
http://jahannews.com/vdcfcvd0xw6deta.igiw.html
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
سال نو شما هم مبارک
از نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم.
ولی گویا خبرها کمی دیر به دست شمامی رسد چون این مطلب همان موقع به همراه یک تحلیل مفصل دراسرارنامه منتشر شد و نظرات فراوانی نیز به همراه آورد.
برای مشاهده این مطلب به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=1522
به هرحال تشکیل استان سربداران به مرکزیت سبزوار یکی از مهم ترین اولویت های سیاسی شمال شرق کشور و استان خراسان رضوی است که ان شاءالله در زمان مناسب محقق خواهد شد.
پیروز باشید...
.......................
......................
اسرارنامه: دوست عزیز نظرات شما به دلیل توهین آمیز بودن ، بی سر و ته بودن ، بدون سند و مدرک بودن و عدم برخورداری از هیچ ارزش تحلیلی و محتوایی ، شایسته تأیید تشخیص داده نشد.
اسرارنامه نیز به دلیل رعایت اخلاق رسانه ای و نیز احترام گذاشتن به شأن و وجهه شهر عزیز و تاریخی نیشابور از بیان چنین نظرات مهمل و بی ارزشی معذور است.
به شما هم توصیه می کنیم ، که هیچ گاه سعی نکنید از آزادی بیان و اندیشه سوء استفاده نمایید.
ما نیز وقتمان ارزشمندتر از آن است که صرف پاسخگویی به نظرات بی اعتبار کنیم. البته اسرارنامه با نظرات انتقادی هیچ مشکل و مخالفتی ندارد و حتی چنان که خودتان می بینید پیش از شما نیز نظرات انتقادی بسیار زیادی از جانب هم استانی های نیشابوری و سبزواری دراین صفحه تأیید شده که بعضی از انها قابل اعتنا و توجه است. اما اسرارنامه هیچ گاه فضای مقدس فکری و تحلیلی این رسانه را با انتشار مطالب یا نظرات مهمل و توهین آمیز و فاقد ارزش ، آلوده نخواهد کرد.
در مسیر هدایت باشید...
یک سوال از شما دارم که جواب آن یک کلمه بیشتر نیست. جواب آن برای من خیلی جالب ومهمه.
شما با اینکه نیشابور و سبزوار دو استان جداگانه شوند موافقید؟
ببینید ما وشما هیچ وقت به تفاهم برای یک استان شدن نمی رسیم.چون اگر می رسیدیم اۀان اوضاع هر دو شهرستان متفاوت بود.از طرفی اختلاف و تخریب همدیگرهم در این ده سال جواب نداد.
حداقل بیایید هر دو شهرستان جداگانه وبدون هیچ ارتباطی با هم برای ارتقا تلاش کنیم.
وقتی که افغانستان 34استان دارد
کشور پهناور و با فرهنگ ایران به نظرمن تا داشتن40استان به خوبی ظرفیت دارد.
استان سزبداران: سبزوار ،جوین ،جغتای ،خوشاب،داورزن، ششتمد و رودآب
جمعیت کل در سال آخرین سرشماری(1390):460هزار نفر و 7نقطه شهری
استان بینالود:نیشابور ،فیروزه ،زبرخان ،عشق آباد،سرولایت
جمعیت کل در سال آخرین سرشماری(1390):479هزارنفر و9 نقطه شهری
مردم با شعور و با فرهنگ کاشمر هم هر جا که خواستند.
این دیگر دعوا ندارد.
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
ما از مدت ها قبل این موضوع را مکرراً و به صورت آشکاری اعلام کرده ایم که هیچ تعارض و مخالفتی با نیشابور نداریم و اصلاً هم به فکر این نیستیم که نیشابور زیرمجموعه سبزوار شود.
این خود هم استانی های نیشابوری هستند که بی جهت علیه سبزوار موضع گیری می کنند و به تحریک و دشمنی می پردازند.
ضمناً شما در مسأله تعیین شهرستان ها و تعیین جمعیت استان های جدید بردسکن را با جمعیت نزدیک به 80 هزارنفر در غرب خراسان رضوی از قلم انداخته ایدو جمعیت ان را روی استان سربداران حساب نکرده اید. زیرا با وجود بردسکن جمعیت استان سربداران حداقل 50 هزارنفر از استان نیشابور بیشتر می شود.
در کل برای همین چند خط نظری که بیان فرمودید پاسخ های فراوانی وجود دارد ، لیکن به دلیل حجم بالای نظرات مخاطبان که در صف تأیید قرار گرفته اند و نیز به دلیل اینکه اسرارنامه تصمیم دارد در شیوه پاسخگویی به نظرات تغییر ایجاد کند ، بدون ارائه پاسخ بیشتر نظر شما را تأیید می کنیم. شاید در وقتی دیگر باز به شما پاسخ بدهیم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: چه طور مگه دوست عزیز؟
سوالاتون مفهوم نیست. اگر منظور مهمی داشتید ، لطفاً دوباره و به شکلی واضح تر مطرحش کنید تا هم ما و هم مخاطبان عزیزمان منظور شما را درک کنیم.
پیروز باشید...
خراسان رضوي - مورخ دوشنبه 1387/11/07 شماره انتشار 17188
در سي امين سالگرد انقلاب اسلامي شاهد آنيم که ۳ واحد صنعتي قبل از انقلاب به ۳۵۸ واحد صنعتي و معدني در نيشابور رسيده و اين منطقه را به دومين قطب صنعتي خراسان رضوي تبديل کرده است. به گزارش روابط عمومي سازمان صنايع و معادن خراسان رضوي حسين بيدکي رئيس اداره صنايع و معادن نيشابور ضمن بيان اين خبر افزود: واحدهاي صنعتي مذکور شامل صنايع غذايي، غير فلزي و فلزي، شيميايي و سلولزي، نساجي و چرم، ماشين سازي، برق و الکترونيک و صنايع معدني مي باشد که با حجم سرمايه ۳ هزار و ۴۱۰ ميليارد ريال راه اندازي و هم اکنون ۱۱ هزار و ۳۴۳ نفر به طور مستقيم در آن ها مشغول به کار هستند.
وي سپس به تشريح فعاليت بخش معدن در سه دهه انقلاب پرداخت و گفت: در اين بخش نيز شهرستان رشد قابل توجهي داشته است به طوري که در قبل انقلاب تنها ۳ معدن فعال بوده اما امروز شاهد فعاليت ۳۰ معدن که بيش از ۲۵۰ نفر در آن ها مشغول به کار مي باشند هستيم. رئيس اداره صنايع و معادن شهرستان نيشابور در ادامه از صدور ۶۳۲ جواز تاسيس و موافقت با اجراي ۹۸ طرح توسعه طي اين مدت خبر داد و گفت: در صورت راه اندازي اين طرح ها ۲۲ هزار و ۸۵۰ نفر ديگر نيز در بخش صنعت مشغول به کار خواهند شد.حسين بيدکي همچنين در گزارشي از اجراي طرح هاي آمايش صنعتي و معدني در اين شهرستان گفت: در قالب طرح هاي آمايش، براي اجراي سه طرح بزرگ صنعتي و معدني شامل دو طرح فولاد سازي و يک طرح قطعه سازي خودرو ۲ هزار و ۲۱۰ ميليارد ريال تسهيلات مصوب و با اعطاي هزار و ۳۷۰ ميليارد ريال براي ۹ طرح مکمل در زمينه هاي صنايع غذايي، فلزي، ماشين سازي و شيميايي موافقت شده است که پيش بيني مي شود با راه اندازي اين طرح ها ۷۷۰ نفر به طور مستقيم مشغول به کار شوند.
شهرستان نيشابور به لحاظ صنعتي دومين شهر صنعتي استان بعد از مشهد و به لحاظ كشاورزي قطب اول كشاورزي استان مي باشد . اين شهرستان همچنين با توجه به سابقه تاريخي طولاني و همچنين برخورداري از موهبت هاي طبيعي مانند وجود بلندترين قله استان ( قله بينالود) داراي جاذبه هاي گردشگري فراواني مي باشد كه هر ساله پذيراي خيل گردشگران خارجي و داخلي است .در بخش صنعت وجود كارخانه هاي بزرگ توليدي و صنعتي كه در راس همه انها مجتمع فولاد خراسان قراردارد به اين شهرستان چهره اي صنعتي بخشيده است . در عين حال وجود آب و هواي معتدل كوهستاني در شمال شهرستان و گرم و خشك در جنوب باعث تنوع اقليمي گسترده و بالطبع توليد محصولات زراعي و باغي فراوان در اين ديار گشته است كه اين شهرستان را قطب توليد محصولات كشاورزي استان قرارداده است . http://www.khorasan.ir/tabid/1353/Default.aspx
اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما دوست و مخاطب گرامی.
بله همان طور که شما اشاره کرده اید ، تا چند سال گذشته قرار بود نیشابور ، دومین قطب صنعتی استان خراسان رضوی باشد. حتی چنان که خودتان هم خبر فوق را ذکر کرده اید ، در سال 87 رسماً این موضوع در پرتال استانداری خراسان رضوی اعلام شد.
اما در سال های بعدی ، اتفاقاتی رخ داد که تصمیم ها و برنامه ریزی ها را تغییر داد.
یکی از مسائل پیش آمده ، بحث ارتقاء بخش زبرخان نیشابور به شهرستان است.
زیرا نیشابوری ها که می خواهند برای استان شدن تلاش کنند ، ناچارند چند شهرستان اقماری در اطراف خود ایجاد نمایند. تا در مقابل سبزوار با حداقل 5 شهرستان اقماری ، کم نیاورند.اما از طرف دیگر بخش زبرخان ، قطب صنعت نیشابور و حتی خراسان است. با دو شهرک صنعتی بینالود و خیام.
لذا به محض جدا شدن زبرخان از نیشابور هم جمعیت نیشابور کم می شود هم صنعت آن به نصف کاهش می یابد.
دومین مسأله ای که رخ داده این است که در سال های اخیر از 87 به بعد ، قرار شده چناران که از هر لحاظ برای توسعه صنعتی مناسب است به عنوان قطب دوم صنعت خراسان مطرح گردد.
برای آگاهی بیشتر خبرهای زیر را مطالعه نمایید :
نماینده مردم چناران :
چناران به قطب دوم صنعت خراسان رضوي تبديل مي شود
شنبه 21 دی 87
چناران، باقري- نماينده مردم چناران و طرقبه در گفت وگو با خبرنگار ما با اشاره به استقبال خوب سرمايه گذاران در بخش صنعت و كشاورزي در چناران به عوامل توسعه شهرستان اشاره كرد و گفت: توسعه شهرستان بستگي به ٣ عامل كشاورزي، صنعت و عمران دارد. دكتر محمد دهقان در توضيح اين مطلب افزود: از آن جا كه چناران يكي از قطب هاي كشاورزي استان است، بنابراين بايد موانع موجود سر راه كشاورزي برداشته شود تا زمينه توسعه كشاورزي پايدار فراهم شود.وي افزود: از مهم ترين اقدامات انجام شده در اين بخش توجه به آب و خاك است كه در اين راستا طرح انتقال پساب تصفيه شده مشهد به چناران در حال اجراست و تاكنون ١٥ كيلومتر شبكه انتقال با صرف ٢٧ ميليارد ريال انجام پذيرفته است.
وي توجه به بخش آبخيزداري و آبخوان داري را براي تامين آب شرب مشهد و كشاورزي پايدار در چناران ضروري توصيف كرد و گفت: تاكنون چندين طرح بند خاكي، پروژه آبخيزداري از جمله در جمع آب؛ درزآب، بهمن جان، بيجيرك مطالعه و برخي نيز اجرا شده اما اتمام وانجام عمليات اجرايي برخي ديگر مستلزم اختصاص اعتبار ويژه است.محمد دهقان دومين عامل توسعه شهرستان را توجه به بخش صنعت به ويژه صنايع تبديلي عنوان كرد و گفت: با سرمايه گذاري صورت گرفته و استقبال خوب صنعتگران اكنون چناران مي رود تا به دومين شهر صنعتي استان خراسان تبديل شود چنان كه برابر آمار چناران در سال گذشته به لحاظ ميزان جذب سرمايه گذاري رتبه اول استان را كسب كرده است و اعتبارات دولتي تنها درصد اندكي از سرمايه گذاري توسعه صنعتي شهرستان را تشكيل مي دهد.
وي ارتباط بين صنعت و كشاورزي و فعال شدن مديران شهرستان را براي پيوند دادن و ايجاد هماهنگي بين بخشي ضروري عنوان كرد و گفت: اين امر مي تواند به توسعه متوازن شهرستان و افزايش اشتغال و كاهش بيكاري كمك شاياني بكند.
نماينده مردم چناران و طرقبه توجه به بخش عمراني شهرستان و مسائل حاكميتي را ديگر عامل توسعه شهرستان توصيف كرد و گفت: در سال هاي گذشته با تصويب اختصاص ٤٠ درصد از اعتبارات عمراني استان به روستاها توجه ويژه اي به عمران و توسعه روستايي در بخش هاي زيربنايي نظير آب، راه، به سازي و گازرساني و اشتغال صورت گرفته كه به عنوان مثال در شهرستان مي توان به افزايش ميزان بهره مندي از راه آسفالت روستايي از ١٣٠ كيلومتر به ٢٩٠ كيلومتر در سه سال گذشته اشاره كرد.
رئيس فراكسيون عمران روستايي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به روند گازرساني به روستاهاي كشور گفت: از سال ٨٣ تاكنون ميزان روستاهاي گازرساني شده از يك هزار روستا به ٦ هزار روستا افزايش يافته است. در شهرستان چناران نيز ساكنان ٣٨ روستا تاكنون از نعمت گاز بهره مند شده اند و يا تا پايان سال بهره مند مي شوند.
وي افزود: طرح گازرساني به ٤٠ روستاي ديگر شهرستان نيز پايان يافته است و عمليات اجرايي ٣٠ روستاي آن در سال آينده انجام مي شود.
http://vazeh.com/n-3265402.html
فرماندار چناران
تکمیل بزرگترین شهرک صنعتی در شمالشرق کشور در چناران
25 مرداد 91
فرماندار چناران از تکمیل زیرساختهای شهرک صنعتی چناران به عنوان بزرگترین شهرک صنعتی در شمال و شمالشرق کشور با اعتباری بالغ بر ۱۰۰ میلیارد ریال خبر داد.
به گزارش خبرگزاری شبستان از چناران، سیدعلی حسینی، فرماندار چناران شب گذشته(24 اردیبهشت) در حاشیه بازدید از نمایشگاه دستاوردهای سفرهای استانی اظهار کرد: همه مصوبههای سفرهای هیئت دولت و ریاست جمهوری به چناران در قالب 40 مصوبه اجرایی شده است.
وی ادامه داد: از این تعداد 90 درصد به بهرهبرداری رسیده و 10 درصد باقی مانده نیز در حال اجراست.
فرماندار چناران با اشاره به اینکه در سفرهای استانی نیازهای شهرستانها تهیه و به مسئولین ارائه میشود، تصریح کرد: ایجاد شهرک فناوریهای نوین، احداث دانشگاه صنعت و معدن خراسانرضوی و تصویب منطقه گردشگری از مهمترین مصوبات سفر هیئت دولت به چناران بوده است.
حسینی گفت: تکمیل زیرساختهای شهرک صنعتی چناران به عنوان بزرگترین شهرک صنعتی در شمال و شمالشرق کشور با اعتباری بالغ بر 100 میلیارد ریال به انجام رسیده است.
فرماندار چناران خاطرنشان کرد: آبرسانی به مسکن مهر و 52 روستای سطح شهرستان و همچنین ایجاد تنها دانشگاه صنعت و معدن خراسانرضوی در شهر جدید گلبهار، تاسیس دانشگاه پیامنور و مرکز فنی و حرفهای از دیگر مصوبات مهم سفرهای استانی هیئت دولت به شهرستان چناران بوده است.
حسینی همچنین گازرسانی به یکصد روستای سطح شهرستان را از دیگر اقدامات صورت گرفته دانست و تصریح کرد: عملیات گازرسانی به 52 روستای دیگر نیز در دست اقدام است.
فرماندار چناران با اشاره به اینکه این شهرستان رتبه اول استان را در خصوص استفاده از شیوههای نوین آبیاری در بخش کشاورزی داراست، اظهار کرد: 4 میلیارد ریال کمک بلاعوض و 20 میلیارد ریال تسهیلات نیز برای بهبود سطح کیفی محصولات کشاورزی شهرستان در اختیار کشاورزان قرار گرفته است.
http://www.shabestan.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=132651&Mode=
به امید توسعه و آبادانی روزافزون برای همه شهرها و مناطق استان خراسان و کشورعزیزمان ایران.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و مخاطب گرامی.
حالا دیگر پس از این همه سال بحث و حساسیت همه پی برده اند که بنا به بسیاری از دلایل از جمله موقعیت جغرافیایی که سبزوار برخوردار است ، استان شدن سبزوار شرط اول استان شدن نیشابور است.
لذا اگر هر دست پشت یا روی پرده ای هم باشد ، که بخواهد علیه سبزوار اقدام کند ، در این زمینه کاری از پیش نخواهد برد. چون یک چیز کاملاً مشخص است ، سبزواری ها زیرمجموعه نیشابور نمی شوند.اگر سبزوار زیرمجموعه نیشابور نشود ، یاباید خودش استان شود یا باید جزء خراسان رضوی باقی بماند.اگر استان شود که خوب راه استان شدن نیشابور هم مرتفع می شود و اگر سبزوار استان نشود و جزء استان خراسان رضوی باقی بماند ، آنگاه چه نیشابور بتواند کاشمر را با خود همراه کند و چه نتواند، کلاً امکان استان شدن را قبل از سبزوار به دست نخواهد آورد.
به همین دلیل بسیاری از صاحب نظران و تحلیل گران مدت هاست به این نتیجه رسیده اند ، که نیشابوری ها اگر می خواهند به فکر تأسیس استان مستقل باشند ، باید خودشان کمک کنند تا سبزوار هرچه زودتر استان شود.
با این دیدگاه نه تنها رقابتی بین شهرهای همسایه نیست ، بلکه همکاری و اتحاد به وجود خواهد آمد.
پیروز باشید...
دمتون گرم. نظراتتونم تحلیلیه. هرچند وقت یک بار میام به این صفحه سر می زنم چون می دونم هنوز نظرات جدید ادامه داره.خوب موضوعاتو ریشه یابی می کنید من خوشم میاد . از همه مهتر اینه که ادب از هر دوطرف در این مجله رعایت میشه.و کمتر شاهد فحش و فحش کاری هستیم.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر سرشار از لطف شما دوست و همشهری گرامی.
فقط این نکته را خدمتتان عرض کنیم که همه نظرات ارسال شده برای اسرارنامه آنقدر هم که محترمانه و ادب محورانه نیست. اما اسرارنامه به پیروی از اخلاق رسانه ای تنها آن دسته از نظرات را منتشر می کند که در آنها رعایت ادب و احترام طرف مقابل شده باشد . یعنی در واقع فحش ها را خودمان تنها تنها میل می کنیم.
اما به هرحال از قدیم گفته اند هر چه از دوست رسد نیکوست.
لذا ما از تمام دوستان و نظردهندگان عزیزی که در این وبسایت نظر می گذارند سپاسگزاریم و البته ارادتمند بی چون و چرای همه انهایی هستیم که جنبه های ادب و احترام را به طور کامل رعایت می کنند.
پیروز باشید...
وقتی از خودشون نمی فهمن باید یک جوری بهشون حالی کنیم. مهربانی و بزرگواری کردن با این آدمای حقیر پر روترشون می کنه.
اسرارنامه: به هرحال این حرف ها که مطرح کردید نظر شخصی شماست دوست عزیز و هرکسی می تواند ، نظرات خاص خود را داشته باشد.
ما همچنان معتقدیم ، مهربانی و مدارا بهترین شیوه ای است که می تواند در برخورد با دیگران موثر واقع شود.
البته ما به همه گزینه ها توجه داریم و هیچ یک را به طور کامل رد نمی کنیم . اما معتقدیم تا جایی که امکان داشه باشد ، استفاده از روش های دوستانه بهتر و مفید تر است.
در مجموع از حضور و نظرات ارزشمندتان سپاسگزاریم.
پیروز باشید...
ایراداز خودته اقا حامد. چون مطالب اینجا هم منبع داره هم منطق.اگر نمی تونی بپذیری یعنی منطق نداری منبع داشتن و نداشتن هم برات فرقی نمی کنه.
اسرارنامه: با سپاس
پیروز باشید...
اسرارنامه: حقارت را کسانی دارند که فکر می کنند با توهین کردن و تهمت زدن و اختلاف افکنی و ارسال نظر با اسامی جعلی و توسل جستن به انواع واقسام بداخلاقی ها می توانند در نهایت حرف زور خود را به کرسی بنشانند و چیزی را که حقشان نیست به دست بیاورند.
حقارت را کسانی دارند که جنگ جو و دعوا گرند. مثلاً بر سر قیمت مرغ که در همه کشور گران شده ، ممکن است یک رسوایی عظیم به راه بیاندازند که مورد سوء استفاده رسانه های بیگانه قرار گیرد.و بعد تازه با کمال تعجب به آن افتخار هم بکنند.
حقارت را کسانی دارند که عرضه ندارند از دارایی های خود محافظت کنند ، وقتی چیزی را از دست می دهند با دیگر مناطق دشمن می شوند و پرخاش می کنند.
حقارت را کسانی دارند که برای اینکه بتوانندبا سبزوار رقابت کنند جلو شهرستان شدن بخش های بزرگ و پرجمعیت خود را گرفته اند و در واقع بخشی مثل زبرخان را بلوکه کرده اند تا با تجمیع آمار و ارقام این بخش ها روی آمار و ارقام شهرشان بتوانند رتبه خود را به لحاظ توسعه یافتگی بالا نشان بدهند ، اما حسابی رودست خورده اند ، چون با هوشیاری مردم ، خیلی زود همه متوجه شدند که بعضی از شهرها دارای حباب کاذب در اکثر آمار و ارقام اعلام شده شان هستند. و این آمار و ارقام کاذب دردی از آنها دوا نخواهد کرد.
ضعف واقعی در وجود شماست دوست عزیز که بعد از آوردن این همه دلیل و مدرک منطقی و صحیح هنوز با لجاجت و رفتارهای غیرمنطقی تلاش می کنید که بگویید سر حرف ناحسابتان هستید. این یعنی نهایت بی فرهنگی و حق گریزی.
از قدیم گفته اند چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است . شمار زیادی از همشهریان شما با غرور کاذبی که گرفتارش هستند در ماه های اخیر دائماً به سمت سایت های سبزوار لشگر کشی کرده و شروع به دعوا و جنگ کرده اند . حتی سایت های خود شهرتان هم پرشده از توهین و جنگ جویی نسبت به سبزوار اما هرکس در مورد سبزوار توهینی بکند معلوم است خودش این صفات را دارد. چون سبزوار بهترین شهر خراسان است. نام قدیم سبزوار بیهق بوده . یعنی بهترین ناحیه.
حالا کسی که به بهترین ناحیه ها توهین کند یعنی به خودش توهین کرده است.اگر سبزوار بعد از مشهد مرکزیت ندارد پس چرا از از نیشابور ، قوچان ، درگز ، اسفراین ، بایگ ، بجستان ، گناباد ، کاشمر ، بردسکن ، یزد ، شاهرود ، سمنان ، فیروزه ، زبرخان ، تایباد و ... در سبزوار سکونت دارند؟ هرچند مثل همیشه قبول نمی کنید.
(((((ببخشید علی آقا اگر ناراحت شدید/ در ا ینجا ما ناچاراً برای پاسخ دادن به شما از روش های خودتان استفاده کردیم . چیزی که عوض دارد ، گله ندارد !!! )))))
در مسیر هدایت باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز شما واقعاً خودتان فهمیدید چه گفتید؟
اینقدر همه مسائل را در هم و برهم بیان کردید که اصلاً سر و ته حرف هایتان نامعلوم است.
تازه همه حرف هایتان هم تکراری است و پاسخ داده شده است.
معلوم است دیگر حسابی حوصله تان سر رفته است. خوب اگر حوصله تان سررفته است ، مجبور نیستید به این بحث ادامه دهید.
شکست را قبول کنید و دست از تعصب و لجبازیتان بکشید.تا خیال خودتان هم راحت شود.
اینطوری که شمابه جایی نمی رسید.
اما در کل باید بگوییم ، مسلماً تشکیل استان های جدید تأثیر به سزایی در جذب بودجه های بیشتر ، اشتغال زایی و مدیریت بهتر امور خواهد داشت. اما در حال حاضر وضعیت شمال شرق کشور به شکلی است که دو استان سربداران (خراسان غربی) به مرکزیت سبزوار و خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه میتوانند تشکیل شوند ونیشابور حداقل باید یک دهه دیگر صبوری کند. چون نیشابور فاقد فرودگاه است و راه آهنی که نیشابور دارد ، در جوین و جغتای و خوشاب و فیروزه هم هست و چنین راه آهنی به یک شهر مرکزیت نمی دهد. تازه صنعت نیشابور هم در حال تجزیه است چون خواه نا خواه بخش زبرخان دیگر باید از نیشابور مستقل شود و همه می دانند که دو شهرک صنعتی مهم نیشابور در بخش زبرخان قرار دارد و با جدا شدن زبرخان عملاً صنعت نیشابور نصف می شود و شاید از صنعت جوین هم کمتر بشود.
نیشابور مشکل دیگری هم دارد آن هم اینکه مردم بخش سرولایت می خواهند از نیشابور جدا شوند. به ویژه مردم شهر چکنه مرکز بخش سرولایت که به قوچان نزدیک تر هستند و مانند قوچانی ها ترک زبانند ، تمایل دارند به قوچان بپیوندند.
کاشمری ها ، و کدکنی ها هم علاقه ای به نیشابور ندارند ، چون کدکن سالهاست به تربت حیدریه پیوسته و هیچ مشکلی از این بابت ندارد و کاشمر هم که فاصله اش با نیشابور زیاد است و به تربت حیدریه نزدیک تر است از آن گذشته فرودگاه مشترکی دارند می سازند که دیگر ارتباط کاشمر و تربت حیدریه را به هم نزدیک تر می کند.
نیشابور به جز فیروزه در حال حاضر هیچ شهرستان اقماری دیگری ندارد و شهرستان های اقماری بسیار مهم هستند چون در کشور همه استان ها به استثنای قم حداقل 4 یا 5 شهرستان دارند و قم چون موقعیت خاص سیاسی و مذهبی دارد وضعیتش فرق می کند. هرچه نباشد نصف بیشتر انقلاب اسلامی در قم شکل گرفت و از آنجا هدایت شد.
نیشابور همچنین هیچ موقعیت استراتژیکی ندارد چون در وسط استان خراسان رضوی بین شهرها و مناطقی محصور شده است که خود مدعی استان شدن هستند و تا وقتی آنها باشند ، نیشابور مجبور است در انتظار باقی بماند.
نیشابور همچنین به لحاظ ساختارهای دانشگاهی بسیار ضعیف است . اندک دانشگاه های غیر انتفاعی و جامع علمی کاربردی یا دانشکده کوچک علوم پزشکی و ... که اخیراً تأسیس کرده است هم هیچ شانسی برای توسعه ندارند. چون جمعیت داوطلبان ورود به دانشگاه ها در کشور در حال کاهش است. لذا تا چند سال دیگر بسیاری از این دانشکده و دانشگاه های تازه تأسیس محکوم به تعطیل شدن هستند و فقط دانشگاه های معتبر و با سابقه ملی مثل حکیم سبزواری و سایر دانشگاه های سبزوار باقی می مانند.
نیشابور به لحاظ ورزشی هم نتوانسته است تیمی در سطح کشور داشته باشد که این غرور جوانان نیشابور را در همسایگی دو شهر مشهد و سبزوار که هر دو غول های ورزشی امروز کشورند حسابی جریحه دار کرده و آنها امروز بیشتر از هر زمان دیگری از نیشابور دلسرد هستند.
ضمناً مردم بخش زبرخان در ته قلبشان به شدت از نیشابور ناراضی هستند فقط چون می خواهند نیشابور بیشتر از این جلو شهرستان شدنشان را نگیرد ، چیزی به روی خود نمی آورند و همین که زبرخان بتواند شهرستان شود ، آنها ترجیح خواهند داد مستقیماً زیرمجموعه مشهد باشند چون با این فاصله کم که تا مرکز استان دارند برایشان بهتر است که با مشهد باقی بمانند. چون هویت بخش زبرخان اصلاً با خراسان رضوی معنا می شود. و همه می دانند که قدمگاه امام رضا باید در ا ستان خراسان رضوی باشد نه در یک استان دیگر.
اما مهمترین چالش نیشابور هیچ یک از این هایی که در بالا گفتیم نیست ، مهمترین چالش نیشابور ، فرهنگ خودبرتربینی و تکبری است که باعث شده مردم شهرهای اطراف حتی روستاهایی که 10 کیلومتر با نیشابور فاصله دارند ، از این شهر فاصله بگیرند. هم اکنون بساری از نواحی غربی شهرستان نیشابور که در همسایگی با سبزوار هستند ، تمایل دارند به سبزوار بپیوندند.
در نقطه مقابل سبزوار همه شرایط لازم برای استان شدن را دارد ، شهرستان های اقماری ، دانشگاه های متعدد ، فرودگاه بین المللی ، جمعیت ، فاصله از مرکز استان ، غرور و انسجام محلی بین مردم وجوانان شهر ، صنایع متعدد نظیر کابل خودرو ، سیمان ، پتروشیمی درحال ساخت و ...
ضمناً مسأله توجیه داشتن یا نداشتن فرودگاه مدرس مطرح نیست. مسأله امکاناتی است که دارد درکاشمر فراهم می شود و به زودی به واسطه همین امکانانت دیگر کاشمر خودش ادعای استان شدن خواهد کرد و باز سر نیشابور بی کلاه خواهد ماند.
در مسیر هدایت باشید...
اسرارنامه: رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
حامد لطفی عزیز ، هم استانی های ارجمند نیشابوری با هر قصد ونیتی که به اسرارنامه تشریف بیاورند غنیمت است و قدمشان سر چشم ماست.
اصلاً این همان چیزی است که ما از ابتدا به دنبال آن بوده ایم.ایجاد یک فضای آزاد ، برابر ، محترمانه و جذاب به مرکزیت دارالمومنین سبزوار برای آمد و رفت و بحث وتبادل نظر و ارائه دیدگاه همه هم استانی های عزیز خراسانی .
در قدم اول شهرستان های 6 گانه سبزوار بزرگ و شهرستان نیشابور را مد نظر قرار داده ایم که گویا اهداف این مرحله با موفقیت در حال تحقق یافتن است.
حتی تا همین حالا دوستان ومخاطبان پر و پا قرصی از سایر نواحی استان و حتی کشور پیدا کرده ایم که این برای همه دست اندرکاران اسرارنامه و البته دوستداران و مخاطبان همیشگی اسرارنامه از جمله شما دوست عزیز و همیشگی موفقیت بزرگ وارزشمندی است.
فقط امیدواریم ، دوستان نیشابوری که دائماً به این وبسایت مراجعه می کنند ، ذهنیت های منفی و بدبینانه خود را نسبت به دیگر نقاط استان کنار بگذارند وبدون پیش داوری و تفکرات خودمرکزبینانه ، به مطالعه اسرارنامه بپردازند.
چرا که اسرارنامه همانطور که حتی از نامش پیداست (برگرفته از نام حکیم حاج ملاهادی اسرار سبزواری و کتاب اسرارنامه عطار) رسانه ای مشترک برای مردم خراسان به ویژه سبزوار و نیشابور است و دیگر دلیلی ندارد که یکی از این دو گروه با اسرارنامه احساس غریبگی یا ضدیت بکنند.
لذا چنان که گفتیم ما می دانیم که همه روزه شمار زیادی از هم استانی های نیشابوری به مطالعه صفحات مختلف این مجله و البته سایر رسانه های خطه سربداران می پردازند و البته تحت تأثیر مطالب آن قرار می گیرند و گاهی با نام های مختلف در بخش نظرات این مطالب حضور فعال پیدا می کنند. به همین دلیل در اینجا ضمن عرض احترام به شما ، مجدداً عرض می کنیم که قدمتان را در اسرارنامه پاس می داریم و امیدواریم بتوانیم با همکاری و همراهی شما دوستان این مسیر ارزشمند فرهنگی را به سرمنزل مقصود برسانیم.
پیروز باشید...
اتفاقاً اینکه در این نقشه جلو اسم کاشمر علامت سوال گذاشته شده خیلی خوبه یعنی به کاشمری ها احترام گذاشته شده که خودشون تصمیم بگیرن در کدوم استان باشن.
هرچند کاملاً مشخصه کاشمری ها اگه فاصله مد نظرشون باشه به تربت از همه نزدیک تر و اگه امکانات و روابط فرهنگی و توسعه مد نظرشون باشه ، سبزوار براشون بهترین گزینه است. و کلاً نیشابور برای کاشمر یک شهر خنثی و زینتی است.
واقعاً نیشابور کلاً در دوره کنونی در خراسان نقش و کارکرد خاصی ندارد که بقیه شهرها بخواهند آن را مرکز خود قبول کنند. کارخانه هایش هم که همه در بخش زبرخان است که تا شهرستان شود صنعت نیشابور هم افت می کند.
اما بازم نویسنده سبزواری به کاشمری ها حق داده خودشان انتخاب کنند.
بهتر از سایت های نیشابور است که از چند سال قبل تا به حال خودخواهانه کاشمر را در نقشه خراسان مرکزی به مرکزیت نیشابور ترسیم کرده اند.
یعنی نیشابوری ها کلاً برای نظر و عقیده کاشمری ها محل نمی گذارند و فکر می کنند کاشمری ها غلام حلقه به گوش نیشابوری ها هستند که بدون هیچ اختیاری دراستانی به مرکزیت نیشابور در بیایند.
نه عمو جان برو خاطر جمع باش تازه خود کاشمری ها تا یکی دو سال دیگه که فرودگاهشون ساخته بشه ادعای مرکز استان شدن می کنن و نیشابور هم باید بره زیرمجموعه کاشمر بشه.
پس برو کنار بذار باد بیاد.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر قابل تأمل شما دوست و مخاطب گرامی.
بله حقیقتاً همین طور است که می فرمایید یعنی واقعاً کاشمر در زمان فعلی موقعیت بسیار استراتژیکی در خراسان پیدا کرده است. زیرا در مرز سه منطقه حساس قرار گرفته که با هم برسر تشکیل استان های جدید در اختلاف هستند و هریک به نوعی روی حضور کاشمر در استان خود حساب کرده اند.
به ویژه هم استانی های نیشابوری که به دلیل جمعیت کم (در محدوده استان) و نداشتن شهرستان های اقماری و نیز محصور بودن نیشابور در نواحی میانی خراسان در حال حاضر در آخرین اولویت های تشکیل استان جدید قرار دارد ، به حضور شهر کاشمر در استان خود بسیار نیازمند است ، و روی حضور کاشمر حسابی ویژه باز کرده است که به موجب آن حاضر است ، برای جلب نظر کاشمر به خود به هر ترفندی دست بزند و هر هزینه ای را بپردازد. همین نیازمندی نیشابور به کاشمر و نیز تمایل شهرهای تربت حیدریه و سبزوار برای جذب کاشمر به استان خود ، اهمیت استراتژیک شهرستان کاشمر را در منطقه افزایش می دهد.
لیکن واقعاً تصمیم با خود مردم کاشمر است که در نهایت کدام استان را برگزینند؟
و البته چنان که شما گفتید ، اگر فاصله مد نظر کاشمری ها باشد ، به تربت حیدریه با فاصله 80 کیلومتر از همه جا نزدیک تر هستند. و اگر جنبه توسعه یافتگی و روابط فرهنگی و اجتماعی مد نظر کاشمری ها باشد ، سبزوار به دلیل برخورداری از دانشگاه های معتبر و با سابقه ملی ، فرودگاه بین المللی ، راه های مواصلاتی ، توانمندی های فرهنگی و تاریخی گزینه مناسبی برای انتخاب کاشمری هاست.
به هرحال همه ما باید امیدوار باشیم که با تلاش و اتحاد مردم ، مسوولان و به ویژه رسانه های همه شهرهای درگیر در موضوع تقسیمات سیاسی خراسان رضوی ، بهترین و عادلانه ترین تصمیم در این زمینه اتخاذ شود.
پیروز باشید...
به همین دلیل به شکل های مختلف به تزویر و روش های تفرقه افکنانه رو آوردن . مثلاً با اسم های جعلی که خودشونو سبزواری و جوینی و جغتایی معرفثی می کنن برای سایت های مختلف در منطقه سبزوار بزرگ نظر می گذارند تا بین مردم ما اختلاف بندازند .مراقب باشید. گول نخورید.
در همین اسرارنامه هم نیشابوری ها می آیند با اسامی دروغی خود را سبزواری معرفی می کنند تا نظرات توهین آمیز علیه سبزوار ارسال کنند.
اگر این روش زیاد ادامه بدن باید ما هم مقابله به مثل کنیم.
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
از حضور و هشداردلسوزانه شما سپاسگزاریم.
پیش از شما نیز شمار زیاد دیگری از دوستان و مخاطبان اسرارنامه نسبت به این رفتار بعضی از هم استانی های نیشابوری هشدار داده بودند. که به نظر می ر سد احتمالاً خطر بسیار جدی است که حساسیت عمومی را برانگیخته است. اما خرسندیم که می بینیم ، سطح آگاهی و درک اجتماعی مخاطبانمان بالاست و چالش های پیش پا از جمله حضور نظردهندگانی با اسامی جعلی را به خوبی تشخیص می دهند.
همانطور که شما فرمودید این رفتار از هر طرف که انجام شود ، نشان دهنده شدت احساس ضعف در مبارزه منطقی و بی تعهدی اخلاقی فرد انجام دهنده است . مشاهده سیر نظرات ارسال شده در مطالب مختلف اسرارنامه از ابتدا تا کنون به خوبی نشان می دهد که هم استانی های نیشابوری در ابتدا با اعتماد به نفس کامل و البته کاذب مطمئن بودند که نیشابور بهترین و توسعه یافته ترین شهر خراسان است ، لذا به همین دلیل تلاش می کردند ، با نظراتی مفصل برتری نیشابور را به سبزوار اثبات کنند ، اما دوستان نیشابوری به مرور دریافتند که تصورات خودمرکز بینانه ای که در همه سالهای گذشته داشته اند ، درجهان خارج از ذهن آنها ، هرگز واقعیت ندارد و مردم دیگر شهرهای خراسان از جمله سبزواری ها نیز برای خود افتخارات و توانمندی های منحصر به فرد و با ارزشی دارند ، که باعث می شود با اطمینان شهر و دیار خود را به هرجای دیگری ترجیح دهند.
به همین دلیل آن دسته از نیشابوریان که از سطح فکر و منطق رشد یافته برخوردار بودند ، به مرور این مناظره دو سر شکست برای نیشابور را ترک کردند و فقط با دنبال کردن مطالب اسرارنامه تصمیم گرفتند ، اطلاعات خود را در مورد وضعیت خراسان و شهرهای مختلف آن به صورت واقع بینانه ای تصحیح نمایند.
اما آن دسته از نیشابوریان متعصب که پذیرفتن این حقیقت برایشان تلخ و سنگین بود ، متأسفانه شروع کردند به استفاده از شیوه هایی کودکانه نظیر ارسال نظر با اسامی جعلی در سایت های مختلف سبزوار و نیشابور ، کشاندن دامنه مباحث به دیگر سایت ها و رسانه های محلی خراسان و حتی خارج از خراسان (نظیر وبلاگ خوزستان شمالی) و ارائه آمارها واطلاعات مغالطه کارانه و ... که خوشبختانه همه این رفتارها در نهایت تنها به هشدارهای قوی برای سبزواری ها منجر شد تا بیشتر از گذشته از ارزش های خود مراقبت کنند و قدر خود را بدانند و در مقابل توطئه های احتمالی از بیرون یک روحیه همبستگی و همکاری میانشان ایجاد شود و متحدتر شوند.
البته خوبشختانه اسرارنامه به عنوان رسانه ای بی طرف و متعلق به هر دو منطقه سبزوار بزرگ و نیشابور بزرگ ، در این مدت توانسته است بر مردم عزیز نیشابور نیز تأثیرات مستقیم و غیر مستقیمی بگذارد به طوری که اندک رسانه های شهر عزیز نیشابور در طول یک سال گذشته بیش از 60 درصد مطالبشان یا مستقیماً متأثر از مطالب اسرارنامه و مسائل سبزوار بوده و یا به صورت غیرمستقیم بسیاری از مطالب منتشر شده آن ها به نوعی پاسخ دادن به اسرارنامه یا به تحرکات منطقه سبزوار بوده است.
ما امیدواریم اینک که هدایت فرهنگی نیشابور و سبزوار به عنوان دو شهر تاریخی خراسان به دست ما افتاده است ، بتوانیم با راهنمایی و همکاری شما مخاطبان گرامی والبته با لطف و حمایت خدا ، از این آزمون مهم سربلند بیرون بیاییم.
ضمناً در پایان نظرتان آنجا که به ضرورت مقابله به مثل با آن دسته از نیشابوری ها سخن گفتید که به روش های غیراخلاقی نظیر ارسال نظر با اسامی جعلی ، ارائه آمار و اطلاعات غلط و یا توهین به سبزوار به شکل های مختلف رفتار می کنند ، باید خدمتتان عرض کنیم ، هرچندمقابله به مثل هم یکی از روش های رایج دفاع است ، اما ما توصیه نمی کنیم که همشهریان سبزواری در موقعیت کنونی درمقابل نیشابوری ها از این روش استفاده کنند.
زیرا سبزوار امروز به لحاظ توسعه یافتگی ، با وجود برخی نقاط ضعف ، نسبت به بسیاری از شهرهای خراسان در جایگاه بسیار بالاتری قردارد ، لذا باید هدف های مهمتری از نیشابور را مد نظر داشته باشد چرا که معمولاً درگیر شدن با یک موضوع کوچک ، افراد را از اهداف با ارزش تر و بزرگتر غافل می کند.
در واقع در مقطع کنونی به خاطر موقعیت متفاوتی که دو شهر سبزوار و نیشابور دارند ، رقابت نیشابوری ها با سبزوار که بعد از مشهد مقدس تقریباً در همه زمینه ها (دانشگاهی ، فرودگاهی ، ورزشی ، مواصلاتی ، فرهنگی ، تاریخی ، سیاسی و اداری ، عمرانی ، اقتصادی و ...) اولین شهر استان خراسان رضوی است ، یک امر منطقی می باشد و می تواند به توسعه نیشابور منجر شود ، اما در نقطه مقابل رقابت و مقابله به مثل سبزواری ها با نیشابور که در بسیاری از شاخص های حقیقی توسعه یک یا چند مرتبه پایین تر از سبزوار است ، می تواند به پسرفت سبزوار منجر شود.
لذا امروز سبزوار باید هدف های بزرگتری در خراسان و در سایر نقاط کشور را برای رقابت و حرکت های خود مد نظر داشته باشد. شهرهایی نظیر کاشان ، یزد و کرمان در مرحله اول می توانند مناسبت ترین گزینه ها برای رقابت سبزواری ها باشند. و البته باز در مرحله بعدی افق دید سبزوار باید شهرهای بزرگتری نظیر مشهد ، اصفهان ، شیراز و تبریز را در بر بگیرد. تا بدین ترتیب روند توسعه این شهر تضمین شود.
به هرحال همانطور که قبلاً گفته ایم از دیدگاه اسرارنامه با یک نگاه سیستمی توسعه شهرهای همسایه به توسعه یکدیگر منجر می شود ، لذا ما امیدواریم همه شهرهای سبزوار ، جوین ،جغتای ، خوشاب ، داورزن ، ششتمد ، نیشابور و روداب به توسعه ای مطلوب در آینده دست یابند.
پیروز باشید...
اسرارنامه: صاحب اختیارید دوست عزیز.
اما فقط دو نکته :
1- کسی برای بیان نظر و تحلیل شخصی خود ، منبع ارائه نمی دهد. چون منبع تحلیل باید ذهن و فکر و اندیشه خود آدم ها باشد. و در اینجا حتی می گویند ، نگاه نکن که چه کسی می گوید ، ببین چه می گوید.
اما برعکس مطالب تحلیلی ، در هنگام بیان امار و اطلاعات از رویدادها و مسائل عینی جامعه ، نظیر میزان جمعیت شهرها ، یا سطح صنعت ، یا تعداد دانشگاه ها و سایر مطالب اخباری باید هر حرفی با سند و مدرک و منبع باشد. اگرنه معتبر نیست. چون این امور در ذهن من و شما نیستند بلکه یک واقعیت خارجی دارند که باید با استناد به آن موقعیت خارجی صحبت شود.
2-قطعاً تمام مطالب منتشر شده اسرارنامه از منطق کافی برخوردار بوده است ، اگر نه چه دلیلی دارد که شما و سایر دوستان نیشابوریتان اینقدر مصرانه همیشه مطالب این وبسایت را دنبال کرده اید و نظر گذاشته اید؟
اگر فضا را غیرمنطقی و نامناسب می دیدید ، خوب نمی آمدید! اما حالا امده اید و هریک از نظرات شما حتی آنها که به اسرارنامه توهین کرده اید ، نشان دهنده موفقیت اسرارنامه در جذب شما به سوی خود بوده است.
امیدواریم تفاوت مطالب تحلیلی با مطالب اخباری و مواقع لزوم ارائه منبع برای یک مطلب را فهمیده باشید.
همچنین امیدواریم اگر بازهم به این وبسایت آمدید و علاقه داشتید که مطالب اسرارنامه را مطالعه نمایید، منطق واقعی گفتگو و اصول اخلاق رسانه ای را بپذیرید و طبق آن عمل کنید، تا در نهایت ، به نتیجه گیری صحیح و عقلانی دست یابید.
پیروز باشید...
از زمانی که با این سایت آشنا شده ام تقریباً هر هفته ای یک یا دو بار می آیم و مطالب به خصوص بخش نظرات را می خوانم. به نظرم خیلی داغ و جذاب است اما کاش هر دو طرف بحث یاد بگیرند بیشتر به هم احترام بگذارند و یا اصلاً با هم بحث نکنند.
همین هفته قبل دو تا از دانش آموزانم درکلاس (قبل از رفتن بنده به کلاس) سر یک موضوع که هیچ کدام کوتاه نیامده بود و هر دو طرف هم تقصیر داشتند ، چنان با هم دعوا کرده بودند و یکی از انا در دعوا که یکی از آنها زخمی شده بود و هنوز پدرو مادرهایشان در رفت و آمد به مدرسه هستند و حتی نزدیک بود کار به شکایت کشیده شود که فعلاً این موضوع منتفی شده.
اما می خواهم نتیجه بگیرم حالا اگر بزرگترهایمان چنین به جان هم بیافتند و حق را ناحق کنند و با هم لجبازی کنند ، چه طور از بچه های مدرسه ای انتظار حق پذیری و ادب را داشته باشیم؟
کاش از این فضای خوب که در اسرارنامه سبزوار پیش آمده برای اعتلای مسیر بحث ها و رسیدن به نتایج سازنده استفاده شود و از این کلک ها که با اسم های قلابی به همدیگر فحش بدهید و یا علناً با هم دعوا کنید ، پرهیز شود.
فراموش نکنید که ما ایرانی و مسلمان هستیم.
از توجهتان ممنونم.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و همشهری فرهیخته و گرامی.
بله درست می فرمایید ، متأسفانه بعضی از افراد که در این وبسایت یا دیگر سایت های استان و کشور نظر می گذارند بسیار روحیات لج بازانه و ستیزه خویانه دارند و به هیچ اصل اخلاقی نیز پایبند نیستند.
حتی بعضی از آنها چنان که خودتان فرمودید با اینکه واضح است ، سبزواری یا نیشابوری هستند خود را به عنوان مردم شهر دیگری معرفی می کنند تا از آن طریق به ارسال نظرات احمقانه ، و بی خردانه بپردازند.
با این حال اگر انصاف داشته باشیم ، همه مباحث مطرح شده نیز به این شکل نیستند . بلکه بعضی از نظردهندگان به نکات و آمار و اطلاعات صحیح و معتبری اشاره کرده اند که واقعاً مطالعه آنها دید هر مخاطبی را باز می کند و آگاهی افراد را بالا می برد.
به هرحال ما هم امیدواریم این مباحث هرچه سریعتر به نتیجه گیری مطلوب برسد.
بازهم از حضور سرشار از فرهیختگی شما سپاسگزاریم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز همانطور که به شما قبلاً هم تذکر دادیم این رفتار زشت شما در توهین به دیگر نقاط خراسان ، تنها نشان دهنده شدت احساس ضعف و عقده حقارتی است که در خود احساس می کنید.
بهتر است بیش از این به حاشیه نروید و به زور سعی نکنید به دیگران بقبولانید نیشابور بهترین شهر خراسان است.
چون نیشابور در طول تاریخ خود شاهد نقاط قوت و ضعف فراوانی بوده و همین امروز نیز از برتری های خاصی نسبت به دیگر مناطق کشور برخوردار نیست.
ضمناً از آنجایی که نیشابور در شهرستان کردن بخش های بزرگ و پرجمعیت خود تا کنون ناتوان بوده است ، لذا در همه آمار و ارقامی که امروز از نیشابور ارائه می شود یک حباب کاذب وجود دارد . به عنوان مثال فقط با جدا شدن بخش زبرخان یک زلزله و حتی یک سونامی صنعتی در نیشابور ایجاد می شود.که جایگاه صنعتی این شهر را به نصف موقعیت فعلی کاهش می دهد.
زیرا شهرک های صنعتی بینالود وخیام به عنوان دو شهرک صنعتی مهم نیشابور در بخش زبرخان قرار گرفته است.
به همین دلیل است که نیشابوری ها سال های طولانی سعی کرده اند با ایجاد اختلاف بین شهرهای درود ، قدمگاه و خرو ، جلو شهرستان شدن بخش زبرخان را بگیرند.
و اگر حتی همین فردا هم زبرخان بالاخره شهرستان شود ، بازهم خیلی دیر تر از شهرستان هایی نظیر جوین ، جغتای ، خوشاب و داورزن در سبزوار است.
لذا به نظر می رسد نیشابور در موقعیت کنونی برای جبران عقب ماندگی های خود و رسیدن به آماری سرراست و واقعی از توانمندی ها و نیازمندی هایش در هر زمینه ای می بایست هرچه سریعتر اقدام به شهرستان کردن بخش های بزرگ خود و ایجاد سایر زیرساخت های اساسی نظیر فرودگاه و ارتقاء فرهنگ عمومی مردم آن شهر بپردازد.
به امید سبزوار ، جوین ، جغتای ، خوشاب ، داورزن ، ششتمد ، نیشابور و رودابی توسعه یافته و آباد.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز نظرات شما مانند همیشه سرشار از نقاط ابهام ، اشتباه یا مغالطه کارانه است.
به هرحال شما می توانید نظرات شخصی خود را داشته باشید . اما توصیه می کنیم از این به بعد در نظراتتان از توهین نسبت به ارزش های محلی دیگر مناطق و نیز نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی جداً خودداری نمایید.
شهرهای تربت حیدریه ، سبزوار و نیشابور هر یک ارزش های خاص خود را دارند و به لحاظ افتخارات تاریخی از یکدیگر کم نمی آورند.
البته طبیعی است که شما به عنوان یک فرد نیشابوری شهر خود را بیشتر دوست داشته باشید اما باید از خودخواهی پرهیز کنید و انتظار نداشته باشید مردم دیگر شهرهایی نظیر سبزوار و کاشمر و تربت حیدریه و جوین و جغتای و فیروزه وزبرخان که خودشان داری تاریخی هایی طولانی و با افتخاراتی متعدد هستند ، از ارزش های شهر خود به نفع نیشابور که در تاریخ خود در کنار نقط قوت ، نقاط ضعف فراوانی هم داشته است ، بگذرند.
اگر نگاه خودخواهانه و خودمرکزبینانه معمول نیشابوری ها را کنار بگذارید ، به سرعت می بینید که مردم همه شهرها ارزش ها و افتخارات خاص خود را دارند.
در مسیر هدایت باشید...
239000نفر قبول تازه 239000 نفر با جمعیت روستاهاتونه که بهش اضافه شدند
279000 نفر که میفرمایید جمعیت تمام نقاط شهری شهرستانه نه فقط شهر نیشابور
توجه بفرمایید نقاط شهری نه نقطه شهری
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و همشهری گرامی.
پیشنهاد می شود این مطلب را پیگیری کنید :
http://nasim.joveyn.ir/?p=5304&cpage=1#comment-1027
پیروز باشید...
اسم اینجا سبزوار نه سبزه وار
کلا شما همتون مشکل داریدا
اول اسم شهر رو یاد بگیر بعد اظهار نظر کن
خوبه ما هم بگیم نیه شاپور؟؟؟؟؟
خب ما نمیگیم نیه شاپور بجاش میگیم نیشابور
چون ما که بی فرهنگ و عقده ای نیستیم که از اسم شهرتونم بترسیم
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و همشهری گرامی.
بهتر است حتی در مقابل توهین های طرف مقابل (در اینجا دوستان نیشابوری) با صبوری و رعایت احترام کامل به ارائه پاسخ بپردازیم.
این قطعاً برای شأن تاریخی و فرهنگی سرزمین پرافتخار سربداران مناسب تر است.
پیروز باشید...
اینا لیاقت احترام ندارن.
از این به بعد هر وقت ببینم اومدن به سبزوار گفتن سبزه وار منم میام یک نظر می دم و به نیشابور می گم نیشاگور
یک چیز دیگه هم بگم خیلی دیگه زمان تأیید و پاسخگویی به نظراتت طولانی شده.
حوصله آدم سر میره. مجبور نیستی همه نظراتو خودت جواب بدی . بدون جواب تأییدشون کن خودمخاطبا جواب بدن.
اسرارنامه: ما که عرض کردیم دوست عزیز شما حق دارید در مقابل توهینی که بعضی از نیشابوری ها به نام زیبای سبزوار می کنند از خود دفاع کنید ، اما شاید بتوان روش های بهتری را هم جستجو کرد.
به عنوان مثال مجله اینترنتی اسرارنامه به جای اینکه بخواهد در واکنش به این بدی نیشابوری ها به سبزواری ها پاسخ آنان را با بدی بدهد ، می بینید که شروع به انتشار مطالبی صلح آمیز و پند دهنده کرده است تا در طولانی مدت فرهیختگان نیشابور راه خود را از عموم مردم این شهر جدا کنند و خودشان جلو رفتار زشت بعضی از نیشابوری ها را در توهین به دیگر مناطق کشور بگیرند.
اگر آنها فرهیختگانی داشته باشند که از درون برای اصلاح و تأدیب شان اقدام کند ، بهتر نتیجه می دهد.
بی شک مطالب متعددی که مجله اینترنتی اسرارنامه در جهت ایجاد فرهنگ صلح و دوستی و گفتگوی محترمانه بین شهرهای همسایه منتشر کرده است ، اگر در شهر نیشابور به جز این افراد جنگجو و ستیزه خو افراد آگاه و فرهیخته ای هم باشند بالاخره تحت تأثیر این مطالب اسرارنامه قرار خواهند گرفت.
به آدرس های زیر مراجعه نمایید :
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=1391
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=866
http://www.asrarnameh.com/interviews.php?id=101
http://www.asrarnameh.com/interviews.php?id=162
ضمناً صحیح می فرمایید ، زمان پاسخگویی به نظرات در اسرارنامه بسیار طولانی شده است ، اما در مقطع کنونی چاره ای نیست. چون از طرفی اسرارنامه رسانه مورد اعتماد بسیاری از همشهریان سبزواری و هم استانی های نیشابوری است که نظرات فراوانی به اینجا ارسال می کنند واز طرف دیگر ، بعضی افراد نیز با ارسال نظرات شیطنت آمیز سعی می کنند ، در این میان اهداف خاصی را دنبال نمایند. لذا ما مجبور هستیم ، نظرات را با دقت پاسخ دهیم و جلو هرگونه سوءاستفاده را بگیریم.
با سپاس از همراهی و دلسوزیتان.
پیروز باشید...
اگه میخواهید از شهرتان دفاع کنید و توانمندیهاش رو به رخ نیشابوری ها بکشید لزومی نداره که به تخریب نیشابور بپردازید.
همه میدونن وقتی که شخصی جواب منطقی در برابر مساله ای نداشته باشه مجبور به تخریب طرف مقابل میشه.حالا از هر راهی که باشه.
نمونه واضح شرایط امروز کشور و سیاستمداران.
وبعد اینکه شما نظرات رو با کمی و کاستی جواب میدید یا اطلا نظر رو درج نمیکنین و یا فقط جوابشو درج میکنین.
((چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است)).
اگر می خواستم فقط به یک شهر در جهان سفر کنم، شک ندارم که آن شهر، نیشابور است. فکر می کنم رازهای همه ی عالم در همین شهر باشد.
خورخه لوئیس بورخس نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی از برجستهترین نویسندگان آمریکای لاتین
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
جناب خیرآبادی واقعاً باید انصاف داشته باشید. به نظر می رسد هرچه شما در این جا به سبزواری ها گفته اید ، بیشتر باید به همشهریان نیشابوری خودتان عرض می کردید.
مگر ندیده اید که نیشابوری ها چه قدر در سایت های خودشان یا سایت های سبزوار یا حتی در سایت های دیگر مناطق کشور در همه ماه ها و حتی سال های اخیر به توهین نسبت به مردم نجیب دارالمومنین سبزوار و سایر شهرهای عزیز خطه سربداران پرداخته اند.؟! و در نقطه مقابل سبزواری ها چه قدر با زبان خوش و با بردباری پاسخ داده اند؟
نمونه اش همین پاسخ های اسرارنامه به همه دوستان همشهری شما که در بعضی از موارد از هیچ توهین و ناسزایی نسبت به سبزوار بزرگ دریغ نکرده اند.
اما به هرحال در چنین شرایطی اگر هم یک فرد سبزواری بخواهد با شما مثل خودتان رفتار کند ، ایرادی بر او نیست چون می گویند چیزی که عوض دارد ، گله ندارد.
یک نمونه واضح همین که بعضی از نیشابوری ها در نهایت گستاخی به خود اجازه می دهند نام زیبای سبزوار را تحریف کنند و در اینجا یا سایر رسانه ها به صورت (سبزه وار) بنویسند. در این فضا هرکسی به سبزواری ها حق می دهد که نام نیشابور را به بعضی از شکل ها که خودتان دیدید و خیلی ناراحت شده اید تغییر بدهند.
ببینید جناب خیرآبادی بهتر است با خودتان روراست باشید ، اگر نیشابور امروز در مقابل سبزوار احساس ضعف و حقارت می کند ، نه به دلیل دشمنی مردم مشهد ، سبزوار ، تربت ، قوچان و ... با نیشابور است. بلکه به دلیل رفتارهای اشتباه و روش های ناپسندی است که خود نیشابوری ها در سالهای اخیر برگزیده اند و امروز همان روش ها ، نیشابوری ها را در بن بست شدید توسعه فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی قرارشان داده است.
پس بهتر است به جای دعوا کردن و زورگویی و ستیزه خویی با مردم دیگر مناطق به فکر اصلاح خود باشید.
کمی روی سایت های شهر خود متمرکز شوید و ببینید که خود شما نیشابوری ها چگونه به تاریخ نیشابور ، به امروز نیشابور و به آینده نیشابور ظلم می کنید.
ضمناً ما تا کنون همانطور که می بینید تمام نظرات غیرتوهین آمیز و قابل انتشار مخاطبان را انتشار داده و البته پاسخ مناسب داده ایم.
فقط در مورد دو مورد از نظرات شما ، یک اشتباه فنی پیش امد و نظراتتان کاملاً حذف شد.
اما شما در آن نظرات چیز بیشتری نسبت به نظرات دیگر خودتان یا سایر دوستانتان عرض نکرده بودید که ما بخواهیم از انتشار آن بترسیم یا به حذف آن بپردازیم.
ضمناً پیش آمدن اشکال فنی هم چیز عجیبی نیست. گاهی وقت ها فقط تماس اشتباهی یک انگشت به یکی از دکمه های صفحه کلید یا یک کلیک اشتباه روی یک گزینه می تواند به راحتی یک نظر را حذف یا تأیید زودهنگام کند.
لذا این دیگر دعوا ندارد. شما اگر هنوز متن آن نظرات را نزد خود دارید ، دوباره بفرستید. ما هم تأیید می کنیم.
قطعاً خودتان هم با این سبک اسرارنامه آشنا هستید و اعتماد کافی را به اسرارنامه دارید ، اگرنه این همه با ما وارد مباحثات طولانی نمی شدید.
((چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است)).
راستی چه قدر خوب که خوزه لوئیس بورخس یکی از نویسندگان آمریکای لاتین ، در مورد نیشابور چنین نظر لطفی داشته است.
اگر او یا فرزندان او یا سایر هموطنانش خواستند به نیشابور سفر کنند ما طبق همان گفتگویی که در چند نظر قبلی با خود شما داشتیم ، توصیه می کنیم که برای آمدن به نیشابور از فرودگاه سبزوار استفاده کنند. چون واقعاً هم به نفع نیشابور است هم به نفع سبزوار.
و البته بهترین حُسن خِتام :
******((شما مردم مومن و علاقه مند به دین، شما جوانان پر شور، شما فضلا، فرهنگیان، زبدگان علمی را از دوران های گذشته در سبزوار شناخته ام و محیط علم و فرهنگ و فضای دین و اخلاص را در شهر شما و در میان مردم شما آزموده ام. در صد سال اخیر سبزوار هم مرکز فقه بوده است و هم مرکز فلسفه و عرفان بوده است و هم مرکز ادبیات و هنر ))*******
حضرت ایت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب خطاب به مردم سبزوار(30تیر1365)
اسرارنامه: وای وای وای وای وای
ت ت ت ت ت ت ت
دوست عزیز چرا با این عصبانیت و با این حد از بی ادبی؟!
اصلاً منظورتان چه کسی بوده است؟
اصلاً بهتر که مشخص نیست. چون به کسی توهین نمی شود.
دوست عزیز لطفاً خود را کنترل کنید و اگر حرف حسابی دارید ، مطرح نمایید.
در غیر این صورت از انتشار بقیه نظرات توهین آمیز شما به این شیوه خودداری خواهیم کرد.
در مسیر هدایت باشید...
خواستم خدمت اهالی محترم اسرارنامه و سبزوار تبریک عرض کنم!
در خبرها خواندم که تعداد معاونت های فرمانداری سبزوار و نیشابور به سه معاونت ارتقا پیدا کرد:
" به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد محسن مظفری عصر امروز در جمع خبرنگاران اظهار کرد: برابر پیگیریهای انجام شده تعداد معاونان فرمانداریهای نیشابور و سبزوار نیز مانند تربتحیدریه به سه معاونت افزایش یافته است.
وی افزود: اجرای این تغییر ساختار از سوی «امور ساختارهای نظام اداری معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور» ابلاغ شده است.
معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی استانداری خراسانرضوی گفت: بر این اساس هر کدام از فرمانداریهای یاد شده، دارای سه معاونت سیاسی و امنیتی، برنامهریزی و اداری و مالی، فنی و عمران میشوند."
این هم لینک خبر:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911115001348
اسرارنامه: از حضور واطلاع رسانی ارزشمند شما دوست عزیز خراسانی سپاسگزاریم.
پایگاه های خبری سبزوار به انتشار این مطلب پرداخته اند.مجله اینترنتی اسرارنامه نیز به فراخور نوع فعالیت های خویش که بیشتر تحلیلی است ، شاید در زمان مناسب به انتشار مطلبی تحلیلی در این زمینه بپردازد.
پیروز باشید...
خواستم مطلبی را جهت روشن شدن اذهان رسانه محترم اسرارنامه و خوانندگان عزیز عرض کنم. این مطلب به نوعی یادآوری و تذکر می باشد.
درباب نام گذاری استان خراسان مرکزی، چند وقتی است که اهالی محترم نیشابور این نام را بر منطقه خود گذاشته و نیشابور را با نام خراسان مرکزی قلمداد می کنند، متاسفانه بارها مشاهده شده در همین سایت نیز این نام به منطقه نیشابور اطلاق شده است؛ از اهالی نیشابور گله ای نیست، چون آنها به فکر ترفیع نام، مقام و موقعیت شهر و منطقه خود هستند، آنها این نام را پس از تقسیم خراسان بزرگ برای مطرح کردن و مهم جلوه دادن نیشابور به نوعی جعل کرده اند، اما آنچه واقعیت بوده و در حافظه تاریخی مردم و منطقه می باشد، خراسان مرکزی از قدیم الایام به منطقه شامل شهرستان های مرکزی خراسان بزرگ شامل تربت حیدریه، گناباد، کاشمر و شهرستانهای اقماری آنها اطلاق شده است، همانطور که در سال 83 در بحث تقسیم خراسان بزرگ به 5 استان،این منطقه به نام استان خراسان مرکزی پیشنهاد گردید.
شاید از آنجا که نیشابور در مرکز خراسان رضوی قرار گرفته، بتوان نام \"خراسان رضوی\" مرکزی را به نیشابور اطلاق کرد، اما به هیچ وجه این منطقه از نظر جغرافیایی در خراسان بزرگ، خراسان مرکزی نبوده و نیست.
امیدوارم دست اندرکاران خوب و زحمت کش اسرارنامه در باب این موضوع دقت و عنایت بیشتری داشته باشند تا نیشابور این نام را با زیرکی و با چراغ خاموش از منطقه خراسان مرکزی به سرقت نبرد!
پرتلاش و موفق باشید
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و هم استانی گرامی .
از یادآوری خوبتان نیز در باب اسم مناطق مختلف کشور ، سپاسگزاریم.
البته باید خدمتتان عرض کنیم ، نام خراسان مرکزی را ما به نیشابور نداده ایم بلکه همانطور که می دانید آن ها خود این نام را بر خود گذاشته اند. حتی ما در متن همین مطلب نیز به وضوع این موضوع را مورد اشاره قرار داده ایم و درنقشه نیز ترسیم کرده ایم که نام خراسان مرکزی در حال حاضر برای تربت حیدریه نیز اطلاق می شود.
اینک با این تذکر که شما دادید ، چشم ، ان شاالله از این به بعد بیشتر رعایت خواهیم کرد.
پیروز باشید...
شما بالا بري پايين بياي حقيقت را نمي توانيد عوض كنيد ما سبزواريها كه به شما بدي نكرديم ولي شما نيشابور تا توانسته ايد غير منطقي حرف زديد ما خواستيم استان بشويم شما اعتراض كرديدولغو شد به سبزوار معاونت استانداري دادند شما هم معاونت استانداري خواستيد عزيزان من جعميت ووسعت سبزوار كه از قديم در آمار به عنوان وپرجعميت ترين وبا وسعت ترين و بعد از مشهد مقدس در خراسان بزرگ بوده والان هم هست بنده كه زياد نيشابور تردد دارم با عنايت به اينكه هر چه روستا اطراف نيشابور بوده وصل شهر كرديد باز هم خواهش ميكنم كه قبول كنيد غير از جعميت و وسعت از خيلي چيزها مثل تجارت-معدن-ورزش- مراكز درماني- مراكز دانشگاهي- كشاورزي - صنعت در آينده- جاده هاي كه از جنوب وشمال از غرب وشرق وجاده ترانزيتي شمال شرق به سبزوار متصل مي شوند- فرودگاه بين المللي- راه آهن در حال احداث
- موقعيت جغرافيايي مناسب از لحاظ مركزيت استان - و بافت زيباي شهري و غيره بنابراين واقعيت را درك كنيم وبي دليل حرف نزنيم الاايحال همدان دور است و كدو نزديك اگر قبول نداريد بياييد و ببينيد . با تشكر فراوان
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور ونظر ارزشمند شما مخاطب عزیز و همشهری گرامی.
پیروز باشید...
شهر نیشابور بدون محدوده های اضافه شده به شهرداری 239000 نفر و شهر سبزوار 231000 نفر هست .ولی با محدوده جدید شهرداری 279000 نفر .در این سایت به تفکیک 72 شهر استان جمعیت قید شده است.http://www.khorasan.ir/amar/tabid/219/Default.aspx
اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما دوست و مخاطب گرامی.
در همه آمارها که از طرف منابع رسمی و معتبر اعلام شده است تفاوت جمعیت شهرهای سبزوار و نیشابور بسیار کم و در حد کمتر از 10 هزارنفر است . به طوری که چنانکه قبلاً هم اعلام کرده ایم : یکی ازاین شهرها 231 هزارنفر و دیگری 239 هزارنفر جمعیت دارند که تقریباً می توان گفت : با یکدیگر برابرند.
فقط وبسایت ویکی پدیا که یک وبسایت کم اعتبار و قابل ویرایش توسط هر فرد معمولی می باشد ، این آمار دروغ را در مورد جمعیت نیشابور منتشر کرده و مدعی شده است جمعیت شهری نیشابور براساس سرشماری 90 به بیش از 270 هزارنفر رسیده که چنانکه گفتیم ویکی پدیا از اعتبار و مرجعیت کافی برخوردار نیست و همه این را می دانند.
برای مشاهده آمار دقیق به منابع معتبر زیر مراجعه نمایید تا مطمئن شوید جمعیت نیشابور 239 هزارنفر است :
پرتال رسمی استانداری خراسان رضوی ، بخش آمار
http://www.khorasan.ir/amar/tabid/219/Default.aspx
http://www.khorasan.ir/Portals/4/sitedigar/salname1390/fasl-02-%20%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%2095%20%D8%AA%D8%A7%20132.pdf
امیدواریم فرهنگ شهرهای کشور به حدی بالا برود که ارزش و عظمت خود را در آثار و فعالیت های فرهنگی خود ببینند نه در شمار نفرات که بخواهند برای اضافه کردن سیاهی لشکر به خود تلاش کنند.
پیروز باشید...
البته الان طبق شنیده ها نیشابور (خود شهر نیشابور) 270 تا 280 هزار نفر هست
طبق گفتته خودشون 4 یا 5 روستا که در حومه نیشابور بودن الان جزو حوزه شهری نیشابور شدن و خب یه 70-80هزار نفری بهشون اضافه شده
البته اگه 5روستا بگیریمو طبق اعلام خودشون تو وبلاگاشون جمعیت این 5 روستا روی هم رفته 50000نفر بوده باشه سوال اینجاست که بطور میانگین هر روستا 10000 نفر جمعیت داشته؟و اگه 10000نفر جمعیت هر روستا بوده چرا هر روستا به شهر ارتقا پیدا نکرده؟
بنظر من این جمعیت اضافه !!!!! الان باری روی دوش شهر و شهرداری و بقیه نهادهای شهری نیشابوره والان این روستاها و جمعیت یک مشکلی شده اما خب فعلا همه نیشابوری ها دارن بهش میبالند
کلا بعضی از دوستان تو آمار دادن دستشو به کم نمیره
مثلا یکی یه جا گفته الان دانشجو نیشایور از سبزوار خیلی بیشتره.....
خب من بهش چی بگم؟
جواب ابلهان خاموشی است و بس
اسرارنامه: سلام دوست عزیز آقا بهروز از حضور و نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم.
از بابت جمعیت نیشابور خاطرجمع باشید. طبق اعلام همه منابع رسمی جمعیت خود شهر نیشابور تفاوت چندان با جمعیت خود شهر سبزوار ندارد.
همه منابع جمعیت خود شهر نیشابور را بر اساس سرشماری سال 90 فقط 239 هزارنفر اعلام کرده اند. آنجا که جمعیت شهری نیشابور 270 هزارنفر اعلام شده مربوط به همه نقاط شهری موجود در نیشابور است و شهرهای خرو ، چکنه ، دررود ، قدمگاه ، عشق آباد و نیشابور را در بر می گیرد. اما خود نیشابور چنان که گفته شد جمعیت کمتری دارد.
حالا به قول شما اگر بعد از انجام سرشماری هم نیشابوری ها چند روستای اطراف شهر را به شهرشان اضافه کرده باشند ، دیگر به یک باره 40هزارنفر که به جمعیت یک شهر اضافه نمی شود.
خودتان حرف خوبی زدید یعنی نیشابور روستاهای 40هزارنفری در نزدیکی خودداشته است؟
تازه به فرض اگر هم واقعاً 40 هزارنفر به جمعیت شهر نیشابور اضافه شده باشد ، بازهم چیزی را در معادلات کلی منطقه تغییر نمی دهد.
چون به همان اندازه که از الحاق یک روستا به یک شهر جمعیت آن شهرستان افزایش یابد ، جمعیت روستاییش کاهش پیدا می کند.
و در نتیجه به قول شما فقط وظیفه شهرداری یک شهر و محدوده خدمات رسانی ان را وسیعتر می کند و شهرداری ها مجبور می شوند به حجم بیشتری از افراد خدمات ارائه کنند و بارشان سنگین تر می شود.
به هرحال همانطور که خودتان پی برده اید ارائه امارهای کشکی و نتیجه گیری های ناصحیح توسط برخی هم استانی های عزیز نیشابوری در این وبسایت یا سایر جاها به شدت ، افزایش یافته است . اما چیز مهمی نیست. چون حالا دیگر همه می فهمند که دلیل ارائه این آمارهای اشتباه و بی سند و مدرک چیست؟
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز ، این چه حرف می زنید و چه استدلالی است که مطرح می کنید.
اگر بنا به این باشد ما هم می گوییم اگر نیشابور می توانست جوانمردانه استان و یا هرچیز دیگری شود دست به دامن نظردهندگان پرخاشگری مثل شما نمی شد که اینقدر دائماً در سایت های منطقه سبزوار بزرگ ، ولو هستید و به توهین و فحاشی می پردازید.
بهتر است شما هم نوشته ها و نظرات خود را مرور کنید و ببینید این سبزوارهراسی و سبزوارستیزی شما تا همین حالا تا چه اندازه برایتان گران تمام شده است.
مثلاً همین که شما با بغض و کینه و از سر ضعفی که در خود احساس می کنید ، نام زیبای سبزوار را تحریف می کنید و می نویسید : (سبزه وار) اعتراض شماری از مخاطبان غیرتمند خطه سربداران را برانگیخته است.
به طوری که اخیراً از ما خواسته اند در واکنش به این کار زشت نیشابوری ها ، ما هم از این به بعد به نیشابور بگوییم نیشاگور.
اما ، اسرارنامه به آن ها توصیه کرده است که جهت حفظ احترام دوطرفه به این وادی زشت وارد نشوند. شما هم دوست عزیز اگر طالب احترام هستید، باید اول خودتان به خودتان احترام بگذارید و اگر به دیگران توهین کنید ، در واقع به شعور و شخصیت خود توهین کرده اید.
در مسیر هدایت باشید...
اسرارنامه: بسیار عالی است دوست عزیز.
پس شما هم بالاخره این عقیده اسرارنامه را قبول کردید که همه جا و همه افراد و گروه ها برای خود نقاط منفی و مثبتی دارند که نباید فقط به یک جنبه از این موضوعات نگاه کرد.
البته این توضیحات که شما در مورد سلجوقیان یا طاهریان یا سربداران در ا ینجا ارائه کردید بسیار اندک است و اصلاً نمی توان با بررسی این چند مورد جزئی به نتیجه گیری کلی در مورد این حکومت ها رسید.
خوشبختانه کتاب های معتبر تاریخی ، به صورت مفصل هم سلجوقیان را شرح داده اند ، هم طاهریان را و هم سربداران را. و البته میزان ایرانی بودن یا بیگانه بودن هریک از این حکومت ها را نیز به خوبی توضیح داده اند.
و اگر کسی بخواهد مثلاً در مورد این حکومت ها به قضاوت ارزشی دست بزند باید ابتدا یک نگاه بی طرفانه به تاریخ همه آنها بیاندازد.
ما هم اگر جایی درمورد سلجوقیان اظهار نظری کرده ایم ، از پیش خودمان نبوده است و از آن گذشته درواکنش به بعضی مطالب توهین آمیز و غیرواقعی بوده که بعضی از هم استانی های نیشابوری در مورد سربداران گفته اند.
حال آنکه به خوبی می دانید نهضت سربداران در نهایت آن قدر ارزشمند بود که امروز به نمادی از آزادگی و غیرت در ایران تبدیل شده است.
و در شعر و ادبیات یا فیلم های سینمایی و سریالی معمولاً هرجا مناسب باشد ، تمثیلی از سربداران را به کار می برند.
به هرحال چنان که گفته شد همه این مسائل تاریخی به جای خود و به صورت مفصل قابل بحث و بررسی است و هیچ اشکالی هم ندارد که این مسائل به صورت موشکافانه در سایت های سبزوار و نیشابور مورد بررسی قرار بگیرند.
فقط باید جای مناسب آن را پیدا کرد.
مثلاً اینکه افرادی چون شما و سایر دوستانتان در پایین یک مطلب سیاسی و اجتماعی مربوط به دهه 1390 هجری شمسی می آیید مسائل تاریخی مربوط به چند قرن گذشته را پیش می کشید ، چیز خوبی نیست و به نوعی یک فرار به عقب را در رفتار خود نشان می دهید که معنی آن این است که نیشابور چون در دنیای کنونی واقعاً برای خود امتیاز قابل قبولی نمی بینید دست به دامن رویدادهای تاریخی 1000سال قبل شده است که تازه باز همان ها هم به طور کامل به نفع نیشابور نیستند و همه شهرها در تاریخ خود نقاط مثبت و منفی زیادی دارند.
پس بهتر است دست از این فرار به عقب بردارید و موضوعات را با هم قاطی نکنید.
در واقع باید یادبگیرید که هرموضوع را به جای خود مورد بحث قرار دهید.
بگذریم...
اما آنچه در مورد شایستگی یا ناشایستگی نمایندگان نیشابور گفتید ، به ما مربوط نیست. این موضوع را بیاد بین همشهریان خودتان در نیشابور بررسی کنید.
دلیل انتقال بخش ها و روستاهای یک شهرستان به دیگر مناطق همجوار هم قبلاً در پاسخ به نظر قبلیتان برایتان تشریح شد.
مردم روستاهایی که از نیشابور به خوشاب پیوستند خودشان به این امر راضی بودند و به راحتی پذیرفتند . پس دیگر جای حرف و حدیث اضافه نیست.
و اما در مورد مشهد ، اتفاقاً مشهدی ها چون سالهاست قدرت و جایگاه سیاسی ، اقتصادی ، دانشگاهی ، فرهنگی ، ورزشی و اجتماعی سبزوار را رقیب سرسخت خود می دانند ، از خدایشان است که سبزوار زودتر استان شود و با خروج از خراسان ، مشهد بتواند دوباره در میان شهرهای چناران ، فریمان ، تایباد ، سرخس ، نیشابور ، قوچان ، کلات و ... به تک تازی های خود ادامه دهد.
فرودگاه بین المللی سبزوار نمونه بارزی از توانمندی های این شهر است که رقابت مشهدی ها را برانگیخته و بازار پروازهای فرودگاه مشهد را کم کرده است.
در مورد روابط میان شهرهای جوین و جغتای و سبزوار هم سعی نکنید به اختلاف افکنی بپردازید.مردم منطقه به خوبی بیدار و اگاهند و گول این حرف ها را نمی خورند.
شما اگر راست می گویید بروید به فکر بخش های پرجمعیتی مثل زبرخان نیشابور باشید که سالهاست می خواهند شهرستان شوند اما هنوز نشده اند و از مردم و مسوولان نیشابور گلایه مند هستند. و به محض شهرستان شدن زبرخان مردم این بخش که همسایه مستقیم مشهد هستند هرگز حاضر نخواهند بود که در استانی به مرکزیت نیشابور در بیایند.
اینجاست که می گویند کل اگر طبیب بودی سرخود دوا نمودی.
بهتر است بروید به فکر اختلافات درون خودباشید و مسائل منطقه سربداران را به حال خود رها کنید.
در ضمن یک نکته مهم را همیشه مد نظر داشته باشید.
آن هم اینکه که شرط اولیه استان شدن نیشابور ، استان شدن سبزوار است.
چون در غیر این صورت استان شدن نیشابور هم بی معنی است!!!
حالا اگر به هردلیلی هر اتفاقی بیافتد و استان شدن سبزوار منتفی شود ، یعنی استان شدن نیشابور هم منتفی شده است. چون از طرفی سبزواری ها و داورزنی ها و ششتمدی ها و خوشابی ها و جغتایی ها و جوینی ها در استان سربداران هم اگر قرار نگیرند ، هرگز در استان نیشابور نیز هرگز قرار نخواهند گرفت.
و از طرف دیگر دولت که نمی تواند همه این شهرستان ها را در غرب خراسان رضوی به حال خود رها کند.پس یاباید اول سبزوار استان شود و بعد نیشابور . یا باید هر دو تا همیشه زیر نظر مشهدی ها بمانند که در این صورت نیشابور به دلیل نزدیک بودن به مشهد بیشتر ضرر می کند به مرور هویت مستقل خود را زیر سایه این کلان شهر بزرگ کشور از دست می دهد و به یکی از حومه های مشهد تبدیل می شود و شاید مانند کرج تا زمانی که به جمعیت چند میلیونی برسد ، دیگر رنگ استان شدن را هم نبیند. تازه باز همان موقع هم باید اول سبزوار استان شود.چون برخلاف کرج که در استان تهران رقیبی مانند خود نداشت ، نیشابور همیشه سبزوار را تاوقتی استان نشود به عنوان رقیب خود خواهد داشت.
امیدواریم این توضیحات را به خوبی مطالعه کرده باشید و به یک نتیجه گیری منطقه برسید.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام مجدد خدمت شما دوست عزیز و وفادار اسرارنامه که همواره یکی از پایه های ثابت بخش نظرات این سایت هستید.
اما دوست عزیز چرا حرف به دهان دیگران می گذارید؟ ما کی گفتیم نیشابور قطب صنعتی نیست؟ ما گفتیم جایگاه صنعتی نیشابور نسبت به گذشته افت داشته و دیگر اولین شهر صنعتی خراسان نیست و دیدید که برای حرفمان سند و مدرک ارائه کردیم.دوباره به متن همین مطلب مراجعه کنید.
اگرنه نیشابور هنوز هم در کنار و در واقع هم ردیف سرخس ، چناران ، جوین ، جغتای و سبزوار ... یکی از قطب های صنعتی خراسان است.
ضمناً آمد و رفت مردم شهرهای همسایه با یکدیگر یک موضوع همیشگی است و فرصت خوبی برای اتحاد است. همانطور که بسیاری از جوانان و مردم نیشابور ، کاشمر ، تربت حیدریه ، بردسکن و ...برای کار کردن ، درس خواندن یا درس دادن به دانشگاه های بزرگ و باسابقه سبزوار می آیند ، شماری از مردم شریف سبزوار هم برای کارکردن یا مدیریت امور ، همه روزه به شهر عزیز نیشابور می روند و باز بر می گردند.
امید که این فرصت های طلایی قدر دانسته شود.
در مورد الحاق روستاهای نیشابور به سبزوار کلاً حرف های احساسی می زنید و به نظر می رسد بهتر است ما و شما در این موضوعات دخالت نکنیم.
می بینید که مردم روستاهایی که از نیشابور جدا شده و به خوشاب پیوسته اند خودشان راضی هستند و از جان و دل این موضوع را پذیرفته اند. چون واقعاً به شهر سلطان آباد مرکز شهرستان خوشاب نزدیک تر هستند و در نتیجه امورشان تسهیل شده است.
مرزهای فرهنگی و تاریخی را هم بی خودی مطرح نکنید. چون اگر از این دیدگاه که شما می گویید ، بنا باشد به مرزهای تاریخی و فرهنگی توجه کنیم ، اصلاً خود نیشابور هم معنایی ندارد.
نه تنها نیشابور بلکه سبزوار و مشهد و تهران هم دیگر بی معنا می شود. چون همه فقط ایران است.
ایران
اما اگر قرار باشد جهت تسهیل امور مردم مناطق مرزبندی های کوچکتری در داخل هر منطقه انجام بگیرد ، خوب آن وقت می شود نیشابور و مشهد و سبزور و خوشاب و ...
ضمناً فرقی نمی کند که ریشه و اجدادتان متعلق به کجاباشد. شما خودتان اهل همان جایی هستید که دلتان با آنجاست. لذا شما یک شهروند متعصب نیشابوری محسوب می شوید. ولو اینکه اجداد بسیار دورتان از خاک پرافتخار سربداران بوده باشند.
در نقطه مقابل بسیاری از جوانان و مردم عزیزی که اصالت نیشابوری دارند اما در سبزوار زندگی می کنند یا به این شهر و افتخارات و امکانات آن عشق می ورزند هم سبزواری محسوب می شوند.
ما در میان دوستانمان تعدادی از این همشهریان سبزواری نیشابوری الاصل را داریم.
ضمناً سبزواری ها و نیشابوری ها در گذشته و امروزشان شباهت های بسیار زیادی با هم دارند. و ما و سایر مخاطبانمان هم پیش از این بارها برای شما گفته ایم که نیشابوری ها قبلاً چه طور بوده اند و الآن به لطف افرادی چون شما چه طور هستند و در نگاه دیگران چه طور دیده می شوند؟
نیشابور که در قرن بیست و یک میلادی فرودگاه ندارد باید کم کم بره تو موزه .
آخه با چه رویی این نیشابوری ها این قدر ادعا دارند؟ حالا جالبه که چون هیچ کس قبولشون نداره خودشون میان با اسم های دروغکی از قول مردم شهرهای دیگه نظر می دن . اگه نیشابور محبوبیتی بین شهرهای خراسان می داشت تا الآن با این همه ادعاشون استان شده بودند.
پس چرا معطلند؟
حالا استان که نمی شوند هیچ مردم شهرهای اطراف هم از بس از بدجنسی های نیشابوری ها به تنگ اومدن اسم نیشابور را نیشاگور گذاشته اند.
به شما اسرارنامه و خوانندگانتان هم توصیه می کنم حالا که نیشاگوری ها به سبزوار توهین می کنند و در سایت های خودشان یا سایت های ما اسم زیبای سبزوارو تحریف می کنن و بی دلیل می نویسن (سبزه وار) شماهم از این به بعد به نیشابور بگید نیشاگور.یعنی شهری که باید برود به گورستان.
تا این نیشابوری ها بفهمند یک مَن ماست چه قد کره دارد
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
همشهری گرامی ما به شما حق می دهیم که در پاسخ به توهین های مکرر مردم و حتی رسانه های نیشابور به مردم نجیب دارالمومنین سبزوار واکنش نشان دهید و از خود دفاع کنید. اما از آنجایی که کسانی که به دیگران توهین می کنند کلاً بی ادبی و اصالتی خود را نشان می دهند ، لذا به خودمان و شما توصیه می کنیم که هرگز وارد این وادی ناپسند توهین و اهانت به سایر شهرها نشوید.
با این کارها چیزی درست نمی شود و چیزی تغییر نمی کند.
نیشابوری ها هم که این کار را می کنند واقعاً نشان می دهند که چه قدر در مقابل سبزوار به احساس عجز و ناتوانی دچار شده اند.
اما سبزواری ها دلیلی ندارد که به نیشابور توهین کنند. چون معمولاً سبزوار همواره در جایگاهی بالاتر قرارداشته و با این نگاه هیچ دلیلی ندارد که بخواهیم نسبت به همسایه مان نیشابور ، حساسیت داشته باشیم.
پیروز باشید....
..............................................................................................................
..............................................................................................................
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
بهتر است به اعصابتان مسلط باشید.
این نظر که شما با این همه عصبانیت ارسال کردید واقعاً هیچ ارزش محتوایی نداشت.
فحش را هم که خودتان می دانید ، می گویند باد می برد.
در نتیجه بهتر است اگر بازهم به اینجا تشریف آوردید ، دو کلمه حرف حساب مطرح کنید تا هم به درد خودتان بخورد هم به درد ما و مخاطبان عزیزمان.
ضمناً مسلماً از تأیید بخش هایی از این نظر که شما برای معرفی بیشتر شخصیت خودتان ، مطالبی خصوصی را بیان کرده بودید ، معذوریم.
در مسیر هدایت باشید...
در مورد فرودگاه سبزوار باید عرض کنم که طراحی و کلنگ فرودگاه قبل از انقلاب شروع شده بود و در سال 82 افتتاح شد.قریب به 28 سال طول دوران ساخت داره.چطور شما انتظار دارید که ظرف 10 سال اینده جهشی بلند داشته باشه؟؟
البته امیدوارم قضیه فرودگاه درمورد راه آهن تکرار نشه!!!
موزه متروپولین نیویورک سه بخش درمورد ایران باستان و دوره اسلامی داره.
که یکی از اونها مربوط به نیشابور هست.
از اینکه شما درک نمیکنید اثار فرهنگی و تاریخی شهر نیشابور در تقریبا معروفترین موزه جهان چقدر میتونه به لحاظ گردشگری مفید واقع بشه نگرانم.
درمورد ویکی پدیا فکر میکنم شما این گفته پیامبر مکرم اسلام(ص) رو بیاد بیارید مشکلتون حل میشه.
نگاه نکنید چه کسی حرف میزنه ،ببینید چی میگه هم اینجا صدق میکنه.
حالا شماهم ببینید این نوشته ای که آورده منبع داره یا نه!!
خوشبختانه منابع هم بوضوح قابل روئیت هست.
جمعیت نیشابور همون بود که خدمتتون عرض کردم.
میتونید شخصا تشریف ببرید به سایت مرکز امار و ملاحظه فرمایید.
ادرس
http://www.amar.org.ir/Default.aspx?tabid=1160
جمعیت شهرستان نیشابور:۴۴۸٬۱۷۰
جمعیت شهر نیشابور و حومه: ۲۷۹,۲۴۷
جمعیت شهر سبزوار : ۲۴۲،۴۳۷
کاملا واضح و مبرهم هست که در حال حاضر نیشابور دومین قطب صنعتی استانهای سه گانه خراسان هست.
((«فصل 7- صنعت». سالنامه آماری 1388 استانداری خراسان رضوی. مشهد: وزارت کشور))
یک نگاهی به تاسیسات صنعتی نیشابور بکنید.
نیروگاه برق،مجتمع فولاد،کارخانه نخریسی،کارخانه کاشی و سرامیک،قطب تولید شیر و لبنیات کشور،هنر فرشبافی(اولین،دومین و سومین قالی بزرگ دنیا کار دست نیشابوری هاست)بهترین و مرغوبترین فیروزه دنیا.
چناران با کدوم صنعتش با نیشابور رقابت میکنه؟
حالا قرار است چنین و چنان بشود...انشاءالله که میشود.
اگه بازم مثل فرودگاه سبزوار نشه.
از اینکه سبزوار اولین حکومت محلی شیعه در ایران رو برپا کرده برای شما و ما جای بسی افتخار و مباهات داره.واقعا عرض میکنم.
سیاست شما به یکی به میخ یکی به نعل تغییر پیدا کرده.
یک جا میگید که نیشابوریها کارهای خوبی دراین زمینه انجام داده اند و اگر سبزواریها هم دست بکار شوند منابع غنی فرهنگی دارند که به رقابت برخیزند و ثبت جهانی کنند.
یک نگاهی هم به تقویم بندازید بد نیست.
روز بزرگداشت خیام و عطار رو عرض میکنم که جزو 6 مشاهیری که در تقویم روز بخصوصی برایشان ثبت شده.
فکر میکنم انقدر کامل گفته باشم که بحثی نداشته باشه.
بازم ممنون.لطف کنید زود به زود بروز کنید که نظرات هر بخش تخصصی تر بشه.
بخش اقتصادی در موضوع اقتصادی،همینطور فرهنگی،همینطور...
با تشکر
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
نباید در مقابل پذیرش حرف حق تا این اندازه سرسخت باشید.ونیز نباید به تکرار مکررات بپردازید.
///////در مورد فرودگاه :
دوست عزیز در مورد فرودگاه سبزوار اطلاعاتتان اشتباه است.
هرچند قبل از انقلاب دولت های وقت تصمیماتی برای احداث فرودگاه سبزوار داشتند ، اما عملاً هیچ اقدامی صورت نگرفت. تا اینکه عملیات ساخت فرودگاه سبزوار با همت و سرمایه خود مردم از سال 73 شروع شد و در کمتر از یک دهه در سال 82 به بهره برداری رسید.
ضمناً ما هم خوب می دانیم که نیشابوری ها هم مانند سبزوار از قبل از انقلاب در صدد ساختن فرودگاه بوده اند.
این را ما نمی گوییم یکی از رسانه های محلی شهر خودتان با ارائه تعدادی عکس و مطالب مستند به سابقه 40 ساله تصمیم برساخت فرودگاه در نیشابور اشاره کرده است ، اما این موضوع تا کنون فقط در حد حرف باقی مانده و در حال حاضر هم که دیگر به طور کامل منتفی شده است.
البته اسرارنامه به دلیل رعایت احترام هم استانی های نیشابوری و عدم انتشار مطالب تحریک آمیز ، تا کنون این مطلب را در هیچ کجای اسرارنامه منتشر نکرده ایم. الآن هم چون شما خودتان گفتید ، ما هم می گوییم فقط برای اینکه اگر ما سبزواری ها نجابت می کنیم و چیزی نمی گوییم ، شما نیشابوری ها فکر نکنید ، چیزی نمی دانیم. اتفاقاً انبان ما پراست از اسناد و مدارک معتبر در همه زمینه های تاریخی ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی که هر زمان فقط یکی از این موارد را رو کنیم ، همه مخاطبان خواهند فهمید ارزش و جایگاه والای دیار سربداران در گذشته و امروز سرزمین خراسان و کشور ایران تا چه اندازه منحصر به فرد و ارزشمند بوده و هست.
اما به جهت رعایت حال هم استانی های نیشابوری سعی می کنیم در این زمینه ها تا وقتی که مجبور نشده ایم ، چیزی نگوییم . چون شهوت غرور آن هم از نوع غرور کاذب و دلخوشی های پوشالی به چند دست آورد غیرموثر چنان کله بعضی از مردم نیشابور را پراز هوا کرده است ، که به اشتباه فکر می کنند بهترین جای خراسان بهترین و مردم ایرانند.
اما در واقع این طور نیست.
ضمناً در مورد راه آهن هم افتخاری برای نیشابور نیست. چون همان راه آهن هم اگر دولت وقت احداث نمی کرد ، خود نیشابوری ها نقشی در احداث آن نداشتند. و همان راه آهنی که از نیشابور گذشت از شهرها و بخش ها و روستاهای آن زمان سبزوار هم عبور کرد و در همه جا ایستگاه داشت. لذا اگر راه آهن افتخار باشد ، نیشابور با روستاهای آزادوار و حکم آباد و شهرهای نقاب و جغتای و سلطان آباد در خطه سربداران برابر است.
اما فرودگاه واقعا مهم است چون به یک شهر مرکزیت می دهد . که می بینید سبزوار فرودگاه دارد (بین المللی) و نیشابور هنوز بعد از چهل سال نتوانسته است فرودگاهی حتی داخلی تأسیس کند و حالا دیگر نیشابور نه فقط از سبزوار بلکه از تربت حیدریه ، کاشمر و گناباد هم در خراسان رضوی عقب افتاده است.
چه رسد به آنکه سبزواری ها دارند راه آهن خود را با هر سختی که شده می سازند ، اما نیشابوری ها هنوزعملاً دست به کار فرودگاه نشده اند.شما فکر می کنید اگر از همین امروز و امسال در نیشابور شروع به ساخت فرودگاه کنند ، چند سال دیگر به بهره برداری می رسد؟ وقتی که فقط تصمیم گیری های ساخت فرودگاه در این شهر 40 سال به طول انجامیده است؟
///////در مورد افتخارات تجملی و غیر موثر نیشابور :
جناب خیرآبادی عزیز ، درمورد موزه متروپولیتن نیویورک و بعضی از افتخارات روی کاغذ که در سازمان ملل برای نیشابور ثبت شده است ،خوب است که حالا خودتان دارید می بینید ، اگر صدهزارموزه هم در کشورهای خارجی برای نیشابور تأسیس شود ، آخر سر باید تأیید مردم سبزوار و سایر شهرهای خراسان پای آن باشد ، اگرنه وجود یک موزه در یک کشور اجنبی که برداشته سرمایه های ملی کشورما را (از جمله اشیاء قیمیت و تاریخی شهرهای مختلف) را خارج کرده و درآنجا به نمایش گذاشته و هرچه پول از این محل در بیاید به جیب آمریکایی ها و غربی ها می رود ، چه سودی برای نیشابور دارد؟
حالا اما نیشابوری ها نتوانسته اند اشیاء قدیمی و تاریخی شهر خود را حفظ کنند و افتاده دست آمریکایی ها چه فایده؟ نیشابور استان شد ؟ فرودگاه ساخت؟ باراک اوباما در فیس بوک خود عکس نیشابور را گذاشت ؟
گیرم از این به نمایش گذاشته شدن بخش نیشابور در موزه متروپولیتن نیویورک ، دونفر گردشگر هم در آن موزه ها توجهشان جلب شد و دلشان خواست به دیدن نیشابور بیایند. کسی که از آمریکا و اروپا با قطار به ایران مسافرت نمی کند.می کند؟
برای چنین سفرهایی همه از هواپیما بهره می برند. ان گردشگرهای خارجی هم نگاه می کنند می بیند نیشابور فرودگاه ندارد ، فرودگاه مشهد و سبزوار هم به مقاصد آمریکایی و اروپایی پرواز ندارد در نتیجه آن گردشگران هم از آمدن به نیشابور منصرف می شوند.
اگر هم خیلی پافشاری کنند ، مجبورند با یک پرواز غیر مستقیم به تهران انجام دهند بعد در تهران یک بلیط هواپیما بگیرند و به فرودگاه مشهد یا سبزوار بیایند.
حالا اگر مشهد بروند در همان ابتدا جاذبه های متعدد گردشگری مشهد از زیارتی گرفته تا تاریخی و فرهنگی و تفریحی و تجاری آنقدر حواسشان را پرت می کند که دیگر نیشابور را فراموش می کنند.
تازه اگر هم باز به نیشابور بروند ، بعد از دیدن عظمت و ابهت مشهد ، نیشابور را یک آبادی کوچک در حومه کلان شهر مشهد خواهند شناخت. تازه شاید مشهدی ها ناقُلایی کرده و نیشابور را به عنوان یکی از شهرک های مشهد معرفی کنند.و مثلاً بگویند جاذبه های گردشگری مشهد عبارتند از حرم مطهر امام رضا ، مرکز تجاری الماس شهر ، موزه آستان قدس رضوی ، باغ موزه نادری ، بازار رضا ، نمایشگاه بین المللی ، بابا قدرت ، کوه سنگی ، بند گلستان ، روستای ییلاقی زُشک ، پدیده شاندیز ، طرقبه ، سد کارده ، سد طُرُق ، پارک ملت ، کوهستان پارک شادی ، موج های آبی ، شهر جدید گلبهار آرامگاه فرودسی در منطقه توس و آرامگاه عطار و خیام در شهرک نیشابور!!!
راستی با وجود این همه جاذبه های گردشگری در شهر مشهد و اطراف آن شما فکر می کنید ، مشهدی ها وقتی بخواهند گردشگران شهرشان را راهنمایی کنند، اصلاً به معرفی نیشابور می رسند؟
در نتیجه اگر به فرض محال گردشگرانی باشند که بعد از دیدن بخش متعلق به نیشابور در موزه متروپولیتن نیویورک در کشور امریکا در آن سر دنیا ، دلشان بخواهد به دیدن نیشابور بیایند ، به نفع نیشابوری هاست که این گردشگران اول به تهران بروند و بعد از تهران به فرودگاه سبزوار بیایند . چون حداقل سبزوار یک شهر هم اندازه نیشابور است و اگر گردشگران مدتی هم در سبزوار توقف کنند ، بالاخره به نیشابور هم می آیند.
این آخرین تصمیم هم برای سبزواری ها بهتر است هم برای نیشابوری ها چون هم به رونق فرودگاه سبزوار و اشتغال زایی و ارزآوری به این شهر کمک می کند و هم باعث نمی شود که مسافران نیشابور حواسشان در مشهد و عظمت این شهر پرت شود و دیگر یا به نیشابور نروند یا اگر بروند نیشابور در نظرشان در مقابل عظمت شهر مشهد ، تحقیر نمی شود.
با این توضیحات حتماً به خوبی درک کرده اید که نباید به کارهای تجملی و افتخارات روی کاغذ یا توی موزه ، خیلی اهمیت بدهید. این ها وقتی موثر است که زیرساخت های توسعه یافتگی به طور کامل در یک شهر وجود داشته باشد. اگرنه اگر قبل از ایجاد زیرساخت های لازم به امور تجملی و نمادین مثل ثبت روز ملی یا ثبت نام یک شهر در اسناد و دفاتر سازمان ملل پرداخته شود ، چنان که در بالا مشاهده کردید فایده نهایی را برای یک منطقه به همراه نخواهد داشت.
البته کارهای نمادین را هر زمانی می توان برای هر شهری انجام داد. مثلاً سبزواری ها از این به بعد می توانند به دنبال ثبت روزهای ملی یا معرفی شهر خود در سازمان ملل باشند. اما بعضی از امکانات زیرساختی نظیر ساخت فرودگاه ، دیگر تقریباً در شهری مثل نیشابور بعید است.چون با وجود فرودگاه های مشهد ، سبزوار و کاشمر دیگر فرودگاه نیشابوری هیچ توجیهی ندارد و نیشابور برای همیشه از این امکان زیرساختی محروم شده است.
////////در مورد جمعیت :
دوست عزیز در مورد جمعیت بازهم به بیان حرف های تکراری روی آورده اید.شما خودتان واقعاً خسته نمی شوید از بیان این حرف های تکراری!
در همه آمارهای رسمی که پایگاه های معتبر اعلام کرده اند ، جمعیت شهر نیشابور 239 هزار نفر و جمعیت شهر سبزوار 231 هزار نفر در سال 90 بوده است که تفاوت 8 هزارنفری برای شهرهای بیشتر از 230 هزارنفر واقعاً چیز قابل توجهی نیست و تأثیری برمعادلات سیاسی و منطقه ای نمی گذارد.
منبع :
http://www.khorasan.ir/Portals/4/sitedigar/salname1390/fasl-02-%20%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%2095%20%D8%AA%D8%A7%20132.pdf
ضمناً اگرهم به فرض محال نیشابور بعد از سرشماری سال 90 با اضافه کردن چند روستا در اطراف شهر جمعیت خود را یک باره 40 هزارنفر افزایش داده باشد ، سبزوار هم می تواند در آینده با افزودن روستاهای ابارش ، خسروجرد ، سنگ سفید ، ایزی و ... جمعیت خود را افزایش دهد.
همین حالا هم مردم روستاهای ابارش ، خسروجرد دائماً با اتوبوس های خطی متعلق به بخش خصوصی به سبزوار رفت و آمد می کنند و تقریباً شهروندان سبزواری محسوب می شوند. سبزواری ها هم دائم برای خرید سبزی و محصولات تازه کشاورزی به این دو روستای چسبیده به شهر رفت و آمد می کنند.
از سمت شرق هم روستای ایزی خیلی فاصله کمی تا سبزوار دارد (شاید کمتر از فاصله شهرک توحید تا سبزوار) در نتیجه به راحتی می توان ایزی را هم یکی از شهرک های سبزوار محسوب کرد.
سنگ سفید و طبس هم با فاصله های کم تقریباً نقاط ییلاقی شمال شهر سبزوار حساب می شوند که در دامنه کوه های شمال شهرستان قرار گرفته اند.
اما درکل اگر هم جمعیت روستاها به شهر ملحق شود شما فکر می کنید ، چه اتفاقی می افتد؟ از جمعیت روستایی یک شهرستان کم می شود و جمعیت شهری اضافه می شود.
اما با این کار کل جمعیت یک شهرستان که تغییر نمی کند.در واقع با این روش ها نه جمعیت از بین می رود و نه به وجود می آید ، فقط از جایی به جای دیگر منتقل می شود.
ضمناً به جز مبحث جمعیت دو شهر سبزوار و نیشابور ، دلیل اینکه جمعیت شهرستان نیشابور بیشتر از جمعیت شهرستان سبزوار می باشد ، این است که نیشابوری ها به علت اختلافات قومی که در بینشان هست ، در تأسیس شهرستان های جدید موفق نشده اند و در این زمینه از سبزوار شکست سختی خورده اند.
فقط کافی است به بخش زبرخان با جمعیت 65 هزارنفری و وجود نقاط شهری پرجمعیتی مثل شهر خرو و دررود و قدمگاه نگاهی بیاندازید تا ببینید این بخش باید حتی چندسال قبل از بخش جوین سبزوار به شهرستان ارتقاء پیدا می کرد. اما افسوس که درگیری های درونی مردم نیشابور با یکدیگر و نیز ترس نیشابوری ها از اینکه با جدا شدن بخش زبرخان تمام صنعت و کشاورزی نیشابور تجزیه می شود باعث شده هنوز که هنوز است زبرخان با این همه جمعیت و با این همه توانمندی های صنعتی مثل شهرک صنعتی خیام و بینالود و کشاورزی و دانشگاه ، به عنوان بخش نیشابور باقی بماند. به جز بخش زبرخان بخش سرولایت و میان جلگه نیز سالهاست حق و حقوقشان در زمینه ارتقاء به شهرستان های جدید ضایع شده و از جوین و جغتای و خوشاب و داورزن سبزوار عقب افتاده اند.
اما سبزوار بزرگ در سایه اتحاد و همدلی مردم آن حالا به 6 شهرستان ارتقاء پیدا کرده است.که 6 فرماندار و به تبع در آینده از هریک از ادارات موجود در هر شهرستان در منطقه سبزوار بزرگ 6 مورد ایجاد خواهد شد تا کار مردم منطقه 6 برابر زودتر انجام شود و رفاه و جذب بودجه نیز در این شهرستان ها نسبت به گذشته افزایش یابد.
در نتیجه جمعیت 433 هزارنفری شهرستان نیشابور یک آمار کاذب و دلخوش کنی پوشالی است که نه تنها در طولانی مدت به توسعه این شهرستان منجر نمی شود بلکه به ایجاد اختلاف ، کندی حرکت های توسعه ای منجر خواهد شد.
//////////////در مورد صنعت سبزوار و نیشابور
دوست عزیز در مورد صنعت نیشابور هم مثل همیشه دارید مغالطه کاری می کنید. اولاً سبزوار هم خالی از صنعت نیست.بالاخره کارخانه سیمان ، کارخانه کابل خودرو و تعدادی از کارخانه های فعال در شهرک صنعتی شماره یک سبزوار همه بخش هایی از صنایع این شهر هستند که اشتغال زایی خوبی ایجاد کرده اند.
ضمنا چرا در مقابل پذیرش حرف حق ، می ایستید؟ اینکه ما می گوییم صنعت چناران از نیشابور جلو زده و درحال حاضر شهرستان چناران قطب اول صنعت خراسان بعد از مشهد است ، این گفته با استناد به منابع معتبر است . برای دریافت توضیحات کامل ، مراجعه کنید به آدرس زیر:
http://www.asrarnameh.com/essays.php?id=1201
از آن گذشته نیشابوری ها فکر نکنند خیلی زرنگ هستند. چون شما دارید همان مغالطه ای را که در مورد جمعیت نیشابور انجام دادید در مورد صنعت هم انجام می دهید.همانطور که چون بخش هایی مثل زبرخان و ... را با وجود جمعیت زیاد هنوز به شهرستان ارتقاء نداده اید تا جمعیت این بخش روی جمعیت شهرستان نیشابور حساب شود و آمار کاذب جمعیتی برایتان ایجاد گردد ، صنایع و سایر زیرساخت های توسعه ای موجود در بخش زبرخان هم در واقع متعلق به نیشابور نیست اما روی آمارهای شما محاسبه می شود.
به عنوان مثال شهرک صنعتی خیام و بینالود در بخش زبرخان قرار دارند و به محض اینکه زبرخان شهرستان شود دو شهرک صنعتی مهم نیشابور از این شهر جدا می شوند و شاخص صنعتی نیشابور افت شدیدی پیدا می کند.
مثل زمانی که صنایع موجود در شهرستان جوین ، متعلق به سبزوار محسوب می شد اما با جدایی جوین دیگر این صنایع نظیر جمکو ، کشت و صنعت ، اسیدسیتریک ، کارخانه درحال ساخت فولاد و ... متعلق به سبزوار نیست . البته ما از این بابت خوشحالیم چون حالا جوین با اینکه شهرستان کوچکی است در زمینه صنعتی به یک رقیب بزرگ برای نیشابور تبدیل شده است. و یک شهرستان با نقش صنعتی در منطقه سربداران محسوب می شود.
اما نیشابور هنوز جرأت پیدا نکرده است ، که بخش زبرخان را به شهرستان ارتقاء دهد چون نیشابوری ها مانند شما دل خود را به صنایع و جمعیت موجود در بخش زبرخان خوش کرده اند . اما مگر مردم شهرهای دررود ، قدمگاه و خرو با این جمعیت های زیاد چه گناهی کرده اند که باید تاوان خودخواهی نیشابوری ها را پس بدهند و هنوز نتونسته اند مانند جوین و جغتای شهرستان شوند. با اینکه جمعیت جوین و جغتای که حالا چند سال است شهرستان شده اند ، از جمعیت زبرخان نیشابور در حدود 10 یا 15 هزارنفر کمتر است.
لذا به صنعت نیشابور هم دیگر بی خودی دل خوش نکنید. هرکس مثل نیشابور اینقدر تمرکزگرایی کند ، همه شاخص هایش افزایش پیدا می کند اما عملاً فایده ای برایش نخواهد داشت.چون اگر نیشابوری ها می خواهند استان شوند باید زبرخان و بقیه بخش هایشان را به شهرستان ارتقاء دهند تا حداقل دو تا شهرستان اقماری داشته باشند.
////////////در مورد روزهای ملی و لزوم توجه به توانمندی های فرهنگی و تاریخی :
دوست عزیز در این زمینه در خلال مطالبی که تا کنون در اسرارنامه منتشر کرده ایم بارها گفته ایم نیشابوری ها برای معرفی افتخارات فرهنگی و تاریخی خود اقدامات خوبی انجام داده اند.
اما این بدان معنا نیست که افراط گری های مردم نیشابور در زمینه مسائل تاریخی و فرهنگی را بپسندیم.
نمونه واضح این موضوع دل خوش کردن بی دلیل شما به مثلاً موزه متروپولیتن است که چند شیء تاریخی از نیشابور را به نمایش گذاشته اما در سطرهای قبلی دیدید که چگونه این موضوع فقط یک افتخار تجملی و غیرموثر بر روند توسعه شهر نیشابور است.
در مورد روزهای ملی هم مردم سبزوار در حال تلاش هستند تا برای بیهقی ، اسرار و سربداران بتوانند در این زمینه کارهایی انجام دهند. حالا دیگر این جور کارها بالاخره مراحل سخت خود را دارد.و کمی طول می کشد.
/////////////موارد مهمی که از یاد برده اید :
ضمناً دوست عزیز ، شما در نظراتتان به خیلی از توانمندی های منحصر به فرد سبزوار ا شاره نکرده اید.
مثلاً توانمندی های ورزشی که هرروز و هرشب نام سبزوار را در رسانه های سراسر کشور مطرح می کنند ، توانمندی های اقتصادی ، دانشگاهی (با برخورداری از دانشگاه حکیم سبزاری ، بزرگترین دانشگاه معتبر دولتی در شمال شرق کشور بعد از فردوسی مشهد) و ...
* * *
البته ما معتقدیم نیشابور هم به جای خود ارزش های خاص خود را دارد. لذا بهتر است این دو شهر تاریخی خراسان به جای دشمنی ورزیدن با یکدیگر به توصیه موجود در متن این مقاله اسرارنامه عمل کنند و با یکدیگر متحد شوند تا به ترتیب اولویت بتوانند استان های مستقل خود را در شمال شرق کشور تشکیل دهند. اگرنه با دعوا و دشمنی فقط وقت خود را بیشتر هدر می دهند.
به نظر می رسد با این توضیحات مفصل دیگر جایی برای تکرار حرف های باقی نباشد.
دوست عزیز این بار بهتر است به جای اینکه سریع دست به قلم شوید تا باز جواب هایی به اسرارنامه بدهید ، کمی در مورد صحبت های مطرح شده فکر کنید و دست از لج بازی و خودمرکزبینی بردارید.
با سپاس ...
اسرارنامه: پناه برخدا.
دوست عزیز بهتر است بر اعصاب خود مسلط باشید.
با تحکم و زورگویی و وحشی گری و خشونت که کاری از پیش نمی رود. اگر هم با این روش ها کاری از پیش برود ، سراسر آن ننگ و بی آبرویی است.
ما دوست داریم که شهر عزیز نیشابور در هر استانی که باشد ، خواه در خراسان رضوی تحت مرکزیت مشهد مقدس ، خواه در استان سربداران تحت مرکزیت دارالمومنین سبزوار و خواه در استان خراسان مرکزی تحت مرکزیت تربت حیدریه ، قرار بگیرد چهره شهری با فرهنگ و اصیل را از خود به نمایش بگذارد.تا ان شاالله در دهه های آینده نیشابور هم بتواند استان مطلوب خود را تشکیل دهد.
پس زنده باد مشهد و سبزوار و تربت حیدریه و نیشابور
زنده باد خراسان
زنده باد ایران سرافراز و اسلامی.
پیروز باشید...
خیلی جالبه میگن جمعیت نیشابور279هزار حالا میگیم 280 هزار نفر
کلا شهری که تا سال 85 جمعیتش 205 هزار نفر بوده و اگه هر 10 سال یک بارامار رو حساب کنیم از سال55تا85جمعیتش 100 هزار نفرم اضافه نشده چطوری تو 5 سال اینقدر جمعیتش اضافه شده عجیبه اگه یه شهر 200هزار نفری تو 5 سال اون هم با این بیکاری خراسان و مهاجرت به شهرهای صنعتی مثل مشهد وتهران که الان کلی نیشابوری تو مشهد هستندجمعیتش 80 هزار نفر اضافه بشه تو گینس ثبت میکنند ضمنا اون اماری که شما تو ویکی پدیا دیدی شاید باورت نشه من فکر کنم بیشتر از یک سال پیش دیده بودم که نوشته بودند جمعیت نیشابور 279 هزار نفر احتمالا از سال 87 جمعیت نیشابور 280 هزار نفر شده الان هم که من دارم این نظر رو میزارم جمعیتش باید حدود 430 یا 440 هزار نفر باشه البته تا یکی دو سال دیگه جمعیتش میشه یک میلیون با حومه 2 میلیون وواسه امار 95 یه کلان شهر میشه مشهد میشه حومه نیشابور
برو بخواب عزیزم خیلی خسته ای حواست نیست چی میگی وگرنه اگه جمعیت یه شهری حدود یک سوم تو 5 سال اضافه بشه کلی خیابون و شهرک و منطقه اضافه میشه که مردم اون شهر این وسعت محسوس رو احساس میکنند
همیشه همینطور خواب های خوب ببینی البته نه در این حد رویا باشه
اسرارنامه جان من هم برای این میگم این امارهای کذب رو تایید نکنید الان خیلی از مردم سبزوار که میان این مطلب رو میخونند با خودشون فکر میکنند چه خبره 280 هزار نفر یعنی حدودا از 10 مرکز استان بیشتر حیف که ما مسلمونیم و نه دوست داریم دروغ بگیم و نه نیازی به این امارهای دروغی داریم
یا علی
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
از نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم. آنچه شما در مورد روی آوردن عده ای از هم استانی های نیشابور به انتشار اطلاعات نادرست در متن برخی نظرات اشاره فرمودید ، تا حد زیادی صحیح است و فقط به اینجا ختم نمی شود، بلکه این رفتار ناپسند ، متأسفانه دامنه بسیار وسیع تری در میان آنان دارد که در ادامه با ارائه دلایل و منابع معتبر به تشریح و اثبات این سخنان خود می پردازیم :
متوسل شدن به دروغ ، انکار واقعیت ها ومغالطه کاری و حتی توهین و تمسخر وناسزاگویی به دیگران ، معمولاً آخرین حربه های مورداستفاده توسط افراد ضعیف است ، که برای فرار از پذیرش واقعیتی که ممکن است بسیار تلخ باشد،به این روش ها متوسل می شوند.
استفاده از این روش ها متأسفانه مدت هاست که درمیان هم استانی های نیشابوری – البته نه همه آنها- به شدیدترین شکل ممکن مشاهده می شود.
به طوری که برخی از رسانه های محلی نیشابور درماه های اخیر به وضوح مواردمتعددی از ارائه آمار دروغ یا مبهم ومغالطه کارانه وبدون منبع را از خود به نمایش گذاشته اند.توهین و تمسخر نسبت به شهر تاریخی سبزوار ومردم نجیب این شهر نیز رفتار رذیله دیگری است که درمیان مطالب اصلی ترین رسانه های نیشابور به کرات مشاهده شده است. البته مادراینجا جهت رعایت احترام هم استانی های خود و نیز جهت عدم تبلیغ برای آن رسانه های سطح پایین درشهر نیشابور از آوردن نام ونشانشان خود داری می کنیم. اما اگر این رسانه ها را به عنوان نماینده و آینه های تمام نمایی از فرهنگ و منش رفتاری مردم نیشابور محسوب کنیم ، واقعاً نشان می دهند که هم استانی های نیشابوری در مقطع کنونی خود را تا چه اندازه درموضع ضعف وزبونی می بینند!!!
یکی از دلایل این احساس ضعف که نیشابوری ها در خودپیدا کرده اند ، قرار گرفتن این شهر در بن بستی سخت در سال های اخیر است که همه راه های این بن بست از هر طرف به مشهد ، سبزوار وتربت حیدریه ختم شده وهرچه زمان می گذرد این بن بست تنگ تر می شود.
البته بخش مهمی از بن بست ذکر شده را خودهم استانی های نیشابوری با زیاده خواهی ها و لجبازی ها و جنگ جویی هایشان برای خود ایجادکرده اند. – البته بازهم تأکید میکنیم همه مردم نیشابور این طور نیستند.-
رقابت نابه جا و ضربه زننده با شهرهایی نظیر سبزوار وتربت حیدریه و داشتن خواسته های غیرمنطقی و حس غرور وخودبرتر بینی کاذب در بعضی از مردم ورسانه های نیشابور ، همه مواردی هستند که نه تنها این شهر را بیش از پیش در بن بست توسعه قرار داده ، بلکه باعث تخریب وجهه تاریخی و فرهنگی نیشابور درمیان سایر شهرهای خراسان شده است.
نیشابوری ها پس از اینکه به شدت خود را در چنین مخمصه ای گرفتار دیدند ، به تدریج به سمت ارائه امارهای دروغ یا مبهم وبدون منبع ومدرک معتبر روی آورده اند تا درمقابل واقعیت مقاوت کنند.اما افسوس که بارکج به منزل نمی رسد.
یکی از مواردی که نیشابوری ها دراین زمینه به شدت دست به مغالطه کاری زده وآمارهای دروغ ومتناقض ارائه میکنند ، و یا اگر هم آمار دروغ ارائه نکنند ، اما دلخوشی کاذب برای خود ایجاد می نمایند ، موضوع جمعیت است که این کار پس از سرشماری سال 90 واعلام نتایج این سرشماری ، درنیشابور بسیار شدت یافت.
مسأله اینجاست که تمامی امارهای رسمی ومعتبر فقط به تفاوت 8 هزارنفری بین جمعیت دوشهر سبزوارونیشابور دلالت می کنند. تفاوتی که حتی به 10 هزارنفر هم نمی رسدو عملاً ملاک با اهمیتی محسوب نمیشود.
اما آنچه باعث یک دلخوشی پوشالی درمیان هم استانی های نیشابوری شده این است که چون نیشابور در ارتقاء بخش های خود به شهرستان های جدید شکست خورده است ، جمعیت نقاط شهری و روستایی بخش هایی که حالا باید مانند جوین و جغتای شهرستان های مستقلی می بودند ، هنوزروی جمعیت نیشابورمحاسبه می شوند. اما عملاً هنگام بررسی های کارشناسانه ونیز درنظر گرفتن سایر ملاک های ضروری برای تشکیل استان های جدید ، این آمار کاذب جمعیتی هیچ دردی را از شهر نیشابور دوا نمی کند.
درهمین زمینه فقط کافی است که بدانید درزمان سرشماری سال 90 سبزوار سه بخش پرجمعیت جوین،جغتای وخوشاب را به شهرستان ارتقاء داده بود و لذا جمعیت شهرهای موجود دراین سه بخش دیگر به صورت جداگانه محاسبه می شد.و درآن زمان شهرستان سبزوار فقط 4 نقطه شهری داشت.
شهرهای سبزوار با جمعیت 231 هزار و 557 ، ششتمد با جمعیت 4 هزار 172 ، روداب با جمعیت 4 هزار و 42 و داورزن با جمعیت 2 هزار و 72 نفر جمعیت.
اما نیشابور تا زمان سرشماری سال 90 فقط تخت جلگه (فیروزه) را به شهرستان ارتقاء داده بود .لذا درآن زمان تعداد نقاط شهری موجود در شهرستان نیشابور 7 نقطه شهری عمدتاً پرجمعیت بود.
شهر بار با جمعیت 4هزار121، شهر دررود با جمعیت 9 هزار و 449 ، شهر قدمگاه با جمعیت 3 هزار و 714 ، شهر خرو با جمعیت 14 هزار و 115 ، شهر چکنه با جمعیت 1 هزار و 834 ، شهر نیشابور با جمعیت 239 هزار و 185 و شهر عشق آباد با 1 هزار و 883 نفر جمعیت.
این آمار را اسرارنامه از خودش تولید نکرده است. مثل بعضی از نظردهندگان عزیز نیشابوری که از پیش خودشان بعضی آمارها را ابداع می کنند. ما از یک منبع کاملاً معتبر و واضح کمک گرفته ایم. که به شکلی واضح همه این موارد را تجزیه و تحلیل کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است. پرتال رسمی استانداری خراسان ، بخش استان ، گزینه آمار و اطلاعات عمومی ، گزینه سالنامه آماری ، وباز سالنامه آماری سال 90 ، فصل 2 جمعیت .
به آدرس زیر:
http://www.khorasan.ir/Portals/4/sitedigar/salname1390/fasl-02-%20%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%2095%20%D8%AA%D8%A7%20132.pdf
طبیعی است که بعد از مشاهده این آمار واضح و دقیق از یک منبع معتبر ، دیگر ارائه هیچ گونه آمار جدید و بدون منبع مدرکی از جانب هیچ نظردهنده ای پذیرفته شده نیست.
دوست عزیز که با نام زیبای سرزمین سربداران این نظرات دلسوزانه را ارسال کرده اید ، نگران این موضوع نباشید که مطالعه این آمارهای عجیب و غریب و نامعتبر که بعضی هم استانی های نیشابوری در سایت های خود یا در بخش نظرات همین وبسایت در مورد جمعیت نیشابور می کنند ، ممکن است چه تأثیری بر ذهن مخاطبان بگذارد.
مردم سبزوار یا هر منطقه دیگری که بیایند و این مطالب را بخوانند ، اگر خودشان افراد آگاه و تحصیل کرده ای باشند ، مثل خود شما کمی موضوع را سبک و سنگین می کنند و بعد به نتیجه گیری منطقی می رسند که بسیاری از آمارهای اعلام شده برای شهر نیشابور در چندماه اخیر ، از شیطنت های بعضی از مردم متعصب این شهر سرچشمه گرفته و بیشتر یک آمار کاذب ، اشتباه و پر از اما و اگر است. و اگر احیاناً مخاطبان ساده لوح و ساده دلی باشند که از سطح آگاهی و اندیشه چندان بالایی برخوردار نیستند ، آن موقع دیگر اینکه چه فکری در مورد شهر سبزوار یا نیشابور بکنند ، چندان مهم نیست. چون چنین افرادی فاقد قدرت لازم برای اثرگذاری در تصمیم گیری های مختلف هستند.
ضمناً دوست عزیز در مورد ویکی پدیا حق با شماست. هم استانی های نیشابوری ظاهراً به پر کردن و نوشتن صفحات ویکی پدیا علاقه زیادی دارند. آن هم ویکی پدیا نویسی به شیوه ای کاملاً سلیقه ای و نه براساس واقعیت های موجود. به عنوان مثال هم استانی های نیشابوری در بحث های جمعیتی ، دانشگاهی ،صنعتی ، تاریخی و فرهنگی ... صفحات ویکی پدیا را به دلخواه خود طوری نوشته اند که افراد کم اطلاع ممکن است واقعاً گول بخورند.
اما پرواضح است که ساختن صفحات ویکی پدیا به عنوان یک دانشنامه آزاد که هرکسی می تواند مطالبی را به آن اضافه یا کم کند و سپس دل خوش کردن ساده لوحانه به صفحات نوشته شده ویکی پدیا ، مانند ساختن خانه ای روی آب است ؛ همیشه معلق و نامطمئن . یا مانند خانه عنکبوت است ؛ سست و ناپایدار. فقط کافی است یکی رسانه های محلی سبزوار در یک فرصت مناسب فراخوانی در رابطه با تنظیم صحیح و اصولی صفحات ویکی پدیا بین مخاطبان خود ، منتشر کند. آن گاه خواهید دید در یک مدت کوتاه تمام خانه های روی آب غرق و تارهای عنکبوت پاره خواهند شد.
اما فعلاً در موقعیت کنونی کارهای اصولی و اساسی تری وجود دارد که باید آنها را وجهه همت خود قرار دهیم.
البته اگر هریک از همشهریان سبزواری خودشان تمایل داشتند که به نوشتن صفحات ویکی پدیا روی آورند ، ما آنها را منع نمی کنیم ، اما چنانکه گفتیم حداقل برای تحریریه اسرارنامه ، اولویت های مهمتر و اثرگذارتری وجود دارد.
به هرحال امیدواریم انجام این مباحث در مجله اینترنتی اسرارنامه فرصت مناسبی برای نشر اطلاعات واقع گرایانه ، بحث های منطقی مبتنی بر آزادی بیان و در چارچوب اخلاق رسانه ای فراهم آید تا علاوه بر روشن شدن افکار عمومی ، همین بحث ها نماینده خوبی از فرهنگ بالا و روحیه حق مداری و سعه صدر مردمان نجیب دارالمومنین سبزوار باشد.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما دوست و هم استانی عزیز.
شما خود را کاشمری معرفی کرده اید و ما بسیار خرسندیم که به جز شهرهای سبزوار ، نیشابور و دیگر شهرستان های اقماری سبزوار ، توانسته ایم مخاطبان عزیزی از سایر شهرها و مناطق سرزمین خراسان جذب کنیم.
دوست عزیز در کل در کل مردم شهرهای خراسان اکثراً با یکدیگر روابط خوبی دارند و اختلاف شدیدی بین آنها نیست.
و هیچ کس هم نباید آوای تفرقه و اختلاف را میان این مناطق بپراکند.
تربتی ها و کاشمری های عزیز هم این مطلب را قبلاً به وضوح نشان داده اند.
همین که مردم و مسوولان دو شهرستان تربت حیدریه و کاشمر در حال حاضر برای احداث فرودگاهی مشترک بین این دو شهر با یکدیگر متحد شده ا ند و منافع اقتصادی و اجتماعی آینده شان را به یکیدگر پیوند زده اند ، بدان معنی است که انس و الفت خوبی در میان این دو شهر عزیز خراسان یعنی کاشمر و تربت حیدریه وجود دارد و از این به بعد نیز روزگار ان شاءالله به همین منوال سپری خواهد شد.و بدخواهان و فرصت طلبان با هوشیاری مردم و رسانه ها هرگز نخواهند توانست میان مردم و مناطق مختلف خراسان تفرقه بیاندازند.
اما گذشته از این بحث که آیا کاشمری ها در عمل تربت حیدریه را بیشتر دوست دارند ، یا نیشابور را ، باید خدمتتان عرض کنیم ، استان شدن تربت حیدریه و سبزوار که قطعی است چون تقریباً از همه لحاظ ها شراط و آمادگی های لازم را دارند و راهی جز این هم نیست. تعداد شهرستان های اقماری ، فاصله از مرکز استان ، داشتن مرز مشترک با سایر استان ها ، جمعیت زیاد در محدوده استان ، و سایر زیرساخت های اساسی نظیر فرودگاه ، دانشگاه و صنعت در سبزوار والبته تاریخ و فرهنگ پربار که هریک از دو شهر سبزوار و تربت حیدریه از این حیث جایگاه منحصر به فردی در خراسان دارند. لذا اگر قرار باشد ، استان های جدیدی در شمال شرق کشور تشکیل شود ، رسم عدالت و راه منطق حکم می کند ، سبزوار و تربت حیدریه جایگاه خاص خود را دارند.و هر تصمیمی جز این قطعاً ضمانت اجرایی نخواهد داشت.
اما با این حال از آنجایی که روحیه دوستی و برادری بین شهرهای خراسان همواره آنان را وا می دارد که نسبت به سرنوشت یکدیگر حساس باشند ، لذا مردم شهرهای سبزوار ، کاشمر و تربت حیدریه قطعاً وظیفه خود می دانند که به نیشابور کمک کنند تا از بن بست فعلی خارج شده و بتواند با تشکیل استان مستقل خود آرزوی دیرینه مردم نیشابور را برآورده کند.
در این میان کاشمری ها به دلیل موقعیت جغرافیایی که دارند می توانند بین سه شهر تربت حیدریه ، نیشابور و سبزوار یکی را انتخاب کنند.
حالا این خود مردم کاشمر هستند که حق انتخاب دارند. از یک طرف می توانند با قرار گرفتن در استانی تحت مرکزیت تربت حیدریه ، نزدیک ترین فاصله به مرکز استان ، و برخورداری از فرودگاه مشترک با شهر مرکز استان و سایر منافع منطقه ای ناحیه تربت حیدریه را به دست بیاورند و هم می توانند با قرار گرفتن در استانی به مرکزیت سبزوار از مزایای اقتصادی ، دانشگاهی ، فرودگاهی ، صنعتی و تاریخی و فرهنگی استان سربداران برخوردار شوند و در سومین حالت کاشمری ها می توانند در یک اقدام فداکارانه از مزیت های خاص خود در استانی تربت حیدریه یا سبزوار بگذرند و به استانی تحت مدیریت نیشابور در بیایند که هرچند شاید عملاً هیچ فایده و جاذبه ای برای مردم کاشمر نداشته باشد ، اما شانس نیشابور را برای تشکیل استانی مستقل پس از سبزوار و تربت حیدریه افزایش می دهد.
لذا به نظر می رسد اگر مردم خراسان ائتلافی تشکیل دهند تا کاشمری ها تن به این فداکاری بزرگ بدهند که در استانی به مرکزیت نیشابور بیایند ، نیشابور حداقل به لحاظ جمعیت به شرایط اولیه لازم دست پیدا می کند.ضمناً دوست عزیز در متن نظرتان به کمتر بودن جمعیت تربت حیدریه از نیشابور اشاره کردید ، که باید خدمتتان عرض کنیم ، این چندان ملاک مهمی نیست. چون برای تشکیل استان های جدید ، جمعیت کل استان باید به یک حدنصاب لازم برسد و با حساب جمعیت استان ، دو منطقه تربت حیدریه و سبزوار از نیشابور مقدم تر هستند.
وجود شهرستان های اقماری نیز از اهمیت خاص خود برخوردار است.البته اگر قرار باشد ، تربت حیدریه و نیشابور هر دو در یک استان قرار بگیرند و بخواهند از بین این دو شهر یکی را به عنوان مرکز استان انتخاب کنند ، آن موقوع ملاک جمعیت نیز در نظر گرفته می شود. اما جمعیت فقط یکی از ملاک هاست .
به هرحال هرچند عدالت حکم می کند استان های سربداران به مرکزیت سبزوار و خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه هرچه سریعتر تشکیل یابند ، اما تشکیل استان نیشابور نیز فقط با کمی همت و با کمی همبستگی بین مردم استان خراسان امکان پذیر است.
امید که دلسوزانی چون شما ، با تلاش های خود بتوانید مسیر استان شدن نیشابور را نیز مانند استان شدن تربت حیدریه و سبزوار هموار کنند.
پیروز باشید...
امار سال 90 منتشر شده و از اینکه مکررا این مطلب رو انکار میکنید متاسفم.
بنا به اعلام نظر سایت مرکز امار ایران جمعیت شهرستان نیشابور:۴۴۸٬۱۷۰
و جمعیت شهر نیشابور و حومه: ۲۷۹,۲۴۷
منبع: نیشابورhttp://fa.wikipedia.org/wiki/
و اما جمعیت شهر سبزوار و حومه طبق سرشماری سال 90: ۲۴۲،۴۳۷
منبع: سبزوارhttp://fa.wikipedia.org/wiki/
بازهم قریب به 37 هزار نفر تفاوت جمعیت.
اینکه مخاطبی گفته بودند شهر نیشابور روستاهارو هم جزو محدوده شهری کرده و در امارگیری دخیل کرده باید بگم مرکز امار با همان ملاک و معیارهایی که سبزوار را شمارش کرده نیشابور هم شمارش شده.
با نظر دوستمون هم برای شما مبرهم شده که شهرک صنعتی عطار نیشابور بزرگتری در شمال شرق کشور هست.
در مورد تاریخ همین بس که در یکی از معروفترین موزه های ایالات متحده بخش مربوط به نیشابور در موزه متروپولیتن نیویورک در معرض نمایش هست.
ادرس اینترنتی بخش مربوط به نیشابور در موزه متروپولیتن نیویورک
http://www.metmuseum.org/toah/hd/nish/hd_nish.htm
غیر از ثبت نیشابور بعنوان میراث معنوی در سازمان بین المللی یونسکو و انتخاب نام پایدارترین شهر ایران برای نیشابور از طرف سازمان بین المللی یونسکو.
و نیشابور از سوی یونسکو، پایتخت علوم زمین ایران نامیده شده.
منبع:http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100004076280
عجیبه که چرا با وجود فاصله چند ده کیلومتری از راه اهن سراسری بازهم راه اهن رو جزء امکانات سبزوار میدونید. تا بحال فکر کردید با خودتون که چرا راه اهن سراسری به خودش زحمت نداده که سرش رو بطرف سبزوار کج کنه؟
صرف نداشته یا سبزوار کم اهمیت بوده؟
حقیقتا در مورد فرودگاه حق با شماس.اگه بشه اسمش رو فرودگاه گذاشت. (12 پرواز در هفته )
اینها صرفا جهت اطلاع بود.
واقعا نمیدونم که این مباحث چه فایده ای داره.
فکر میکنم بجز اختاف ثمری نداشته باشه.
اگر لطف کنید و یک بخش یا انجمن مخصوص نیشابوری ها قرار بدی خیلی مفید واقع بشه.
هم از انحصاری بودن خارج میشه و بازدید سایتتون خیلی زیاد میشه و جایگاه خوبی هم بین نیشابوری ها پیدا میکنید.
جای بحث داره.
اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما مخاطبا گرامی.
دوست عزیز از تکرار مکررات چیزی حاصل نخواهد شد.
آیا فکر نمی کنید ، به جای تلاش برای اینکه یک حرف را هر بار به شکل های جدید مطرح کنید ، بهتر است یا حرف های جدید بیاورید یا به حرف های قبلی خودتان و پاسخ های ارائه شده کمی فکر کنید.
برادرارجمند آقای خیرآبادی در مورد آمار جمعیت شهرها تا کنون در کنون در بخش نظرات مطالب مختلف اسرارنامه از جمله در همین مطلب ، صبحت های بسیار زیادی بیان شده است . که تقریباً همه مباحث با ارائه مدارک و منابع متعدد بوده است.
راستی شما چه طور ویکی پدیا را منبع ادعاهای خود معرفی می کنید.
هر کاربر ساده ای که فقط چند بار از ویکی پدیا استفاده کرده باشد ، به راحتی می داند که ویکی پدیا منبع معتبری برای ارائه آمار نیست. چون هرکسی می تواند مطالب ویکی پدیا را آن طور که دوست دارد بنویسد یا تغییر بدهد و درنتیجه اصلاً مرجع قابل اعتمادی نیست.
لذا اگر به جز مباحثی که تا کنون در خصوص جمعیت کاذب نیشابور در این مجله مطرح شده است ، حرف مستند جدیدی دارید ، از یک منبع معتبر که توسط هر کاربر اینترنت قابل تغییر نباشد ، ادرس بدهید تا ادعایتان مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
در واقع شما با ارائه منابع معتبر برای حرف های خود به شعور مخاطبانتان احترام می گذارید.واگر منابع نامعتبری مانند ویکی پدیا را معرفی کنید ، انگار دارید به خودتان می خندید. اسرارنامه تا کنون به انتشار بعضی از مطالب پرداخته است که شاید در داخل یک متن بیش از 40 منبع معتبر وجود داشته و همین موضوع باعث محبوبیت و اعتمادپذیری این وبسایت در نظر مخاطبان شده است.
لذا تا زمانی که شما برای ادعاهای خود مدرک و سند معتبر ارائه نکرده اید ، نتیجه گیری در مورد جمعیت شهرهای خراسان همان نتجیه گیری است که پیش از این در اسرارنامه اتفاق افتاده است.
یعنی به طور خلاصه آمار جمعیتی منطقه سبزوار بزرگ با نیشابور بزرگ چندان تفاوتی ندارد. حتی با نگاه جمعیت استان اگر در نظر بگیریم ، جمعیت استان سربداران به مرکزیت سبزوار از جمعیت استان نیشابور بیشتر است.
چون سبزوار نسبت به نیشابور تعداد شهرستان های اقماری بیشتری از سمت شمال ، غرب و جنوب دارد.
در مورد وضعیت صنعتی نیشابور بهتر است واقع بین تر باشید. با توضیحاتی که اسرارنامه قبلاً با ارائه مدارک و اسناد متعدد بیان کرده است ، حتماً حالا خود شما هم می دانید که جایگاه صنعتی نیشابور در میان شهرهای خراسان به خطر افتاده و در حال حاضر دیگر اولین قطب صنعتی خراسان مشهد است و دومین قطب صنعتی خراسان شهرستان چناران است که بزرگترین شهرک صنعتی شمال شرق کشور در آن شهرستان بنا شده است.
منبع :
http://www.asrarnameh.com/essays.php?id=1201
بر اساس آخرین اطلاعات اسرارنامه شهرک صنعتی عطار نیشابور که از وسعت مناسبی برخوردار است هنوز در حد شعار باقی مانده است.
در مورد دست آوردهای نیشابور در زمینه معرفی میراث فرهنگی این شهر تا حدی حق با شماست.
نیشابوری ها تلاش های خوبی در این زمینه کرده اند. از جمله همین موارد که در رابطه با ثبت نام نیشابور در بعضی سازمان های بین المللی فرمودید ، اگر درست باشد ، خوب یک نوع موفقیت است. اما سبزواری ها هم با توجه به اینکه افتخارات فراوانی دارند ، از هر زمان که رسانه ها و اهالی فرهنگ این شهر دست به کار شوند ، مطمئناً افتخارات زیادی را خواهند داشت که به ثبت ملی یا بین المللی برسانند.
البته تا همین حالا هم چنین مواردی در سبزوار بوده است.
به عنوان مثال سبزوار جزء یکی از ده شهر آماده جهان در خراسان انتخاب شده است که نیشابور به لحاظ نداشتن بعضی از استانداردها هنوز در ردیف شهرهای آماده جهان ثبت نشده است.
ضمناً افتخارات و موفقیت هایی که سبزواری ها بیشتر دنبال ان رفته اند ، موفقیت هایی عملی است. یعنی حالا مثلاً چه سودی دارد برای مردم نیشابور که در شهرشان فرودگاه ، یا تیم های موفق ورزشی ، یا دانشگاه با سابقه و معتبر ندارند ، یا صنعتشان در حال نزول است ، اما مثلاً اسمشان در فلان دفترچه ناشناخته در یکی از کمدهای یکی از اتاق های یکی از واحدهای یکی از آخرین طبقات زیرزمین سازمان ملل متحد ثبت شده باشد؟ دفترچه ای که شاید سال تا سال هم لای آن باز نشود و کسی برایش فرقی نکند که چنین دفتری اصلاً وجود دارد.
یا مثلاً چه اهمیتی برای نیشابوری ها دارد که در یک موزه ای در ان سوی زمین یک بخشی که معلوم نیست چه قدر است و چگونه است به نیشابور اختصاص یافته. موزه ای که خود نیشابوری ها هم عموماً از وجود آن خبر ندارند .
حالا دوست عزیز خودتان بگویید ، تأثیر عملی این ثبت نام ها یا حضور در موزه ها ، در زندگی مردم نیشابور (به جز دلخوش کردن های کاذب و حواس پرت کردن های دائمی از هدف های اصلی) چه بوده است؟ چه قدر آورده داشته است؟
آیا نیشابور به بودجه بیشتری رسیده ؟ آیا استان شده ؟ آیا دانشکده های نیشابور قابل رقابت با دانشگاه های سبزوار شده؟ آیا فرودگاه دارد؟(حتی داخلی) ، آیا باعث محبوبیت نیشابور در میان مردم سایر شهرها شده؟ آیا بخش های نیشابور ، شهرستان شده؟
سبزواری ها در عوض با تیم داری حرفه ای در سطح کشور و حتی در سطوح بین المللی (نظیر مسابقات آسیایی ) دارند دائماً نام شهر خود را با اقتدار و عظمت در رسانه های گروهی مطرح می کنند آن هم به صورت زنده و پویا و هیجان برانگیز. و نام شهر خود را به عنوان مهد هندبال ایران ثبت معنوی کرده اند. و حتی گردش پولی و اعتباری فراوانی نیز برای شهر خود به دست آورده اند. حالا دیگر مهم نیست که دفترچه ناشناخته ای در فلان کمد ، فلان اتاق ، فلان واحد ، فلان طبقه زیرزمین سازمان ملل متحد به صورت یک پروژه تشریفات غیر هیجان انگیز و بی اهمیت اسم سبزوار را ثبت بکند یا نه. اسم سبزوار و صحنه ورزشگاه و ورزشکاران و تماشاچیان این شهر هر هفته و هر روز در رسانه های جذاب دیداری و شنیداری در چشم و گوش میلیون ها ایرانی و شاید حتی غیرایرانی ثبت می شود.
بعد از کسب این افتخارات اگر سبزواری ها اگر خودشان دنبال این چیزهای تجملی باشند و اراده کنند که نام شهر خود را در زمینه بعضی از افتخارات در سطح کشور یا جهان ثبت نمایند قطعاً راه آسان تری نسبت به نیشابور طی خواهند کرد.
ضمناً دوست عزیز شما چه خوشتان بیاید چه خوشتان نیاید چه انکار کنید چه بپذیرید سبزوار دارای فرودگاه آن هم از نوع بین المللی است. این فرودگاه اکنون در سال 91 کمتر از یک دهه از افتتاح آن می گذرد.(9 سال) و در همین مدت رشد خوبی داشته است. و قطعاً اگر یک دهه دیگر بگذرد آن وقت خواهید دید که تعداد پروازهای فرودگاه سبزوار و مقاصد آن شاهد چه رشد چشمگیری خواهد بود.
حالا اگر نیشابور می تواند همین فرودگاه به قول شما دوازده پرواز در هفته را بیاورد.
چون می دانیم که چه قدر مردم نیشابور جلسات هم اندیشی برگزار می کنند و در سایت هایشان می نویسند که فرودگاه لازمه توسعه این شهر است.
حتی خوب است بدانید یک فرودگاه حتی اگر تعطیل هم باشد ، یکی از امتیازات و توانمندی های منطقه ای محسوب می شود.شاید شما درک نکنید ، اما حتی فرودگاه های تعطیل به عنوان یک امکان بالقوه درمنطقه محسوب می شوند.که به هرحال هر زمان که اراده ای باشد ، می توان از آنها استفاده کرد.
سبزواری ها در حال احداث راه آهنی برای شهرشان هستند تا به راه آهن سراسری در سلطان آباد متل شود.(دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.به هرحال پروژه ای است که از مطالعه گذشته و به مرحله اجرا رسیده است.) و لذا اگرسبزواری ها در جایی به فرض محال به راه آهنشان افتخار کرده اند ، به انچه دارند می سازند افتخار کرده اند.
ضمناً یک سووال هم ما از شما داریم ، چه طور فاصله 45 کیلومتری سبزوار تا راه آهن سلطان آباد را زیاد می دانید و عملاً آن را برای سبزوار موثر حساب نمی کنید. اما همشهریان نیشابوری شما فاصله بیش از 100 کیلومتری نیشابور تا فرودگاه مشهد یا سبزوار را اندک می شمارند و می گویند با این فاصله کم انگار نیشابور خودش فرودگاه دارد؟
البته پاسخ واضح است. کاری از دستتان برنمی آید. نه می توانید مثل سبزواری ها بسازید و نه آن قدر شهامت دارید که بپذیرید شهرتان با این همه ادعا برای استان شدن به دلیل محرومیت از فرودگاه از یکی از اساسی ترین زیرساخت های توسعه در قرن بیست و یک میلادی بی نصیب است. و شاید دیگر کم کم موزه متروپولیتن نیویورک باید خود را به جای میزبانی از آثار مربوط به نیشابور برای پذیرش خود نیشابور آماده کند.
دوست عزیز در پایان در مورد پیشنهاداتی که دادید حتماً فکر می کنیم . تا همین حالا هم از اینکه شما هم استانی های نیشابوری به اسرارنامه اعتماد کرده ، همواره دراین وبسایت حاضر شده و اظهار نظر کرده اید و هدف اسرارنامه را در ایجاد فضای باز و برابر گفتگو برآورده ساخته اید ، بسیار سپاسگزاریم.
استقبال شما هم استانی های نیشابوری از اسرارنامه سبزوار واقعاً نشان دهنده نیازفرهنگی شدیدی است که در شهر نیشابور بی پاسخ مانده و به همین خاطر مردم عزیز آن شهر ، رسانه های دارالمومنین سبزوار شهر دیرینه های پایدار و شهر دانشوران بیدار را برگزیده اند.
امید که در این مسیر بتوانیم با قدرت بیش از پیش به لطف خدا و همراهی شما بتوانیم ، به فعالیت هایمان ادامه دهیم.
ضمناً ما نمی دانیم که این مباحث برای شخص شما فایده ای دارد یا نه ؟ اما به طور کل برای شهرهای سبزوار و نیشابور مفید است. چون حرف های زنده روز را مطرح می کند و مردم دو شهر را نسبت به واقعیت های موجوددر اطرافشان حساس میکند.
گذشته از آن برای اسرارنامه سبزوار فایده دو چندانی دارد. زیرا هر حضور و هر نظر شما به منزله سرمایه های اجتماعی این رسانه است که ما بسیار قدر می دانیم و احترام می گذاریم.
در پایان باید عرض کنیم که چون اسرارنامه هر حضور و نظر شما گرامیان را به منزله یک پست جدید و یک فرصت تازه برای بیان دیدگاه ها و مطالب خود نگاه می کند ، لذا پس از ارائه هر پاسخ به نظرات شما ، ازعموم مخاطبان به طرق مختلف دعوت خواهیم کرد که به مشاهده ومطالعه این پرسش و پاسخ های جذاب بیایند.
پیروز باشید...
اسرارنامه: همچنان از حضور و همراهی همیشگی شما دوست و مخاطب گرامی در مجله اینترنتی اسرارنامه سپاسگزاریم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز ما هم نگفتیم که خدای ناکرده شما قصد توهین به شهر یا منطقه ای را داشته اید. فقط گفتیم اگر بنا باشد مثلاً این همه استان در منطقه شمال شرق کشور تشکیل شود ، شاید اسامی قابل قبول تری برای آنها وجودداشته باشد.
ضمناً حالا مگر همه مشکلات خراسان تمام شده و فقط تعیین اسم برای استان درگز باقی مانده است؟
ما بدون اینکه قصد داشته باشیم ،نظرات شما را رد کنیم ، همچنان فکر می کنیم بهتر است واقع نگر تر باشیم.
با سپاس ...
به روی چشم حتماً ان شاالله برنامه ریزی می کنم که شاگردانمو با سایت شما آشنا کنم و تحقیقات بیشتری براشون تعیین کنم که مطالبش از منبع سایت شما تأمین بشه.
در ضمن در چند روز اخیر موفق شدم بخش های دیگه سایتتونو بخونم.از جمله مطلبی که در مورد بازنشستگان فرهنگی نوشته بودید خیلی تأثیربرانگیز بود.
امیدوارم بازهم از مشکلات قشر معلم و فرهنگی جامعه قبل و بعد از بازنشستگی بنویسید. که فکر کنم خیلی زیاده.
بازهم ممنون.
اسرارنامه: ما نیز به نوبه خود از حضور و همراهی ارزشمند شما همشهری گرامی با مجله اینترنتی اسرارنامه سپاسگزاریم.
امیدواریم تأخیر چندروزه اسرارنامه در پاسخگویی و تأیید نظراتتان را ببخشید.
در اسرارنامه به دلیل استقبال کم نظیر مخاطبان گرامیمان ، معمولاً همواره نظرات فراوانی در صف تأیید وجود دارد که باعث می شود ، در تأیید و پاسخگویی به نظرات تأخیرهای طولانی مدت ایجاد شود.
به هرحال از شما متشکریم.
پیروز باشید...
کار نشریه تون خیلی بالا گرفته.به جز اینکه مردم عادی نیشابور خیلی خواننده پر و پا قرصتون شدن ، مسوولان نیشابوری هم مطالب سایتتونو زیر نظر گرفتن.
تو دم و دستگاه یکی از نماینده های نیشابور یک نفر مأمور شده هر چند روز یک دفعه مطالب سایت شما رو بررسی کنه هم بخش نظراتو هم بخش مطالب جدیدو و تازه ترین تحلیل ها رو به اطلاع نماینده نیشابور و نزدیکانش برسونه.
یک تعداددیگه از مسوولان ارشدنیشابور هم مستقیم و غیرمستقیم توسط نزدیکانشون سایت شما رو زیر نظر گرفتن.
نپرسید از کجا می دونم که توی دهکده جهانی دونستن این چیزها سخت نیست.
خیلی وقتم هست که می دونم منتها بهتون نگفتم چون نمی خواستم مغرور بشید به خودتون و فکر کنیدچه خبره . چون فتح نیشابور چیز خیلی مهمی نیست و سبزوار درطول تاریخ قبلاً موفق شده نیشابورو فتح کنه واونو زیرمجموعه خودش کنه . مثل زمان سربداران که خودتون خیلی درموردش مطلب نوشتید. شما باید طوری فعالیت کنید که همین طور که سایتتون توی نیشابور مهم شده و سر و صدا کرده توی جهان سر و صدا کنه و از سازمان سیا و موساد هم مأمور بذارن که هرروز چک کنن.
فقط گفتم که مراقب باشید حواستون به اطلاعات طبقه بندی شده باشه.
ضمناً تندتر به روز رسانی کنید.
سرعتتون خیلی پایینه ادم حوصله اش سر می ره.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست عزیز.
بله ما مدت هاست که خبر داریم که تعدادی از هم استانی های نیشابوریمان جزء مخاطبان همیشگی مجله اسرارنامه هستند.
البته اینکه دقیقاً چه کسانی و با چه پست و سمت هایی هستند ، برای ما هنوز دقیقاً مشخص نشده است، اما اگر شما اطلاعاتی دارید که مقامات ارشد شهرستان دوست و همسایه نیشابور جزء مخاطبان این سایت هستند ما به همه آن عزیزان از همین جالا سلام و احترام عرض می کنیم.
امیدواریم دراین مجله همچنان بتوانیم فضای مناسبی برای میزبانی از نگاه های گرمشان فراهم آوریم.
ضمناً دوست عزیز ، آقای آرش ان شاءالله با حمایت شما دوستان تلاش خواهیم کرد مرزهای استان خراسان را در نوردیم و به صورت روزانه مخاطبانی از سرتاسر کشور داشته باشیم.
پیروز باشید...
بزرگترين شهرك صنعتي شرق كشور در نيشابور احداث ميشود
بزرگترين شهرك صنعتي شرق كشور در نيشابور احداث ميشود
مدير عامل شركت شهركهاي صنعتي خراسان رضوي اعلام كرد شهرك صنعتي عطار نيشابوري به عنوان بزرگترين شهرك صنعتي شرق كشور با هزار و 500 هكتار مساحت در نيشابور احداث ميشود.
عليسليماني در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: با اجراي اين شهرك، شهرك صنعتي توس مشهد با 640 هكتار مساحت دومين شهرك بزرگ صنعتي استان خواهد بود.
وي با اشاره به اينكه با استفاده كامل از ظرفيت شهرك صنعتي عطار نيشابور براي بيش از 42 هزار نفر فرصت شغلي جديد ايجاد ميشود، ادامه داد: 840 ميليارد تومان از سوي بخش خصوصي براي احداث واحدهاي توليدي و خريد دستگاهها و تجهيزات وحدود 100 ميليارد تومان از سوي بخش دولتي براي اجراي زير ساختها دراين شهر هزينه ميشود.
اسرارنامه: حالا خوب شد دوست عزیز بالاخره بخش هایی از پاسخ های اسرارنامه را پذیرفتید و دیگر در مورد ملاک های جمعیت ، دانشگاه ، راه آهن و فرودگاه ، تاریخ سبزوار و نیشابور ... نخواستید به بحث قبلیتان ادامه بدهید.
اما به نظر می رسد ، هنوز روی موضوع صنعت نیشابور حرف هایی برای گفتن دارید.
بله درست است. این متن را که شما در اینجا به عنوان منبع اشاره کردید ، اسرارنامه از مدت ها قبل نسبت به آن آگاه بود.
اما پس منابع اسرارنامه را چه میکنید؟ مگر نمی بینید که فرماندار و نماینده چناران هم در مورد صنعت چناران همین ادعاهای مسوولان نیشابوری را دارند؟
خوب ما هم که منبع معرفی کردیم.
بله شاید قرار بوده شهرک عطار بزرگترین شهرک شمال شرق کشور باشد. اما مسأله اینجاست که فعلاً در حال حاضر شهرک صنعتی چناران پیش دستی کرده و در حال تبدیل شدن به بزرگترین شهرک صنعتی استان و شمال شرق کشور است.
این هم منابع :
http://www.shabestan.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=132651&Mode=
http://vazeh.com/n-3265402.html
http://www3.rkhorasan.irna.ir/fa/News/80365316/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D8%AA_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DA%A9_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C_%DA%86%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_1000_%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%85%DB%8C_%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%AF
به هرحال بین ادعا و عمل فاصله است.و ادعاها همیشه جلوتر از عمل ها هستند.
البته ما واقعاً رشد صنعتی نیشابور را نکته منفی برای توسعه سبزوار نمی دانیم. بلکه معتقدیم هرچه شهر همسایه ما توسعه یافته تر باشد ، به توسعه یافتگی بیشتر ما کمک می کند. البته حساب مشهد جداست. چون عملاً در طول همه سالهای گذشته ، ستون فقرات توسعه اش را بر تمرکزگرایی و انحصارطلبی هایش استوار کرده ، اما سبزوار و نیشابور چه ؟
آیا قبول ندارید دانشگاه های سبزوار کمک زیادی به بسیاری از دانشجویان جوان نیشابوری کرده؟
در نقطه مقابل هم همین طور است . صنایع نیشابور بافراهم آوردن زمینه اشتغال پایدار به نیشابور و شهرهای همجوار کمک کرده اند.
لذا ما واقعاً برخلاف بعضی از هم استانی های نیشابوری که توسعه سبزوار را تهدیدی علیه خود می دانند و در سایت هایشان با عنوان های تأسف انگیز از توسعه سبزوار یاد می کنند ، ما هرجا که توسعه ای در نیشابور صورت گرفته باشد ، خوشحالیم و افتخار می کنیم. زیرا نیشابور و سبزوار را شهرهایی هم چند وهم تاریخ در فاصله نزدیک در شمال شرق کشور می دانیم.
ای کاش این نگاه سازنده در همه هم استانی های نیشابوری هم بود.
و این قدر بی جهت وارد راهی نمی شدند که به کینه و دشمنی مناطق همجوار با یکدیگر بیانجامد.
امید که بساط رقابت های ضربه زننده و حسادت های بچه گانه در همه جای جهان از جمله در کشور و استان عزیز ما برچیده شود.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز خوب پس چرا منابعتان رامعرفی نمی کنید؟
ببینید ، بهتر است ادعاهای بیهوده را کنار بگذارید.
می بینید که اسرارنامه هرحرفی که می زند ، همان اول منابع خود را معرفی می کند. اما عجیب است که شما برای ارائه دو تا منبع این قدر ناز می کنید و منتظر اجازه هستید. خوب اگر منبعی دارید همان اول بگویید دیگر. اگرنه حرف های اسرارنامه را با منابع معتبرش بخوانید و قبول کنید.
پذیرش حرف حق برای همه بهتر است.
از آن گذشته دوست عزیز ، اینکه شما شهر خود را دوست دارید طبیعی است . همان طور که ما هم شهر خود را دوست داریم.
اما اینکه بخواهید به دلیل دوست داشتن شهرتان به رسانه های دیگر شهرها بیایید و بخواهید این جور بداخلاقی ها را انجام دهید، شایسته نیست.
مگر تا به حال در مطالب اصلی اسرارنامه حتی یک جمله توهین آمیز یا نامهربانانه برای نیشابور نوشته شده است؟ پس چرا شمااینقدر دنبال جنجال می گردید؟ و بحث ها را به انحراف می کشانید؟
امید که اینبار تلاش کنید یک پاسخ منطقی برای اسرارنامه سبزوار بیاورید .
پیروز باشید...
به همسرم هم معرفی کردم و اوهم با اینکه اصلیت سبزواری ندارد اما از خواندن این مطلب ونظراتش خوشش آمد.
واقعاً فضای انسانی خوبی در سایتتان هست.یقین دارم پشتوانه فکری و تحقیقاتی خوبی در این سایت هست که توانسته اید این چنین فضای جالبی ایجاد کنید.
بله واقعاً تفاوت عمده وارزشمندسبزوار با دیگر شهرهای کشور از جمله نیشابور این است که تقریباً همه موفقیت های سبزوار حاصل تلاش و هوشمندی بالای مردم آن است. فقط حیف که هنوز همه این توانمندی های انسانی در سبزوار مورد استفاده و توجه قرار نگرفته است
اما بقیه شهرهای کشور بیشتر به طبیعت شهرشان متکی بوده اند و پا را فراتر از آنچه ویژگی هی طبیعی برایشان ایجادکرده نگذاشته اند.
این را هم بگوییم که این مباحثه های منطقی که در این سایت ایجاد شده و پاسخ های بی اشکال اسرارنامه باعث می شود هر فردی که بیاید واقعاً علاقه مند شود.
من برای پیدا کردن موضوعات جدید تحقیق در درس جغرافیا برای دانش آموزانم درمورد تقسیمات سیاسی کشور به اینترنت آمدم و به این صفحات سایت شما رسیدم و علاقه مند شدم . شاید هر کس دیگری از هرجای کشور همینطوری وارد این سایت شود واین واقعاً آبرو و افتخار سبزوارماست که به بهترین شکل با بهترین مطالب میزبان مخاطبان خود باشد.
من زیاد در سایت ها نظر نمی گذارم.این طولانی ترین نظر من است که برای سایتی ارسال کرده ام اما مطمئنم هنوز نتوانسته ام حق مطلب را در تشکر و تقدیر از شما ادا کنم . من وشوهرم هردو معلمیم . ان شاالله از این به بعد بیشتر ساییتان رامی خوانیم واز مطالب آن اگر به درد کلاسهایمان بخورداستفاده می کنیم و به شاگردهایمان تحقیقاتی می دهیم تا با کمک مطالب اسرارنامه تحقیقات خود را تکمیل کنند.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر بسیار ارزشمند شما همشهری گرامی و فرهیخته.
از اینکه در سایتمان توانسته ایم میزبان حضور اقشار مختلفی از همشهریان و هم استانی ها و حتی هموطنان گرامی باشیم ، خرسندیم.
این فضا که امروز به وجود آمده حاصل حدود دو سال تلاش و برنامه ریزی است (حتی چندماه قبل از راه اندازی رسمی اسرارنامه) که سعی کردیم به یکی از مهمترین نیازهای منطقه شمال شرق کشور به ویژه شهرهای سبزوار و نیشابور و دیگر مناطق اقماری این شهرها پاسخ دهیم.
نیاز به داشتن فضای سالم ، آزاد ، برابر و منطقی برای بحث و گفتگو پیرامون مهمترین موضوعاتی که برای منطقه لازم است.
تا به حال دوستان زیادی هم پیدا کرده ایم.
اما حقیقت اینجاست که این فقط یک بخش اولیه از همه طرح بزرگی است که اسرارنامه در پی اجرای آن است و و ان شاءالله به مرور وارد دورهای جدید فعالیت مان خواهیم شد تا یک رسانه مردمی جامع برای شمال شرق کشور به ویژه خراسان رضوی راه اندازی کنیم که مقر آن دارالمومنین سبزوار اولین قطب فرهنگی ، علمی ، دانشگاهی ، مواصلاتی ، سیاسی و اداری کشور پس از مشهد مقدس است.
و البته یک بخش مهم که روی آن از ابتدا حساب کرده ایم همین حمایت های مردمی است.
مثلاً همین که شما به عنوان یک معلم فرهیخته به کمک سایت اسرارنامه بیایید و در کلاس هایتان موضوعاتی مطرح کنید که دانش آموزان برای پیدا کردن جواب به سایت اسرارنامه بیایند ، بزرگ ترین و ارزشمندترین کمک شماست به این رسانه مردمی و فرهنگی غرب خراسان رضوی.
ما هم هر روز سعی می کنیم عمق و غنای مطالب این سایت را افزایش دهیم تا مرجع مناسبی برای استفاده عموم مخاطبان باشد.
در پایان مجدداً از حضور و ابراز لطف شما و همسر گرامیتان نسبت به اسرارنامه سپاسگزاری می کنیم.
به امید حضور و نظر مجددتان در این سایت.
پیروز باشید...
حکیم بنا بر تعاریف عامی کسی است که پزشک است.
حکیم بنا بر تعارف علوم قدیم کسی است که بر همه علوم زمان خود احاطه دارد.
نام دانشگاه ملاهادی سبزواری اگر منظور نام ایشان است مناسب و بزارنده است اما اگر هدف به اصطلاح با کلاس کردن نام دانشگاه است، فکر خوبی است. اما خب همیشه در ذهن آدم این موضوع مطرح میشود که منظور کدام حکیم سبزه وار است؟!
اسرارنامه: دوست عزیز چرا بحث را عوض می کنید؟
خودتان یک فکری بکنید ببینید اصلاً نظر شما به این مقاله و نظرات سایر مخاطبان گرامی ربطی دارد؟ اصلاً به این بحث چه ربطی دارد که بخواهیم دراینجا مشخص کنیم مثلاً آیا حکیم سبزواری ملابوده یا حکیم ، یا مشخص کنیم خیام نیشابوری طبق گفته بسیاری از علما و فقها یک یک فرد شرابخوار و همیشه مست و فاسدالاخلاق بوده یا یک عارف و شاعر بلندمرتبه و نامی؟ یا مثلاً مشخص کنیم مولوی از مفاخر ایران است یا از مفاخر ترکیه ؟
واقعاً همه این بحث ها چه ربطی به این مقاله و نظرات مخاطبان دارد؟
و باز اگر هم ربطی دارد ، آیا شما صلاحیت لازم برای اظهار نظر در موردحکیم حاج ملاهادی اسرار سبزواری ، یا حکیم عمرخیام نیشابوری ، یا مولانا جلال الدین محمد بلخی را دارید؟
اگر بتوانید صلاحیت خود را در این زمینه ثابت کنید ما نوادگان مرحوم "حکیم حاج ملاهادی اسرار سبزواری" را در دارالمونین سبزوار پیدا خواهیم کرد و به آن ها خواهیم گفت : اکنون بعد از دویست سال بیایند مردک تحصیلی حکیم سبزواری را با شما چک کنند و مدرک ملایی یا حکیمی وی را از دست شما بگیرند!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما چه کنیم که آن بزرگترین فیلسوف چندقرن اخیر ایران و آن حکیم جامع الاطراف در حدود 200 سال قبل درگذشته است و یاد و خاطره نیکش برای اهل فهم باقی مانده .
شما هم بعید است که زورتان به حکیم حاج ملاهادی اسرار سبزواری برسد.
قطعاً در کشور پهناور ایران در گذشته و امروز ونیز در سرتاسر جهان ، افراد شایسته تری از شما هستند که درمورد مقام علمی و در مورد حکیم بودن یا نبودن حکیم سبزواری اظهار نظر کنند.
قطعاً شما خود را که از مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای شایسته تر و بالاتر نمی دانید؟
ایشان در مورد اسرار سبزواری سال ها قبل از این اظهار نظر مفصلی انجام داده اند و با عنوان حکیم بلندمرتبه ای که دنیای پادرگل امروز به شناخت انسان هایی چون نیازمند است ، از حکیم سبزواری یادکرده اند.
منبع :
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=102834&ParentID=0&BookID=103816&MetaDataID=31465&Volume=1&PageIndex=0&PersonalID=0&NavigateMode=CommonLibrary&Content=
دوست عزیز حالا بد نیست فکر کنید و به این سووال پاسخ دهید که مقام معظم رهبری در مورد چند نفر از مشاهیر خراسان چنین اظهار نظرهایی کرده اند؟
البته شهرت حکیم حاج ملاهادی اسرار سبزواری فقط در محدوده مرزهای ایران نیست. بلکه در سرتاسر جهان حتی کشورهای غیراسلامی دانشمندان و صاحب نظران مسلمان و غیرمسلمان فراوانی هستندکه مقام علمی حکیم سبزواری را ستوده اند و کتبشان را در دانشگاه های خارجی تدریس کرده اند. برای به دست آوردن توضیحات بیشتر در این زمینه به آدرس زیر مراجعه نمایید :
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=791
راستی اگر هدفتان این بود که بحث های مفصل و پرعمق قبلی را که در زمینه آمادگی و اولویت سبزوار برای استان شدن مطرح شده بود ، از مسیر خود منحرف کنید ، به نظر می رسد موفق نشدید.
چون مااز شما درخواست می کنیم به جای مطرح کردن بحث هایی که به اینجا ربطی ندارد لطفاً نظرات بعدیتان را به اصل موضوع این مقاله اختصاص دهید:
استان شدن سبزوار ، نیشابور و تربت حیدریه با رمز اتحاد و البته با اولویت سبزوار و تربت حیدریه.
پیروز باشید...
من وقتی دیدیم اینقدر فضای خوبی در سایت شما برای معرفی سبزوار هست از دوستانم در دانشگاه که اغلب غیرسبزواری هستند دعوت کردم بیان بخونن به خصوص مطالب مربوط به استان شدن سبزوار با نظرات مخاطبان رو بهشون تأکید کردم بخونن وقتی چند روز بعد خونده بودن گفتن خیلی سایت خوبیه.
بعضی هاشون واقعاً توانمندی های سبزوارو نمی شناختن و فکر می کردن در خراسان فقط مشهد دارای اهمیته . ما سبزواری ها هم هرچی توضیح می دادیم که سبزوار به لحاظ توسعه یافتگی واقعاً خیلی وضع خوبی داره و مهمترین شهرخراسان بعد از مشهده ، فایده نداشت. چون توی خوابگاهشون عده ای بودن که همش علیه سبزوار حرف می زدن. ولی خوب از وقتی این سایت ومناظرات شکل گرفته بین بعضی از جاها رو خوندن پی بردن که شهرما چه حرف های زیادی برای گفتن داره.
از این به بعد هر وقت تو دانشگامون بین بچه ها بحث سر بگیره در مورد شهر سبزوار و بقیه جاهای خراسان با خیال راحت میگم بیان این سایتو بخونن.دمتون گرم.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر سرشار از لطف شما دوست و همشهری گرامی.
خوشحالیم که با گذشت حدود یک سال از فعالیت خود توانسته ایم فضایی اینچنین مرجع و قابل اتکا برای همشهریان سبزواری و دیگر هم استانی هاو هم وطنان پیرامون شناخت واقعی خراسان و به ویژه دارالمومنین سبزوار فراهم آوریم.
ما در سال های گذشته به شدت نسبت به وجود اطلاعات اشتباه و تحریف شده در مورد وضع شهرهای خراسان به ویژه سبزوار خبر داشتیم و پی برده بودیم که توانمندی های سبزوار مانند کوه یخی است که مردم فقط یک دهم آن را روی آب مشاهده می کننند و بقیه توانمندی هایش پنهان مانده است . لذا سعی کردیم فضایی فراهم آوریم تا بخش های پنهان مانده ، بیشتر و واقع بینانه تر دیده شوند.
اما هنوز نسبت به آنچه در سر داریم و نسبت به اهداف اولیه مان فاصله زیادی وجود دارد.
ان شاالله اگر به مرور همراه ما باشید ، شاهد اجرای طرح ها و برنامه های بعدی اسرارنامه خواهید بود.
پیروز باشید...
اسرارنامه: چه قدر عجول و کم صبر هستید دوست عزیز!!!
اتفاقاً نظر شما مانند همه نظرات دیگر در اسرارنامه تأییدشد و البته به آن پاسخ قانع کننده و مفصلی نیز ارائه شد.
فقط نظر شما برای پاسخگویی صحیح و جمع آوری منابع معتبر ، چند روز در صف تأیید باقی ماند.
شیوه اسرارنامه همین است.
در پاسخ به مخاطبان گرامی خود با دقت و با استناد به منابع معتبر عمل می کند.
اینک می توانید نظرقبلی تان را به همراه پاسخهای اسرارنامه مطالعه نمایید ، اگر قانع نشدید بازهم در همین صفحه در خدمت شما هستیم.
پیروز باشید...
جسارتا کارخانه فولاد نیشابور و کارخانه نخریسی تنها و تنها همه صنایع سبزوار رو احاطه می کنه بعد شما از یک کارخانه پتروشیمی نام میبری؟!!!ضمنا طبق آخرین اطلاعات مجوز دانشکده نفت دانشگاه نیشابور و پروژه پتروشیمی مهرگان و ارتقای ناحیه نفتی نیشابور به منطقه توسط دکتر مروی گرفته شده است .شما در ضمن اگر به سایت ایران خودرو سر بزنید مختصات جغرافیایی ایران خودرو در شهرستان نیشابور قید کرده .حالا اصلا ایران خودرو به کنار ،ضمنا شما الان سالهاست دنبال کلنگ زنی نیروگاه 500 مگاواتی هستید در حالی که بزرگترین نیروگاه شرق کشور در با ظرفیت 1100 مگاوات در نیشابور هست که برق غرب استان و استان های شمالی و شهر شما سبزوار رو تامین میکنه.از جمله کارخانه های بزرگ دیگه اگه بخوام نام ببرم کارخانه اگزوز خودرو هست که صدها تن از همشهریان شما در آن مشغول به کار هستند ، بزرگترین کارخانه بتون سازی شرق کشور در نیشابور هست ،بزرگترین شهرک صنعتی استان به نام عطار در نیشابور هست که پس از تکمیل ظرفیت شهرک های خیام و کریم آباد و کمال الملک آماده واگذاری هست.از لحاظ تیم داری شما به نظر من مجبورید یه طور سبزوار رو در کشور مطرح کنید و چه چیزی از ورزش بهتر و من به عنوان یه هم استانی خیلی خوشحالم ولی نیشابور به لحاظ فرهنگی و تاریخی در همه جای ایران و حتی جهان شناخته شده هست که خیلی از بزرگان تاریخ آرزوی دیدن این شهر رو داشتند و شبکه های خارجی همیشه از این شهر صحبت می کنند ،(اگر خواستید منابع رو مفصل ذکر می کنم )پس نیشابور نیازی به این کار نداره هرچند خیلی خوبه!از لحاظ فرودگاه همانطور که شما عزیزان 60 سال و هنوزم ادامه داره منتظر بوق قطار هستید ما هم چند صباحی واسه فرودگاه صبر می کنیم ولی مطمئنا به 60سال نمی رسه البته با این تفاوت که نیشابوریان در طی این سال ها هم از دومین فرودگاه کشور با صدها پرواز داخلی و خارجی در روز در کمترین فاصله ممکن درمشهد به راحتی همان طور که مردم قم و کرج و قزوین از فرودگاه های تهران استفاده می کنند بهره می برند.( و فعلا نیازی به یک فرودگاه با 6پرواز 50 درصد در هفته و یک پرواز بغداد که به دلیل عدم استقبال داره لغو میشه جسارتا نیاز ندارند)
از لحاظ دانشگاه آنچه که مسلم است احداث دانشگاه بسیار راحت تر از آوردن صنایع ملی به یک شهر هست کما اینکه می بینیم با توجه به زیر ساخت و صنایع زیاد در نیشابور و اشباع صنعتی نیشابور هم اکنون نیشابور با توجه به این مهم به احداث دانشگاه های گوناگون می پردازد و آخرین هم شعبه خراسان دانشگاه علم و فرهنگ می باشد علاوه بر دانشگاه نیشابور،دانشگاه تربیت معلم،دانشکده علوم پزشکی ،دانشگاه فنی دختران و پسران و دانشگاه های آزاد واحد نیشابور و علوم تحقیقات،بزرگترین دانشگاه کشاورزی شرق کشور و چندین دانشکده و موسسه غیر انتفاعی و... با 27000 دانشجو.
طبق آمار 90از لحاظ جمعیت هم که 100 هزار جمعیت شهرستان نیشابور بیشتر از سبزوار هست و جمعیت شهر نیشابور هم 10000 نفر بیش تر از سبزوار هست حتی اگر بخشهای زبرخان و میان جلگه جدا شوند بدون جدا شدن ششتمد و داورزن از سبزوار باز هم نیشابور جمعیت بیشتر و باز هم دوم در استان می باشد ولی اگر این دو بخش از سبزوار جدا بشن اونوقت بدتر میشه و سبزوار از رتبه سوم استان به پنجم یا ششم سقوط می کند.
ا
از لحاظ تاریخی هم من باب اطلاع نیشابور سه بار پایتخت ایران با حکومت مرکزی قدرتمند و اولین پایتخت ایران پس از اسلام بوده است نه پایتخت یک حکومت محلی اون هم باز پس زمینه نیشابوری(البته مایه مباحات هست این حکومت محلی شیعه یعنی سربداران)
با تشکر از شما -مردم سبزوار مردمی مومن و خونگرم هستند و همجواری با ایشان مایه مباهات هر فردی است.
اسرارنامه: سلام دوست عزیز
به نظر می رسد شما بسیار کم صبر و عجول هستید.
این که نظرات شما در اسرارنامه از زمان ارسال تا زمان پاسخگویی وتأیید 6 روز در صف انتظار باشد ، خیلی زیاد نیست. مخاطبان همیشگی این وبسایت به مدت انتظار حتی دو یا سه ماه نیز عادت دارند.
دلیل این طولانی شدن زمان پاسخگویی تفاوت در شیوه کار اسرارنامه با دیگر وبسایت هاست. همانطور که می بینید اسرارنامه به اکثر نظرات مخاطبان خود پاسخ های کامل می دهد. همین موضوع مدت تأیید نظرات را طولانی می کند.اما شما چنان که گفته شد ، بسیار عجول وکم صبر هستید.
شاید با همین کم صبری هم سعی کرده اید مطالب اسرارنامه را مطالعه کرده و مثلاً در مورد وضعیت صنعتی و دانشگاهی و تاریخی سبزوارو نیشابور به نتیجه گیری هایی چنین دور از واقعیت رسیده اید.
دوست عزیز یک نکته مهم که در متن نظرات شما به چشم می خورد تلاش بیهوده و ناپسندی است که شما در جهت اثبات برتری فرضی و نه برتری واقعی نیشابور بر دیگر شهرها و مناطق ایران انجام می دهید و البته این تلاشتان هیچ مبنای واقعی ندارد.
این رفتار شما از یک روحیه وحس غیرانسانی سرچشمه می گیرد که در جهان امروز از آن به عنوان نژاد پرستی یادمی کنند.
البته اینکه هر انسانی به شهر و زادگاه خود عشق بورزد خوب و حتی بسیار عالی است اما شما متأسفانه به دلیل عشق ورزیدن به زادگاه خود نیشابور ، در مسیر دشمنی و ستیز با دیگر شهرهای عزیز و کهن خراسان افتاده اید و به خصوص نوک پیکان دشمنی هایتان شهر سبزوار را نشانه گرفته است که از گذشته تا امروز گل سرسبد شهرهای خراسان بوده است.
مثلاً اینکه شما به صنعت نیشابور ، یا به دانشکده های عمدتاً غیرانتفاعی و علمی کاربردی و تازه تأسیس نیشابور بنازید هرچند غیرمتعارف است امااشکالی ندارد. به هرحال شهرخودتان است و با همه کمبودها وکاستی هایش آن را دوست دارید وباید چنین باشد.
امااینکه به اشتباه سعی می کنید به سبزواری ها بقبولانید که شهرشما از شهر آنها بهتر است کار اشتباهی است. چون از قدیم گفته اند "تف هرکسی به دهان خودش شیرین است." و شما بااین کارتان فقط باعث می شوید مردم دیگر شهرهای خراسان از نیشابور بدشان بیاید و همیشه نیشابور را به عنوان شهری باتوهم خودبرتر بینی کاذب بشناسند.
اصلاً واقعاً تا به حال از خودتان پرسیده اید چه معنا می دهد که شما اینقدر همیشه در سایت های سبزوار می گردید و مطلب می نویسید و با این همه حرص و عذاب سعی دارید وجود نیشابور را به سبزواری ها اثبات کنید. در حالی که اصلاً سبزواری ها کاری با نیشابور ندارند.
سبزواری ها مردمانی نجیب ، آرام ، سخت کوش و زیرک در غربی ترین نقطه استان خراسان رضوی در همه این سالها بدون هیچ دشمنی و حساسیتی نسبت به نیشابور مسیر رشد و توسعه خود را پیموده اند و با تأسیس تنها فرودگاه شهرهای خراسان بعد از مشهد ، تأسیس بزرگترین دانشگاه های دولتی خراسان بعد از مشهد ، موفقیت های ورزشی خیره کننده توسط تیم های هندبال و کشتی ثامن الحجج ، تأسیس شهرستان های متعدد در منطقه ، تأسیس راه آهن ، تأسیس صنایع مادرنظیر کارخانه های بزرگ سیمان وپتروشیمی ، گسترش راه ها و توسعه ساختارهای اجتماعی و فرهنگی ، خود را برای تشکیل استان پرافتخار سربداران آماده کرده اند.
اما رفتار بعضی از شما مردمان نیشابور (والبته نه همه مردم شریف نیشابور) چنین است که گویی به صورتی غیرمنصفانه ، سبزوار را خاری در چشم و تیغی در گلوی خود می بینید و به همین دلیل به شدت مرعوب موفقیت های تاریخی سبزوار و توسعه سریع این شهر در مقطع کنونی شده اید.
همین که مثلاً با این تعصب شدید ناسیونالیستی می خواهید به نتیجه گیری های اشتباه تاریخی برسیدو بگویید تاریخ نیشابور ازتاریخ سبزوار پربارتر است؟ این رفتارتان هیچ معنایی ندارد جز اینکه از تاریخ سبزوارمی ترسید و خودتان می دانید که اگر قرار باشد به قضاوت ارزشی بین تاریخ دو شهر سبزوار و نیشابور بپردازند ، تاریخ سبزوار با نگاه کیفی چندین رتبه برتر و والاتر از تاریخ نیشابور است.
البته ما کلاً با این نگاه که بخواهیم بگوییم تاریخ کدام شهر بهتر یا پربارتر است موافق نیستیم. ومعتقدیم واقعاً همه شهرهای ایران عزیز اسلامی تاریخی پربار و پرافتخار دارند.
اما وقتی شما با لجاجت غیرمنطقی و با توسل به دلایلی احمقانه و بی ارزش نظیر پایتختی نیشابور در زمان سه حکومت فاسد پادشاهی که بعضی از آنها حتی اصلیت ایرانی هم نداشتند ، سعی می کنید به زور به دیگران بقبولانید که تاریخ نیشابور ارزشمند است و حتی از تاریخ پرافتخار دارالمومنین سبزوار ارزشمندتر است ما هم مجبوریم بگوییم این فقط یک توهم تاریخی است که گریبانگیر شما شده است و شما به گونه ای غیرواقعی و نژادپرستانه خود را برتر از دیگر نواحی می دانید. و اتفاقاً تاریخ سبزوار به دلایل زیر از تاریخ نیشابور ارزشمند تر است:
به این آدرس ها مراجعه کنید تا پاسخ قانع کننده ای را دریافت دارید :
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=1157
http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=527
http://www.asrarnameh.com/news.php?act=addcomment&id=705#comments
http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=573
http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=732
http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=710
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=888
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=866
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=704
http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=466
http://www.asrarnameh.com/notes.php?id=573
به جز اثبات برتری های تاریخی سبزوار که در بالا انجام شد ، در بحث برتری های توسعه ای امروز هم بد نیست بدانید :
نیشابور جایگاه صنعتی خود را در خراسان از دست داده است و اخیراً شهرهای جدیدی در خراسان به لحاظ صنعتی روی دست نیشابور بلند شده اند.
به عنوان مثال برخلاف ادعای شما طبق اسناد و مدارک موجود دومین قطب صنعتی خراسان برخلاف ادعای شما شهرستان نیشابور نیست بلکه شهرستان چناران است.
بزرگترین شهرک صنعتی شرق کشور هم باز برخلاف ادعای دروغ شما در نیشابور نیست در چناران است.
رشد صنعتی نیشابور به دلیل محرومیت از داشتن فرودگاه در سالهای اخیر به چالش های اساسی برخورد کرده است و در نقطه مقابل سبزوار به سرعت در آستانه یک جهش بزرگ صنعتی قرار گرفته.
برای همه آنچه گفته شد ، دلیل و مدرک داریم. برای مشاهده دلایل و مدارک اسرارنامه به آدرس زیر مراجعه نمایید:
http://www.asrarnameh.com/essays.php?id=1201
و اما به لحاظ دانشگاهی درست است که نیشابور در چندسال اخیر از خواب خرگوشی بیدار شده و شروع به تأسیس چند دانشکده کرده است که البته بیشتر تلاش های نیشابور در زمینه راه اندازی دانشکده های غیرانتفاعی و آزاد و علمی کاربردی بوده که می دانید در نقشه علمی کشور چندان حائز اهمیت نیستند.
البته در سال 89 چند دهه بعد از مشهد ، سبزوار ، بجنورد ، بیرجند و گناباد ، بالاخره طلسم عقب ماندگی دانشگاهی نیشابور هم شکسته شد و نیشابور توانست مجوز احداث یک دانشگاه دولتی را به دست بیاورد اما این دانشگاه هنوز در اوایل راه است و با توجه به وجودرقبای قدرتمندی نظیر دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه حکیم سبزواری سبزوار ودانشگاه های دیگری نظیر بجنورد ، دانشگاه نیشابور به این زودی ها حرفی برای گفتن نخواهد داشت. چون می گویند تا گوساله گاو شود ، دل صاحبش آب شود.
ضمناً دانشگاه های دیگر شهرهای خراسان هم منتظر نمی مانند که دانشگاه نیشابور به ردشان برسد.آنها هم با سرعت هرچه بیشتر در مسیر پیشرفت های کمی و کیفی بیشتر قرار دارند.
همین اندازه کافی است که بدانید وقتی شما دلخوش به راه اندازی دانشکده های کوچک در نیشابور هستید ، سبزوار پردیس بین الملل دانشگاه حکیم سبزواری را راه اندازی کرد.
برای اطلاعات بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید :
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=1156
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=793
http://www.asrarnameh.com/sabzevar.php?id=102
بامشاهده این وضعیت آدمی با خودش می گوید آیا بهتر نیست نیشابوری ها به جای اینکه بخواهند در زمینه رشد دانشگاهی از شهرهای پیشرویی مانند مشهد ، سبزوار ، بجنورد وگناباد تقلید کنند ، بروند مراقب همان ویژگی صنعتی خود باشند که همان یک عدد برگ برنده ای را هم که دارند به چنارانی ها و سرخسی ها و تربت حیدریه ای ها نبازند؟
در مورد فرودگاه باید خدمتتان عرض کنیم مهمترین نقطه ضعف امروز نیشابور حتی قبل از نداشتن دانشگاه های معتبر ملی ، قبل از تضعیف موقعیت صنعتی ، قبل از نداشتن شهرهای اقماری ، قبل از نداشتن منطقه ویژه اقتصادی ، قبل از نداشتن تیم های ورزشی قدرتمند وافتخارآفرین ورزشی مانند ثامن الحجج سبزوار و ... مهمترین ضعف نیشابور نداشتن فرودگاه است.
کارشناسان اقتصادی کشور و جهان امروز معتقدند :
فرودگاه ها از با ارزش ترین زیر ساخت های جوامع پیشرفته محسوب می شوند و به دلیل برخورداری از پتانسیل های مختلف، در رشد اقتصادی كشور ها و كمك به ایجاد توسعه پایدار نقش مهمی دارند . ارزش و اهمیت فرودگاه ها در دنیای امروز به حدی است كه برخی كارشناسان، فرودگاه ها را لوكوموتیو اقتصادی هر كشور توصیف می كنند و وجود فرودگاه های پررونق و كارآمد را عامل رشد اقتصادی و توسعهی پایدار می دانند.
http://www.sibna.ir/Pages/News-1277.htmlمنبع :
لذا تا وقتی که یک فرودگاه حتی اگر شده خیلی کوچک و داخلی در نیشابور تأسیس نشود ، اساسی ترین عامل توسعه در این شهر وجود ندارد.
ضمناً اگر نزدیکی نیشابور به فرودگاه مشهد با حدود 100 کیلومتر فاصله دلیلی بر این است که بگویید نیشابور از فرودگاه برخوردار است ، پس نزدیکی سبزوار به راه آهن سلطان آباد که فقط 45 کیلومتر فاصله دارند -یعنی کمتر از نصف فاصله نیشابور تا فرودگاه مشهد - دلیل بر این اس که بگوییم سبزوار هم در همه سالهای گذشته از نعمت راه آهن برخوردار بوده است.
اما خودتان بهتر می دانیدکه این توجیه صحیحی نیست و همانطور که سبزواری ها برای کشیدن دستک راه آهن به شهر خود تلاش موفقیت آمیزی انجام دادند ، نیشابوری ها هم باید تنبلی و احساس ناتوانی و کمبود اعتماد به نفس را کنار بگذارند و برای ساخت فرودگاه در نیشابور به عنوان اساسی ترین عامل توسعه تلاش کنند.
در مورد جمعیت :
دوست عزیز بهتر است به جمعیت کاذب نیشابور در موقعیت کنونی دلخوش نباشید. خود شهرهای سبزوارو نیشابور طبق آمارهای رسمی کشور فقط 8 هزارنفر تفاوت جمعیت دارند. یکی از این شهرها در حدود 239 هزارنفر است و دیگری 231 هزارنفر که واقعاً تفاوت خیلی فاحشی نیست.
اما در مقایسه جمعیت شهرستان ها از آنجایی که نیشابور هنوز به رشد و توسعه کافی دست پیدا نکرده موفق نشده مانند سبزوار بخش ها و روستاهای خود را به شهرستان های جدید ارتقاء دهد در نتیجه فعلاً جمعیت بیشتری دارد.
اما چه فایده ؟
این جمعیت در واقع برای نیشابور یک جمعیت کاذب محسوب می شود زیرا در نهایت شهرستان نیشابور 419هزارنفری بازهم تا جمعیت یک میلیون نفر که شرط استان شدن است ، فاصله زیادی دارد درنتیجه این حوزه بزرگ مدیریتی فقط باعث ایجاد بروکراسی های طویل اداری وسیاسی درنیشابور می شود که مسیر توسعه آن را بیشتر خواهد بست.و در نهایت اگر نیشابوری ها واقعاً دنبال استان شدن هستند اگر جمعیت کافی را ندارند ، باید حداقل برای داشتن چند شهرستان اقماری که اولین شرط تشکیل یک استان است چند تا از بخش های خود را شهرستان کنند. آن وقت این جمعیت کاذب نیشابور خودبه خود کاهش پیدا می کند و شاید حتی از سبزوار هم کمتر شود.
و در نقطه مقابل سبزوار با داشتن 5 شهرستان اقماری و نیز داشتن شهرهایی مانند بردسکن که فاصله نزدیک وتمایل زیادی برای پیوست به سبزوار دارند ، هم حوزه جمعیتی بزرگتری برای استان شدن دارد و هم تعداد شهرستان های بیشتری. لذا نیشابور از لحاظ اولویت های جمعیتی و وجود شهرستان های اقماری پایین ترین اولویت را در شهرهای شمال شرق کشور دارد. و برخی از مردم ساده لوح آن به گونه ای خوش خیالانه خود را به یک آمار جمعیتی کاذب دلخوش کرده اند.
دوست عزیز در پایان از شما دعوت می کنیم به عنوان یک هم استانی نیشابوری دست از حساسیت و حسادت غیرمنطقی نسبت به سبزوار بردارید. دشمنی با سبزوار در این موقعیت قعر جدولی که گریبانگیر نیشابور شده ، فقط به انحطاط و عقب ماندگی بیشتر نیشابور از مسیر توسعه منجر می شود.
با احساسات نژادپرستانه و خودبرتر بینانه ، به هیچ کجا نخواهید رسید.
سعی نکنید بزرگی و افتخارتان را در گذشته جستجو کنید. آن هم با دلایل ساده لوحانه ای مثل افتخار کردن به پایتخی سه حکومت فاسد پادشاهی !!! که بسیاری از شهرهای ایران در طول تاریخ چندهزارساله این کشور تجربه پایتخت شدن یا مرکز حکومت شدن درگذشته را دارند . اما این تضمیمی برای توسعه آینده شان نیست.
تاریخ فقط ارزش عبرت و سرمشق گرفتن دارد و نمی تواند تضمین کننده بزرگی یاکوچکی مردم یک ملت باشد.بزرگی وکوچکی هر ملتی به آن داشته هایی است که در حال حاضر دارند و می توانند به جهان عرضه کنند.
افتخارات تاریخی دقیقاً مانند کارنامه ای است که در پایان هر ترم به یک دانش آموز می دهند فقط برای اینکه او از وضعیت خود با خبر شود و پایین همان کارنامه می نویسند ، این سند هیچ اعتبار قانونی ندارد.
تاریخ حق نمی آورد.که اگر این طور بود حقیقتاً و بدون تعارف نیشابور هم اکنون و همیشه باید به جای مشهد مرکز خراسان بود و البته دارالمومنین سبزوار شهر دیرینه های پایدار و شهر دانشوران بیدار باید پایتخت دائمی ایران می شد. اما می بینید که تاریخ تا الآن برای نیشابوری ها فقط به درد این خورده که سایت ها و نشریاتشان را پراز شعار و حرف های تکراری کنند و در این میان سبزواری ها که کمتر فریب بازی های تاریخ را خورده اند ، سعی کرده اند در میدان عمل با ساخت دانشگاه ها ، احداث فرودگاه ، تأسیس تیم های موفق ورزشی ، ایجاد شهرستان های جدید ، گسترش ساختارهای اجتماعی و ... در مسیر توسعه پایدار قرار گیرند.
در نتیجه دوست عزیز نیشابوری به نظر می رسد امروز بیشتر از هر وقت دیگری زمان اتحاد و دوستی مردمان عزیز سبزوار و نیشابور رسیده است . فرصتی تا این شهرها فارغ از رقابت های ضربه زننده و نفس گیری که در همه سال های گذشته بینشان وجود داشته است ، در فضای دوستانه وهمدلانه به رشدوتوسعه زیرساخت های اساسی خود بپردازند و به صورتی همدلانه به فکر تأسیس استان های جدید خود در شمال شرق کشور باشند والبته د راین راه برای یکدیگر سنگ اندازی نکنند تا مسیرخودشان بیشتر مسدود نشود.
با توجه به طولانی ومفصل بودن متن نظر شما و البته جامع بودن متن پاسخ اسرارنامه ، به زودی طی یک اطلاع رسانی عمومی از همه مخاطبان گرامی این سایت دعوت خواهیم کرد ، به مطالعه این مباحثه مفصل بین ما و شما بپردازند.
در پایان از این اعتماد و ارتباط تنگاتنگی که با اسرارنامه برقرار کرده اید ، خوشحال و سپاسگزاریم.
بی شک اعتماد شما بزرگترین سرمایه ماست.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و سپاس مجدد از همه حضور و همراهی های مستمر شما دوست و مخاطب گرامی بامجله اینترنتی اسرارنامه.
پیروز باشید...
از این حرفتان هم خوشم آمد "لذا اسرارنامه با درک این شرایط و به پیروی از سیره مبارک پیشوایان دین مقدس اسلام ، سعی می کند ، نه تنها با شما مانند خودتان صحبت نکند بلکه حتی دوست داریم با پیشه کردن صبر و بردباری در حد بضاعتمان به شما کمک کنیم."
این جمله خنده دارتو تحلیل نمی کنم. فقط اینو بهت بگم که سیاستمدارترین و زرنگ ترین سبزه واری ها، در کل در یک چیز مشترک هستن: "ضایع بودن"
سعی کن از کاسه ای نون بخوری که بهت بیاد.
اسرارنامه: افسوس و صد افسوس ! دوست عزیز ، این همه لجاجت و اصرار شما برپیمودن مسیری نادرست، این همه فحاشی ، بددهنی ، گفتن حرف های صدتا به یک غاز ، بیان مطالبی که نه ارزش خبری دارد ، نه ارزش تحلیلی وحتی ارزش رد کردن هم ندارد ، واقعاً برای چیست؟
اگر اسرارنامه هم با صبوری به شما پاسخ می دهد ، تنها بدان جهت است که ما خود را تنها یک رسانه یک طرفه برای انتقال برخی اخبار و رویدادهای روز نمی دانیم ، بلکه هدف ما کار فرهنگی و زیرساختی است و هرجا لازم باشد و البته خداوند مهربان یاریمان کند ، چون پدری دلسوز حتی دست مخاطبی چون شما را می گیریم و سعی می کنیم اورا از بی راهه های جهل و گمراهی به سمت آگاهی عمیق ، تفکر منطقی و اصول فکری صحیح هدایت کنیم.
نظیر همان رفتاری که از ابتدا با شما داشته ایم.
فرقی هم نمی کند که مثلاً شما به لحاظ تقویمی چه سنی داشته باشید یا اعضای اسرارنامه در چه محدوده سنی باشند. مهم این است که براساس سن عقلی اگر بخواهیم در نظر بگیریم ، از متن نظرات شما سیمای کودکی پرخاشگر با انبوهی از عقده های فروخرده مشاهده می شود.
تنها انجام یک روانشناسی کوتاه روی نظرات شما و البته داشتن یک حس پدرانه نسبت به چنین کودک رنجوری هر فردی را به این نتیجه می رساند که شما واقعاً نیاز به کمک دارید.
به همین دلیل ما تا کنون با هر زبانی با شما سخن گفته ایم تا مگر یکی از این روش ها کارگر بیافتد. و هرچند در نظرات قبلیتان تا کنون از توهین و ناسپاسی چیزی در حق اسرارنامه کم نگذاشته اید ، اما از آنجایی که رسم پدرانه حکم می کند بیش از پیش صبوری کنیم ، تا هرجا که بتوانیم ، با همین سعه صدر که می بینید با شما رفتار خواهیم کرد.
امید که شما هم راه هدایت را برخود نبندید.
متن این نظرتان را هم علی رغم توهین آمیز و بی ارزش بودن ، استثنائاً به طور کامل تأیید می کنیم ، تا شاید خودتان دوباره بخوانید و سرانجام پی ببرید که در چه گمراهی روشنی هستید!!!
همچنین مخاطبان گرامی اسرارنامه نیز وقتی این مطلب را بخوانند و خودشان به قضاوت بپردازند و شاید در نهایت بخواهند به شما کمکی بکنند.
فقط یک بخش از نظراتتان را پاسخ می دهیم برای اینکه سرنخی باشد تا شما بتوانید با دقت در آن ، به سایر اشتباهات خود پی ببرید .
فرزند عزیز شما در جایی گفته اید : حکیم مجهول سبزواری و سپس سعی کرده اید که وانمود کنید ، حکیم حاج ملاهادی سبزواری فرد ناشناخته ایست!!!
اما واقعیت اینجاست که اگر شما حکیم سبزواری را نمی شناسید این به علت ناشناسی حکیم سبزواری نیست بلکه به علت فقر اطلاعات و یا به عبارتی به علت جهل شماست که بزرگان و مشاهیر ملی و بین المللی کشور خود را نمی شناسید.
فرزند عزیز در اینجا شما در مقابل شخصیت بزرگی چون حکیم سبزواری دقیقاً مانند آن مورچه ای هستید روی دیوار اهرام مصر قرار دارد و درادبیات فارسی در موردش می گویند :
"مورچه چه می فهمد که روی دیوار اهرام مصر راه می رود یا روی خشتی خام ؟"
برای اینکه بفهمید حکیم سبزواری کیست ، می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید :
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=791
امید که در مسیر هدایت قرار گیرید.
پیروز باشید...
اسرارنامه: به امید تشکیل چندین استان جدید در شمال شرق ایران و سایر نواحی ارزشمند کشورمان و البته به امید ایجاد عدالت سیاسی واداری در کشور که یکی از نتایج ایجاد استان های جدید خواهد بود.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز چنان که قبلاً هم گفتیم مبنای کلی نظر شما صحیح است.
در ایران ظرفیتی وجود دارد والبته نیازمندی هایی هست که به موجب آن می بایست ده ها استان جدید در مناطق مختلف کشور ایجاد شود. و واقعاً کشورهای کوچکتری در منطقه هستند که تعداد استان هایشان از ایران بیشتر است.
اما شما واقعاً در بیان نظرات خود که گفتیم ، در اصل صحیح هستند ، باید بیشتر همه جوانب را در نظر بگیرید.
مثلاً وقتی می گویید ،یکی از استان های 14 گانه ای که باید در شمال شرق کشور در محدوده شهرهای قوچان ، باجگیران و فاروج ، ایجاد شود ، استان """"""""""خراسان پشت کوهی """""""" !!! است آیا خودتان فکر نمی کنید ، پشت کوهی در اصطلاح جامعه ایران یک صفت توهین آمیز است و بدین ترتیب محال است که در جایی از کشور عده ای تصمیم بگیرند نام استان خود را پشت کوهی بگذارند!!!
با مطالعه این نظر شما اسرارنامه حتی کمی به شک افتاد که اصلاً آیا شما قصد مزاح داشته اید یا واقعاً جدی این مطالب را مطرح کرده اید؟!!!
به هرحال اگر جدی هستید ، باید همانطور که گفته شد روی چگونگی بیان ایده ها و نظراتتان بیشتر دقت کنید تا پذیرش بیشتری پیدا کنید.
با سپاس از حضور و همراهی همیشگی شما با اسرارنامه ...
اسرارنامه: دوست عزیز ملاک شما برای قانونی بودن یا غیرقانونی بودن یک رفتار چیست ؟
آیا اگر فقط شما از انجام یک کار خوشتان نیامد ، آن کار غیرقانونی است؟
الحاق روستاهای نیشابور به شهرستان تازه تأسیس خوشاب ، در مجلس شورای اسلامی و وزارت کشور صورت گرفته است.
قاعدتاً هیچ کاری نمی تواند قانونی تر از این انجام شود.
ضمناً همانطور که می بینید و از استقبال گسترده مخاطبان گرامی نیز پیداست ، در این مقاله با روشی کاملاً عادلانه سعی شده است که از حق هر سه شهر سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور برای استان شدن دفاع شود و ما حتی محبوب ترین گزینه را تأسیس سه استان جدید به طور همزمان دانسته ایم . تاهر سه شهر سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور پیروز این میدان باشند.
اما در کل اگر قرار باشد یکی از دو شهر سبزوار یا نیشابور استان شوند ، هم عدالت و هم منطق جغرافیایی حکم می کند که اول سبزوار به مرکز استان ارتقاء یابد.زیرا هم فاصله بیشتری تا مشهد دارد ، هم به جهت فراهم بودن زیرساخت های فرهنگی ، سیاسی ، جمعیتی ـ، اداری ، دانشگاهی و اقتصادی از نیشابور جلوتر است.
برای خواندن توضیحات بیشتر در این زمینه به آدرس زیر مراجعه نمایید :
http://www.asrarnameh.com/interviews.php?id=58
با این توضیحات آیا هنوز هم فکر می کنید ، با وجود سبزوار می توان از استان شدن نیشابور حمایت کرد؟
حق پذیر باشد...
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و هم استانی عزیز نیشابور در مجله اینترنتی اسرارنامه.
جناب خیرآبادی هم استانی عزیز نیشابوری متأسفانه به دلیل یک اشتباه فنی متن نظر شما پاک شد. اما اگر خودتان متن نظر ارسالی را ذخیره داشته باشید ، و مجدداً برای ما ارسال کنید ، اسرارنامه نسبت به انتشار مجدد آن اقدام خواهد کرد.
و اما پاسخ اسرارنامه به نظر پاک شده شما به شرح زیر است :
دوست عزیز ما معتقدیم واقعاً اگر هریک از نقاط کشورعزیزمان ایران تاریخ و فرهنگ اصیل خود را بشناسند ، دقیقاً به اندازه سبزواری ها و نیشابوری ها به خود افتخار خواهند کرد. و اعتماد به نفس ملی و محلی شان بالا خواهد رفت.
فرقی نمی کند ، کاشان ، یزد ، بجنورد ، بیرجند ، نیشابور ، کاشمر ، تربت حیدریه ، همه و همه تاریخ ، فرهنگ و توانمندی های غرورآمیزی در گذشته و امروز دارند.
در مورد نیشابور عزیز هم اصلاً لازم نیست سعی کنید ، ارزش های این شهر را به سبزواری ها اثبات کنید. چرا که ما خود بر این واقعیت واقف هستیم که نیشابور از گذشته های دور تا کنون در کنار شهرهایی چون سبزوار ، طوس ، ترشیز ، بلخ ، غزنین ، هرات و ... در خراسان از بهترین شهرها بوده است.
و همه این شهرها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در شعر ، ادبیات ، احادیث یا توصیه های ائمه و سایر بزرگان دینی مورد ستایش قرار گرفته اند.
همین حدیث نبوی که شما نقل کردید ، در واقع بر ارزش های سبزوار نیز نظارت دارد.
چرا که چنانکه شاید شما هم بدانید ، دو شهر سبزوار و نیشابور به سان دو برادر همزاددر طول تاریخ همواره شانه به شانه یک دیگر بوده اند و در برخی دوره ها یکی از این دو شهر نسبت به دیگری بزرگتر و پر رونق تر بوده و دیگر زیرمجموعه آن محسوب می شده است.
در زمان ورود اسلام به ایران دوره ای بود که نیشابور شهر بزرگ و آبادی بود و سبزوار به عنوان یکی از نواحی نیشابور محسوب می شد.
این حالت مثلاً در دوران پرافتخار حکومت سربداران تغییر کرد و سبزوار به پایتختی حکومت رسید و نیشابور یکی از ولایات سبزوار شد.
در دوره هایی که سبزوار تابع نیشابور بوده است ، با نام قدیمی بیهق معرفی می شده . و بیهق به معنای "بهترین ناحیه" است. http://www.asrarnameh.com/news.php?id=866
لذا وقتی پیامبر مکرم اسلام فرموده است بهترین مناطق خراسان نیشابور است ، لذا سبزوار که بهترین ناحیه نیشابور بوده است ، در حکم گل سرسبد و بهترین بهترین های ایران خواهد بود.
این موضوع از رفتار علویان و نوادگان پیامبر اسلام نیز کاملاً مشهود است که در نخستین قرن ظهور اسلام ، به شکل گسترده ای از دیگرنقاط کشور از جمله از شهر نیشابور به سمت سبزوار مهاجرت کردند و این شهر خوشنام و شیعه پرور را برای استقرار خود برگزیدند تا اینکه نهایتاً سبزوار در کنار ، قم ، ری و آمل یکی از چهارشهر مرکز تشیع در ایران شناخته شد.و بعدها در دوره حکومت سربداران ، اولین حکومت 12 امامی شیعه در این شهر بنیانگذاری شد.
ابن ابی طیب که از اولین مفسران قرآن است ، یکی از همین دانشمندانی است که آن زمان از نیشابور به سبزوار مهاجرت کرد و در همین شهر سالها زندگی کرد و سرانجام آرامش یافت.
لذا این همراهی و هم تاریخی همیشگی سبزوار و نیشابور موضوعی واضح است که باعث می شود این دو شهر با فاصله اندک از یکدیگر ، درتمام افتخارات تاریخی و فرهنگی یکدیگر شریک باشند.
در مورد صنایع ، راه آهن ، فرودگاه ، نیروگاه ، جاذبه های گردشگری ، پارک ها و فضاهای سبز ، دانشگاه ، تیم های ورزشی ، هتل ، بانک ، رسانه ها و ...نیز درست می فرمایید . همه این موارد در هر شهر و منطقه ای قابل ایجاد شدن است.چنانکه سبزوار و نیشابور هردو در سالهای اخیر نسبت به گسترش صنایع ، دانشگاه ها و البته سبزوار علاوه بر دانشگاه و صنایع نسبت به احداث فرودگاه بین المللی ، راه آهن ، منطقه ویژه اقتصادی ، تیم های موفق ورزشی ، هتل و ... اقدام کرده است.
با وجود این همه افتخار که شهرهای سبزوار و نیشابور دارند ، عجیب است که شما گاهی درمتن نظرتان سعی کرده اید برای اثبات توانمندی های شهر نیشابور ، سعی کرده اید به اطلاعات دروغ متوسل شوید.
مثلاً کارخانه ایران خودرو خراسان برخلاف آنچه شما فرموده اید هیچ ربطی به نیشابور ندارد و حتی اگر همه کارگران این کارخانه از جوانان نیشابور باشند ، این کارخانه به لحاظ تقسیمات سیاسی در منطقه شهر جدید بینالود که از شهرهای اقماری مشهد است و به لحاظ اقتصادی و سیاسی واداری وابسته به مشهد می باشد ، احداث شده است.
حالا یا شما اطلاعات ناکافی دارید ، یا حس شدید ناسیونالیستی تان باعث شده که برای اینکه نیشابور را به سبزواری ها اثبات کنید ، و نگذارید که نیشابور به لحاظ توسعه از سبزوار کم بیاورد ، ادعا کنید که کارخانه ایران خودرو متعلق به نیشابور است.
اما حقیقت اینجاست که ادعای یک نفر نظر دهنده ناشناس با احساسات شدید ناسیونالیستی نسبت به شهر نیشابور نمی تواند واقعیت های موجود را تغییر دهد.
دوست عزیز بیایید سعی کنید به آنچه واقعاً هست توجه کنید و افتخار نمایید و اگر آنچه وجود دارد ، کم است و دلتان را راضی نمی کند ، سعی کنید آنچه را لازم دارید ایجاد کنید.
به روند توسعه سبزوار در دهه های اخیر نگاه کنید. می تواند الگوی خوبی برای شهر دوست و برادر نیشابور ارائه دهد.
زیرا قطعاً نیشابور هم می تواند فرودگاه بسازد . حتی اگر شده 50 سال دیگر . حتماً نیشابور هم می تواند تیم های ورزشی قدرتمند مثل سبزوار داشته باشد . حتی اگر شده چند دهه دیگر.
حتماً نیشابور هم می تواند هتل بسازد. حتماً می تواند دانشکده علوم پزشکی اش را به دانشگاه ارتقاء دهد و مانند سبزوار رشته پزشکی هم حتی ایجاد کند.حتماً نیشابور هم می تواند در طول چنددهه آینده دانشگاهی ایجاد کند که بتواند با دانشگاه های حکیم سبزواری در سبزوار و فردوسی در مشهد ، دو دانشگاه بزرگ شمال شرق کشور رقابت کند.
حتماً می تواند اگر کارخانه ایران خودرو در نیشابور نیست و اگر پتروشیمی ستاره خراسان در سبزوار در حال احداث است ، نیشابور می تواند صنایع دیگری ایجاد کند تا در مسیر توسعه از دیگر مناطق بیش از این عقب نماند.
به دلیل پربار بودن این مباحث که بین ما و شما دوست عزیز و سایر نظردهندگان گرامی این صفحه مطرح شده است ، در آینده نزدیک برای اینکه عموم مخاطبان این وبسایت بتوانند از این مطالب بهره ببرند ، در این زمینه ا طلاع رسانی و معرفی لازم را به عمل خواهیم آورد.
بازهم از حضورتان سپاسگزاریم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز به نظر می رسد ما در اساس اندیشه هیچ گونه اختلاف نظری با یکدیگر نداریم
آن مقدار از اختلاف نظرهای جزئی واقعاً طبیعی است و لازم نیست که ما یا شما سعی کنیم یکدیگر را قانع کنیم که مثلاً تشکیل استان های جدید آن هم با تعداد زیاد تا پایان عمر دولت دهم امکان پذیرهست یا نه!
این موضوعی است که حتی اگر ما و شما نسبت به آن قانع شویم ، در کل چیزی را تغییر نمی دهد.
و اما در مورد بزرگان ومفاخری که مورد غفلت قرار گرفته اند ، بله صحیح می فرمایید چه شخصیت هایی که در شهرستان های کشور از جمله در شهرهای سرزمین پهناور خراسان مغفول واقع شده اند ، حال آنکه شاید با مولانا برابری کنند ، اگر دقت و توجه مناسبی دریافت دارند.
مثال های زیبایی که شما زدید را می توان تکمیل کرد :
دکتر علی شریعتی مزینانی واقعاً یک چهره جهانی است ، که کتب او در برخی کشورهای جهان در ردیف پرفروش ترین کتب قرار گرفته و کشور ترکیه که گویی در گلچین کردن بزرگترین شخصیت های ایرانی نظیر مولوی و شریعتی عزم راسخی دارد ، ا خیراً اقدام به برگزاری چندین همایش بزرگ در راستای شریعتی شناسی و انتشار مجلات تخصصی با محوریت شناخت شریعتی کرده است.
مبنع :
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=882
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=730
حکیم حاج ملاهادی سبزواری این بزرگترین دانشمند و فیلسوف قرن های اخیر در ایران حکیمی متأله است که آرای او مرزهای زمان و مکان را در نوردیده است
در حال حاضر شعاع فکرى و عظمت علمى حکیم، سرزمینهاى بسیار دور را نیز در نوردیده و آراء و عقاید او در حکمت در میان دانشمندان جهان مطرح بوده و از طرف آنان مورد توجه قرار گرفته است.
حتی چندی قبل رسانه ها خبر دادند یک پروفسور ژاپنی الاصل که در یکی از دانشگاه های آمریکا صاحب کرسی استادی است نسبت حکیم حاج ملاهادی سبزواری ابراز اظهار نظر و البته ادای احترام کرده است.
منبع : http://www.asrarnameh.com/news.php?id=791
اما متأسفانه همین شخصیت برجسته که نام و آوازه وی در جهان پیچیده است در ایران این چنین مغفول واقع شده.
یا مثلاً ملاحسین واعظ کاشفی که از بزرگترین دانشمندان ایرانی در قرن نهم هجری بوده و اثری بزرگ بر جریان سوگواری های عاشورایی برجای گذاشته است به طوری که در سرتاسر کشورهای اسلامی امروز نام "روضه" که بر مجالس عزاداری امام حسین (ع) و حتی بر کلیه مجالس عزاداری گذاشته اند، از کتاب روضه الشهدا این دانشمند سبزواری برگرفته شده است.
واین یعنی عظمتی فرامحلی و فرااستانی وفراملی برای یک دانشمند بزرگ که از شهر سبزوار و از گوشه ای از خطه زرخیز خراسان برخاسته است.
منبع : http://www.asrarnameh.com/news.php?id=844
http://www.asrarnameh.com/essays.php?id=843
بگذارید سخن را خلاصه کنیم و در مورد خواجه ابوالفضل بیهقی بزرگترین مورخ ادیب و ادیب مورخ ایرانی صاحب کتاب تاریخ بیهقی که به شاهنامه نثرفارسی معروف است ، دیگر به توضیحات بیشتری نپردازیم.
همچنین از کنار بزرگان بی شمار دیگری نظیر محمدتقی بهار ، بهلول گنابادی ، ابن ابی طیب ، عطاملک جوینی صاحب تاریخ جهانگشای جوینی ، شیخ حسن جوری ، ابوالحسن ابوالخیر ، دکتر امین ، دکتر بسکی ، شیخ جامی ، بدون شرح و توضیح بیشتر بگذریم وفقط با آوردن نام آن بزرگان این نوشته مختصر را مزین کنیم.
آری اگر شهرهایی چنین کهن و پرافتخار نظیر سبزوار ، نیشابور ، تربت جام ، تربت حیدریه ، کاشمر و ... مرکز استان می شدند تا توجهات و اعتبارات بیشتری جلب می کردند ، می شد سر فرصت روی تمام این شخصیت ها کار کرد و نسبت به معرفی آنها همت گماشت.
پس به امید روزی که با تشکیل استان های سربداران (خراسان غربی) به مرکزیت سبزوار ، خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه یا نیشابور و... نسبت به همه این مشاهیر ارزشمند و کمتر شناخته شده خراسان توجهی مناسب صورت گیرد.
پیروز باشید...
اسرارنامه: بله دوست عزیز. قبلاً هم عرض کردیم ، به هرحال نظر شما در کلیت صحیح است و کاملاً هم راستا با نظر تحریریه اسرارنامه است.
از این دیدگاه که می فرمایید حتی تشکیل استان های جدیددر مرحله اولیه نیز هزینه های چندان زیادی برای دولت ندارد. البته باید بپذیرید که نگاهتان نسبت به این موضوع کمی ساده انگارانه است و به هرحال هرچه قدر هم سعی شودهزینه های تشکیل استان جدیدکاهش یابد بازهم به هرحال یک سری هزینه های غیرمعمول را در همان ابتدای تشکیل استان های جدید به جیب دولت ها تحمیل می کندکه به نظر نمی رسد دولت دهم در اوضاع واحوال کنونی توان تحمل این هزینه ها را داشته باشد.
لیکن ما که حرفی نداریم. تازه چه بهتر اگر دولت به جز سبزوار و نیشابور و تربت حیدریه بیاید و شهرهای دیگری نظیر قوچان ، تربت جام ، کاشمر و گناباد را هم حتی استان کند!!! مطمئناً در طولانی مدت سوداقتصادی آن بیشتر از هزینه های اولیه خواهد شد.
به هرحال از حضور و همراهیتان با اسرارنامه سپاسگزاریم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز اگر اسرارنامه باز هم بخواهد با شما به شیوه خودتان صحبت کند ، پاسخی مانند آنچه در جواب نظرقبلیتان گفته شد ، ارائه می کند.
اما حتی پاسخ قبلی به شما فقط برای این بیان شد که شاید شما به خود بیایید و دست از این ستیزه خویی بی مورد با یک مجله فرهنگی و پرمخاطب مردمی بردارید.
لیکن به نظر می رسد ، مشکلی بزرگ شما را در زندگی تحت فشارهای شدید عصبی قرار داده است.
زیرا ، این رفتارهای پرخاشگرانه بی مورد نسبت به دست اندرکاران یک مجله فرهنگی که در مطالب خود همواره نسبت به مخاطبان خود از هر شهر و منطقه ای با رفتاری احترام آمیز برخورد کرده است ، می تواند نشان دهنده شدت آلام روحی شما باشد .
لذا اسرارنامه با درک این شرایط و به پیروی از سیره مبارک پیشوایان دین مقدس اسلام ، سعی می کند ، نه تنها با شما مانند خودتان صحبت نکند بلکه حتی دوست داریم با پیشه کردن صبر و بردباری در حد بضاعتمان به شما کمک کنیم.
دوست عزیز گاهی اوقات شاید فقط با یک درددل کردن ساده مقداری از بارمشکلات افراد سبک شود.
حتی اسرارنامه شاید بتواند با بهره گیری از دانش و معلومات برخی از دست اندرکاران خود در زمینه مشکلاتتان به شما مشاوره بدهد و یا حداقل شما را به روانشناسانی مجرب معرفی نماید.به هرحال اسرارنامه با کمال میل حاضر است به شما یاری برساند.
این صحبت ها بدون تعارف و بدون قصد تحقیر و واقعاً دوستانه بیان شد .
امیدواریم شما نیز به جای ادامه به این رفتار خصمانه بی حاصل دست دوستی اسرارنامه را که مانند همیشه به سمت مخاطبان عزیز خود پیش می آورد ، بپذیرید.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
از حضور و نظر شما در این مجله سپاسگزاریم.
با کلیت نظر شما موافقیم . در واقع نظر شما به نوعی بیان خلاصه ای از همان دیدگاهی است که مجله اینترنتی اسرارنامه در متن همین مقاله بیان کرده است.
البته این نظر کمی به سمت ایده آل گرایی پیش رفته است. چرا که واقعیت های موجود کشور واقعاً تشکیل 4 استان به صورت همزمان در منطقه خراسان را بر نمی تابد. چه اینکه اگر واقعاً 4 استان دراینجا تشکیل شود ، باید در بسیاری دیگر از استان های کشور نظیر سیستان وبلوچستان ، کرمان ، خوزستان ، اصفهان ، یزد ، شیراز و ... نیز چند استان جدید ایجاد شود . که به این شکل ، یک باره اصلاً انگار انقلابی در تقسیمات سیاسی کشور اتفاق خواهد افتاد.
چنین انقلابی بعید نیست ، اما برای انجام آن همت و تلاش زیاد و دسته جمعی همه مردم و نمایندگان و مسوولان شهرهای مناطق مختلف کشور نیاز است.
ضمناً در برخی جزئیات دیگر نظیر اینکه کدام شهرها در کدام استان ها قرار خواهند گرفت ، اختلافاتی بین نظر شما و اسرارنامه و البته اختلافاتی بین نظر شما و واقعیت امر وجود دارد که از آنجایی که اینجا محل بحث و تصمیم گیری در خصوص جزئیات تقسیمات سیاسی خراسان نیست ، ما به این جزئیات ورود پیدا نمی کنیم.
دوست عزیز نظر به اینکه در بخش نظرات همین مطلب پیش از شما نظردهنده دیگری با همین نام (علی مدیر وبلاگ خط خطی) اقدام به ارسال نظرات مفصلی کرده است که اغلب نظرات وی از سوی اسرارنامه و مخاطبین این بخش غیرمنطقی ، ستیزه جویانه و به دور از واقعیت ارزیابی شده است ، ما به شما توصیه می کنیم اگر قرار است بازهم با ما در ارتباط باشید ، برای پرهیز از مختلط شدن نام ها و تسهیل در پیگیری مباحث از جانب مخاطبین عزیز ، برای نام خود نشانه متمایز کننده ای از نظر دهنده نام برده در نظر بگیرید.
پیروز باشید...
اسرارنامه: یک داستان آموزنده /
وقتی چرخه طبیعت به هم می ریزد
در گذشته که جهان به اندازه امروز پیشرفته نبود ، بسیاری از پدیده ها برای خود فصل و زمان مشخصی داشتند.
مثلاً در بسیاری از میوه ها فقط در بعضی از فصل های سال در دسترس مردم قرار می گرفت و فصلش که می گذشت دیگر هیچ کس نمی توانست آن میوه را تا سال بعد همان موقع ببیند ، بخرد و بخورد.
به همین منوال غذاها نیز فصل بندی داشتند. زیرا مواد لازم برخی از غذاها در بعضی از فصول سال یافت نمی شد.
حتی لباس ها نیز از فصل بندی دقیقی برخوردار بودند.
مثلاً تا 50 سال قبل امکان نداشت کسی بتواند لباس های نازک و یا حتی نیم آستین را به عنوان تنها پوشش های خود در فصل زمستان به تن کند . حتی در داخل خانه ها نیز به دلیل عدم وجود وسایل گرم کننده کافی افراد می بایست همیشه در فصول سرد ، لباس های ضخیم به تن می کردند.
این روزها اما به لطف وجود انواع وسایل مدرن گرم کننده نظیر بخاری وشوفاژ و شومینه و... دیدن افراد با لباس های نازک ونیم آستین در فصل زمستان بسیار طبیعی است.افراد حتی در خارج از منزل نیز به لطف اتومبیل های پیشرفته مجهز به بخاری های قوی ، گاهی با همین پوشش های اندک حاضر می شوند.
در نتیجه لباس های زمستانی و تابستانی نیز همیشه در همه فصول سال کاربرد دارند .
هرچند در دنیای مدرن کنونی این قاعده قدیمی در مورد میوه ها ، غذاها و لباس های تابستانی وزمستانی شکسته شده است ، اما در مورد حیوانات و جانوران هنوز این قاعده تا حد زیادی به قوت خود باقی است.
پرنده ها همچنان در فصول سرد سال به مناطق گرمسیر مهاجرت می کنند. بعضی حیوانات نظیر خرس ها همچنان به خواب زمستانی می روند و پشه ها و سوسک ها و مگس ها در فصل های سرد سال کمتر مشاهده می شوند.
اما به نظر می رسد خرمگس ها اولین جانوارانی هستند که توانسته اند این چرخه طبیعی را بشکنند و حضور خود را در همه ایام سال به آدمیان تحمیل کنند.
قدیمی ها می گفتند سرو کله خرمگس ها در فصل بهار به ویژه در اردیبهشت و اواخر فروردین ماه برای مدت کوتاهی پیدا می شود و بعد باز ناپدید می شوند.
اما واقعیت این است که هرچند شاید در گذشته خرمگس ها فقط در اردیبهشت و فروردین مشاهده می شدند ، لیکن دردوره کنونی خرمگس هایی هستند که در سردترین ایام سال از جمله آذر ، دی و بهمن نیز با ویز ویزهای بی خاصیت خود حضورشان را به رخ انسان ها می کشند.
خوشبختانه یا متأسفانه خرمگس ها اگر نگوییم بی خاصیت ، موجودات بسیار کم خاصیت و کم تأثیری بر زندگی انسان ها هستند.
این موجودا خپل حتی به درد کشته شدن با مگس کش هم نمی خورند. چون هیچ کس دوست ندارد در داخل خانه خود موجود قلمبه ای مثل خرمگس را که مثلاً روی دیوار ، پرده ، مبل یا تلویزیون نشسته است ، نشانه بگیرد . چون در آن صورت کثافت های ناشی از لِه شدن این موجودات مکان را آلوده می کند.
لذا اغلب افراد سعی می کنند با خرمگس ها با مدارا رفتار نمایند.
مثلاً یک شیوه رایج این است که ابتدا توری پنجره را باز می کنند و بعد با مگس کش ، خرمگس ها را فقط تعقیب می کنند تا بالاخره این موجود به نزدیک پنجره برود و از خانه خارج شود.و بعد از آن افراد سریع توری پنجره را می بندند.
اما اگر حال وحوصله این کار را نداشته باشند ، ترجیح می دهند بگذارند خرمگس به گشت و گذار خود در خانه ادامه دهد تا بالاخره خودش خسته شود و محیط را ترک کند.
به هرحال در این دنیای پرمشغله امروزی خرمگس چیزی نیست که بتواند تأثیر خاصی بر زندگی انسان ها بگذارد.حتی حضور خرمگس ها گاهی آنقدر ناچیز و بی اهمیت است که اگر بخواهی ببینی دقیقاً خرمگسی که صدای ویزویزش به گوشت می رسدکجا است ، باید چند دقیقه ای دور وبرمحیط خانه یا محل کار را ورانداز کنی تا مگر بالاخره ببینی که این موجود خِپِل مثلاً روی کودهای یک گلدان ، یا کنار سطل زباله یا جای دیگری شبیه این نشسته و نغمه در سرخود انداخته است.
حالا که چرخه طبیعت به خرمگس ها اجازه داده است در همه ایام سال حضور داشته باشند این نشانه خوبی است . زیرا شاید به تدریج بل بل ها ، گنجشک ها ، قناری ها ، پروانه ها و سایر موجودات زیبا و دوست داشتنی خدا نیز بتوانند در همه ایام سال در شهرها و مناطق زندگی انسان ها حضور داشته باشند.
زنده وخوش نغمه باشید...
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
از حضور ونظر استدلالی و ارزشمندتان سپاسگزاریم.
نظر شما درباب فواید اقتصادی ایجاد استان های جدید در شمال شرق کشورکاملاً صحیح است.و البته کاملاً در موافقت با نظر مجله اینترنتی اسرارنامه است. حتماً با مطالعه دقیق مقاله فوق درخواهید یافت ، که اسرارنامه معتقد است تشکیل استان های جدید در شمال شرق کشور تا چه اندازه ضروریست.
اما یک نکته مهم این است که همه فوایدی که تشکیل استان های جدید دارند در طولانی مدت حاصل خواهند شد.
در عین حال تأسیس یک استان جدید ، در مرحله اول هزینه های سنگینی را به دولت ها تحمیل خواهد کرد. حداقل هزینه ها این است که باید در مدت حدوداً یک سال اقدام به تأسیس ساختمان های استانداری و ادارات کل و تأسیسات دیگری نظیر صدا و سیما و... در شهرهای تازه مرکز استان شده بپردازد.
در چنین شرایطی بدیهی است که دولتی مانند دولت آقای احمدی نژاد که در شرایط فعلی از اوضاع مالی بسیار نابسامانی برخوردار است حتی اگر بخواهد نیز نمی تواند ، اقدام به این کار بسیار پرهزینه بکند.
لذا به نظر می رسد مردم شریف سبزوار ، نیشابور ، تربت حیدریه ، کاشمر ، قوچان ، بردسکن ، گناباد و ... برای انجام تقسیمات عادلانه سیاسی در این استان بزرگ کشور فعلاً باید تا شروع به کار دولت بعدی منتظر باشند.
در پایان مجدداً از حضور و نظر ارزشمند شما سپاسگزاری می کنیم.
نظرات بعدیتان در نوبت مطالعه ، پاسخگویی و تأیید از جانب مجله اینترنتی اسرارنامه قرار گرفته است.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام خدمت شما دوست و هم استانی عزیز نیشابوری.
تنها یک پاسخ برای شما داریم :
جانا سخن از زبان ما می گویی...
به امید حضور و نظر مجددتان در مجله اینترنتی اسرارنامه.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
از لطف سرشارتان ، نسبت به اعضای مجله اینترنتی اسرارنامه سپاسگزاریم.
به امید حضور و نظر مجدد شما در این مجله ...
اسرارنامه: دوست عزیز منطقه تربت حیدریه و سبزوار در موضوع تقسیمات سیاسی استان خراسان رضوی با یکدیگر در رقابت نیستند. زیرا نه محدوده جغرافیایی این دو منطقه به یکدیگر مربوط و نزدیک است و نه به لحاظ سایر ویژگی هایی که در تشکیل استان های جدید در نظر گرفته می شود ، رقابتی بین دو شهر تربت حیدریه و سبزوار وجود دارد.
لذا شایستگی هر یک از این شهرها به معنی عدم شایستگی آن شهر دیگر برای مرکز استان شدن نیست.
البته سبزوار حتی با نیشابور هم رقابتی ندارد. چون سبزوار و شهرهای اطراف آن با فاصله زیاد تا مشهد و دیگر مناطق استان خراسان رضوی ، در ناحیه غرب این استان چنان مرکز جمعیتی ، سیاسی ، اداری ، اقتصادی ، مواصلاتی ، دانشگاهی و فرهنگی مستقلی را به وجود آورده اند ، که گویی سالهاست به صورتی غیررسمی استانی در این منطقه از کشور شکل گرفته است.که تنها در برخی امور کلی اداری مردم غرب خراسان ، مجبور می شوند به مشهد یا گاهی تهران مراجعه نمایند.
لذا نه نیشابور و نه تربت حیدریه هیچ یک رقبای سبزوار در تشکیل استان سربداران (خراسان غربی) نیستند.
از آن گذشته استان شدن همزمان تربت حیدریه و سبزوار نیز امری محال نمی باشد.
چنان که در سالهای ابتدایی دهه 80 دو استان خراسان شمالی و جنوبی به صورت همزمان تأسیس شدند. حتی تلاش های مشترک مسئولان و نمایندگان سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور در مقطع کنونی می تواند با مطرح کردن مجدد پرونده تقسیمات سیاسی شمال شرق ایران در مجلس و وزارت کشور ، به تسریع در تشکیل دواستان جدید به مرکزیت سبزوار و تربت حیدریه در مناطق شمال شرق کشور بیانجامد.که تشکیل هر دو استان به لحاظ مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی از توجیه خاص خود برخوردار است.
البته با فاصله کوتاهی از استان شدن سبزوار و تربت حیدریه ، نیشابور نیز می تواند با کسب صلاحیت های لازم به مرکز استانی دیگر در منطقه تبدیل شود.
به امید تشکیل سه استان جدید در منطقه استان خراسان رضوی.
پیروز باشید...
تازه این جواب را به بقیه دوستانتان هم که در مطالب دیگر همین سایت اظهارفضل کرده بودند گفتم به شماهم می گویم که روشن شوید:
ووقتی می خواهند ملاک جمعیت در نظر بگیرند فقط جمعیت شهری که قرار است مرکز استان بشود را حساب نمی کنند همه استان را با هم در نظر می گیرند.حالا اگر باهم حساب کنید نیشابور فقط یک شهرستان فیروزه و یک شهرستان تازه تأسیس زبرخان رضوی را دارد در نتیجه باجمعیت کمتر از 500 هزارنفر واقعا صلاحیت استان شدن را ندارد. ولی سبزوار با شهرستان های بردسکن و خلیل آباد و خوشاب و جوین و جغتای و داورزن و ششتمد و احتمالاً میامی از شاهرود جمعیت بالای 530 هزارنفری دارد.
پس جمعیت استان سبزوار از استان نیشابور بیشتر و در نتیجه منطقی تر است که اول سبزوار استان شود.
دکتر محسنی نماینده سبزوار حدود یک سال قبل مصاحبه مشابهی دراین زمینه انجام داده و منتشر کرده بود. در زمان سفر ریاست جمهوری به سبزوار هم نامه ای در همین زمینه به احمدی نژاد داد.
درنتیجه خیلی دلتان را به مصاحبه آقای مروی خوش نکنید ، سبزواری ها همه راه های لازم را پیش از شما رفته اند حالا حالاها از شما جلوترند.
دکتر محسنی ثانی : سبزوار آمادگی استان شدن را دارد.
نماینده مردم سبزوار، جوین ، جغتای و خوشاب در مجلس گفت : شرایط لازم برای ارتقاء مناطق روستایی به شهر و شهرها به شهرستان وجوددارد.وتمام زیرساخت ها برای ارتقاء سبزوار به استان فراهم است.
محمدرضا محسنی ثانی حداقل جمعیت برای ارتقاء یک منطقه به استان را یک میلیون نفر اعلام کرد وافزود : ایجاد توسعه منابع انرژی ، آزاد راه ، بزرگراه ، راه آهن ، خطوط انتقال وایستگاه های تقویت گاز و نیروگاه که در شرف انجام است شرایطی را فراهم کرده که سبزوار قابلیت ارتقاء به استان را به دست آورده است.
وی قابلیت دیگر منطقه را وجود 27 هزار دانشجو و یک هزار و200 عضو هیأت علمی دانست واز اخذ مجوز فعالیتدانشگاه علوم پایه برای سطوح تکمیلی خبرداد و اظهار امیدواری کرد درآینده نزدیک چنانچه مشکلی به وجود نیاید رئیس دانشگاه علوم تحقیقات با ابلاغ رئیس دانشگاه آزاد ایران فعالیت خود را آغاز کند.
وی لازمه دیگر استان شدن را برخورداری از افراد متخصص عنوان کرد وافزود : امیدواریم با حل شدن موضوع جمعیت ، در آینده نزدیک سبزوار را در قامت استان ببینیم.(نشریه همدلی)
اسرارنامه: با این حساب که شما می فرمایید پس سبزوار ، تربت حیدریه ، کاشمر ، بجنورد ، شاهرود ، بیرجند ، دزفول و ... همه کلان شهرهای کشور محسوب می شوند.
دراین صورت دیگر کلان شهر بودن یک شهر لطفی ندارد و امتیازی هم محسوب نمی شود . چون تا دلتان بخواهد در کشور کلان شهر و ((((شهر اصلی یک ناحیه)))) داریم.
کاش اگر منابع معرفی شده توسط اسرارنامه را مطالعه کرده اید ، درست و دقیق مطالعه می کردید. تا می دیدید تعریف های دیگری هم در مورد کلان شهر وجود دارد مثلاً این مورد :
- در نظريه مکان مرکزی، کلانشهر به شهری گفته می شود که خداقل يک ميليون نفر جمعيت داشته باشد و بر ناحيه ای دارای ۵ تا ۳۰ ميليون نفر جمعيت مسلط باشد.
منبع : http://www.umpa.urmiafava.org/news.php?newsid=113
- شهر مشهد با ۲۷۶۶۲۵۸ نفر
۲- شهرنیشابور با ۲۳۹۱۸۵ نفر
۳- شهرسبزوار با ۲۳۱۵۵۷ نفر
۴- شهرتربت حیدریه با ۱۳۱۱۵۰ نفر
۵- شهر قوچان با ۱۰۳۷۶۰نفر
اولاً خیلی هم عالی است که میادین تره بار کشور ازمحصولات کشاورزی یک شهر پر باشد. این نشان از تولید ، کار و کوشش و البته سرسبزی و خرمی یک شهر می دهد.
یعنی سبزوار برخلاف ادعای بعضی از افراد کم اطلاع و کم سواد در شهر همجوار شرقی ، که در کویری نشان دادن سبزوار اغراق می کنند ، اتفاقاً یک شهر با اقلیم مناسب برای انجام انواع کشاورزی هاست. چون طبق ادعای همین دوست عزیز ، میادین تره بار همه کشور پر است از آوازه پرطمطراق برکات و محصولات کشاورزی سبزوار .
خدا بده برکت !!!
دوما در صفحات اینترنت هم خدا راشاکریم و از اصحاب رسانه سبزوار از جمله دست اندرکاران شریف مجله اسرارنامه متشکریم که این بحث های خوب و منطقی را راه ا نداخته اند.تا سبزوار با وجاهت یک شهر فلسفی ، خرد گرا و با آزادی بیان واندیشه معرفی شود. شهری که اینطور مباحث سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در آن داغ است و از همه جا موافقان و مخالفان زیادی داردو خلاصه در کانون توجه است.
برعکس بعضی از شهرهای دیگر در استان خراسان که با وجود اینکه ادعایشان زمین و زمان را به هم می دوزد ، اصلاً رسانه های فراگیری ندارند که مباحث جدید و خلاقانه ای مطرح کند.
درنتیجه با سربلندی اعلام می کنم افتخار می کنم که سبزواری هستم.و متأسفم برای کسانی که به جای دوستی و نزدیکی بااین شهر کهن و ریشه خراسان ، با آن به دشمنی می پردازند.
زنده باد سبزوار
اسرارنامه: با سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست و همشهری گرامی.
پیروز باشید...
«دکتر مروي» گفت: موضوع استان شدن سبزوار و نيشابور قديمي است و مربوط به اکنون نيست و يک امر کاملاً منطقي است که هر نماينده در هر منطقه و شهرستان پي گير پيشرفت و توسعه شهرستان خود باشد و ما نيز با توجه به مطالبات مردمي اين موضوع را پي گيري مي کنيم و اگر قرار باشد چنين بحثي در دولت مطرح شود حتماً پي گير موضوع خواهيم بود و اجازه نمي دهيم حقي از نيشابور ضايع شود و يقين داريم با استان شدن نيشابور رشد و توسعه همه جانبه اين شهر با سرعت چشمگيري انجام خواهد شد.
دکتر مروي همچنين گفت: از جمله طرح هايي که در توسعه و گسترش نيشابور و شهرهاي درود و قدمگاه بسيار موثر است احداث جاده ميانبر و اتوبان « نيشابور- مشهد » از مسير درود و قدمگاه است که چند سال قبل شروع شد حتي بحث هاي مطالعاتي و انتخاب پيمانکار نيز انجام شد ولي به دلايلي اجراي اين طرح متوقف شد و امروزه اجراي اين طرح در دستور کار نمايندگان و مسئولان شهرستان قرار دارد و با اجراي آن ۴۰ کيلومتر مسير مشهد به نيشابور کوتاه مي شود که در توسعه همه جانبه شهرستان موثر است.(منبع روزنامه خراسان)
اسرارنامه: با سلام.
این مطلب در صفحه اول روزنامه خراسان رضوی ، مورخ دوشنبه 15 آبان 91 شماره 2293 منتشر شده است.
و البته در همان روز در تحریریه اسرارنامه مورد بررسی قرار گرفت.
این مصاحبه حاوی مطلب جدیدی نیست.یعنی در واقع از نماینده یک شهر که سالهاست مردم آن در انتظار استان شدن هستند ، انتظاری جز بیان همین مطالب نمی رود.
با وجود این در اظهارات آقای مروی نماینده محترم نیشابور در مجلس شورای اسلامی چند اشکال عمده مشاهده می شود که در اینجا تنها به تحلیل دو مورد از این اشکالات خواهیم پرداخت :
1- ایشان نیشابور را به عنوان یکی از "کلان شهرهای کشور" معرفی کرده اند.
این ادعا تنها در حکم سخنی از سر صفا ، برای خشنودی مردم عزیز نیشابور است و مبنای واقعی ندارد. زیرا واژه "کلان شهر" از تعاریف خاص خود برخوردار است و هیچ یک از تعاریف آن شامل وضعیت فعلی شهرهای نیشابور یا سبزوار نمی شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه به آدرس زیر مراجعه نمایید :
http://www.umpa.urmiafava.org/news.php?newsid=113
لطفاً در صورت امکان این موضوع را به اطلاع آقای دکتر نیز برسانید.تا از اشتباه درآیند.
البته شهرهای سبزوار و نیشابور را در حال حاضر به صورت اصطلاحی می توان به عنوان کلان شهرهای شمال شرق کشور دانست ، اما هیچیک از این دو شهر کلانشهرهای کشور محسوب نمی شوند.
2- یک حرف عامیانه که این روزها در همه مباحث مربوط به استان شدن سبزوار و نیشابور زیاد مطرح می شود این است ، که فاصله کم نیشابور تا مشهد هیچ مانعی برای استان شدن نیشابور نیست و این موضوع از قبل توجیه شده است. زیرا کرج با فاصله حدود 40 کیلومتر از تهران حدود دو سال قبل به مرکز استان ارتقاء یافت.
این حرف به ظاهر درست به نظر می رسد ، اما وقتی کمی دقیق تر مورد بررسی قرار می گیرد ، متوجه می شویم که یک استدلال عوامانه بیشتر نیست.
به دو دلیل :
الف ) خود شهرهای نیشابور و کرج به طور کل بایکدیگر قابل مقایسه نیستند. چون شهر نیشابور جمعیتی کمتر از سیصد هزارنفر دارد و شهر کرج جمعیتی بیش از یک میلیون و پانصدهزار نفر. یعنی کرج تقریباً 5 برابر شهرهای نیشابور و سبزوار است. لذا باید گفت : این کجا و آن کجا ؟
ب ) دلیل دوم اینکه کرج در منطقه ای به مرکزیت استان جدید رسید که هیچ مدعی دیگری برای استان شدن ، در آن ناحیه وجود نداشت و سایر شهرهای اطراف کرج همه حاضر بودند که در استانی زیرمجموعه کرج قرار بگیرند.
اما نیشابور در منطقه ای به فکر استان شدن است که در فاصله ای دورتر با شرایطی مشابه وحتی برتر از نیشابور شهرهایی نظیر سبزوار و تربت حیدریه نیز مدعی استان شدن هستند و لذا مسئله نزدیکی مسیر نیشابور به مشهد در منطقه شمال شرق کشور همچنان یک معضل مهم و حل نشده برای استان شدن این شهر است.
با این حال این ادعای عوامانه به صورتی مختصر در سخنان اخیر آقای مروی نیز مطرح شده است که از یک نماینده محترم مجلس بیان چنین نظراتی قابل قبول نیست.
* * *
دوست عزیز آقا صادق در کل به نظر می رسد موضوع تشکیل استان های جدید در شمال شرق کشور همچنان با چالش هایی اساسی روبه رو است که بخش عمده این چالش ها از حساسیت زیاد مردم شهرهای مختلف نسبت به یکدیگر نشأت می گیرد.
لیکن مطرح شدن این بحث ها در رسانه ها فواید خاص خود را خواهد داشت. که این مطلب را در متن مقاله فوق (استان شدن سبزوار ، تربت حیدریه ونیشابور با رمز اتحاد) به روشنی توضیح داده ایم.
در واقع همه تحرکات فعلی که در شهرهای مختلف و توسط افراد مختلف در حال شکل گیری است به نوعی در راستای دنبال کردن همین اهدافی است که مجله اینترنتی اسرارنامه در متن این مقاله خود به صراحت اعلام کرده است.
درنتیجه ما خوشحالیم که بحث تشکیل استان های جدید در منطقه شمال شرق کشور توسط همه اقشار حتی توسط رسانه ها و مسوولان عزیز شهر نیشابور که کمترین شانس را برای تشکیل استانی جدید دارند ، دنبال می شود.
با سپاس مجدد از حضور شما و ارسال این مطلب.
پیروز باشید...
اتفاقاً من پیام صلح و دوستی اسرارنامه سبزوارو قبلاً هم خوانده بودم الآن هم که شما این نظرو در موردش دادی دوباره رفتم خواندم هیچ مشکلی نداشت به نظرم. شما هم برو دوباره با دقت و بدون تعصب ورزی بخوان مشکلی توش نمی بینی.
اتفاقاً اسرارنامه تو اون پیام خیلی زیرکانه مهمترین مواضع مردم خطه سربدارانو بدون تووهین به هیچ شهر دیگه ای مطرح کرده و در ضمن ابتکار عملو به دست گرفته که اینا همه خیلی خوبن به جای خود.
حداقل اسرارنامه خیلی بهتر از سایت های جنگجوی نیشابور عمل کرده چون من یک مدت هرروز به بعضی از اون سایتا می رفتم و مطالبشونو دنبال می کردم تا ببینیم بالاخره می خوان به کجابرسن دیدم هر روز دارن توی مطالب ابصلیشون یا به اسرارنامه سبزوار با این همه مخاطب و طرفدار توهین می کنن و حتی اون سایت های .......................... نیشابوری حتی به سبزوار و مردم سبزوارم توهین های زیادی همیشه کردن.
باز دم اسرارنامه گرم که هم پیام صلح می فرسته ، هم مواضع صحیح خودشو حفظ می کنه و خلاصه همه جوره دست نیشابوری ها تو پوست گردو می گذاره.
شما هم داداش بهتره منطقی باشی .
از قدیم گفتن جواب بدی را با بدی نمی دهند. حالا شما دیگه چه جور آدمی هستی که جواب خوبی را با بدی داری میدی.
اینم بد که میان بعد از این همه توهین که شما به سبزواری ها کردید ، باز براتون پیام صلح و دوستی می فرستن؟
برو داداش برو (اخلاقتو خوب کن.)
مخلص همه دوستان عزیز بازم برمیگردم اگه جواب داده بودید می خونم و باز اگه جواب لازم باشه درخدمتیم.
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر شما دوست و مخاطب گرامی.
پیروز باشید...
بیچاره نیشابوری ها که درآرزو و حسرت موقعیت گذشته خود حالا به شدت برای استان شدن لَه لَه می زنند ، برای دلخوشی خود دست به هرکاری می زنند. از جمله مسخره ترین این کارها همین مصاحبه مضحک با کسی است که در طول 4 دوره حضورش در مجلس شورای اسلامی یادائماً در حال تلاش برای اتحاد با سبزوار بود یا درحال مراوده با تربت حیدریه. وحتی یک بارهم در مجلس نطقی به نفع نیشابور نکرد ، چرا که می دانست نیشابور در آینده سیاسی شمال شرق کشور هیچ شانسی ندارد.
به نظر من کاشمر نه به نیشابور می پیوندد نه به سبزوار. کاشمر در استانی به مرکزیت تربت حیدریه قرار خواهدگرفت. چون فرودگاه شهید مدرس به صورت مشترک بین کاشمر و تربت برای همیشه سرنوشت این دو شهر را به هم گره داده است. از طرفی سبزوار هم بدون حضور کاشمر با حساب روی مناطق اسفراین و مناطق شرقی شاهرود می تواند جمعیت و سایر شرایط لازم را به دست بیاورد.
لذا نیشابور که نه شهر اقماری دارد ونه جمعیت و نه حتی یک فرودگاه دارد که دیگر هر مرکز استانی باید داشته باشد ، به این زودی ها نخواهد توانست جایگاه خود را از شهری در حومه مشهد ، به مرکز استانی در شمال شرق کشور ارتقاء دهد.
البته به قول شما یک نشریه کم مخاطب محلی مثل فرسیمرغ که توسط نامزدهای شکست خورده انتخابات نیشابور مدیریت می شوند ، بایدهم این مطالب و این مصاحبه ها را منتشر کنند.به هرحال چیزی که مفت است بازی با احساسات مردم است.اگرنه هیچ شهری با نظر مساعد نماینده سابق یک شهر دیگر در مجلس شورای اسلامی استان نشده و نخواهد شد.
نیشابوری ها اگر راست می گویند برای استان شدن این کارها را انجام دهند:
1- ساخت فرودگاه (حتی اگر نتوانستند مثل سبزوار فرودگاه بین المللی بسازند اقلاً مثل کاشمر و گناباد وتربت حیدریه فرودگاه داخلی بسازند که بیشتر از این از مسیر توسعه عقب نمانند.
2- مصاحبه با نمایندگان فعلی مجلس یا مصاحبه سایر مدیران و مسئولان ارشد استانی و کشوری که از قدرت قانونی لازم دردوره کنونی برخوردارند.و ضمناً مثل ترسوها مصاحبه ها را در یک نشریه کم مخاطب محلی منتشر نکنند. اگر حرف حساب است بیایند در رسانه های ملی یا حداقل استانی حرف هایشان را منتشر کنند . هرچند هیچ چیز از چشم تیزبین سبزواری ها پنهان نمی ماند و سبزواری هایی که به قول شما خود همواره پیشرو حرکت های مختلف فرهنگی و سیاسی در شمال شرق کشور بوده اند و نیشابور را از دنبال خود داشته اند مطمئناً مثل همین حالا با تیزبینی از تمام رویدادهای نیشابور با خبرخواهند شد و اقدامات مناسب را ترتیب خواهند داد.
3- نیشابوری ها به جای این کارهای باطل کمی روی فرهنگ و عزت نفس مردم آن شهر کار کنند. تا خدای ناکرده سر بعضی موضوعات پست شکمی مانند مرغ آن رسوایی اخیر را به بار نیاورند و آبروی استان خراسان رضوی را نبرند. بنده اصلاً فکر نمی کنم دراین جنگ نرم روانی و رسانه ای که بی بی سی و سی ان ان و رادیو فردا و صدای آمریکا و ... علیه نظام جمهوری اسلامی ایران راه انداخته اند آب به آسیاب دشمن ریختن مثل آن کاری که نیشابوری ها کردند و خیلی سریع مورد استقبال سودجویان خارجی قرار گرفت ، امتیازی برای یک شهر محسوب شود.
والسلام
اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر ارزشمند شما دوست گرامی.
نظر نسبتاً کامل و جامعی را ارسال کردید.خود به صورتی مستقل جای بحث و گفتگو دارد.
پیروز باشید...
آخه جیگرای کویر! با کسی کل کل کنین که هماندازش باشین!
خداحافظ فسقل خان سبز کویر ................کارگر آزاد ....
اسرارنامه: دوست عزیز حرف های شما از سر سوز دل بود.اما به همان اندازه که تحت احساسات شخصی این نظرات را بیان کردید از مسیر منطق و خرد فاصله گرفتید.
شما به صورت مشخصی از امتیازات و ویژگی های مثبت سبزوار در گذشته و امروز ترسیده و رنجیده خاطر هستید و لذا با تمام کسانی که در زمینه بیان صادقانه این توانمندی ها فعالیت می کنند نیز دشمنی می ورزید.
دوستانه خدمتتان توصیه می کنیم ، بهتر است در نظرات بعدی خود برای اینکه ارزش پاسخ دادن را داشته باشند ، کمی از احساسات گرایی به سمت منطق و خرد حرکت کنید تا انرژی خودتان را بی خودی هدر ندهید.
حداقل این یک پیام شما را هرکس بخواند به سرعت درخواهد یافت تا چه اندازه در مقابل مطالب مستند و مقالات دقیق مجله اینترنتی اسرارنامه دچار احساس عجز و درماندگی شده اید. و بدین ترتیب بدون نوشتن نقد بر محتوای مطالب ارائه شده تنها به فحاشی و بددهنی نسبت به نویسنده این مقاله و سایر دست اندرکاران مجله اسرارنامه می پردازید .
اما شما قطعاً با چنین حرکات کودکانه ای ، توان هیچ گونه تأثیرگذاری بر دست اندرکاران این مجله یا مخاطبین بی شمار آن را نخواهید داشت.
لذا ضمن اینکه حضورتان را به عنوان یک مخاطب ارج می نهیم ، نسبت به جزئیات نظرتان هیچ پاسخی ارائه نمی کنیم و فقط از شما دعوت می نماییم مجدداً و با دقت مقاله فوق را مطالعه کنید. قطعاٌ برایتان مفید خواهد بود.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام دوست گرامی.
نظرات شخصی شما بدون هیچ گونه پاسخی از طرف مجله اینترنتی اسرارنامه برای نمایش عمومی تأیید می شود تا در معرض قضاوت عموم مخاطبین عزیز این وبسایت قرار گیرد.
ضمناً اگر دوست داشتید پاسخ اسرارنامه به این حرفتان را بدانید یک بار دیگر مقاله فوق را مطالعه کنید.
به طور کامل پاسخ خود را دریافت خواهید کرد.
پیروز باشید...
هر کسی تفش به دهن خودش شیرین است. حسابتان نمیکنند، پس حداقل مزه مزه کنید و لذتش را ببرید.
اسرارنامه: با سلام خدمت شما دوست و هم استانی گرامی نیشابوری .
به راستی که اگر جز دوستی و برادری سبزواری ها و نیشابوری ها سخنی گفته شود ، غیرقابل قبول است.
بله البته عده معدودی در هر دو شهر سبزوار ونیشابور هستند که براساس جهالت های بی اساس خود در مسیر ایجاد اختلاف در میان دو شهر همسایه سبزوار و نیشابور قرار گرفته اند. اما تلاش های این دو گروه اندک نیشابوری و سبزواری به جایی نخواهد رسید.
حداقل تا زمانی که اسرارنامه هست و با انتشار مطالبی مانند مطلب فوق بر جنبه های اتحاد شهرهای همسایه بیش از اختلاف و تفرقه آنان تأکید می کند ، هیچ خطری امنیت و دوستی و برادری مردم منطقه را به خطر نخواهد انداخت.
به هرحال ما چون همیشه از این حضور و نظر ارزشمند شما که به خوبی نشان دهنده وجود اتحاد و مراودات فرهنگی و اجتماعی و اعتماد کامل مردم عزیز نیشابور به اسرارنامه سبزوار است ، خوشحال و سپاسگزاریم.
پیروز باشید...
محمد رضا خباز چهره نام آشنا و نماینده پر سابقه شهرستان کاشمر در دوره های چهارم و پنجم و ششم و هشتم مجلس شورای اسلامی در گفتگوی اختصاصی خود با نشریه استانی فر سیمرغ موضوعاتی را درباره اتحاد و وجه اشتراکهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی شهرهای نیشابور و کاشمر به عنوان دو شهرستان همسایه خاطر نشان کرد
.وی با اشاره به تعاملات تاریخی شهرهای نیشابور و کاشمر و با اشاره به اینکه یکی از نامهای قدیم کاشمر "پشت نیشابور" بوده است. مردم نیشابور و کاشمر را مردمی صبور و حلیم که اهل نزاع و درگیری با هم نیستند یاد نمود و این عامل مهم را یکی از علتهای نزدیکی و اشتراک این دو شهر دانست.که با وجود موقعیت ممتاز جغرافیایی و زیرساخت مهمی همچون راه ترانزیتی و راه آهن و ارتباط نزدیک فکری و اخلاقی در نیشابور حتی باعث جذب کاشمری ها به نیشابور نیز شده است.
خباز همچنین درباره طرح تقسیم خراسان با اشاره به اینکه در آن زمان تشنج و درگیری در برخی شهرهای خراسان منجر به جان باختن جمعی از هم میهنان ما گردید و خوشبختانه در نیشابور اعتراضات به خاطر روحیه مداراجویانه مردم به بروز خشونت منجر نشد افزود من اعتقاد راسخی دارم که شایستگی های فراوانی در نیشابور وجود دارد که آن زمان درباره مرکز استان شدن نیشابور نزدیک بودن را بهانه کردند اما اکنون پی از سالها که کرج در فاصله 35 کیلومتری تهران- قم در 100 کیلومتری آن و . . . نیز استان شده اند. دیگر از این جهت نیز بهانه ای نیست
نماینده سابق کاشمر همچنین با اشاره به اینکه عقیده دارم تقسیم موجب رشد میشود و کسی نمیتواند انکار کند که نیشابور که زمانی حاکمان ایران را تعیین میکرده نتواند مرکز استان باشد. افزود: لذا جا دارد نمایندگان نیشابور پس از گذشت سالها از زمان تقسیم خراسان. دوباره این خواسته را (مبنی بر مرکزیت استان نیشابور) مطرح کنند و خیلی حساب شده و با چراغ خاموش جلو بروند و پیگیری کنند و من البته امیدوارم که نیشابور به شایستگی های تاریخی خود دست خواهد یافت.
اسرارنامه: با سلام خدمت شما مخاطب گرامی.
از ارسال نظرتان سپاسگزاریم.
هرچند مانند همیشه به نظر می رسد یک شتابزدگی معصومانه در برداشت ها و تحلیل های شما هم استانی های عزیز نیشابوری از مسائل و رویدادهای گوناگون وجود دارد ، لیکن به عنوان نظر شخصی شما این مطلب در اسرارنامه تأیید می شود و به آن پاسخی ارائه می گردد.
دوست عزیز همه آنچه آقای خباز نماینده سابق کاشمر در مصاحبه با نشریات محلی نیشابور بیان داشته اند و نیز اقدام نشریات محلی نیشابور در مصاحبه با این نماینده سابق مجلس چند پیام کلی و مهم در خود دارد که هرچند متن سخنان آقای خباز در ابتدا به نفع نیشابور به نظر می رسد ، اما در نهایت از بررسی کامل این سخنان ، قرار گرفتن شهر عزیز نیشابور در یک بن بست کامل سیاسی و توسعه ای برداشت می شود.
چرا که پس از مطالعه این مطلب به سرعت چند سئوال و چندنکته در ذهن هر مخاطب اهل تحلیلی مطرح می شود :
1- چرا آقای خباز که به قول تعاریف شما 4 دوره در مجلس شورای اسلامی حضور داشته اند ، همان موقع که کاری از دستشان بر می آمد این حرف ها را نزدند و کاری به نفع نیشابور یا مثلاً کاری در جهت تشکیل استانی به مرکزیت نیشابور که کاشمر هم زیرمجموعه آن باشد انجام ندادند.کما اینکه رایزنی های دائم ایشان با نمایندگان سبزوار و تربت حیدریه در مجلس هشتم برای قرار گرفتن کاشمر در استان هایی به مرکزیت یکی از دو شهر سبزوار و تربت ، همه موید این است که این سخنان نماینده سابق کاشمر در یک نشریه محلی نیشابور تنها در حکم یک اظهار نظر دوستانه و دل به دست آوردن ساده از مردم شهری است که به دنبال آرزوهای دور و دراز تاریخی خود حالا به نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی متوسل شده اند.
2- همه آنچه آقای خباز در مشابهت ها و ارزش های فرهنگی مشترک و ارزشمند دو شهر نیشابور و کاشمر بیان کرده اند ، صحیح است. و قطعاً مشابه همان چیزی است که اگر نشریات محلی سبزوار یا تربت حیدریه با ایشان مصاحبه کنند درمورد آن شهرها نیز همین حرف ها را خواهند زد. لیکن از انجایی که نماینده سابق مجلس درحال حاضر دیگر به لحاظ قانونی نمی تواند قدرتی داشته باشد و نفوذی اعمال کند ، به نظر نمی رسد نشریات محلی سبزوار با این حجم زیاد از تولیدات مصاحبه ها و مقالات مفصل و زنده روزانه ، وقتی برای چنین مصاحبه های سوخته ای داشته باشند.
3- احیاناً اگر یک نشریه محلی سبزوار با آقای خباز مصاحبه کند ، ایشان چه اظهار نظراتی خواهند کرد؟ بیایید مروری بر این مصاحبه فرضی نماینده سابق مردم کاشمر با نشریات محلی سبزوار داشته باشیم:
«آقای خباز شهر سبزوار را به خاطر حماسه سازی های تاریخی و فرهنگ و ارزش های کهن آن خواهند ستود و خواهند گفت : شهری که تجربه استقرار اولین حکومت مردمی شیعه درکشور را دارد و با فاصله ای زیاد از مراکز فعلی استان با وجود همه توانمندی هایش دچار برخی محرومیت ها شده ، باید در جهت اجرای عدالت سیاسی به استانی مستقل ارتقاء یابد تا مشکلات آن سریعتر مرتفع شود.
احتمالاً آقای خباز به این موضوع هم اشاره خواهند کرد که مردمان سبزوار همواره در تعیین سرنوشت تاریخی منطقه نقش بسزایی داشته اند به طوری که در سالهای ابتدایی دهه 80 در موضوع تقسیمات سیاسی استان خراسان ، با حرکت عظیم مردمی خود که یادآور قیام پرافتخار سربداران بود مسیر تصمیمات دولت را برای مدتی به چالش کشیدند و نتیجه را تا حدود زیادی تحت الشعاع خواسته خود قرار دادند.
خباز همچنین خواهد گفت : حرکت خودجوش مردم سبزوار در دهه 80 در بحث تقسیمات سیاسی چرت برخی دیگر از مناطق را که گرفتار آفت بی خیالی ، روزمرگی و ترس و سازشکاری شده بودند پاره کرد و معادلات و و مناسبات جدیدی در منطقه به وجود آورد. مناسباتی که سبزوار همواره در آنها پیشرو بوده و شهرهای دیگری نظیر نیشابور به پیروی از تحرکات دارالمومنین سبزوار دست به تحرکات مشابهی زده اند.
این نقش محوری و تعیین کننده سبزوار در منطقه ایجاب می کند که این شهر تاریخی هرچه سریعتر به مرکز استانی جدید ارتقاء یابد تا ان شاالله پس از آن مناطق مستعدی که در اولویت های بعدی استان شدن هستند ، نیز به آرزوی دیرینه خود برسند.
خباز قطعاً تأکید خواهد کرد در موضوع پیگیری برای تشکیل استان سربداران اصلاً نیاز نیست چراغ خاموش حرکت کنیم چون مثل روز بر هرکسی روشن است اصولاً با وجود نقش تعیین کننده سبزوار در منطقه ، تا وقتی تکلیف این شهر به لحاظ ارتقاء به استانی جدید روشن نشود ، نمی توان برای سایر مناطق برنامه ریزی کرد.لذا باید همه هرچه سریعتر برای روشن شدن تکلیف سبزوار تلاش کنیم تا دیگر مناطق شایسته استان از این بن بست فعلی خارج شوند و بتوانند به تشکیل استان های خود بیاندیشند.»
//////////////////////
در پایان اگر همه آنچه را گفته شد کنار هم قرار دهیم ، یعنی مصاحبه آقای خباز با یک نشریه محلی در شهر نیشابور - و نه یک رسانه ملی - اظهارات کلی گویانه ایشان ، قیاس مع الفارق و غیرمنطقی و کوچه بازاری آقای خباز در مقایسه شهر نیشابور با شهرهای کرج و قم (کرج باجمعیت دو میلیون نفری و قم با موقعیت خاص سیاسی و مذهبی ) ، موقعیت فعلی اقای خباز که دیگر در جایگاه نماینده مردم کاشمر نیستند و ... اگر همه را با هم در نظر بگیریم ، به این نتیجه خواهیم رسید که نشریاتی مانند فَر سیمرغ در نیشابور که البته توسط یکی از نمایندگان سابق و شکست خورده این شهر در انتخابات گذشته مجلس اداره می شود ، تنها به دنبال بازی کردن با احساسات مردم عزیز و ساده نیشابور ، بسیج کردن همان مردم عزیز و ساده نیشابور علیه نمایندگان فعلی که چرا برای استان شدن نیشابور هیچ کاری نمی کنند و به طور کل در حال انجام سیاسی بازی های رایج سیاسیون شکست خورده هستند.
امید که نیشابوریان عزیز بفهمند از این نمدها کلاهی برای سرمبارک آنان بافته نخواهد شد. و البته آنچه در این میان به دست خواهد آمد همان هدفی است که مجله اینترنتی اسرارنامه درمتن همین مقاله بیان کرده است.«هرگونه تلاش و تحرکی در شهر نیشابور برای استان شدن این منطقه ، اول به نفع سبزوار و تربت حیدریه است. به متن مقاله فوق مراجعه کنید تا متوجه شوید چگونه سبزواری ها در دهه 90 دنیز توانسته اند مانند دهه 80 به جریان سازی های سیاسی و فرهنگی در شمال شرق کشور بپردازند ونیشابوری های عزیز در پی مطالب منتشر شده در مجله اینترنتی اسرارنامه حالا دارند اقدامات مشابهی در رسانه های محلی خود انجام می دهند.
امید که این تلاش ها در هر سه شهر سبزوار ، نیشابور و تربت حیدریه ادامه یابد ، تا استان بزرگ خراسان رضوی مجدداً به استان هایی کوچکتر با رفاهی بیشتر برای شهروندان آن تقسیم شود.
پیروز باشید...
امیدوارم شما سواد کافی را برای این کار داشته باشید که این مباحث را مطرح میکگنید زیرا غلط بسیاری داشتید
با امار و ارقام تغییر دادن کار درستی نیست برای حرف خود را پیش کشیدن یا اینکه واقعا نمی دانید
من ادعایی ندارم همه چیز را میدانم واسه همین نقشه و کروکی و مرز استان تعیین نمی کنم که بعدا تو شرش گیر کنم
1-تربیت حیدریه جمعیت شهری کمتری نسبت به دو شهر بیرجند و بجنورد دارد سایت امار سربزنید جمعیت شهری تربت هست 120 هزار نفر و اما جمعیت کلش هم کمتر است چرا که بیرجند و بجنور د هم همان زمان ها شهرستان های اقماری از خود جدا کرده بودند
2-هر موقع در تقسیمات کشوری قرار بوده شهرستانی تبدیل به استان شود ان شهر معاونت استانداری را داشته است به جز بجنورد چون که دو استان جدا شد و همچنین اگر یک استان جدا می شد باز معاونت دست بجنورد بود
3-اگر قرار باشد تنها یک استان از خراسان جدا شود مرکزیت دست نیشابور است چرا که وقتی میشود تشکیل استانی بیش از میلیون داد چرا یک استان 500 یا نهایتا 600 هزار جدا کرد که به صرف هیچکسی نباشد
البته ما هم حسود نیستیم اینکه مرکز استان بیش از یک میلیونی دست سبزوار باشد اما شرایط جغرافیایی و نزدیک تر بودن کاشمر به نیشابور حکم میکند مرکزیت مرکزیت از نیشابور باشد و کلا نیمه شرقی استاتن جدید جمعیت بیشتری و تراکم جمعیت بیشتری دارد(به مساحت و جمعیت نگاه کنید)
4-نیشابور و سبزوار دوست و برادرند و حتی سبزوار دروازه نیشابور بوده و تا همگی ما اتحاد نداشته باشیم استان جدید خراسان مرکزی به مرکزیت نیشابور که به نفع مردم سبزوار است تشکیل نمی شود. با این طرح که مناسبترین طرح است استقلال سیاسی از مشهد داریم و فاصله شما تا مرکزیت فعلی کلی کاهش پیدا میکند اما اگر مرکزیت دست سبزوار باشد که برای نیشابور و کاشمر سودی ندارد حداقل از نظر مسافتی
حال انکه به دلایل امنیتی یا مصلحت کشور این کار صورت نمی گیرد تلاش کنید دو استان تشکیل شود که منطقی تر باشد-
موفق و پیروز باشید
اسرارنامه: با سلام.
ادعاها ، تهمت ها و توهین های دروغین و بی پشتوانه شما که با هزار کلک و فریب سعی دارید وانمود کنید اطلاعات اسرارنامه اشتباه می باشد ، یک کار بچه گانه و پیش پا افتاده است.
دوست عزیز شما می بینید که در این مقاله اصلاً آمار خاصی بیان نشده است که مجله اسرارنامه خواسته باشد به قول گفته شما آمار را تغییر دهد یا چیزی را کم و زیاد کند. این مقاله بیشتر یک مطلب تحلیلی بود که اتفاقاً معلوم است حداقل برای شما خیلی جالب و اثربخش بوده است چون به خوبی با آن درگیر شده اید.
هرچند ادامه این بحث با شما که به نظر می رسد به هیچ عنوان ، روحیه حق پذیری ندارید بسیار ملال آور است.
اما از آنجایی که وظیفه ما روشنگری است به صورتی مختصر به نظرات شما پاسخ می دهیم.
ضمنا بدانید که این اخلاق که شما دائماً سعی می کنید با استفاده از روش های دروغ گویی ، ارائه آمار و ارقام اشتباه ، تهمت ، توهین و تکرار مکررات نظر شخصی و اشتباه خود را به کرسی بنشانید ،اخلاق صحیحی نیست و منجر به هیچ موفقیتی برای شما نخواهد شد.
و اما پاسخ 4 مورد افاضاتی که بیان فرمودید:
1- اشتباه شما این است که فکر می کنید فقط قرار است شهر سبزوار ، یا نیشابور یا تربت حیدریه استان شود. و در دیدگاه شما ظاهراً مناطق همجوار بوق هم حساب نمی شوند. اما مسئله اینجاست که برای تشکیل یک استان جدید جمعیت کل آن استان مد نظر قرار می گیرد نه فقط شهری مرکزی آن. با این حساب هم اکنون به لحاظ جمعیت در استان خراسان رضوی بین سه شهری که کاندیدای ایجاد استان جدید هستند تربت حیدریه با نزدیک یک میلیون نفر جمعیت خوداین شهر و شهرستان های همسایه در جنوب و شرق خراسان رضوی بزرگترین حوزه جمعیتی را دارد ، سبزوار با نزدیک به 600 هزارنفر جمعیت خود این شهر و شهرستتان های همسایه دومین اولویت جمعیتی استان را برخوردار است و نیشابور با کمتر از 500 هزار نفر جمعیت خود این شهر و شهرهای همسایه از کمترین و کوچکترین حوزه جمعیتی برخوردار است و لذا از این لحاظ کمترین صلاحیت را برای ارتقاء به استان دارد.
2- در استان خراسان رضوی هم اکنون سه شهر تربت حیدریه ، سبزوار و نیشابور دارای جایگاه معاونت استانداری و فرمانداری ویژه هستند. ضمناً یک نکته برای اطلاع حضرت عالی عرض می کنیم و آن این است که سبزوار حدود یک سال زودتر از نیشابور به درجه معاونت استانداری و فرمانداری ویژه ارتقاء یافت اما بعد به دنبال اعتراضاتی که مردم نیشابور انجام دادند دولت این شهر را هم به معاونت استانداری ارتقاء داد.
3- اگر قرار باشد تنها یک استان از خراسان جدا شود مرکزیت دست سبزوار است چرا که وقتی میشود تشکیل استانی بیش از میلیون داد چرا یک استان با جمعیت کمتر از 500 هزار نفر تأسیس کرد که به صرف هیچکسی نباشد؟ چون استان سربداران امروز با مجموعه شهرستان های (سبزوار ، جوین ، جغتای ، خوشاب ، بردسکن ، ششتمد ، داورزن ، خلیل آباد ، بخش میامی از شاهرود ، شهرستان اسفراین از استان خراسان شمالی که به سبزوار نزدیک تر است تا بجنورد ) جمعیتی در حدود یک میلیون نفر را به دست می آورد. اما استان نیشابور با شهرستان های نیشابور ، فیروزه ، قدمگاه رضوی و احتمالاً سرولایت و عشق آباد جمعیتی حدود 470هزار نفری دارد.
البته ما هم حسود نیستیم و اگر شهرستان کاشمر با وجود فاصله بسیار کم تا تربت حیدریه و شرایط جغرافیایی و فرهنگی نزدیکی که با تربت حیدریه دارد و پیوند عمیق اقتصادی که به خاطر فرودگاه مشترکشان بین دو شهر کامشر و تربت ایجاد شده است ، باز هم کاشمر بخواهد لقمه را دور دهان خود تاب بدهد و راه دور نیشابور را انتخاب کند و به استان نیشابور بپیوندد آن موقع جمعیت استان نیشابور به زور به نزدیک 700 هزار نفر می رسد و شاید بتواند در تقسیمات سیاسی کشور جایی برای خود باز کند. (برای تکمیل اطلاعاتتان در ا ین زمینه به آمار دقیق جمعیت شهرستان های کشور ، فاصله آن ها از یکدیگر ، روابط فرهنگی و اقتصادی و ... درسایت های معتبر مراجعه کنید.)
4-نیشابور و سبزوار دوست و برادرند و سبزواردروازه نیشابور و حتی دروازه سرزمین بزرگ خراسان درگذشته و امروز بوده و هست و لذا باتوجه به این نقش استراتژیک مهم و اینکه سبزوار در نقطه حساس گلوگاهی شمال شرق کشور قرار گرفته است و شهرهای اطراف نظیر نیشابور و فیروزه بدون داشتن فرودگاه و هیچ گونه راه اصلی دیگری برای رسیدن به پایتخت کشور بدون عبور از سرزمین سبزوار ندارند امید می رود همه مردم منطقه با درک این وضعیت مهم و با درپیش گرفتن رفتاری عقلانی که همانا آرزومندی برای تشکیل استانی قدرتمند به مرکزیت سبزوار و قرار گرفتن شهرهایی نظیر نیشابور و فیروزه تحت لوای این استان مقتدر شاهد آن باشیم که توسعه پایدار برای منطقه حاصل شود. با این طرح که مناسبترین طرح است استقلال سیاسی از مشهد داریم و فاصله شهرستانهای نیشابور ، فیروزه ، داورزن ، جغتای ، جوین ، خوشاب ، بردسکن و ... تا مرکز استان یعنی شهر سبزوار به شکل عادلانه ای تنظیم می شود. (تقریباً همه این شهرها فاصله بین 70 تا 110 و به طور میانگین فاصله حدود 90 کیلومتری با سبزوار دارند) که می بینیم این تصمیم منطقی ترین و عادلانه ترین تصمیم ممکن است و البته کاشمر هم بهتر است به استانی به مرکزیت تربت حیدریه بپیوندد چون فاصله بسیار کمتری با تربت دارد نسبت به نیشابور و سبزوار و پیوندهای بیشتری هم بین کاشمر و تربت حیدریه است.
از یک طرف دیگر جمعیت استان سربداران به مرکزیت سبزوار با وجود شهرهای سبزوار ، نیشابور ، فیروزه ،جوین ،جغتای ، داورزن ، بردسکن ، خلیل آباد و احتمالاً اسفراین و بخش میامی شاهرود به بیش از یک میلیون نفر می رسد و دیگر صلاح نیست با وجود شهرستان کاشمر این استان تازه تأسیس پرجمعیت تر شود و اداره آن مشکل گردد.
این موضوعی کاملاً شدنی و سود ده برای همه مردم منطقه است که ان شاءالله با پیگیری های همه ما به انجام می رسد.
حق پذیر و حق گرا و پیروز باشید
ببین بیچاره دوست داره ، تاریخو و جغرافیارو اونطوری که می پسنده تغییر بده.
انگار بقیه ...............نمی فهمن این ................... داره چی کار می کنه.
به نظر من کلاً ولش کنید...
اسرارنامه: با سلام وتشکر از حضور و نظر ارزشمند شما.
ما از ابتدا تلاشمان به ایجاد فضایی امن ، سالم ، آزاد و برابر برای بحث و گفتگو های منطقی بوده است. اما برخی نظردهندگان نظیر آقای خط خطی یا همان علی آقای قدسی ، به نظر می رسد از این حُسن نیت اسرارنامه قصد سوء استفاده دارند. به هرحال اگر به سیر نظرات ایشان نگاهی داشته باشیم خواهیم دید که بارها اشتباه بازگشت به مطالب تکراری گذشته ، بیان مطالبی با منطق احساسی خودشان و بدون دلیل و سند کافی ، و مغالطه کاری را انجام داده اند.
البته ما حتی برای نظرات و علایق شخصی ایشان نظیراینکه دوست دارند و آرزو دارند نیشابور بتواند قبل از سبزوار استان شود و یا حوزه عجیب و غریب یک میلیون نفری را برای استان خود فراهم آورد ، احترام می گذاریم ، اما پرواضح است که این نظرات چه قدر دور از واقعیت می باشد و نشان دهنده عمق احساسات گرایی نظردهنده است.
لیکن از آنجایی که همواره معتقد و مدافع آزادی بیان بوده ایم ، همواره اجازه داده ایم نظرات ایشان تا وقتی خط قرمزهای رسانه ای را زیرپا نگذاشته اند تأیید گردند. لیکن گاهی با تأیید دیرهنگام نظرات ، به مخاطبینی مانند آقای خط خطی اجازه می دهیم کمی در خلوت خود بیاندیشند تا شاید خود به آن جواب منطقی که در واقعیت وجود دارد ، دست یابند.
به هرحال از نظر شما نیز متشکریم.
پیروز باشید...
خط خطی راست میگه
شاید خواسته یا ناخواسته ادبیات اشتباهی در مورد نیشابور بکار می برید
من الان متن شما رو به این صورت تغییر بدم شما ناراحت نمی شید
:
ما همچنان معتقدیم ، استان شدن نیشابور، تربت حیدریه و حتی حالا سبزوار با رمز اتحاد و به شرط تلاش همدلانه است
اسرارنامه: سلام خدمت شما مخاطب گرامی .
برای ما بسیار ارزشمند است که مخاطبین عزیزمان مانند شما چنین با مطالب اسرارنامه ارتباط برقرار می کنند.
سرکار خانم محمدیان این دوست عزیز نیشابوری ما آقای علی قدسی که با نام مستعار "خط خطی" نظر می گذارند و وبلاگی با همین نام خط خطی نیز دارند ، در واقع بیش از آنکه از لحن بیان اسرارنامه دلخور شده باشند ، در حال بهانه گیری هستند.
رفتارهای ایشان از نخستین روزهایی که به جمع مخاطبین اسرارنامه پیوستند بیانگر نهایت تعصب ایشان نسبت به شهر نیشابور و در نقطه مقابل مخالفت و حساسیتشان نسبت به شهر سبزوار است. البته ایشان اخیراً در اثرارتباط مداوم با این مجله لحن کلام و بیانشان به روزتر ، رسانه ای تر و کنترل شده تر گردیده است.اما نخستین نظرات ایشان که در پایین مطلبی با عنوان «آیا صلح بهتر از جنگ نیست؟» که با نام علی گذاشته شد ، نشان می دهد که به ویژه در ابتدا تا چه اندازه احساسات کنترل نشده و تعصبات خشک و شدیدی روی زادگاه خود نیشابور داشتند که مانع تفکر منطقی و تصمیم گیری درستشان دراین زمینه می شد.
شما می توانید برای مطالعه سیر نظرات نظردهنده گرامی آقای خط خطی یا همان علی قدسی به این آدرس مراجعه نمایید :
http://www.asrarnameh.com/interviews.php?id=162
بدین ترتیب بدیهی است که چنین فردی هرگز نمی تواند بپذیرد در یک مطلب هرچند هم که منطقی تهیه شده باشد ، منافع نیشابور از نگاه وی به خطر بیافتد.
البته در مقاله فوق می بینید که نویسنده اسرارنامه هیچ توهینی به شهر نیشابور نکرده و در مورد نحوه نگارش اسرارنامه نیز توضیحات کامل و کافی به آقا علی دادیم که اگر ایشان می خواستند قانع شوند ، حتماً تا به حال قانع شده بودند.
البته آقای خط خطی قطعاً مجله اسرارنامه را به عنوان یک رسانه آزاد و بی طرف پذیرفته اند ، که در مطالب خود مصالح همه شهرهای عزیز خراسان از جمله نیشابور و سبزوار را در نظر می گیرد. اگر آقای خط خطی این مجله را نپذیرفته بود تا این اندازه ارتباط تنگاتنگ و روزبه روزی با آن برقرار نمی کرد و پای بحث با این مجله نمی نشست. پس همین حضور ایشان ، شما و سایرین در بخش نظرات اسرارنامه حتی اگر از مطالب ما انتقاد کنید ، خود مهر تأییدی بر کلیت مطالب این وبسایت است.که مخاطبین زیادی را همراه خود نگاه داشته و به اظهار نظر وامی دارد.
اما در مورد این بهانه جویی های آقای خط خطی می خوا هیم از خودتان بپرسیم آیا به نظر شما از یک مقاله طولانی مانند آنچه در اینجا مشاهده می کنید ، فقط یک عبارت «...و حتی نیشابور...» می تواند اینقدر بحث برانگیز باشد و دیگر محتوا و موضوع این مقاله هیچ جایی برای بحث و نظر ندارد؟ اگر چنین است پس چرا سایر مخاطبین اینقدر نظرات متنوع و متعددی در ارتباط با موضوع این مقاله داده اند؟
اگر هم واقعاً این نحوه کلام اسرارنامه که نهایت ادب و احترام را نسبت به هم مناطق عزیز خراسان رعایت کرده ، باز به مذاق آقای خط خطی خوش نیامده و ایشان را دل آزرده ساخته است ، آیا فکر نمی کنید این همه جزئی نگری و نازک بودن برای یک آقا اصلاً صحیح نیست و نشان از عدم تعادل وی دارد؟
حالا اگر مثلاً یک خانم محترمی مثل شما به این چیزها گیر می دادید می گفتیم خوب خانم است دیگر ، دل نازک و حساس ! اما این گیردادن های آقای خط خطی سر یک عبارت «... و حتی نیشابور...» می تواند نشان گر خیلی چیزها باشد.
به هرحال اسرارنامه در طول مدت ها ارتباط با مخاطبین و نظردهندگان بی شمار خود اینک به خوبی منظور و مقصود هر پیام و جنبه های مختلف آن را درک می کند و ما احساس می کنیم در نظرات آقای خط خطی آنچه بیشتر جلوه می کند روح تعصب خشک ایشان است نه ایرادی که ممکن است واقعاً به رفتار اسرارنامه وارد باشد.
به هرحال از این حضور و ارتباط خوبتان با اسرارنامه سپاسگزاریم.
امید که بازهم شاهد حضور گرمتان در این مجله باشیم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر ارزشمند شما.
صحیح می فرمایید. ائتلاف در این مطلب از اتحاد می توانست صحیح تر باشد.با این حال معمولاً واژگان مختلف در زبان های گوناگون دنیا به جز معنای دقیق لغوی ، یک معنای اصطلاحی وعرفی نیز دارند که در اینجا منظور اسرارنامه از اتحاد همان معنای ائتلاف بوده است.
به هرحال از نظرتان سپاسگزاریم و آن را در شماره بعدی صفحه مردمانه منتشر خواهیم کرد .
پیروز باشید...
من با قسمت هایی از نظرات شما مخالفم
اولا شهر بیرجند و بجنورد از تربت حیدریه جمعیت بیشتری دارند
دوما از مرکزیت(مشهد) فاصله بسیار بسیار زیادی داشتند
سوما نقشه استان خراسان از سال 1316 تغییری نکرده بود(به جز جدا شدن طبس)
اما در مورد امنیتی که گفتید:
مگر شما همان زمان که بیرجچند و بجنورد استاتن شدند شاهد نبودید در سبزوار چقدر شیشه بانک ها را شکستن یا نیشابور جاده را بستند تا اینکه معاونت استانداری را از خود کردند و سر و صدای سبزواتری ها بلند شد؟
نیشابور شهر ساکتی نیست ..مگر در قضیه مرغ یادتان رفت ک با یک اعتراض همه ترسیدند و مرغ در نیشابور فراوان شد
در خیلی قضیه های دیگه متوجه شدید هیچ وقت نیشابور در مقابل نا حقی و بی عدالتی ساکت نیست
حال اینکه خود مجله های سبزواری حتی از سخنان نماینده نیشابور در مورد تقسیم استان ها بیشتر یاد میکنند تا نمایندگان خود ! ایا این برای شما کافی نیست که اگر قرار باشد یک شهر مرکز استان شهرستان های سبزوار و نیشابور و کاشمرو.. شود آن نیشابور است نه سبزوار.و شهر های جنوبی تر استان مثل خواف و بجستان و گناباد جز خراسان جنوبی می شوند اما به دلایل امنیت و مصلحت کشور این کار صورت نخواهد گرفت
ضمن اینکه یادتان باشد تنها دو شهر در خراسان رضوی تنها ظرفیت لازم برای استان شدن دارند نه سه شهر. اگر جوری ک شما میرمایید باید تعداد استان های کشور عدد 3 رقمی باشد شک نکنید
اسرارنامه: خط خطی عزیز هم استانی گرامی نیشابوری ، شما ظاهراً بسیار علاقه دارید بحث ها را کش بدهید و هراز چندگاه یک بار سرهمان موضوع اول برگردید.
در جریان تمام مباحثی که تا کنون با هم داشته ایم بارها مشاهده کرده ایم که بعد از اینکه یک موضوع بررسی می شود و به نتیجه ای می رسیم که دیگر نمی توانیدآن را رد کنید ، یک سری مسائل جدید را مطرح می کنید بعد از آن دوباره برمی گردید سرهمان خانه اول که قبلاً پاسخ داده شده و مسأله حل شده است.
___________________
ببینید دوست عزیز بهتر است خود را اذیت نکنید و گول نزنید .با این رفتار مثلاً حتی اگر اسرارنامه را از پاسخ دادن به شما خسته کنید ، معادلات سیاسی و اداری و اجتماعی منطقه را نمی توانید تغییر بدهید.
به هرحال درست است که ما کار رسانه ای می کنیم تا اهداف ونظرات و خواسته هایمان را به گوش مسئولین برسانیم - که قطعاً تمام این موارد دائماً رصد می شود - اما تصمیم گیری و انجام کارهای اجرایی در این رسانه انجام نمی گیرد. که اگر انجام می گرفت ، تا الآن همه شهرهای سبزوار ، نیشابور ، تربت حیدریه ، قوچان ، کاشمر ، گناباد ، و شاید حتی بردسکن ، فیروزه ، جوین ، جغتای ، خواف ، رشتخوار ، فریمان و چناران هم استان شده بودند!!!! - البته امیدواریم باز این عبارت شاید حتی - را بد برداشت نکنید و دچار سوء تفاهم نشوید.
پس دوست عزیز بی خودی خود را خسته نکنید. با مغالطه و سفسطه و تکرار مکررات هیچ چیز عوض نمی شود.
****
اما در کل از آنجایی که صبر و حوصله مجموعه اسرارنامه بیش ازاین حرف هاست بازهم به بخش هایی از نظرات شما که جدید بیان شده است پاسخ می دهیم.
1- شهرستان های بجنورد و بیرجند هردو در سالی که مرکز استان شدند جمعیت کمتری از شهرستان تربت حیدریه داشتند. (چون تربت هنوز هیچ یک از بخش های خود را مستقل نکرده بود) گذشته از بجنورد و بیرجند ، نظرتان درمورد شهر سمنان چیست ؟ که کل این شهرستان جمعیت شهری و روستائیش روی هم 182000نفر است ؟
یا مثلاً شهرستان ایلام که 213000 نفر جمعیت دارد. (حالا پس از اینکه چندین سال است مرکز استان هستند این جمعیت را دارند. ببینید اول چه جمعیتی داشته اند؟ در حالی که شهر کرج با جمعیت میلیونی خود تازه دو سال است که استان شده)
پس نتیجه می گیریم که واقعاً عامل جمعیت عاملی مهمی هست ، اما برخی عوامل دیگر نظیر موقعیت جغرافیایی ، اهمیت سیاسی و فرهنگی ، دوری از مرکز فعلی استان و ... عوامل بسیار مهمتری هستند.و این را اسرارنامه نمی گوید ، روند تصمیم گیری های خود دولت و مجلس نشان می دهد. به عنوان مثال واقعاً در مورد تشکیل استان سمنان عادلانه این بود که چنین استانی تشکیل شود ، اگر نه مردمان شهرهای دامغان ، شاهرود ، سمنان و گرمسار و روستاهای وابسته به آنها که یا جزء استان خراسان قرار می گرفتند یا جزء تهران یا اصفهان یا مازندران ، پدرشان درمی آمد اگر هربار می خواستند برای یک کار اداری مسافتی چنین طولانی را تا شهر مرکز استان خود که از هرطرف حساب کنیم خیلی دور بود ، طی کنند.ولو اینکه جمعیت کل این منطقه (استان سمنان) تازه حالا به 613 هزار نفر رسیده است !!!
2- تغییر کردن و نکردن نقشه یک استان از چه سالی تا چه سالی به نظر شما خیلی عامل مهمی است؟یعنی مثلاً مسئولین سیاسی وامنیتی کشور دور هم می نشینند و می گویند ، آخ چه قدر دلم ازاین نقشه خراسان زده شده . حوصله ام سر رفت ، چه قدر همیشه یک نواخته ، بیایید تغییرش بدیم !
3- ما هم که همین را خدمتتان عرض کردیم . مردم هرچه قدر هم که تا پای جان پای حق و حقوقشان بیاستند ، اما وقتی دولت وقتی تصمیمی منطقی بگیرد که بداند می تواند از تصمیم خود دفاع کند ، انجام می دهد.و کسی هم او را سرزنش نمی کند. یعنی دولت آن زمان خواست که بیرجند و بجنورد را استان کند و کرد . فقط برای اینکه در لحظه کمی ناآرامی ها را بخواباند معاونت استانداری را به سبزوار و نیشابور داد.
4- ضمناً اطلاعاتتان را اصلاح کنید. اول سبزوار در سال 83 به فرمانداری ویژه و معاونت استانداری ارتقاء یافت و پس از آن نیشابوری ها اعتراض کردند و با چندماه تأخیر به فرمانداری ویژه ارتقاء یافتند . هرچند که عملاً برای هیچیک از این دو شهر تفاوتی ایجاد نشد.
5 - در مورد فاجعه موضوع مرغ در نیشابور که اصلاً نمی دانیم چرا اینجا مطرح می کنید. بله اما قبول داریم که می توانست در صورت ادامه پیدا کردن ضربه های بزرگی به فرهنگ و آبروی منطقه خراسان وارد آورد. لیکن اسرارنامه برای پرهیز از بروز حساسیت در میان هم استانی های نیشابوری به این موضوع وارد نشد. الان هم وارد نمی شود. شما هم سعی نکنید ، ما را وارد این مبحث کنید.قبل از شما هم برخی از مخاطبین سبزواریمان با نام مستعار (قابل توجه نیشابوری ها / شکموها مرکز استان نمی شوند !!!) وارد این موضوع شده اند که ما به آنها اجازه باز کردن بیشتر پرونده فاجعه مرغ در نیشابور را نداده ایم. برای مشاهده این مطلب می توانید به بخش نظرات آدرس زیر مراجعه کنید :
http://www.asrarnameh.com/interviews.php?id=58
6- این که فرمودید مجله های سبزوار مسئله تقسیم استان را بیشتر از زبان نماینده نیشابور بیان می کنند ، حرف بی سند و مدرکی است. که اتفاقاً برعکس آن بیشتر صادق است.
7- در مسئله تقسیمات کشوری تقریباً چیز بعید و نشدنی وجود ندارد. تنها چیز بعید این است که در حال حاضر در شمال شرق کشور ، نیشابور زودتر از سبزوار مرکز استان شود. تمام دلایل این موضوع را در مقاله بالا شرح داده ایم . روی نقشه هم برایتان مشخص کرده ایم . لطفاً دوباره با دقت و با پرهیز از احساساتی شدن این مطلب را مطالعه بفرمایید.
********
ضمناً نظرات بعدی شما اگر با همین سبک و سیاق ارائه شوند ، که شما بیشتر احساسات شخصی خودتان را ملاک قرار می دهید و موضوعات را به شکل واضحی آن طور بیان می کنید که خودتان دوست دارید ، نه آنطور که واقعاً هست ، این رفتار از نظر اسرارنامه غیرقابل قبول است. البته ما همه نظرات را تا وقتی خط قرمزهای اخلاقی و رسانه ای زیرپا گذاشته نشوند ، تأیید می کنیم اما نظرات بعدی شما مشمول تأخیر در زمان تأیید خواهند شد. شاید تأخیری از یک هفته تا چندماه .
تا در این مدت شما فرصت بیابیبد خودتان در مورد افکار و نظراتتان بیشتر بیاندیشید. وقتی که خیلی درگیر بحث می شوید ممکن است فراموش کنید که در مسابقه حاضر نشده اید و فقط سعی می کنید حرفی بزنید که شما برنده شوید و دیگر به این فکر نمی کنید که ا ینجا جایی است که با هم تبادل نظر و دیدگاه کنیم نه مسابقه بدهیم.
به هرحال از اینکه این ارتباط تنگاتنگ و صمیمانه را با اسرارنامه برقرار کرده اید سپاسگزاریم.
پیروز باشید...
در مورد نظر بعدی که گویا شما قصد و منظوری از "حتی نیشابور"
نداشتید باید عرض کنم این ادبیات نوشتاری از سوی شما را اصلا قبول ندارم زیرا ممکن است عده زیادی فکر کنند شما به نیشابوری ها بی عزتی و بی احترامی کردین که اینجوری میگین
من د وباره نظر خودتان را میذارم جلو خودتان دوباره مطالعه کنید و اگر پذیرفتید می توانستید به صورتی بهتری بیان کنید برای ما کافی است
"
(به کلمه \"حتی نیشابوری ها\" دقت کنید)
1-
......اصل اینجاست که همه مردم و همه شهرهای خراسان از سبزوار و تربت و کاشمر گرفته تا حتی نیشابور همه با هم دوست و برابر و برادرند.....
2- ....همه این حرف ها ما همچنان معتقدیم ، استان شدن سبزوار ، تربت حیدریه و حتی نیشابور با رمز اتحاد و به شرط تلاش همدلانه ....
"
-----------------------------
---------------------------
ضمن اینکه دوست دارم بدون حاشیه بحث ادامه پیدا کنه شما همیشه سه نکگته مهم یادتون باشه
1-نیشابور و سبزوار یا با هم استان می شوند یا هیچکدام زیرا این کمیسیون امنیت ملی که مهم ترین کمیسیون است غیر این را مطمئن باشید رد میکند چون باعث درگیری می شود تا چیزی به نام "مقاله صلح بهتر است".
2-واقعیت بعدی این است که با وجود شهرستان های بزرگی مثل دزفول و..و یا شاهرود که از مرکزیت جمعیت نسبی بیشتری دارد هیچ دلیلی ندارد که شهر 120 هزار نفری تربت بشود مرکز استان و اگر هم دولت قرار باشد شهری را به مرکز استان تبدیل کند مطمئن باشید ان از 200 هزار کمتر نیست(مثل نیشابور و سبزوار) و هیچ دولتی غیر از این ریسک نمی کند چون بقیه شهرستان های کوچک تر ادعای استانی شدن میکنند.
3-نیشابور و سبزوار هر دو با شهرستانهای اقماری که از ان جدا شده یا جدا خواهند شد جمعیتش را ببینید عددی است که به تنهایی از چندین استان بیشتر است-حال اگر سبزوار در استان خود بخواهد بردسکن و میامه و یا حتی شاهرود را اضافه کند این کاملا منطقی است که استان شود و یا نیشابور بخواهد کاشمر و خلیل اباد و بینالود و حتی کدکن را کنار خود داشته باشد این هم کاملا منطقی است از نظر جمعیتی
اسرارنامه: با سلام و تشکر از نظر و همراهی همیشگی شما دوست گرامی با مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار.
نظر شخصی شما البته قابل احترام است اما چنان که خدمتتان عرض کردیم ، قابل قبول نیست.چرا که توضیح کاملی هم خدمت شما دوست گرامی عرض کردیم. شما می توانید مجدداً این پاسخ اسرارنامه را در این قسمت مطالعه بفرمایید:
دقت کنید اسرارنامه گفت :
«..... دوست عزیز می بینید که مدیریت سایت در پاسخ به نظر فردی به نام /"خراسان مرکزی/" در واقع از شهرعزیز نیشابور دفاع کرده است.
انتظار می رود که خودتان تشخیص داده باشید ، چرا عبارت "حتی نیشابور" در کلام مدیریت این وبسایت به کار رفته است. چون در متن این مقاله بیان شده است که نیشابور در بحث تشکیل استان های جدید با سبزوار به شدت در رقابت است . پس وقتی اسرارنامه می خواهد پیام اخلاقی خود را منتقل نماید می نویسد ، همه شهرهای خراسان رضوی از بردسکن و کاشمر و سبزوار گرفته تا حتی نیشابوری ها(که رقیب سبزواری ها در استان شدن هستند) با یکدیگر دوست و برابر و برادرند.
بااین حساب دوست عزیز آیا فکر نمی کنید ، کمی مته به خشخاش گذاشته اید و سعی نموده اید ازکاه ، کوه بسازید.....»
* * *
ضمناً اگر کسانی باشند که به گفته شما این قدر زود برداشت های اشتباهی از موضوعات مختلف به عمل بیاورند باید در برخورد را رسانه های فرهنگی ، بیاموزند که طرز فکر ونگرش خود را اصلاح نمایند.
________________
________________
1- دوست عزیز ما که اعلام کرده ایم طرفدار استان شدن همزمان شهرهای سبزوار و نیشابور هستیم تا مردمان عزیز هردو شهرستان به حق و آروزی دیرینه خود برسند.
و به قول شما امنیت منطقه هم به خطر نیافتد. اما بدانیدکه اگر دولت نهایتاً با سنجیدن همه جهات و داشتن دلایل منطقی کافی به یک نتیجه برسد حتی بحث امنیت را هم میتواند با روش های خاص خود تأمین نماید. نمونه کامل این موضوع استان شدن بجنورد است که باوجود همه ناآرامی های نیشابور و سبزوار انجام گرفت. چون واقعاً باید انجام می شد.
2- توجه داشته باشید که در تشکیل یک استان فقط جمعیت شهری که می خواهدمرکز استان شود مهم نیست. جمعیت محدوده ای که قرار است در استان جدید قرار بگیرند مهمتراست. مگر غیر از این است که بجنوردو بیرجند جمعیت کمتری از سبزوار ، نیشابور ، تربت حیدریه ، دزفول و ... داشتند اما سالهاست استان شده اند؟
لذا منطقه جنوب خراسان رضوی به مرکزیت تربت حیدریه به لحاظ جمعیت درحال حاضر یکی از مناطق مستعد کشور برای تشکیل استان جدید است . مگر اینکه موانع دیگری در کار باشد.
3- در مورد جمعیت استان هایی به مرکزیت نیشابور و سبزوار درست می فرمایید.
این امکان از مدت ها قبل برای هردو شهر هست که با انضمام شهرها و مناطقی مانند اسفراین ، میامی ، کاشمر ، خلیل آباد ، بردسکن و ... به خود استانی جدید را تشکیل دهند. ضمن اینکه شاید ملاک های مهم دیگری هم درکار باشند که گاهی حتی بدون وجود جمعیت کافی تشکیل یک استان را ضروری جلوه دهند.
نظیر تشکیل استان سمنان با جمعیت حدود 600هزارنفر و مطرح شدن استانی در جزایز ایرانی خلیج فارس که فقط دلایل و اهمیت سیاسی داشت.
به هرحال هرچند ما معتقدیم منطقی ترین گزینه در حال حاضر برای شمال شرق کشور تشکیل دو استان به مرکزیت سبزوار و تربت حیدریه است ، اما امیدواریم محبوب ترین تصمیم ممکن به اجرا در بیاید. یعنی تشکیل سه استان به مرکزیت شهرهای سبزوار ، نیشابور و تربت حیدریه. که این مهم هرچند سخت است اما چنانکه در متن این مقاله گفتیم غیرممکن نیست.(فقط با اتحاد و تلاش مردم و مسئولین شدنی است)به قول ان شعر معروف : آری به اتفاق جهان می توان گرفت ....
پیروز باشید...
ممنون و سپاس که اومدید به وبلاگم سرز دید و اطلاع رسانی کردین
خب اول از همه جواب اقا بهروز و مدیریت سایت
اینکه گفتم تا نیشابور استان نشه سبزوار استان نمیشه کاملا درسته
اما کامل این حرفم که ننوشتم متاسفانه این بود که تا سبزوار هم استان نشه نیشابور هم استان نمیشه
و این دو شهرستان یا استان نمی شوند یا با هم استان می شوند
اسرارنامه: با سلام و تشکر از همراهیتان با اسرارنامه.
به هرحال دیدگاه شخصی شما به عنوان نظر یک هم استانی نیشابوری به جای خودمحترم ا ست اما اسرارنامه همچنان معتقد است هرچند استان شدن نیشابور به دلایل ویژگی های منطقه جغرافیایی که دارد قبل از استان شدن سبزوار ممکن نیست ، اما استان شدن سبزوار قبل از استان شدن نیشابور بلامانع است.
لیکن بهتر و مطلوب تر آن است که این هردو شهر بتوانند به صورت همزمان به مرکز استان ارتقاء یابند.
ان شاءالله با تلاش ها و پیگیری های همدلانه مردم و مسئولین و البته رسانه های این هردو شهر این هدف تحقق خواهد یافت.
پیروز باشید...
پروژه احداث راه اهن و مسیر حرم تا حرم مدتی هست که پیگیری نشده لطفا اطلاع رسانی کنید با تشکر
اسرارنامه: با سلام خدمت شما دوست گرامی .
پروژه راه آهن حرم تا حرم به طور کل هنوز در هیچ یک از مناطق مسیر راه آغاز نشده است.
اما مسیر سابق راه آهن تهران - مشهد در حال برقی کردن است و قاعدتاً پس از احداث دستک راه آهن سبزوار به سلطان آباد ، سبزوار نیز از این راه آهن برقی در ادامه مسیر برخوردار خواهد شد.
با تشکر از نظرارزشمندتان...
لطفاًتحقیق کنید ببینید صحت داره یا نه؟
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر ارزشمدشما دوست و مخاطب گرامی.
در مورد آمارهای موقتی اعلام شده درمنابع آماری جای هیچ گونه نگرانی نیست.
همانطور که در پاسخ به نظردهنده عزیز قبلی گفتیم ، در حال حاضر هم استانی های عزیز نیشابور در زمینه آمار جمعیت دچار نوعی شتابزدگی در برداشت شده اند. اما به زودی مطلب تحلیلی یکی از نویسندگان اسرارنامه را در خصوص آمار جمعیتی خراسان رضوی منتشر خواهیم کرد تا زوایای دقیق این موضوع برای همه مخاطبین گرامی اسرارنامه روشن شود.
این مطلب هم اکنون در نوبت انتشار است و احتمالاً تا کمتر از یک هفته دیگر در یکی از بخش های اصلی اسرارنامه منتشر خواهد شد.
تا آن زمان با ما همراه باشید...
در ضمن سایت آمار استان:http://www.khorasan.ir/amar/tabid/219/Default.aspx
در ضمن جمعیت شهرستان ها و مجموع نقاط شهری ومجموع نقاط روستایی هم نیز به طور جداگانه میباشد.لطفا حقیقیت را بپذیرید .
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
ما که خدمت دوست عزیز قبلی هم عرض کردیم. نوعی شتابزدگی در رفتار هم استانی های نیشابوری نسبت به اعلام جمعیت نفوس و مسکن در مناطق مختلف استان ایجاد شده است. طبیعی هم هست نیشابور به دلیل رقابت شدیدی که با سبزوار دارد برایش بسیار مهم است که حداقل بتواند درملاک جمعیت حتی اگر شده با فاصله ای بسیار اندک از سبزوار جلو بزند .
تحلیلی جامع و کاملی درمورد این موضوع توسط نویسندگان مجله اینترنتی اسرارنامه تهیه شده است که هم اکنون درنوبت انتشار است. ان شاءالله به زودی این مطلب تحلیلی در اسرارنامه منتشر خواهد شد و از شما دعوت می کنیم که با مطالعه آن مطلب دید دقیق تر و کاربردی تری ، نسبت به مسئله جمعیتی استان خراسان رضوی پیدا کنید.
البته آنچه در مورد آمارهای اعلام شده در منابع اینترنتی فرمودید صحیح است. اما همه آنچه باید گفته شود نیست.
منتظر مطالب بعدی اسرارنامه باشید.
با تشکر ...
من یه چیز جالب تو پاسخ مدیر سایت به مخاطبین دیدم که احساتس باید مدیر این سایت رفتار های خودش را مقابل نیشابوری های عزیز اصلاح کند
در پاسخ نظر فردی به نام \"خراسان مرکزی\" مدیر سایت می نویسد:
(به کلمه \"حتی نیشابوری ها\" دقت کنید)
1-
......اصل اینجاست که همه مردم و همه شهرهای خراسان از سبزوار و تربت و کاشمر گرفته تا حتی نیشابور همه با هم دوست و برابر و برادرند.....
2- ....همه این حرف ها ما همچنان معتقدیم ، استان شدن سبزوار ، تربت حیدریه و حتی نیشابور با رمز اتحاد و به شرط تلاش همدلانه ....
مدیر عزیز لطفا این کارها را نکنید شاید خودتون نمی تونید احساساتتون رو کنترل کنید اما نمی دونم نیشابوری ها چه هیزم تری به شما فروختن! که به این لحن صحبت میکنید.
امیدوارم شعار صلح و آشتی شعار نباشد بلکه این خراسانی بودن خودمان نقطه ای برای اتحاد باشد و حتی بعد از جدا شدن استان های خراسان (مثل خراسان شمالی و جنوبی)نیز باید این وحدت حفظ گردد
اسرارنامه: با سلام خدمت شما دوست و هم استانی عزیز نیشابوری ...
برادر عزیز حالا که آخر سر خودتان هم حرف های مجله اینترنتی اسرارنامه را قبول کردید و برنظرات مدیریت این سایت صحه گذاشتید ، چرا از اول اینقدر در مقابل حرف حق مقاومت کردید و لقمه را دور دهان خود پیچاندید؟
این دیدگاه همیشگی اسرارنامه بوده است که ایجاد سه استان جدید با مرکزیت سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور در منطقه شمال شرق کشور امکان تحقق دارد. فقط نیاز به همدلی و اتحاد بین مردم و مسئولین این سه منطقه وجود دارد.
ضمناً خیلی خوشحالیم از اینکه همه مطالب اسرارنامه را با این دقت و با این شکل موشکافانه می خوانید و نقد و بررسی می کنید و در نهایت انتقادات و پیشنهادهای خود را برایمان ارسال می نمایید. اگر مسلمانان با همین جدیت قرآن را مطالعه می کردند ، امروز جهان اسلام اوضاع بهتری داشت.
اما دوست عزیز می بینید که مدیریت سایت در پاسخ به نظر فردی به نام /"خراسان مرکزی/" در واقع از شهرعزیز نیشابور دفاع کرده است.
انتظار می رود که خودتان تشخیص داده باشید ، چرا عبارت "حتی نیشابور" در کلام مدیریت این وبسایت به کار رفته است. چون در متن این مقاله بیان شده است که نیشابور در بحث تشکیل استان های جدید با سبزوار به شدت در رقابت است . پس وقتی اسرارنامه می خواهد پیام اخلاقی خود را منتقل نماید می نویسد ، همه شهرهای خراسان رضوی از بردسکن و کاشمر و سبزوار گرفته تا حتی نیشابوری ها(که رقیب سبزواری ها در استان شدن هستند) با یکدیگر دوست و برابر و برادرند.
بااین حساب دوست عزیز آیا فکر نمی کنید ، کمی مته به خشخاش گذاشته اید و سعی نموده اید ازکاه ، کوه بسازید.
حالا اینجا سئوال پیش می آید که مگر مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار به شما هم استانی عزیز نیشابوری چه هیزم تری فروخته است ، که چنین تهمت هایی را به آن نسبت می دهید؟
امیدواریم حالا که اسرارنامه را به عنوان رسانه ای همیشگی برای خود انتخاب کرده و دائماً با آن در ارتباط هستید ، به سبک اسرارنامه بیاموزیدکه در مسیر صلح و دوستی و برابری و برادری بین تمام مردم و شهرهای منطقه حرکت کنید و یک سبزواری را به عنوان برادر دینی و هم وطن خود دقیقاً مانند یک همشهری نیشابوریتان دوست داشته باشید و بین آنها فرقی نگذارید. چنانکه می بینید اسرارنامه در عمل تمام تلاش خود را در این راستا انجام داده است.
تنها در این صورت است که اتحاد همیشگی ما تا ابد حفظ خواهد شد.
ان شاءالله...
اسرارنامه: دوست عزیز به نظر می رسد شما و بسیاری از دوستان و هم استانی های گرامی در شهرستان نیشابور در مواجهه با اعلام اولیه جمعیت نقاط شهری و روستایی استان دچار شتابزدگی شده اید . حال آنکه پس از انجام سرشماری 90 چند تغییر اساسی از جمله تأسیس چند شهرستان جدید در استان (در منطقه سبزوار ، نیشابور و تربت جام) به وقوع پیوست که آمارهای سرشماری 90 را تحت تأثیر قرار می دهد.
ضمناً آنچه منابع آماری درمورد جمعیت شهری اعلام می کنند جمعیت همه نقاط شهری موجود در یک شهرستان را مطرح می نماید. نه فقط جمعیت یک شهر مرکزی را.
لذا با این تفاوت کمی که در حال حاضر بین دو شهرستان سبزوار و نیشابور وجود دارد ، نمی توان با این اطمینان گفت نیشابور از سبزوار پرجمعیت تر است یا سبزوار!
اسرارنامه به زودی دراین زمینه تحلیلی منتشر خواهد کرد. با ما همراه باشید...
اسرارنامه: با سلام خدمت شما مخاطب گرامی.
این مشکل به بخش فنی اطلاع داده شد.
اگر شما همچنان در استفاده از بخش عکسنامه با مشکل مواجه می شوید ، احتمالاً مرورگر اینترنتی شما دچار مشکل شده است.و یا دلایل دیگری وجود دارد که برای اسرارنامه مشخص نیست.
با تشکر از همراهی و همکاریتان با مجله اینترنتی اسرارنامه.
پیروز باشید...
اگر نیشابور استان نشود سبزوار هم استان نمی شود هر چند که ظرفیت های لازم را دارد
خب چرا؟دلیلشم بگو لطفا
جرا اول باید نیشابور استان شه؟
قبلش به نقشه استان خراسان رضوی یه نگاه بندازی بد نیست
اسرارنامه: حق با شماست دوست عزیز.
به نظر می رسد نظر دوست عزیزمان با نام خط خطی کاملاً برعکس اعلام شده است. چون ادعای صحیح با توجه به وضعیت جغرافیایی استان خراسان رضوی و نقشه تقسیمات سیاسی این استان ، آن است که بگوییم : اگر سبزوار استان نشود ، نیشابور هم استان نمی شود.
این جزء بدیهیات است.
در حال حاضر واقعاً بسیاری از اولویت ها از جمله دوری از مرکز استان فعلی و داشتن مرز مشترک با دیگر استان ها و ... به نفع سبزوار است.
من قبلا یکی از منتقدان اصلی مطالب شما بودم البته هنوز با بعضی هاش مخالفم.
اما این نوشته جدید که بوی وحدت داشت کاملا موافقم
اگه یادتون باشه منو میشناسید من از نیشابورم و زادگاه جدی من از منطقه کوه میش سبزوار است.
نباید همه چیز رو واسه خودمون خواسته باشیم
بدون اتحاد هیچ کاری انجام نمیشه.اما باید واقع بین باشیم.نیشابور و سبزوار شرایط استان شدن را دارند قبول..اما تربت حیدریه حداقل از نظر جمعیتی خیلی ظرفیت کافی ندارد و بدون جدا شدن تربت حیدریه نقشه استان نیشابور و خراسان رضوی جالب نمی شود و شاید تصویب نشود و اگر نیشابور استان نشود سبزوار هم استان نمی شود هر چند که ظرفیت های لازم را دارد
در میان نظرات کاربران نیز بازم نظراتی رو دیدم که باعث تاسفه که بعضیا هنوز پی اختلافات هستند
با امید استان شدن هر سه
ولی بذار خیالت را راحت کنم تاریخ و فرهنگ سبزوار صد برابر از نیشابور برتری داره.
تازه خیلی هم به یک کم سرسبزتر بودن نیشابور از سبزوار نبالید. اگر راست می گید نیشابور رو با چالوس - آستارا ، رامسر ، نوشهر ، ساری ، مقایسه کنید تا ببینید نیشابور خیلی با سبزوار فرقی نداره.
همش از دید خودتون نگاه نکنید خوبه نظر دیگران رو هم در مورد شهرتون جویا بشید تا بهتون بگن این همه توهم شما درست نیست. چون به قول اسرارنامه کمال الملک کلاً آبی پاکی رو دست شما ریخته و نیشابور را گوشه ای ازبیابان معرفی کرده.
اینم آدرس : http://www.asrarnameh.com/essays.php?id=598
اسرارنامه: دوست عزیز در این که سبزوار یکی از ریشه های مهم فرهنگی و تمدنی خراسان است شکی نیست. اما به هرحال بقیه نقاط نظیر نیشابور هم برای خود صاحب افتخارند و به نظر می رسد باید هم سبزواری ها و هم نیشابوری ها در بحث حرمت یکدیگر را رعایت کنند.
ما به هرحال امروز هم به پشتوانه چندهزارسال تاریخ و فرهنگمان درخراسان ، طلایه داران صلح و دوستی شهرهای همسایه هستیم. پس باید حتی اگر انتقادی را بیان می کنیم با محبت و دوستانه باشد.
با تشکر ...
در ضمن این بخشو تو قسمت طنز بذار یکم بخندیم
اسرارنامه: دوست عزیز اگر تصمیم دارید با این افکار زشت خود به یکی از مهمترین شهرهای تاریخی و تاریخ ساز ایران توهین کنید ، حداقل نام خراسان را بر خود نگذارید. البته شاید شما مانند برخی از همشهریان متوهم خود بدون هیچ دلیلی خراسان را فقط در نیشابور خلاصه می بینید . اما به هرحال شما هرطور که فکر کنید تفکر شما برای دیگران سند نیست.
راستی بد نیست بفرمایید نظرتان در مورد تبعید کمال الملک به نیشابور وجمله معروف او که در وصف نیشابور گفته است : «من گوشه ای از بیابان را اختیار کرده و به دو فنجان شیر قناعت کرده ام که بقیه عمر را بکوشم تا گذشته را فراموش کنم»
چیست؟
منظور اینجانب از مطالب عنوان شده در نوشته قبلی، همانطور که در آنجا هم مشخص است، در مورد نام گذاری منطقه است، که ظاهرا توسط دوستان بد برداشت شده و یا اینکه توسط نگارنده به درستی عنوان نشده بود که اگر اینطور بوده پوزش می طلبم.
بازهم از شما دوستان تشکر می کنم.
شما هم در مورد افراد، اینطور سریع قضاوت نکنید، بنده به عنوان یک شهروند تربتی همانند شما افتخار می کنم که از دیار فرهنگ و علم و ادب، خراسان
هستم.
به امید روزهای بهتر..
اسرارنامه: با سلام مجدد خدمت شما هم استانی عزیز از هرکجای خراسان که هستید!
دوست عزیز خوب است همیشه در هنگام گفتگو ، مراقب این باشیم که مبادا با رفتار و کلماتمان منظوری جز آنچه در ذهن داریم را به دیگران منتقل نکنیم.
مانند آنچه در نظرات قبلی شما پیش آمد.
فقط کافی است یک بار دیگر به دو نظر قبلیتان مراجعه کنید تا متوجه شوید که لحن گفتار شما به صورت عمداً یا سهواً به هیچ وجه دوستانه نبود.
البته ما همانطور که مشاهده می کنید از مخاطبین عزیزمان ناراحت و دلخور نمی شویم و چون بنای کار را بر داشتن سعه صدر و فراهم آوردن فضایی منطقی و به دور از احساسات قرار داده ایم ، تقریباً تمامی نظرات را با پاسخی مناسب منتشر می کنیم.
از حضور و نظر شما دوست گرامی نیز همواره خوشحال شده و استقبال می کنیم.
به امید دیدار مجددتان دراین مجله ...
اولا با توجه به مطالب گفته شده و شواهد روشن، بدیهی است که کاشمر تابع خراسان مرکزی و تربت حیدریه است و ترسیم وضعیت این شهرستان بدین صورت، امر خوشایندی برای مردم این خطه نمی باشد.
ثانیا اگر باز به نقشه ای که خودتان ترسیم کرده اید! نگاهی بیندازید، متوجه می شوید که نام خراسان شرقی تناسبی با موقعیت استان ترسیم شده ندارد و همان نام خراسان مرکزی که از قدیم متعلق به این منطقه بوده و در سال 83 هم با این نام خواستار استان شدن بود،برازنده ی آن است و اگر عده معدودی این نام را جدیدا روی شهر و دیار خود گذاشته و می خواهند با جعل عنوان منطقه ی ما برای خود موقعیتی کسب کنند بدانند که با این کار راه به جایی ندارند و به جای آن بهتر است روی موقعیت و توانایی های خود مانور بدهند. بنابراین از شما بزرگواران هم خواهشمند است که برای منطقه ی ما و نام آن تعیین تکلیف نفرمایید، ما مردم منطقه بهتر نام خود را می شناسیم و شما بهتر است به جای صرف وقت جهت انتخاب نام برای منطقه ما، به فکر دیار سبزوار و سربداران باشید، همانطور که مردم منطقه خراسان مرکزی هیچ گاه برای شما سبزواری های عزیز تعیین تکلیف نکرده اند.
پایدار و سربلند باشید
اسرارنامه: سلام دوست عزیز خراسانی.
اینهمه عصبانیت و لحن تند کلام شما در آخرین پیامتان جای تعجب دارد!
لحن کلام و از کوره در رفتن شما آن هم در حالی که از خود هیچ نام ، آدرس و نشانه ای نگذاشته اید شاید برخی مخاطبین را به این گمان بیاندازد که اصلاً شما از ناحیه خراسان مرکزی (تربت حیدریه) نیستید!!! (این موضوع در اسرارنامه سابقه دارد)
به هرحال با توجه به اینکه مقاله اسرارنامه طوری تنظیم شده است که نهایت احترام را برای همه مردم مناطق مورد ذکر (غرب خراسان ، مرکز ، جنوب ، شرق و...) قائل شده دیگر به لحاظ منطقی هیچ جایی برای اینگونه گفتار باقی نمی ماند.
مگر برای کسانی که نه از منطقه شریف تربت حیدریه و نواحی اطراف آن بلکه از برخی نقاط دیگر همواره با نگاهی حسادت آمیز به سبزوار ، تربت ، کاشمر و دیگر نواحی نگریسته ا ند. البته اصل اینجاست که همه مردم و همه شهرهای خراسان از سبزوار و تربت و کاشمر گرفته تا حتی نیشابور همه با هم دوست و برابر و برادرند. اما فقط عده ای اندک در این میان متوهمانه نسبت به دیگران براساس ملاک هایی پوچ احساس برتری می کنند و به همین خاطر انتظار دارند بقیه وظیفه بله قربان گوی محض خواسته ها و غرورهای کاذب آنها باشند و وقتی که بقیه این خواسته بی دلیل آنان را اجابت نمی کنند ، از کوره درمی روند و در پس هر نام و نشانی سعی می کنند فقط برطبل دشمنی بکوبند.
ما به شما دوست عزیز توصیه می کنیم اهل هرکجا که هستید به حرمت ایرانی بودنتان ، چنین رفتاری را در پیش نگیرید.
ضمناً همانطور که می بینید اسرارنامه برای هیج کجا تعیین تکلیف نکرده است.
بلکه کاشمری ها را به عنوان مردمانی متمدن و صاحب فرهنگ و صاحب تصمیم ، مختار گذاشته است تا خود بین دو استان سربداران (خراسان غربی) ویا خراسان مرکزی ( شرقی ) به مرکزیت تربت حیدریه یا باقی ماندن در خراسان رضوی تصمیم گیرنده باشند.
در مورد اسامی استان ها نیز ما فقط احتمالات مطرح شده را ، بیان کرده ایم وقطعاً اگر شما هم با منطق این بحث را بررسی می کردید می دیدید هیچ تعیین تکلیفی در کار نبوده است.
درنتیجه همه این حرف ها ما همچنان معتقدیم ، استان شدن سبزوار ، تربت حیدریه و حتی نیشابور با رمز اتحاد و به شرط تلاش همدلانه تمامی مردمان این مناطق امکان پذیراست.
پس بیایید همدلانه تلاش کنیم.
به امید پیروزی ...
اینجانب هم با نظر شما کاملا موافقم که هیچ رقابتی بین تربت حیدریه و سبزوار نه در بحث تقسیم استان و نه موضوعات دیگر وجود ندارد. و مردم تربت نسبت به سبزواری های عزیز ارادت دارند، صرفا به دلیل طولانی شدن موضوع بود که این مساله مطرح نشد.
شاید اگر در سال 83، اختلاف بین مردم سبزوار و نیشابور بر سر تقسیم استان نبود، همان زمان بحث استان شدن تربت هم انجام می گرفت، از این جهت منطقه تربت از اختلاف سبزوار و نیشابور متضرر گردید.
در مورد وضعیت کاشمر هم قبلا توضیحاتی ارائه شد، شاید برای استان شدن سبزوار، الحاق کاشمر به آن به نفع سبزوار باشد، اما بدیهی است که منفعتی برای کاشمر ندارد، چون باز هم فاصله اش تا مرکز استان زیاد می شود و از این رو آنها ترجیح می دهند که همان تابع مشهد باقی بمانند! از طرفی به دلیل نزدیکی به تربت، این دو شهر از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و .. کاملا به هم وابسته اند و این یک مساله بدیهی است.
به امید موفقیت برای همه سبزواری های عزیز
اسرارنامه: با سلام مجدد.
دوست عزیز خراسانی به نظر می رسد ما به طور کلی در مباحث اصلی با یکدیگر توافق نظر داریم . برخی مطالب جزئی هست که کمی محل بحث است اما خیلی مهم نیست.و در اصل موضوع اختلافی ایجاد نمی کند.
به هرحال ما دیدگاه هایمان را در مورد اختلافاتی که از نظر ما بین شهرهای مختلف خراسان در مسئله تقسیم استان وجود دارد ، در متن مقاله و نیز در پاسخ به برخی نظردهندگان عزیز قبلی بیان کرده ایم و همچنین در مورد کاشمر هم معتقدیم پیوستنش به هریک از دو شهر تربت حیدریه یا سبزوار از جهاتی فوایدی دارد و از جهاتی مضراتی .
با این حال چنان که قبلاً هم عرض کردیم تأکید ما در حال حاضر بر حفظ اتحاد و تلاش همدلانه همه شهرها و مناطق در مرحله اول برای تقسیم و کوچک شدن خراسان رضوی است.
چون حتی مثلاً اگر فعلاً فقط یکی از دو شهر تربت یا سبزوار هم استان شوند باز همین که استان خراسان رضوی کوچکتر شده و به لحاظ اداری جمعیت کمتری زیرنظر مدیریت فعلی باقی می ماند خود به نفع سایر مکان هاست.
پس انشاالله به امید تلاش همدلانه سبزواری ها ، تربتی ها ، نیشابوری ها و دیگر شهر و روستاهای منطقه در جهت تقسیم هرچه عادلانه تر و کارشناسانه تر خراسان رضوی...
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام خدمت شما همشهری گرامی.
بله . بحث اختلاف شهر اسفراین با بجنورد و تمایل اسفراین به بازگشتن به خراسان رضوی و به ویژه قرار گرفتن در استان خراسان غربی همواره یکی از گزینه های مطرح بوده است. اما معلوم نیست که این موضوع تا چه حد امکان تحقق پیدا کند. زیرا مسائل تقسیمات سیاسی همواره مسائل پردامنه و سنگینی بوده و موافقان و مخالفان بسیاری داشته است.
ضمناً ناحیه سربداران چون از شمال ، غرب و جنوب در ناحیه مرزی استان خراسان رضوی قرار دارد این امکان را دارد که از آن نواحی نیز برخی شهرها و روستاها را با خود همراه کند. که هرچند شاید به لحاظ جمعیتی چندان جمعیت استان را افزایش ندهند اما به لحاظ موقعیت سیاسی و لزوم محرومیت زدایی از مناطق کویری و دور از مراکز استان ، ضرورت تشکیل استان سربداران را بیشتر می کنند.
با این حال به نظر می رسد شاید بهتر باشد فعلاً به این موضوع ورود پیدا نکنیم. ما بیشتر در مورد کارهایی که تا کنون شده یا انجام شدن آن قطعی است صحبت کرده ایم . مطرح کردن زودهنگام برخی مسائل باعث برخی حساسیت ها می شود.
یعنی در واقع این از آن موضوعات است که فعلاً نیاز به حرکت چراغ خاموش دارد.
پیروز باشید....
در بحث تقسیم خراسان رضوی، موضوع تربت حیدریه از سبزوار و نیشابور جداست، چون این دو شهر تقریبا یک موقعیت و جمعیت رو دارند و سر همین مساله است که همواره به به چشم رقیب به هم نگاه می کنند، از طرفی با اینکه چند تا از بخش هاشون به شهرستان ارتقا یافته یا قرار است ارتقا یابد، اما تربت با داشتن حداقل ده شهرستان اقماری و گستردگی جغرافیایی از شرق تا غرب و از مرکز تا جنوب استان فعلی، موقعیت کاملا متمایز و برتری دارد که جمعیتی حدود 1.5 میلیون نفر را شامل می شود.
همانطور که اشاره شد، نیشابور و سبزوار به دلیل موقعیت شان همواره در همه مسائل با یکدیگر رقابت دارند، از جمله در بحث تقسینم استان و مرکز استان شدن، اما تربت هیچ رقابتی با آنها ندارد و خیلی آرام و منطقی برای رسیدن به حق خود و دیگر مردم شریف منطقه جنوب خراسان رضوی که نسبت به دیگر مناطق استان محرومیت بیشتری دارند، تلاش می کند. از جمله این تلاش ها، ایجاد زیر ساخت های اساسی از جمله دو بانده شدن جاده های اصلی منطقه، ساخت راه آهن شرق، ساخت راه آهن تربت خواف و ادامه آن در کشور افغانستان، آغاز ساخت فرودگاه شهید مدرس، تجهیز معادن عظیم سنگ آهن خواف با صدها میلیارد تومان سرمایه گذاری، دو کارخانه فولاد، نیروگاه حرارتی، دانشگاه دولتی تربت و دانشکده های گناباد و کاشمر و موارد بسیاری دیگر که در این مجال قابل ذکر نیست.
بحث دیگر در مورد شهرستان کاشمر می باشد که مشاهده شد ظاهرا در بحث تقسیم استان مورد مناقشه قرار گرفته، حال آنکه هیچ بحثی در این مورد نیست، کاشمر در فاصله 75 کیلومتر تربت واقع شده، حال آنکه در فاصله حدود 175 کیلومتری سبزوار و 130 کیلومتری نیشابور قرار دارد، در حالیکه این دو مسیر، مسیرهای کوهستانی و پر پیچ و خم نیز هستند، یعنی این شهر در مقایسه با نیشابور و سبزوار، کاملا نزدیک به تربت قرار گرفته، نکته مهم دیگر اینکه فرودگاه شهید مدرس که مشترک بین تربت و کاشمر است، در منطقه شادمهر در دست احداث می باشد که این خود به وضوح ارتباط نزدیک بین تربت و کاشمر را مشخص می کند.
مطالب دیگری هم هست که بعدا به سمع و نظر شما خواهد رسید.
با امید به اینکه شهرهای بزرگ سبزوار و نیشابور هم به حق واقعی خود در تقسیم استان دست پیدا کنند.
با تشکر مجدد از دوستان
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر ارزشمند شما هم استانی گرامی.
از ا ینکه به مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار اعتماد کرده و نظرتان را با ما و مخاطبین گرامی ا ین وبسایت در میان گذاشته اید خوشحالیم.
دوست عزیز آنچه در مورد رقابت اینکه نیشابور در همه زمینه ها با سبزوار رقابت می کند ، صحیح است. اما به نظر نمی رسد این رقابت نیشابور فقط با سبزوار باشد. بلکه در برخی زمینه ها اتفاقاً نیشابوری ها که تقریباً مطمئن هستند نمی توانند در بحث تقسیمات استان خراسان رضوی از سبزوار جلو بیافتند ، رقابت تقریباً محسوسی را با تربت حیدریه آغاز کرده اند. برای این گفته دلایلی داریم که می توانید برای مطالعه دقیق آن رجوع کنید به پاسخ اسرارنامه به نظردهنده ای با نام "تربت ما" در چند ردیف پایین تر از شما نظر گذاشته است.
اما یک مسئله مهمتر این است که توجه داشته باشیم شهرهای سبزوار و تربت حیدریه اصولاً هیچ رقابتی با یکدیگر ندارند و البته به خاطر مسافت زیاد و جدایی کامل حوزه های جغرافیاییشان اصولاً نمی توانند رقابتی داشته باشند.
لذا از نظر ما اگر همین حالا هم تربت حیدریه در محدوده خودش در جنوب و مرکز خراسان استان جدیدی را تشکیل دهد نه تنها منافع سبزوار را به خطر نمی اندازد بلکه حتی با کاهش پیچیدگی های منطقه ای کمکی به استان شدن سبزوار هم کرده است. برعکس این موضوع هم صادق است و استان شدن زودتر سبزوار نیز می تواند به استان شدن تربت حیدریه و نیشابور کمک کند.
مسئله تنها نیشابور است که در این میان با ادعای زودهنگام خود برای استان شدن ، کمی اوضاع استان را آشفته کرده است.هرچند ما معتقدیم می توانیم این تلاش های نیشابوری ها را در جهت منافع عمومی همه شهرهای استان هدایت کنیم . به طوری که همانطور که در متن این مقاله گفتیم تلاش نیشابوری ها برای استان شدن ، به صورت غیرمستقیم به استان شدن سبزوار و تربت به صورت همزمان یا جلوتر از نیشابور کمک می کند. پس حتی در این زمینه هم جای نگرانی زیادی وجود ندارد.
اما در مورد کاشمر باید خدمتتان عرض کنیم از نظر مجله اینترنتی اسرارنامه نیز به خاطر نزدیکی زیاد کاشمر به تربت حیدریه و سایر دلایل آن شهر می تواند در استانی به تابعیت تربت قراربگیرد. و این موضوع برای استان شدن سبزوار خطری ایجاد نمی کند . چون با وجود حدود 8 شهر دیگر در غرب استان خراسان رضوی و جمعیتی حدود 800هزار نفر -برابر با استان خراسان شمالی و بیشتر از استان سمنان و خراسان جنوبی و ...- سبزوار چندان نیازی به حضور شهرستان های بیشتر ندارد.
اما فقط دو مسئله وجود دارد که باید به آنها توجه کنیم :
1- ممکن است توسط کارشناسان و مسئولین امر چنین تشخیص داده شود که چون جمعیت استان خراسان مرکزی و تعداد شهرهای آن بدون کاشمر هم حدود یک میلیون نفر می باشد ، این زیادی جمعیت و تعدد شهرها برای یک استان تازه تأسیس چندان امر مطلوبی نیست و ممکن است آسیب هایی به همراه آورد. لذا شاید بهتر باشد که کاشمر به تابعیت یک استان دیگر دربیاید.
2- نظر خود کاشمری ها را نیز باید در نظر گرفت.شاید آنها خودشان ترجیحات خاصی مد نظر داشته باشند. به همین خاطر است که ما نیز در همین نقشه که ترسیم شده ، سعی کرده ایم شهرستان عزیز کاشمر را برای پیوستن به هریک از استان های جدید احتمالی مختار بگذاریم.
با تشکر مجدد از نظر ارزشمند شما دوست عزیز.
به امید تشکیل هرچه سریعتر
استان سربداران (خراسان غربی) به مرکزیت سبزوار
استان خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه ،
استان بینالود به مرکزیت نیشابور
شب درازست قلندر بیدار.به زودی..
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر ارزشمند شما دوست گرامی.
بسیاری از پیشنهاداتی که ارائه دادید ، ارزشمند بود . البته بعضی از این موارد هم نقاط ضعفی دارند. اما به هرحال به عنوان نظر شخصی یکی از شهروندان محترم سبزواری قابل بررسی است.
این مطلب شما در شماره بعدی صفحه مردمانه انعکاس خواهد یافت.
پیروز باشید...
حالا دیگر می دانند تاریخ و فرهنگ و شکوه نیشابور هر طور که باشد برای نیشابوری ها به همان اندازه ارزش دارد که تاریخ و فرهنگ و شکوه سبزوار هرطور که باشد برای سبزواری ها و تربت برای تربتی ها و کاشمر برای کاشمری هاو ... ارزش دارد...
من از شما ممنونم که این موج جدید و این رفتار جدید را راه انداختید.یک مدت همه سایت های سبزوار و نیشابور ، به خصوص نیشابور انگار مسخ شده بودند.و حرف جدیدی برای گفتن نداشتند. اما حالا خدا را شکر حرف های جدید دارند.
ممنونم اسرارنامه
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر ارزشمند شما دوست گرامی و همیشگی اسرارنامه .
قاسیمان عزیز در رابطه با آنچه فرمودید لازم می دانیم این توضیحاتی را تقدیم شما و سایر مخاطبین عزیز کنیم:
از دیدگاه مجله اینترنتی اسرارنامه رسانه موفق در ابعاد محلی و ملی رسانه ایست که :
1- نیازهای روز مخاطبین خود را در انتشار خبرها و تحلیل ها در نظر بگیرد.
2-با مخاطبین روراست باشد.
3- تکنیک ها و هدف های مشخص خود را داشته باشد.و به لحاظ تکنیکی و محتوای از دیگر رسانه ها به صورت کورکورانه تقلید و پیروی نکند.
4- صلح جو باشد و اتحاد با دیگر رسانه ها و دیگر شهرها را بر تفرقه افکنی و ستیزه گری ترجیح دهد.
5- در مطالب خود مصالح کلی جامعه را در نظر بگیرد و فقط در راستای خواسته های یک قشر خاص حرکت نکند.
6- به دام تکرار نیافتد.
7- در مطالب خود جانب انصاف را رعایت کند و یک جانبه نگر نباشد.
و ...
با توجه به ملاک هایی که در بالا اشاره شد اسرارنامه یا هر رسانه دیگری تا هرزمان که بتواند این ملاک ها را در رفتار و حرکت خود رعایت کند ، موفق خواهد بود و مخاطبین خاص خود را خواهد داشت. و در نقطه مقابل هر رسانه ای که از این ملاک ها فاصله بگیرد به میزان فاصله گرفتنش محبوبیت و اثرگزاریش در جامعه مخاطبین کمتر و کمتر خواهد شد.برخی وبسایت های نیشابور که شما اشاره کردید حال فرقی نمی کند این رسانه ها وبلاگ های نیشابور باشند یا دیگر رسانه های ملی و محلی ...
امیدواریم مجله اینترنتی اسرارنامه بتواند همواره با راهنمایی های ارزشمند شما دوستان در مسیر رعایت ملاک های گفته شده حرکت کند.
در پایان بازهم از شما دوست همیشگی و وفادار مجله اینترنتی اسرارنامه سپاسگزاری می کنیم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
چرا شما اینقدر دوست دارید برخورد پرخاشگرانه و ستیزه جویانه ای از خود به نمایش بگذارید؟
آن هم در محیط فرهنگی !!!
به هرحال آنچه ما در پاسخ به نظردهنده قبلی گفتیم ، همه عین حقیقت بود و مخاطبین گرامی نیز خودشان این موضوع را درخواهند یافت. اما در مورد آن بنده خدایی که نامش را بردید ، بد نیست با خودتان یک فکری بکنید و ببینید آیا رواست در ماه مبارک رمضان تا این حد نسبت به بندگان خدا بد بین و تهمت زن باشید.البته ما نمی دانیم شما اهل نماز و روزه هستید یا نه ؟ اما یک انسان حتی اگر گبر و غیرمسلمان هم باشد باز اخلاق انسانی می گوید نباید بدون دلیل و مدرک کافی به کسی تهمت بزنیم. شما فکر کنید شاید آن بنده خدا اصلاً روحش هم از این موضوع خبر نداشته باشد. اما شما به راحتی نامش را با افکار منفی و تهمت بر زبان می آورید.
کمی بیاندیشید.
ماه ماه رمضان است. ماه فرصت هاست.
درکوران تعصبات قومی و شخصی ، فرصت اندیشیدن را از خود دریغ نکنید.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام دوست عزیز.
آنچه در ادامه گفته خواهد شد ضمن پاسخ به شما دوست عزیز ، سخنی با همه مخاطبین عزیز وبسایت روزنه نیشابور است که می دانیم قطعاً به این صفحه سرمی زنند و این مطلب را مطالعه خواهند کرد :
ضمن سلام و عرض احترام به همه شما گرامیان.
طبق گزارش دوستانمان در روزهای گذشته برخی وبسایت های محلی نیشابور در اثر سوء تفاهماتی ساده و پیش پاافتاده به انتشار مطالبی در مورد مجله اینترنتی اسرارنامه پرداخته اند که این مطالب بیشتر از آنکه نقد اسرارنامه باشد به نظر می رسد بیان کننده درون پرغوغا و آشفته مدیران محترم آن وبسایت ها بوده وما دیگر چون همیشه به اینگونه رفتارهای جنگ طلبانه از جانب بعضی از هم استانی های نیشابوریمان عادت کرده ایم.
البته همه نیشابوری های عزیز ، اینچنین نیستند اما متأسفانه رفتاری که در دهه های اخیر در میان تعدادی از آن عزیزان به سرعت روبه گسترش بوده است ، خبراز شیوع فرهنگ ستیزه خویی در آن شهر کهن و با سابقه خراسان می دهد. و عاملین این رفتار نامبارک متأسفانه برخی از اصحاب رسانه در شهر نیشابور هستند.
همان رسانه هایی که می توانند پیام آور فرهنگ صلح و دوستی و اتحاد محلی و ملی باشند ، متأسفانه گاهی در جهت تخریب فضای دوستی و تفرقه پراکنی عمل می کنند.
اما مجله اینترنتی اسرارنامه به عنوان مجله پرمخاطب شهرستان های غرب خراسان رضوی این افتخار را دارد که همواره در مقابل دیدگان همه مخاطبین گرامی خود برای ایجاد فضای محبت و دوستی تلاش کند.
مراجعه کنید به مطالب :
1- استان شدن سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور با رمز اتحاد
2- پیام صلح و دوستی اسرارنامه سبزوار برای همه مردم عزیز خراسان
3- آیا صلح بهتر از جنگ نیست؟
4- همه چیز برای مرکز استان شدن سبزوار فراهم است
و ....
که هر مخاطب با وجدان و بیداردلی که به مطالعه این مطالب بپردازد ، به تلاش این مجله برای ایجاد فضای دوستی ، از بین بردن وجود تفکر رقابت ناسالم بین دو شهر همسایه و ... پی خواهد برد.
این درحالی است که در تمام این مدت دائماً با هشدار های مخاطبین عزیزی چون شما از درج توهین ها ، متلک ها ، تهمت ها و بی احترامی های مکرر رسانه های محلی و برخی نظردهندگان نیشابوری نسبت به مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار و حتی شهر سبزوار با خبر شده ایم ، اما چندان رنجیده خاطر نگشته ایم ، چون معتقدیم از کوزه همان برون تراود که در اوست...
اسرارنامه سبزوار و همه مردم فهیم سبزوار و نیشابور که شاهد این همه دعوا و معرکه گیری بر سرهیچ در برخی سایت های نیشابور هستند ، این رفتارها را از جانب انجام دهندگان ، نشانه ضعف ، کم آوردن ، و در موضع انفعالی قرار گرفتن آنها می دانند و ما تا کنون معتقد بوده ایم در شأن اسرارنامه نیست که وارد اینگونه معرکه ها شود و بخواهد سعی کند که پاسخی بدهد چرا که از قدیم گفته اند در برخی مواقع خاموشی بهترین پاسخ است ...(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
آن هم وقتی که بسیاری از این مطالب منتشر شده سایت های نیشابور ، خود نقدی بر خود است. چرا که هرکسی می داند فحاشی و متلک اندازی زبان ادب و زبان فرهنگ نیست. زبان تعصب و بی خردی و زبان فرهنگ ستیزه خویی است که قبلاً در موردش توضیح دادیم.
لذا دیگر نیازی نیست که اسرارنامه چیزی بنویسد.البته اگر لازم شود در راستای منافع جمعی مردم شهرستان های سبزوار و نیشابور روزی به اندازه کافی روشنگری خواهیم کرد. اما فعلاً همین اندازه که سایت های نیشابور به صورت ناآگاهانه ، رایگان و خودجوش همه روزه دارند به تبلیغ مجله اینترنتی اسرارنامه در میان مخاطبین خود می پردازند و حرف و نام این مجله را در اذهان عمومی مردم نیشابور دائماً مطرح نموده و اسم ما را سرزبان ها می اندازند خود برایمان بهترین منفعت است . یعنی به طور خلاصه همین که آن بندگان خدا و شماری اندک از مخاطبین احساساتیشان بدون هیچگونه هزینه ای دارند تبلیغمان را می کنند کافیست.
امروز به جرأت می توان گفت سهمی که سایت های نیشابور در معرفی و مشهور شدن اسرارنامه سبزوار ایفا کرده اند ، حتی سایت های خود سبزوار و حتی خود اسرارنامه - که تبلیغات خاصی در سطح شهرها و بین مردم نداشته - ایفا نکرده است.
اصلاً شما نگاه کنید به نظر می رسد این روزها اسرارنامه سبزوار فصل جدیدی در فضای رسانه ای شهر عزیز نیشابور گشوده است.که تمامی خبرها و تحلیل های اخیر آنها یا غیرمستقیماً پاسخی به مطالب اسرارنامه است یا مستقیماً نام اسرارنامه سبزوار را مطرح می کند.
این یعنی نفوذ فرهنگی مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار در شهرستان نیشابور.
فعلاً همین برای ما کافیست. بگذارید دوستان ما کارخودشان را بکنند و ما هم از مسیر فعالیت آنها به سود خود برسیم.
متأسفانه یا شاید هم خوشبختانه به دلیل ترافیک مطالب ، خبرها و تحلیل هایی که باید هریک در یکی از قسمت های اسرارنامه منتشر شوند ، نمی توانستیم این مطلب را در صفحه اصلی سایت منتشر کنیم . اما می دانیم که آن دسته از مخاطبین عزیز سبزواری و نیشابوری که روی این موضوع حساس شده اند و لازم است که این مطلب را بخوانند ، از وجود آن با خبر خواهند شد و البته اسرارنامه نیز اطلاع رسانی لازم را انجام خواهد داد.
پیروز باشید...
البته همه این رو قبول داریم که کاشمر جزو مهمترین شهرهای خراسانه.
اسرارنامه: دوست عزیز به قول شما در دنیای مجازی اینترنت هرچیزی ممکن است. لذا حرف ها و نظرات مطرح شده در این بخش را تا زمانی که افراد از خود نشانه معتبری نظیر ایمیل یا آدرس وبسایت شناخته شده ای باقی نگذارند ، نمی توان به طور حتم پذیرفت و باور کرد.
لیکن هرنظری که ارسال شود برای خودش و به عنوان یک نظر قابل بررسی و محترم است.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام هما خانم .
در بزرگ و کوچک تلقی شدن یک شهر ملاک های زیادی وجود دارد و هرگز فقط به یک ملاک فرودگاه داشتن یا نداشتن استناد نمی کنند.
ملاک جمعیت ، وسعت جغرافیایی ، داشتن امکانات زیرساختی نظیر دانشگاه ها و مراکز خدماتی و اقتصادی و اداری همه تعدادی از ملاک های بزرگ تلقی شدن یک شهر هستند.
به لحاظ جمعیت که حتماً اگر به آمارهای معتبر دسترسی داشته باشید می دانید که جمعیت شهر سبزوار از شهر نیشابور بیشتر است.-البته نتیجه آمارگیری سال 90 هنوز معلوم نشده است و اطلاعات رسمی براساس آمارهای سال 85 است.- اما در دیگر زمینه ها هم که دیگر چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
البته همه شهرهای خراسان و ایران چه بزرگ و چه کوچک برای ما عزیز و محترمند.
پیروز باشید...
باید به مردم حق داده بشه که با این سابقه و گذشته، فکر کنن که اینم یه بازی سیاسی دیگهست که در ظاهر، یه چیز مطرح میشه اما در پشت پرده مشخص نیست قراره چه اتفاقی بیفته و واقعاً هدف از مطرح کردن این پیشنهاد اتحاد چیه، و محصول نهایی اون، سر از کجا درمیاره.
بدون هیچ مقدمهای، شفافسازی مواضع و به اثبات رسوندن حسن نیت، اولویت اول و تضمین مطرح کننده پیشنهاد اتحاد، برای هر جور تحولی در منطقهست. وقتی که در زمان حال، گرههای مبهم و گنگ به این اهمیت وجود داره، چطور میشه انتظار داشت که در آینده، اینجور اقداماتی در حد وسیعتر و عمیقتری انجام نشه؟! به نظر من، اگر سایت رسمی استان کردن سبزوار (اسرارنامه) توان ایجاد ایده اتحاد در بین شهرهای استان، برای تشکیل استانهای جدید رو در خودش میبینه، پس حتما توان ایجاد فکر برگردوندن چهار روستای گرفته شده، به سرزمین مادریشون و همچنین عذرخواهی رسمی مسولان ذیربط، از مردم منطقه رو هم باید در خودش ببینه.
چه این نظر، در سایت شما (به طور کامل، بدون سانسور و بدون تحلیل و اظهارنظر شخصی سایت اسرارنامه) منتشر بشه و یا نشه، به صورت همزمان، به سایتایی که با مخاطبای خودشون روراست هستن ارسال میشه
اسرارنامه: سلام و تشکر از حضور و نظر شما هم استانی گرامی.
دوست عزیز آنچه به عقیده شما نیازمند شفاف سازی است ، از نظر مجله اینترنتی اسرارنامه کاملاً شفاف است.در سال 89 ، چهار روستا از حوزه سیاسی فیروزه جدا شده و به حوزه سیاسی خوشاب پیوسته اند تا این بخش پرجمعیت سبزوار بتواند به شهرستان ارتقاء یابد. این جور کارها در داخل حوزه سیاسی یک کشور بسیار متداول است و برخلاف آنچه شما سعی می کنید این را یک موضوع سیاسی و امنیتی نشان دهید ، تنها یک بده بستان اداری در حوزه تقسیمات سیاسی بین دو شهر همسایه است.
اما شما در این مسئله چنان بزرگنمایی می کنید و چنان مسئله را پیچیده و سخت و حیثیتی نشان می دهید ، که انگار خدای ناکرده قطعه از سرزمین های اسلامی از خاک وطن جدا شده و به دامان بلاد کفر و یا به یک کشور غریبه و دشمن همپایه اسرائیل پیوسته است.
آیا واقعاً چنین است ؟
اگر واقعاً چنین فکر می کنید ، باید به سرعت دیدگاه هایتان را اصلاح کنید و هرچند ما نیازمند معذرت خواهی شما نیستیم اما برای نشان دادن ادب خود از مجله اینترنتی اسرارنامه و مردم سبزوار معذرت خواهی کنید که چنین دیدگاه های اشتباه و افراط گرایانه و ستیزه خویانه ای را در موردشان در ذهن می پرورید.
ناسلامتی شهرستان های غرب خراسان رضوی در قلمرو تاریخی نهضت سربداران اولین حکومت مردمی شیعه در ایران قرار دارد و نه تنها بلاد کفر و شهر دشمن با نیشابور نیست بلکه بخش پرافتخاری از خاک ایران است. لذا روستاهای جدا شده نیشابور که به شهرستان خوشاب در خطه سربداران پیوسته اند نه تنها ، اصولاً نباید ناراحت باشند ، بلکه این رویدادخجسته سیاسی برایشان جای افتخار هم هست.
اما دوست عزیز به این موضوع توجه داشته باشید که خوشبختانه در دنیای خارج از ذهن متعصب شما ، مردمان دیگر شهرها و نیز مسئولان کشوری و استانی هرگز این موضوع جدا شدن چند روستا از یک شهرستان و پیوستنشان به شهرستان های دیگر را که اتفاقاً در حوزه تقسیمات کشوری امری بسیار رایج است ، هرگز یک موضوع حیثیتی و امنیتی نمی بینند.
در حوزه تقسیمات کشوری حتی جدایی بخش ها یا شهرستان ها از یک استان یا شهرستان و پیوستن آنها به یک استان یا شهرستان دیگر نیز بسیار دیده شده است (مانند شهرستان های طبس و فردوس در خراسان جنوبی) و هرگز به صورت کلی آن را یک موضوع حیثیتی تلقی نکرده اند.
بهتر است شما هم کمی نگاهتان را واقع بینانه کنید و روش های صلح آمیز را برای زندگی در کنار همسایه کهن خود[سبزوار] که همواره شما را شهری دوست ، برابر و برادر دیده است ، انتخاب کنید.
ضمناً به این موضوع توجه داشته باشید که اگر شما این مسئله ساده را اینقدر با دید امنیتی و سیاسی نگاه کنید ، ممکن است کم کم برای مردم خطه سربداران هم این موضوع اهمیت امنیتی پیدا کند . و آن وقت کار سخت تر خواهد شد.
یک موضوع وقتی امنیتی و حیثیتی است که همانطور که مثلاً با جدا شدن یک روستا یا شهر و پیوستن آن به حوزه های سیاسی دیگر شرف و غرور و غیرت و امنیت مذهبی و عقیدتی آن مردم به خطر بیافتد. اگرنه اگر 4 روستا از یک حوزه فرهنگی جدا شده و به حوزه فرهنگی مشابه دیگری پیوستند این موضوع اصلاً ارزش این همه معرکه گیری را ندارد.
متأسفانه به نظر می رسد امروز نگاه کمی و سیاسی در بین تعدادی از هم استانی های نیشابوری از نگاه کیفی و فرهنگی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. لذا شما با این خشونت و ستیزه خویی نسبت به جدایی 4 روستای شهرتان واکنش نشان می دهید. اما ای کاش می دانستید عظمت ، غرور و افتخار یک شهر به بزرگی و درشتی اندازه کمی آن نیست. کیفیت فرهنگ و اندیشه مردم آن شهر مهم است.صدور فرهنگ مهم است. نه قلمرو گشایی.
ضمناً دوست عزیز ، نیازی به تهدید کردن و خط نشان کشیدن نیست که مثلاً اگر این نظر را شما منتشر نکنید من در جاهای دیگر منتشر می کنم. مجله اینترنتی اسرارنامه برای انتشار یا عدم انتشار نظرات مختلف ملاک هایی در کار خود دارد که اگرآن ملاک ها رعایت شده باشند نظرمخاطبین تأییدمی شود و اگر نشده باشند نظر هرگز تأیید نخواهد شد ، حتی اگر در سایت های دیگری منتشر شود.
همه مخاطبین همیشگی اسرارنامه تا کنون این موضوع را متوجه شده اند که اسرارنامه هیچ نظری را به دلیل اینکه با مواضع این مجله جور در نمی آید ، بدون تأیید نگذاشته است.نگاهی به سیر نظرات موافق و مخالفی که قبل از شما ارسال شده و توسط اسرارنامه تأیید گردیده است خود نشان دهنده همین موضوع است.
لذا ضمن اینکه مجدداً از حضور و نظر شما در این مجله سپاسگزاری می کنیم دعوت می نماییم همواره خونسردی خود را حفظ کرده ، مسائل را زیاد پیچیده نکنید و در مجموع گرهی را که با دست می توان باز کرد ، با دندان بازنکنید. تازه اگر اصلاً گرهی وجود داشته باشد.
پیروز باشید...
یک پیشنهاد دیگر هم دارم اینکه 4 تا استان جدید ایجاد کنیم استان خراسان شرقی (به مرکزیت تربت حیدریه)، استان خراسان مرکزی (به مرکزیت نیشابور)، استان خراسان غربی (به مرکزیت سبزوار) و استان ترشیز (به مرکزیت کاشمر). شهرستان های کاشمر، فیض آباد، خلیل آباد، بردسکن، ششتمد، بخش روداب سبزوار و بخش میان جلگه نیشابور میتوانند شهرستانهای استان ترشیز باشند. در عوض، شهرستان اسفراین به استان خراسان غربی و شهرستان قوچان به استان خراسان مرکزی ملحق شود.
به نظر من وقتی که قرار باشد 3 تا استان ایجاد شود 3 تا با 4 تا تفاوت زیادی ندارد. شاید بهتر هم باشد چون مردم کاشمر هم در اتحاد سه شهر بزرگ استان شرکت میکند و اتحاد قوی تر می گردد.
اسرارنامه: سلام دوست عزیز. از اظهارلطفتان به مجله اینترنتی اسرارنامه سپاسگزاریم.
نظر مفصلی ارائه دادید که از جنبه های مختلفی قابل بررسی است. اما فقط در یک نقطه دوست عزیز بخشی از نظرات شما بخشی دیگر را رد می کند. آن هم آنجا که در ابتدا فرموده اید تشکیل سه استان محال است و سپس پیشنهاد تشکیل یک استان به مرکزیت کاشمر را داده اید . اما بعد در چند خط پایین تر گفته اید حتی می توان 4 استان تشکیل داد . و اینجاست که تضاد به وجود می آید. به هرحال حتی اگر تشکیل سه استان جدید محال است ، چگونه به 4 استان بیاندیشیم.
اما در مورد کاشمر باید خدمتتان عرض کنیم که اینطور نیست که هیچ جایی برایش درنظر نگرفته باشیم ، بلکه برعکس آن را در موقعیت انتخاب قرار داده ایم. چون درنقطه ای درست وسط سه شهر سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور است می تواند خود تصمیم بگیرد و ترجیح بدهد که به عضویت کدام استان در بیاید.
اما پیشنهاد مرکز استان شدن کاشمر برای شهرهای سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور نیز می تواند برای خود یک گزینه باشد. به هرحال شهری که در مرکز این هرسه شهر بزرگ خراسان قرار دارد خود از موقعیتی منحصر به فرد برخورداراست . اما این موقعیت منحصر به فرد تا زمانی برای کاشمر حفظ می شود که فقط بحث سه شهر سبزوار و نیشابور و تربت مطرح باشد و شهرهای دیگری نظیر جغتای ، داورزن ، جوین ، تایباد ، خواف ، رشتخوار ، قدمگاه رضوی و ... اصلاً وجود نمی داشتند. اما خوب مشاهده می فرمایید که مثلاً برای یک شهروند جغتایی فاصله اش تا کاشمر از مشهد هم طولانی تر و غیر مستقیم تر است یا نمونه بارز تر آن شهرستان قدمگاه رضوی است که تا مشهد فاصله ای کمتر از 80 کیلومتر دارد اما تا کاشمر بیش از 130 کیلومتر و خوب مسلماً هرگز این شهرستان ها حاضر به پذیرفتن تقسیمات جدید نخواهند شد.. ضمناً اصلاً به صلاح نیست استان های تازه تأسیس با این تعداد زیاد از شهرستان ها تشکیل شوند. استان های تازه تأسیس در ابتدا باید فقط تعداد کمی شهرستان داشته باشند تا بتوانند به راحتی ساختار اداری و سیاسی خود را پایه ریزی کنند و طوری نشود که خدای ناکرده تعداد زیاد شهرها در یک استان تازه تأسیس باعث شود برخی شهرستان ها با مشکلاتی بیش از پیش مواجه شوند.اما با این تقسیمات که شما پیشنهاد داده اید ، تقریباً حدود 15 شهرستان در مجموعه یک استان جدید حضور خواهند داشت که چنانکه گفتیم اصلاً مناسب نیست. فرقی نمی کند کجا مرکز استان باشد ، سبزوار ، نیشابور یا تربت حیدریه و کاشمر ... در ابتدای تأسیس نباید شهرستان های زیادی در یک استان جدید حضور داشته باشند.
اما یک مسئله مهم دیگر در رابطه با پیشنهادی که دادید این است که آیا شما گمان می کنید مثلاً مردم شهری چون نیشابور که کاشمر و کلاً همه خراسان را بدون هیچ دلیل قانع کننده ای جزء ولایات خود می دانند و خود را از همه خراسان برتر می بینند ، آیا حاضر خواهند شد ، مرکزیت شهری چون کاشمر را بپذیرند؟
آنها حتی حاضر نیستند مرکزیت سبزوار را که شهری بزرگتر از نیشابور است و تمامی امکانات استان شدن را - نظیر فرودگاه بین المللی ، مرکزیت دانشگاهی و فرهنگی ، مرکزیت ورزشی ، مرکزیت اداری و سیاسی- دارد بپذیرند. حالا می خواهند بیایند زیرمجموعه کاشمر شوند؟ بعید است ...
پس به نظر مجله اینترنتی اسرارنامه هرچند شهر عزیز کاشمر هم توانمندی ها و ا ستعداد های خاص خود را دارد اما شاید ایده مرکز استان شدن کاشمر آن هم در جایی که شهرهایی نظیر نیشابور ، سبزوار و تربت حیدریه هستند کمی زودهنگام باشد. و باید امیدوار بود فعلاً یک یا دو استان جدید به مرکزیت سبزوار تا تربت حیدریه که بیشتر شرایطشان فراهم است ، تشکیل شود تا بعد به سرعت نوبت به کاشمر و نیشابور برسد.
به هرحال بازهم از اظهار نظرتان سپاسگزاریم.
به امید حضور و نظر مجددتان در مجله اینترنتی اسرارنامه ...
دوست عزیز همیشه برای استان شدن یک منطقه موافقان و مخالفانی وجود دارد ولی در حال حاضر استان شدن سبزوار مشکلی برای نیشابور ایجاد نمی کند چون نیشابور میتواند مثل گذشته تحت نظر مشهد باشد.و در مورد اتفاقاتی که استان شدن بجنورد به همراه داشت به این دلیل بود که حق خوری واضح بود و همه مطمءن بودند که سبزوار استان میشود ولی در اخرین لحظه نفوذ نماینده بجنورد در دولت نتیجه را تغییر داد.در هر صورت باز هم همه ما تابع نظر دولت مقدس و عدالت محور جمهوری اسلامی ایران هستیم.ولی چیزی که مشخصه اینه که اگه نوبتی هم باشه نوبت سبزواره
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر شما دوست گرامی.
در مورد موضوع درگیری هایی که برسر استان شدن در دهه 80 در سبزوار رخ داد باید عرض کنیم ، هرچند متأسفانه با بی تدبیری و سوء استفاده گری برخی از افراد این اعتراض ضررهای مالی و حتی جانی خاصی برای سبزوار به همراه آورد ، اما اصل آن حرکت اگر به افراط کشیده نمی شد ، فعالیت خوبی بود. به هرحال باید نشان می دادیم که نسبت به مسائل شهرمان بی تفاوت و خنثی نیستیم و از حالا به بعد نیز باز باید همینطور باشیم . اما با رفتاری معقولانه تر و کنترل شدگی بیشتر. که در آن عنصر خشونت به حداقل رسیده و عنصر پافشاری بر حق در حد اعلای خود وجود داشته باشد.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز ما که قبلاً برایتان توضیح دادیم بهتر است روی این موضوع تمرکز نکنید. چون اصولاً به نظر نمی رسد هیچ سرقتی در موضوع عطار در میان باشد. عطار از یک طرف به قول شما کدکنی و تربت حیدریه ایست چون زاده کدکن از توابع شهرستان تربت حیدریه است و خانواده او هم در این شهر بوده و مقبره پدرش در همان کدکن تربت حیدریه واقع است و از طرفی دیگر به هرحال سالیانی را در نیشابور زیسته و آرامگاه خودش هم اکنون در نیشابور است.
لذا این موضوع چنانکه قبلاً گفتیم چندان جای مناقشه ندارد. اما اگر هم به نظر شما این موضوع مهم و مناقشه برانگیزی است به نظر می رسد کمی دیر جنبیده اید ، چون دیگر حالا همه عطار را با نام نیشابوری می شناسند . اما درعوض شما هم می توانید با برگزاری برنامه های فرهنگی و اطلاع رسانی دقیق بدون رقابت و دشمنی با شهرهای همسایه افتخارات شهر خود از جمله عطار را که اصالت کدکنی داشته است ، معرفی کنید.
و اگر بازهم قانع نشدید شاید بهتر باشد این بحث را با خود وبلاگ های شهر نیشابور در میان بگذارید. به هرحال می گویند عطار نیشابوری و نمی گویند عطار سبزواری ...
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و عرض احترام.
دوست عزیز هم استانی حضورتان را در مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار خیرمقدم عرض می کنیم.
اما در مورد آنچه فرمودید باید خدمتتان عرض کنیم ، مگر از مقاله ما چه چیزی برداشت کرده اید که می فرمایید واقعیت چیزدیگری است ؟ ما دقیقاً در این مقاله به بودجه اندک دولت اشاره کرده ایم . که امکان تشکیل سه استان همزمان را تقریباً منتفی می کند.
اما تشکیل دو استان همزمان چیز چندان نامتعارفی نیست. برای این منظور کافی است به تشکیل همزمان استان های خراسان شمالی و جنوبی در دهه 80 توجه داشته باشید.
اما در مورد رقابت نیشابور و سبزوار درست می فرمایید ، این رقابت وجود دارد . اما فقط بین نیشابور و سبزوار رقابت نیست. بلکه نیشابور حتی از یک منظر بیش از سبزوار با تربت حیدریه رقابت می کند.
فاصله نیشابور با هردو شهر سبزوار و تربت تقریباً برابر است. برخلاف آنچه شما فرمودید فاصله سبزوار و نیشابور کمتر از صد کیلومتر نیست بلکه 110 کیلومتر است و نیشابور با تربت حیدریه هم تقریباً فاصله ای در همین اندازه دارد. اما آنچه برای سبزوار و تربت حیدریه برگ برنده ای محسوب می شود فاصله زیاد این دو شهر از مرکز فعلی استان (سبزوار با 230 کیلومتر و تربت با حدود 150 کیلومتر) و نیز فاصله شهرهای اقماری سبزوار و تربت حیدریه تا نیشابور هم باز خیلی زیاد است. به عنوان مثال جغتای و داورزن در غرب خراسان رضوی تا شهر نیشابور فاصله ای بیش از 200 کیلومتر دارند اما با سبزوار کمتر از 100 کیلومتر فاصله دارند. و در جنوب خراسان هم شهرهایی نظیر گناباد ، خواف ، رشتختوار و ... به همین شکل فاصله زیادی تا نیشابور دارند که دوبرابر فاصله آنها تا تربت حیدریه است.
لذا به لحاظ بُعد مسافت تربت حیدریه و سبزوار در مقابل نیشابور شرایط یکسانی دارند.
اما جالب اینجاست که بدانید شهر نیشابور اتفاقاً از دو جنبه دیگر نیز بیشتر از آنکه با سبزوار رقابت کند رقیب تربت حیدریه محسوب می شود :
1- در نام استان که هردو شهر نیشابور و تربت حیدریه خراسان مرکزی را یکی از گزینه های خود انتخاب کرده اند.
2- رقابت در شهرهایی که باید تابعیت تربت حیدریه یا نیشابور را بپذیرند. نیشابور در مورد کاشمر و کدکن ادعای مالکیت دارد. که هرچند به نظر نمی رسد خود مردم این دو شهر برایشان چندان تفاوتی بین پذیرفتن تابعیت یکی از شهرهای تربت یا نیشابور وجود داشته باشد ، اما نیشابوری ها سعی می کنند به خاطر اینکه درگذشته به ویژه کدکن را یکی از ولایات خود می دانسته اند ، هم اکنون نیز همین برتری و مالکیت را نسبت به این منطقه اعمال کنند. گواه این سخن ما این است که مردم نیشابور در جریان سفر اخیر ریاست جمهوری به خراسان رضوی خواستار گرفتن کدکن از تربت حیدریه و الحاق این بخش به نیشابور شدند.برای اثبات این موضوع بخش هایی از مطلبی را که یکی از وبسایت های شهر همسایه منتشر کرده است ، مطالعه بفرمایید :
منطقه کدکن نیشابور
«بخش کدکن نیشابور از مناطق تاریخی نیشابور است. زادگاه پدری عطار نیشابوری و دکتر شفیعی کدکنی است. قرار گیری در جوار قله ملک کوه (چهل تن) و وجود شهر ییلاقی و تاریخی کدکن در کنار تولیدات کشاورزی و باغی ممتاز منطقه از جمله شرایط ممتاز کدکن نیشابور است که در دوسال اخیر با تکمیل جاده نیشابور به تربت اتصال مستقیم تری به این شهر ایجاد شده است. اما با همه این موارد کدکن وضع بهتری از سرولایت ندارد!.
این بخش اگر چه به بهانه خدمات رسانی بهتر در دهه 60 به شهرستان تربت حیدریه پیوست و تاکنون نیز جزء نقشه سیاسی این شهرستان است اما کم توجهی شهرستان تربت نیز سبب شد تا مردم کدکن نیشابور (که هنوز هم آداب و رسوم و زبان نیشابوری خود را حفظ کرده اند) امروزه با کمبودهای زیادی مواجه شوند.
نبود و یا عدم توسعه زیرساختهای ارتباط جاده ای مناسب.نداشتن امکانات درمانی کافی و جداشدن روستاهای مختلف از حوزه تقسیمات کشوری کدکن نیشابور تنها نمونه ای از تضعیف و کم توجهی به این منطقه است . دهستان بلهرات به نیشابور پیوست و جلگه رخ به تربت و اینک کدکن نیشابور با فاصله 75 کیلومتری از تربت حیدریه و 60 کیلومتری از نیشابور نه تنها از زمان جداشدن از پیکره نیشابور پیشترفت خاصی نکرده است بلکه به نوعی محروم تر نیز گردیده است و طبق آخرین آمار تنها 13.000 جمعیت را داراست»
منبع وبلاگ نیشابور سرزمین بینالود به آدرس : http://neyshabur.blogfa.com/post/142
با وجود همه این حرف ها هرچند مجله اینترنتی اسرارنامه به طور جد استان شدن شهرستان نیشابور را قبل از استان شدن تربت حیدریه و به ویژه سبزوار (که کلاً ارتباطش با خراسان رضوی قطع می شود) ، غیرممکن می داند ، اما استان شدن یکی از دو شهر تربت حیدریه در مرکز و شرق خراسان رضوی و سبزوار در غرب خراسان رضوی را غیر ممکن نمی داند.و اصولاً هیچ حساسیتی نیز در این رابطه ندارد. برای ما استان شدن تربت حیدریه به دلیل اینکه تمامی امتیازات و امکانات دو منطقه از یکدیگر جداست ،مانند استان شدن هریک از مناطق دیگر کشور است که هیچ خطری ایجاد نمی کند.
اما همچنان معتقدیم اگر مردمان و مسئولین هر سه شهر سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور به صورت متحدانه ای تلاش کنند خیلی زودتر به نتیجه می رسند . به همین خاطر در این مطلب به جای آنکه تنها به حق سبزوار برای ارتقاء به مرکز استان اشاره کنیم ، استان شدن هرسه شهر سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور را با رمز اتحاد پیشنهاد کرده ایم.
امید که در سایه این اتحاد و همدلی بتوانیم به خواسته های به حق خود دست پیدا کنیم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: سلام دوست عزیز . از نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم.
به موضوع خلاقانه و جالبی اشاره کردید. مشارکت بخش خصوصی در اغلب امور کشور در سالهای اخیر یکی از اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. که اینک اگر برای اداره استان ها نیز در نظر گرفته شود ، ممکن است توجیه خاص خود را داشته باشد. البته این را هم بگوییم که اگر بخواهد بخش خصوصی به آن شکل وارد گود شود و سرمایه گزاری کند ، دیگر اصلاً نیازی به استان شدن نداریم. همینطوری هم بخش خصوصی می تواند پروژه های مهمی را در سبزوار پیاده کند. احداث فرودگاه بین المللی سبزوار به عنوان تنها فرودگاه کشور توسط سرمایه بخش خصوصی و نیز پروژه های دیگری شبیه مجتمع پتروشیمی و پالایشگاهی ، کارخانه سیمان ، مشارکت موفقیت آمیز بخش خصوصی در ورزش سبزوار(حمایت موسسه مالی اعتباری ثامن الحجج از تیم های ورزشی) نمونه های خوبی از ورود موفقیت آمیز بخش خصوصی به توسعه و آبادانی سبزوار است و از این به بعد هم چه استان باشیم و چه نباشیم همین بخش خصوصی می تواندنقش موثر خود را ادامه دهد.
لیکن این طرح خلاقانه شما که اگر هم بخواهد اجرایی شود نیاز دارد قبل از آن ساعت ها و روزها و حتی هفته ها بحث کرد و جوانب مختلف کار را سنجید ، ارزش خاص خود را دارد و اسرارنامه به زودی آن را در جدیدترین شماره از صفحه مردمانه منتشر خواهد کرد. پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام وتشکر از نظر ارزشمند شما دوست عزیز.
خبرهای اختلاف و نارضایتی اسفراینی ها از بجنورد مدت هاست به گوشمان می رسد . چرا که بجنورد ظاهراً نسبت به شهر اسفراین که که هیچگاه ارتباط فرهنگی خاصی با آن شهر نداشته است ، رفتارتبعیض آمیزی دارد و موقعیت شهر بزرگ و قدیمی اسفراین در خراسان شمالی در اثر این تبعیض ها در حال تنزل به مرتبه شهرهای جدید و تازه تأسیسی مثل جاجرم و مانه و سملقان است.
لیکن اینکه آیا در همان ابتدای تشکیل استان سربداران به صلاح هست این استان را با تعداد زیادی از شهرستان های تابعه شلوغ کنیم ، یا نه مسئله ایست که باید بیشتر درمورد آن بررسی کرد و تصمیم گیری در این زمینه ها به راحتی نیست.
در مورد نیشابور هم هرچند اگر از خراسان رضوی جدا شوند و به تابعیت استان سربداران به مرکزیت سبزوار در بیایند برایشان از چند جهت که در ادامه اشاره خواهد شد ، بهتر است ، اما به صلاح نیست این پیشنهاد را به نیشابوری ها بدهیم. چون در حال حاضر حساسیت هایی که وجود دارد ، مانع از این می شود که این پیشنهاد ما را از زاویه دید دوستانه ببینند و بپذیرند.
اما دلایلی که پیوستن نیشابور به استان سربداران به نفع نیشابور است :
1- نیشابور در استان سربداران جمعیتی تقریباً برابر با مرکز استان دارد و یکی از مهمترین شهرهای این استان خواهد بود.
2- تعداد کمتر شهرهای استان سربداران فرصت توجه بیشتر به همه شهرستان های استان از جمله نیشابور را فراهم می آورد.
3- نیشابور در استان سربداران می تواند چند ویژگی منحصر به فرد و چند رتبه برتر داشته باشد که در خراسان رضوی هرگز این رتبه ها را ندارد.
الف ) نیشابور در استان سربداران اولین قطب صنعتی این استان خواهد بود و شهرستان جوین در جایگاه دومین قطب صنعتی این استان جای خواهد گرفت. اما نیشابور در خراسان رضوی درمقابل صنایع مستقر شده در شهر مشهدو شهر جدید بینالود (کارخانه ایران خودرو) حداکثر رتبه دوم یا سوم صنعت را دارد.
ب) نیشابور در استان سربداران ا ولین قطب گردشگری و تفریحی خواهد بود در حالی در استان خراسان رضوی با وجود شهر مشهد با بارگاه ملکوتی امام رضا و جاذبه های تفریحی فراوانی نظیر پدیده شاندیز ، پارک های شهربازی و مجتمع های آبی بزرگ ، مکان های سرسبز طبیبعی نظیر روستای زُشک و سایر جاذبه های طبیعی دیگر ، این ویژگی برایبب نیشابور ثبت نمی شود و حتی جاذبه های گردشگری نیشابور در مقابل مشهد ، اصلاً دیده نمی شود.
اما به هرحال چنانکه گفتیم شاید بهتر باشد اصلاً این پیشنهاد را در مرحله اول به هم استانی های نیشابوری ندهیم. استان سربداران با توانمندی هایی که در مجموع 8 شهرستان سبزوار ، جوین ، جغتای ، خوشاب ، داورزن ، ششتمد ، بردسکن و خلیل آباد در حال حاضر دارد به تنهایی قابلیت تأسیس را دارد. شاید شهرهایی مثل نیشابور واسفراین مانند فردوس درخراسان جنوبی ، بعد از چندسال وپس از فروکش کردن حساسیتها خودشان ترجیح دهند از استان فعلی جدا وبه سربداران (خراسان غربی) بپیوندند.
پیروز باشید...
دوستان توجه داشته باشید عده ای دارند سعی می کنند بزرگان و مفاخر دیگر شهرها را بدزدند مثل کاری که ترکیه با مولوی کرد. حالا آن یک کشور خارجی بود اما داخل یک کشور چرا باید شهرهای همسایه این کار را بکنند؟!!!
عطار را سالهاست به نام نیشابوری معرفی کرده اند اما عطار در اصل نیشابوری نیست زاده تربت حیدریه است بخش کدکن. متأسفم که بعضی ها دروغ به این واضحی می گویند.!!!!!!!!!!!!!!!11
عطار نیشابوری !!!!!!
جهت اطلاع عرض می کنم آرامگاه پدر عطار هم در همان بخش کدکن تربت حیدریه واقع شده و نباید عطار را به خاطر چندسالی که در نیشابور زندگی کرده و در آنجا مرده نیشابوری دانست.
اسرارنامه: دوست عزیز ضمن تشکر از نظرتان باید عرض کنیم کدکن تا حدود ده یا 15 سال قبل جزء شهرستان نیشابور بوده و بعد به خاطر تسهیل در امور اداری و رفاه بیشتر مردم بخش کدکن ، این بخش از نیشابور جدا شده و به تربت حیدریه پیوسته است. لذا عطار را هم می توان به قول شما تربت حیدریه ای دانست و هم نیشابوری و هیچیک از این عبارات دروغ نیست. لذا بهتر است روی این موضوع خیلی تمرکز نکنید و نگران نباشید.
به امید دیدار و حضور مجددتان در اسرارنامه ...
اسرارنامه: دوست و همشهری جوان عزیز! آنچه در مورد تفاوت شهرستان های تازه تأسیس با شهرستان های دیگر فرمودید کاملاً واضح است . اما هیچ دلیلی نمی شود که این شهرستان ها نتوانند در اطراف یک شهر قدیمی و بزرگ تشکیل یک استان مستقل را بدهند!!!
در واقع جسارتاً باید گفت این مطلب که شما می فرمایید کمی "من در آوردی" به نظر می رسد.
چون اصولاً هر منطقه ای از زمانی که دارای یک فرماندار ی باشد یعنی دارای یک بودجه جداگانه و دارای یک تشکیلات سیاسی جداگانه به شکل یک شهرستان است. و یک ماه و یک سال و بیست سالش فرقی نمی کند.
اتفاقاً همین تازه تأسیس بودن شهرستان های یک منطقه دلیلی است برای اینکه آنها نیاز به رسیدگی و توجه بیشتر دارند و در استانی مثل خراسان رضوی با حدود 30 شهرستان و بعد مسافت و جمعیت زیاد و معضلات کلان شهر مشهد ، هرگز نمی توانند توجه و رسیدگی کافی را دریافت دارند. لذا اگر در استانی کوچکتر قرار بگیرند که فاصله شان تا مرکز استان نزدیک تر است ، توجه و رسیدگی بیشتری را دریافت خواهند کرد و خیلی سریعتر خواهند توانست در مسیر توسعه حرکت کنند.
ضمناً جهت اطلاعتان عرض کنیم بردسکن از سال 1374 شهرستان شده یعنی حدود 16 سال قبل و حالا دیگر سالهاست به عنوان یک شهرستان کاملاً مستقل شناخته می شود. خلیل آباد هم از سال 85 شهرستان شده که مدت 6 سال زمان مناسبی است تا همه ادارات و نهادهای مربوطه در یک شهر مستقر شوند.
چرا که ساختن یا اجاره کردن یک بنا جهت استقرار ادارات دولتی کاری نیست که بخواهد تا 10 سال به طول انجامد.
از آن گذشته شهرستان هایی نظیر جوین و جغتای چون از حدود دو دهه گذشته تا کنون به دنبال ارتقاء به شهرستان بوده اند ، تا قبل از سال 87 بسیاری از ادارات در آن شهرها به شکل نمایندگی مستقر شده بودند و بعد از ارتقائشان به شهرستان این نمایندگی ها سریع به اداره مستقل تغییر پیدا کردند. و مدتی قبل در خبرها استقرار کامل ادارات این دو شهرستان اطلاع داده شد.
لذا با وجود شهرستان هایی نظیر سبزوار ، جوین ، جغتای ، بردسکن و خلیل آباد و نیز شهرستان های تازه تأسیس نظیر خوشاب ، ششتمد و داورزن به نظر می رسد به خوبی همه زمینه های سیاسی و اداری برای تشکیل استان سربداران فراهم است.
پیروز باشید...
خوشحالم كه بالاخره در ميان بلبشوي دعواهاي قوميتي و بين منطقه اي خلاصه يك عقل سليم پيدا شد كه به جاي كوفتن بر در هميشه بسته ي زور و تفرقه دم از اتحاد مي زند.
اصولا دادن راهكار در بن بست ها از اولين وظايف جرايد و نشريات است. اين كه از گذرگاه هاي سخت چگونه بايد گذشت و چطور بايد به جاي فرصت سوزي از تهديدها فرصت ساخت.
نزديك به يكديگر بودن اين سه شهرستان اگرچه در گذشته هرشهر تهديدي براي مركز استان شدن ديگري بود، اما امروز ميتوان با راهكارها و همدلي ها اين تهديد را به فرصت تبديل كرد.
راهكارهايي كه مديران كاركشته ي سبزواري بر آن رفتند و نيشابور و تربت حيدريه نيز ميتوانند بر آن بروند.
از آنجا كه تاريخ نه چندان دور نشان داده است كه دولت هرگز خطر و ريسك مركز شدن يكي از اين شهر ها و تابع شدن دو شهر ديگر را نميپذيرد، كساني پيشرفت ميكنند كه از گذشته درس بگيرند و به دنبال راهكار باشند.
سبزوار پس از آن اتفاق تلخ، كه كاملا از روي احساسات انجام شد، اكنون به دوره ي تعقل رسيده است و سعي كرده است تا زيرساخت ها و بن مايه هاي مركز استان شدن را در خود تقويت كند!
اين امر سبب شده كه مخصوصا در اين 4 يا 5 سال گذشته به اندازه ي حداقل 10 تا 15 سال كار انجام شود و پيشرفت سبزوار براي همه ملموس است.
اميد دارم نيشابور كه شهر فرهنگ است و شاعران بزرگي چون عطار در گذشته و دكتر شفيعي عزيز در حال حاضر و نيز بسياري از شاعران گم نام كه به زودي بر صفحه ي تاريخ نيشابور خوش خواهند درخشيد را در سينه دارد بتواند با مديريت عاقلانه و هوشمندانه زيرساخت هاي مركزيت استان شدن را در خود بپرورد و به زودي شاهد اين امر باشيم كه نيشابور نيز به حق خود كه زماني مركز ادب و فرهنگ بوده به مركزيت استان برسد.
به هر حال چه ما بخواهيم و چه نخواهيم اين دو شهر از قديم الايام مركز علم و فرهنگ و ادب بوده اند و اميدوارم كه رقابت بين اين دو شهرستان به قول سياسيون برد-برد باشد و يك طرف چوب نسوزد. لازمه ي اين امر همدلي و همگام بودن مردم و مسئولان است.
يادم نميرود كه در دوران دانشجويي يك ترم به تعداد خاصي از دانشجويان وام دانشجويي تعلق گرفت و بعض ديگر بدون وام بودند. دانشجويان تحصني به پا نمودند و خواستار تعلق وام به همه ي دانشجويان شدند. نكته ي جالب اينجا بود كه دانشجوياني نيز كه وام به آنها تعلق گرفته بود در اين تحصن حضور يافتند. با اين ديدگاه كه درست است كه ما به حق خود رسيده ايم اما بقيه نيز بايد برسند و ما در برابر آن مسئوليم. اين اتحاد دانشجويان به ثمر نشست و ظرف 24 ساعت به تمام دانشجويان وام تعلق گرفت.و ديگر چنين مسئله اي تكرار نشد.
حال مسئله چنين است كه حق هر يك از شهر هاي ماست كه مركز استان باشيم. و البته استان هايي وجود دارند كه از هر كدام از شهرستان هاي ما به مراتب كوچكتر هستند. بنابراين مركزيت استان حق ماست. اما براي گرفتن حقمان بايد متحد باشيم. با بودن اين حلقه ي مفقوده است كه مي توانيم به آرزوهاي خود برسيم.
اسرارنامه: با سلام و تشکر از نظر ارزشمند شما همشهری گرامی.
از نظرتان حتماً در شماره های بعدی صفحه مردمانه استفاده خواهد شد.
و البته روی یکی از آخرین جملاتی که فرمودید تأکید می کنیم : برای گرفتن حقمان باید متحد باشیم.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و تشکر از اظهار لطف شما دوست گرامی نسبت به دارالمومنین سبزوار.
آنچه در مورد توانمندی ها و امکانات شهر سبزوار گفتید کاملاً صحیح است و همین حالا هم چیزی از یک مرکز استان کم ندارد. لیکن همین که چندصدهزارنفر مردمان شهرها و مناطق غرب خراسان رضوی با وجود این همه توانمندی هایی که خودشان دارند ، هنوز مجبورند برای برخی کارهای اداری راه مشهد را در پیش گیرند و زیرسلطه مدیران تمرکز گرای مشهدی باشند ، خود دلیلی است برای اینکه ما سبزواری ها احساس کنیم دیگر واقعاً هیچ لزومی ندارد که زیرمجموعه خراسان رضوی باقی بمانیم و سبزوار از آن شهرهاست که از مدت ها قبل خود به عنوان مرکز منطقه ای غرب خراسان رضوی شناخته می شود لذا باید هرچه سریعتر گام نهایی در راستای استان شدن سبزوار برداشته شود.
ضمناً تشکیل استان های جدید فقط به خاطر سود و منفعت شهر مرکز استان ، انجام نمی شود بلکه باید منفعت و نیاز مردم دیگر شهرها را نیز در نظر گرفت.به عنوان مثال شهرهای داورزن ، جغتای ، بردسکن ، جوین ، خلیل آباد که از مشهد مرکز فعلی استان بسیار دورند و پس از تشکیل استان سربداران راهشان تا مرکز این استان جدید نصف و حتی یک سوم می شود ، منفعت و صلاح آنها را نیز باید در نظر گرفت.
لذا تشکیل استان سربداران یا خراسان غربی به مرکزیت سبزوار بسیار ضروری می نماید.
با این حال ما هیچ مشکلی با استان شدن دیگر شهرها و نواحی استان یا کشور نداریم و اگر کمکی از دستمان ساخته باشد انجام می دهیم . چنانکه می بینید همین کار را هم تا کنون کرده ایم. به عنوان مثال در متن این مقاله فقط به استان شدن سبزوار فکر نکرده ایم و دو شهر نیشابور و تربت حیدریه را نیز در معادلات خود حساب کرده ایم.و از این به بعد هم چنین خواهد بود.
به امید تشکیل استان های جدید در شمال شرق کشور در جهت تحقق عدالت سیاسی و اداری ...
پیروز باشید...
بجنورد بیرجند به غیر از بخش های شهرستان شده خود دارای شهرستان دیگر بود بیرچند(قائن نهبندان-فردوس)بجنورد(شیروان اسفراین) نه خود شهر سبزوار با خودش استان بشه؟؟؟؟
اسرارنامه: همشهری عزیز این مورد که شما می فرمایید برای اولین بار است که جزء ملاک های استان شدن یک منطقه مطرح می شود.
وقتی در یک منطقه چند شهرستان وجود داشته باشد و اغلب ملاک های دیگر نیز وجود داشته باشد ، دیگر چه فرقی می کند که مثلاً این شهرستان های موجود همه از اول مستقل بوده اند یا بعداً مستقل شده اند؟!!!
واقعاً چه فرقی بین شهرستان جوین با اسفراین وجود دارد؟ هر دو شهردار و نماینده و فرمانداری و ادارات مختلف و ... دارند.
ضمناً یادتان باشد که وقتی خراسان جنوبی تشکیل شد قائن و فردوس تا چندسال بعد جزء خراسان رضوی بودند و سپس بالاخره دیدند حضور در یک استان کوچکتر برایشان بهتر است ، به خراسان جنوبی پیوستند. مثلاً همین شهرستان فردوس در سال 85 یعنی 3 سال بعد از استان شدن بیرجند به خراسان جنوبی پیوسته است.
ضمناً اگر هم بپذیریم که این ملاکی که شما می گویید واقعاً وجود دارد ، سبزوار از این بابت هیچ مشکلی ندارد ، چون بردسکن و خلیل آباد دو مورد از شهرهای منطقه غرب خراسان رضوی هستد که قبلاً هم جزء سبزوار نبودند و حالا با تشکیل استان سربداران در محدوده این استان قرار خواهند گرفت.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و تشکر از نظر شما دوست گرامی آقا پرویز.
به این موضوع توجه داشته باشید که خود مجله اینترنتی اسرارنامه نیز در طول این متن روی این موضوع تأکید کرده است که تشکیل سه استان به صورت همزمان به آسانی صورت نخواهد گرفت.
اما به هرحال این موضوع جزء محالات نیست . آن هم زمانی که دولت هزینه های سنگین دیگری نظیر انتقال آب دریای خزر به نواحی کویرمرکزی ایران را در سر می پروراند ، دیگر تشکیل سه استان جدید در شمال شرق کشور نباید خیلی مسئله عجیب و غریبی باشد.
اما به هرحال حتی اگر دولت سه استان را به شکل همزمان ایجاد نکند، تشکیل دو استان جدید دیگر خیلی غیرممکن نیست.
همانطور که در دهه 80 به طور همزمان دو استان خراسان شمالی و جنوبی ایجاد شد ، اکنون نیز تشکیل دو استان سربداران (خراسان غربی ) و خراسان مرکزی دور از ذهن نیست.
البته باز به قول شما شاید دولت به لحاظ بودجه خیلی در فشار باشد و حتی دو استان را هم نتواند ایجاد کند و فعلاً یک استان جدید تشکیل شود ، اما از نگاه مجله اینترنتی اسرارنامه آن یک استان جدید (حالا به مرکزیت هر شهری که باشد سبزوار یا تربت حیدریه)نمی تواند پهنه وسیع شهرهای غرب خراسان رضوی از جغتای و داورزن تا شرق خراسان رضوی درناحیه خواف و تایباد را در برگیرد. چرا که اصولاً برای بسیاری از شهرهای این استان جدید به لحاظ دوری و نزدیکی به مرکز استان نه تنها هیچ فرقی نخواهد کرد بلکه شاید حتی زیادتر هم می شود. مثلاً اگر مرکز این استان تربت حیدریه باشد ، فاصله جغتای تا تربت حیدریه تقریباً دو برابر فاصله جغتای تا مشهد است. یا اگر مرکز این استان جدید سبزوار باشد ، باز فاصله خواف و تایباد تا سبزوار خیلی بیشتر از فاصله این شهرها تا مشهد است. لذا با وجود همه روابط دوستانه و اشتراکات فرهنگی این مناطق به ویژه شهرهای سبزوار و تربت حیدریه ، اینکه این هر دو منطقه در یک استان جدید قرار بگیرند چندان منطقی به نظر نمی رسد و توجیه لازم را ندارد.
ضمناً به طور کلی هم به صلاح نیست که یک استان جدید با حدود 15 شهرستان تشکیل شود . چون در یک استان جدید که قرار است ساختارهای تازه ای ایجاد شود ، در چندسال اولیه اداره تعداد زیادی از شهرستان ها سخت خواهد بود. شاید گزینه مطلوب برای استان های جدیدالتأسیس داشتن حداقل 5 و حداکثر 9 شهرستان است.
با این شرایط حتی اگر یک استان جدید در خراسان رضوی تشکیل شود ممکن است یا در غرب استان و به مرکزیت سبزوار باشد یا در جنوب و مرکز استان به مرکزیت تربت حیدریه . اما هرکدام از این گزینه ها که تحقق یابد باز گامی در راستای تسریع در استان شدن سایر مناطق و حتی استان شدن نیشابور است.
با این حال امیدواریم با تلاش و ائتلاف همه مردم و شهرستان های منطقه حداقل تأسیس دو استان جدید یکی به مرکزیت سبزوار و دیگری به مرکزیت تربت حیدریه در شمال شرق کشور به زودی تحقق یابد.و البته پس از آن نیز نیشابور عزیز که دیگر از محاصره مناطق اطراف بیرون آمده ، استان شود.
موفق باشید...
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر ارزشمند شما دوست عزیز حامی.
به واقع هم همینطور است که می فرمایید شهر سبزوار از هر لحاظ در حال حاضر و در طول همه سالهای گذشته یکی از مناسب ترین گزینه ها برای تشکیل استان جدید بوده است.البته یک جا به فاصله 400 کیلومتری سبزوار تا سمنان اشاره کردید که منظورتان برای ما واضح نبود. حتماً با این همه اطلاعاتی که در مورد سبزوار دارید ، می دانید که سبزوار در استان خراسان رضوی است و فاصله آن تا مشهد 230 کیلومتر است که البته همین مقدار هم فاصله زیادی است در مقابل مثلاً شهر نیشابور که فقط 110 کیلومتر تا مشهد فاصله دارد.
اما آنچه در مورد وظیفه رسانه ها فرمودید نیز کاملاً صحیح است. اصلاً به همین خاطر است که اسرارنامه در همه این مدت ها سعی کرده است با بیان منطقی و منصفانه مسائل روز خراسان رضوی سعی کرده است مخاطبین خود را در شهرهای عزیز نیشابور و سبزوار برای بهترین شکل تقسیمات که به زودی اتفاق خواهد افتاد آماده کند.و در این میان همواره بر حفظ اتحاد و همدلی در منطقه تأکید کرده است.
به هرحال امیدواریم هرچه خیر و مصلحت است به زودی محقق شود.
انشاالله . ..
به امید همکاری بیشتر
اسرارنامه: سلام دوست عزیز . از حضور و اظهار لطفتان سپاسگزاریم.
ما حاضر به همه جور همکاری با شما عزیز بزرگوار هستیم.
پیروز باشید...
اگرنه دراین متن به خوبی پیداست که سبزواری ها با وجود همه برتری هایشان نسبت به نیشابور با این موضوع کنارآمده اند که حالا اشکالی ندارد اگر دولت توانست یک استان نه چندان ضروری هم برای نیشابوری ها تأسیس کند تا غرور کاذبشان جریحه دار نشود . غروری که معلوم نیست روی چه حسابی خود را مرکز ثقل غرب و جنوب غرب خراسان رضوی می دانند .
حالا راستی واقعاً دوست دارم آق رسول توضیح دهند نیشابور چه طوری و از کی یکباره مرکز ثقل نواحی غرب و جنوب غربی خراسان رضوی شد؟!!!
به فرودگاه نداشته اش . یا به منطقه ویژه اقتصادی نداشته اش ، یا به یک دانشگاه دولتی تازه تأسیس وکوچکش نیشابور حوس کرده مرکز ثقل استان باشد.! البته شاید اگر می گفتند مرکز سقط (به مفهوم مرکز سقوط) بهتر بود .
چون حالا دیگر پس از شهرستان شدن قدمگاه و جدا شدن بخش عظیمی از صنعت نیشابور که در قدمگاه قرار داشت بسیاری از امتیازات از دست نیشابور رفته و نیز برعکس با استقرار مجتمع پتروشیمی و پالایشگاهی ستاره خراسان در سبزوار ، شهرستان سبزوار تازه در حال رشد عظیم صنعتی است و نیشابور و سبزوار در صنعت به سرعت با یکدیگر برابر خواهند شد ، اگر سبزوار جلو نزند.
لذا من پیشنهادمی کنم آق رسول از این به بعد نیشابور را به جای مرکز ثقل مرکزسقط خراسان رضوی معرفی کنند.
وشما اسرارنامه ای ها هم دیگر از این مطالب مصالحه جویانه منتشر نکنید. این همسایگان شرقی ما اگر اهل صلح و دوستی بودند ، بخش قدمگاهشان را که با 80 هزار نفر جمعیت تا همین امسال به خاطر اختلافات درونی شهرستان نشدده بود ، می توانستند زودتر از این شهرستان کنند.
لطفاً حتماً نظرم را کامل انتشار دهید.چون هرچه گفتم پاسخی بود به بیانات آقای رسول و حیف است که ایشان پاسخ کامل خود را از ما نگیرند.چون پاسخ های شما اغلب با ا ینکه طولانی است اما خیلی کلی وزیادی مودبانه است.پیشاپیش ممنونم.
اسرارنامه: سلام دوست عزیز. در این شکی نیست که نظردهنده ای که با اسم رسول نظر گذاشته ، همینطوری از سر احساسات و لجبازی با سبزوار یک نظری داده است. اما شما هم در پاسخ به وی دچار تندروی شده اید.
هرگز افرادی نظیر رسول را نماینده همه مردم نیشابور ندانید. به هرحال هرچه باشد سبزواری ها و نیشابوری ها به رسم همسایگی با هم مراودات زیادی دارند و اکثر نیشابوری ها از این تفکرات آقا رسول مبرا هستند. آنها اصلاً تا این اندازه خود را با سبزوار مقایسه نمی کنند و می دانند که مرکز استان شدن برای نیشابور که در صد کیلومتری مشهد قرار دارد چندان ضروری نیست.
لیکن ما که در متن این مقاله و در پاسخ به نظردهندگان عزیز بارها توضیح داده ایم ، فعلاً به نفع همه مناطق غربی ، مرکزی و جنوبی خراسان رضوی است که مردم و مسئولین عزیز نیشابور هم به دنبال تشکیل استان خود باشند و از این طریق به دولت فشار آورند و دولت در مقابل فشار مردم و مسئولین بسیاری از شهرهای خراسان رضوی بالاخره مجبور خواهد شد حداقل یک یا دو استان جدید تشکیل دهد و تا وقتی سبزوار و تربت حیدریه باشند ، مسلماً جای دیگری استان نخواهد شد. نیشابور هم البته شایستگی های خودش را دارد اما به نظر می رسد فعلاً هنوز برای استان شدن این شهر خیلی زوداست.با این حال تلاششان لازم است.
دوست عزیز فراموش نکنید که حفظ اتحاد در حال حاضر از همه چیز بهتر است.پس حتی اگر نظردهندگانی از هرکجا آمدند و نظراتی دادند که غیرمنطقی بود ، بهتر است خویشتن داری خود را حفظ کنیم چون در حال حاضر ممکن است عده ای عمداً بخواهند این فضای دوستی و اتحاد را به تفرقه تبدیل کنند.
این موضوع هم که کجا مرکز ثقل است یا کجا به قول شما مرکز سقط چیزی نیست که مثلاً به حرف آقای x یا خانم y تعیین شود. این هاه مسائل کارشناسی است وامروز دیگر بر همه روشن است که جایگاه این شهر در استان در کجا قرار دارد و جایگاه آن شهر دیگر چگونه است. و باز به خوبی مشخص است که اگر قرار باشد یکی از این دو شهر مرکز استان شوند ، کدامیک خواهد بود.
در نتیجه ما هم اگر در پاسخ ها اغلب جانب احتیاط را رعایت می کنیم به خاطر همین چیزهاست که مبادا خدای ناکرده کس یا کسانی بخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند. و در شرایطی که همه چیز برای مرکز استان شدن سبزوار فراهم است ، تحرکاتی صورت بگیرد که به ضرر مردم باشد.
پیروز باشید...
اسرارنامه: با سلام و تشکر از نظر ارزشمند شما دوست و مخاطب گرامی.
دوست عزیز آنجا که فرمودید سبزوار هم اکنون دارای 5 شهرستان است باید خدمتتان عرض کنیم تعداد شهرستان هایی که در استان سربداران (خراسان غربی) قرار می گیرند ، بیشتر از 5 مورد است. این شهرستان ها عبارتند از : سبزوار ، داورزن ، ششتمد ، خوشاب ، بردسکن ، جغتای ، جوین ، خلیل آباد و شاید کاشمر که می شود 8 یا 9 شهرستان ...
شهرستان هایی که اغلب نمی توانند مرکزیت استانی دیگر را قبول کنند . چون فاصله هایشان از دیگر شهرهای بزرگ منطقه خیلی زیاد است. اما در برخی مناطق دیگر شهرستان های تازه تأسیس قرار دارند که به راحتی می توانند جزء استان هایی دیگر قرار گیرند. دراینجا برای جلوگیری از بروز حساسیت نام این شهرستان ها را ذکر نمی کنیم.
موفق باشید ...
به امید حضور و نظر مجددتان در اسرارنامه ...
اسرارنامه: با سلام و تشکر از حضور و نظر ارزشمند شما همشهری گرامی.
انشاالله ...
اسرارنامه: سلام آقا مرتضی. از نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم.
اما به این نکته مهم توجه داشته باشید که اسرارنامه نیز در مطلب فوق نگفته است ، که سبزواری ها یا تربتی ها باید برای استان شدن نیشابور تلاش کنند. بلکه دراینجا تنها تأکید روی این است که خود نیشابوری ها برای استان شدن شهرشان تلاش کنند و از آنجایی که استان شدن نیشابور قبل از تربت حیدریه و سبزوار و به ویژه قبل از سبزوار ممکن نیست - چون به طور کلی استان نیشابور ارتباط سبزوار را با خراسان رضوی قطع می کند- لذا هر تلاش نیشابوری ها برای استان شدن شهرشان یعنی تلاش غیرمستقیم آنها برای استان شدن سبزوار و تربت حیدریه. با این حال اگر نیم میلیون جمعیت مردم و مسئولین نیشابور در صحنه باقی بمانند به همراه جمیعت حوزه های سبزوار و تربت حیدریه می توانند فشار بیشتری بر دولت وارد آورند تا بالاخره استان های مطلوب ما را تشکیل دهد.
حالا البته باید توجه داشته باشیم که دراینجا هدف ما این نیست که از توان و انرژی و احساسات مردم عزیز نیشابور در راستای خواسته های خود استفاده ابزاری کنیم ، هرگز چنین نبوده است . اما خوب نیشابوری ها با این کار در واقع به خودشان هم کمک کرده اند . چون وقتی سبزوار و تربت حیدریه هرچه سریعتر از خراسان رضوی جدا شوند ، زمینه استان شدن برای نیشابور هم بلافاصله یا با چندسال تأخیر فراهم می شود. در نتیجه این روشی است که نه سیخ می سوزد و نه کباب...
پیروز باشید...
به امید استان شدن سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور ...
اسرارنامه: دوست عزیز ، در کجای این متن ما اشاره کرده ایم که شهرستان نیشابور بهترین گزینه برای مرکز استان شدن است ؟!!!
با دقت بیشتری متن را بخوانید.
چون ما دقیقاً گفته ایم که استان شدن نیشابور فقط به صورت همزمان یا بعداز استان شدن سبزوارو تربت حیدریه ممکن است. واصولاً بهتر است این گمان را از سرتان بیرون کنیدکه مردمان شهرستان های غرب وجنوبی غربی خراسان رضوی در استانی واحدی تحت مرکزیت نیشابور قرار بگیرند.چرا که مسلماً مردمان شهرهایی چون داورزن ، بردسکن ، جغتای ،جوین و ...اگر قرار باشد نیشابور شهری در 100 کیلومتری مشهد مرکز استانشان باشد ، ترجیح می دهند 100 کیلومتر دیگر را هم بروند وبه همان مشهد برسند تا با یک تیر دو نشان زده باشند هم انجام کارهای اداری و هم زیارت امام رضا(ع) ....حالا اگر سبزوار مرکز استان شود حداقل فاصله همه شهرهای نامبرده تا شهرمرکز استان به یک سوم کاهش می یابد.
تازه فکر بکنید این استان خیالی شما به مرکزیت نیشابور به فرض محال هم اگر تشکیل شود و به یک باره این همه شهرستان دریک استان تازه تأسیس قرار بگیرند ، چه قدر مدیریت این تعدادزیاد از شهرستان ها سخت خواهد شد؟ حداقل استان فعلی (خراسان رضوی) سالهاست وجود دارد و سازمان یافتگی خود را پیدا کرده است. اما استان های جدید به صلاح نیست بیش از 5 یا 6 شهرستان داشته باشند.
پس بهتر است از توهم خودمرکز بینی بیرون بیایید و این همه زیاده خواهی راکنار بگذارید وقبول کنید که نیشابور البته ارزش های زیادی دارد اما قرن هاست که پتانسیل های این شهر از همه جهات از سبزوار پایین تر است ودر رتبه های بعدی قرار دارد. چه از نظر جمعیت ، چه از نظر شاخص های فرهنگی ، دانشگاهی ، تاریخی ، کشاورزی ، فرودگاهی ، اقتصادی ، اداری و سیاسی ....و نیشابور با قرار گرفتن زیر سایه دو شهر مهم در شمال شرق کشور یعنی مشهد و سبزوار هرگز در سده های اخیر مرکز ثقل شهرستان های غرب و جنوب غربی خراسان رضوی نبوده است.
اما بااین وجود ما امیدواریم شما همین روحیه تلاش بی وقفه تان برای استان شدن نیشابور را حفظ کنید . چون همانطور که در متن مقاله بالا هم گفتیم هر گونه تلاش نیشابوری ها برای استان شدن این شهر درمقطع فعلی به معنی تلاش غیرمستقیمشان درجهت استان شدن سبزوار و تربت حیدریه است. لذا سبزواری ها و تربت حیدریه ای ها در موقعیت فعلی بسیار به تلاش وهمکاری شما نیشابوری های عزیز نیاز دارند تا فشارهای همه جانبه ای بر دولت وارد شود و نهایتاً مجبور شود به زودی دو استان سبزوار و تربت حیدریه را تشکیل دهد تا زمینه ها برای استان شدن نیشابور در حدود یک دهه دیگر فراهم شود.البته اگر بشودکه نیشابور هم همین حالا استان شود ما حسود نیستیم و از نظرما هیچ اشکالی ندارد.
پیروز باشید...
اسرارنامه: دوست عزیز ضمن تشکر از نظر ارزشمندتان باید عرض کنیم با تشکیل فقط یک استان جدید در این منطقه مشکلات عمیق سیاسی و اداری استان خراسان رضوی حل نمی شود.حالا مرکز استان هر شهری می خواهد باشد. باید این را در نظر گرفت که نبایدفقط شهرهایی را که می خواهند مرکز استان شوند در نظر گرفت بلکه مصلحت بقیه شهرها را نیز باید سنجید. تصور کنید در غرب وجنوب استان خراسان رضوی یک استان با مرکزیت مثلاً تربت حیدریه تشکیل شود ، آن وقت مردمان داورزن و جغتای وجوین فاصله شان تا مرکز استان جدید از فاصله فعلیشان تا مشهد بیشتر می شود. در نقطه مقابل هم چنین است . یعنی مثلاٌ اگر این استان به مرکزیت سبزوار تشکیل شود ، برای خوافی ها و رشتخواری ها و تایبادی ها هیچ فایده ای نخواهد داشت. آنها اگر قرار باشد این همه راه را تا سبزوار بیایند خوب به همان مشهد می روند. ضمناً درصورت انجام چنین تقسیمی باز تعداد شهرها در استان تازه تأسیس با حدود 15 شهرستان آنقدر زیاد است که دوباره همین مشکلات خراسان رضوی مشاهده خواهد شد. در استان های جدید هرچه تعداد شهرستان های کمتر باشد مدیریت آسان تر اعمال خواهد شد. حتی بهتر است برخی از شهرستان ها از همان ابتدا در استان جدید وارد نشوند و بعد از چندسال به آن بپیوندند. مثل خراسان جنوبی که بعد از مدتی قاین و فردوس به آن الحاق شدند. ودراین مدت خراسان جنوبی توانسته بود بنیه کافی را برای اداره شهرستان های بیشتر به دست آورد.
باتوجه به این توضیحات بهترین و ممکن ترین شکل تقسیمات در حال حاضر تشکیل دو استان جدید است. یکی استان سربداران به مرکزیت سبزوار و دیگری خراسان مرکزی به مرکزیت تربت حیدریه. البته تشکیل سه استان جدید هم خیلی غیرمنطقی نیست. لیکن به قول شما چون هزینه های دولت هم شرط است ، می توان در مرحله اول باتشکیل دو استان شروع کرد و بعد از چند سال نیشابوری های عزیز هم بتوانند به آرزوی دیرینه خود برسند.
لیکن اگر از همین حالا مردم ومسئولین هر سه منطقه تلاش کنند هیچ ضرری ندارد. حتی سود هم دارد. به هرحال اگر همه تلاش کنند نیرو چندبرابر می شود و زودتر به نتیجه خواهیم رسید.اما اگر مردم ومسئولین نیشابور در مقطع کنونی با قبول اینکه استان شدن نیشابور به صورت همزمان با سبزوار و تربت حیدریه غیرممکن است ، دست از تلاش برای تقسیم خراسان رضوی بردارند ، ناگهان حدود نیم میلیون نفر از حامیان وپیگیری کنندگان این پروژه مهم کاسته می شود.
لذا به نظر می رسد فعلاً مصلحت در این است که همه مردم شهرهای غرب ، مرکز وجنوب و شرق خراسان رضوی در صحنه باقی بمانند.
پیروز باشید...
اسرارنامه: البته همین موضوع که سبزوار باید حتماً همزمان یا جلوتر از نیشابور استان مستقل خود را تشکیل دهد ، خود یکی از ربط های اصلی موضوع استان شدن دو شهر نسبت به یکدیگر است. و البته در این موضوع استان شدن نیشابور به استان شدن سبزوار وابسته است. ولی به هرحال از نظر ما اشکالی ندارد . امیدوارم این تشکیل استان ها به صورت همزمان اتفاق بیافتد تا هم هم استانی های نیشابوری خوشحال باشند و هم سبزواری ها .
اما آنچه درمورد تربت گفتید به نظر می رسد کمی غیرمنطقی است. چرا که مرکز استان شدن نیشابور برای شهرستان های جنوب خراسان رضوی نظیر گناباد و خواف و بجستان و رشتخوار و تایباد و ... هیچ فرقی نمی کند با اینکه همین حالا مشهد مرکز استان آن هاست. روی نقشه نگاه کنید. همه این شهرها تقریباً فاصله ای برابر با مشهد و نیشابور دارند. لذا عملاً تشکیل استانی به مرکزیت نیشابور برای آنها سودبخش نخواهد بود چون دوباره به لحاظ دوری از مرکز استانشان همین آش و همین کاسه را خواهند داشت.
اما تربت حیدریه واقعاً در فاصله ای نزدیک تر نسبت به این شهرها قرار دارد و می تواند مسافت این شهرها را تا مرکز استان نصف کند. این مزیت بزرگ خود دلیلی است که تربت حیدریه را برای مرکزیت استانی که در آن نواحی از خراسان فعلی تشکیل شود از سبزوار و نیشابور مناسب تر بدانیم.
درکل به نظر می رسد اگر به جای رقابت های ناسالم مردمان و مسئولان هرسه منطقه سعی کنند ، برای تشکیل سه استان تلاش کنند ، خیلی سریعتر به نتیجه مورد نظر خواهیم رسید.
پیروز باشید...