مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

فرهنگ   /   6 مهر 1398   /   کد مطلب: 22984   /   بازدید: 259   /   نظرات: 0

وقتي دانشگاهيان سبزوار در تعطيلات بودند، اتفاق افتاد...

وقتي دانشگاهيان سبزوار در تعطيلات بودند اتفاق افتاد
 
علي نورآبادي
 
 ✳️کتاب روضه را از "روضه الشهدا" اقتباس و ناشري در قم منتشر مي کند و در عرض سه هفته به چاپ سوم مي رسد. دکتر بسکي پدر طبيعت ايران فوت مي کند و در گنبد دفن مي شود. نشست بزرگداشت و بررسي انديشه ها و فعاليت هاي استاد محمدتقي شريعتي با حضور استادان کشوري در دانشگاه فردوسي مشهد برگزار مي شود. روستاي هاي جور و فرومد (که بخشي جدايي ناپذير از جغرافياي تاريخي و فرهنگي خرسان و سبزوار بوده است) همايش در زمينه سربداران برگزار مي کنند اما باشتين که خاستگاه اين نهضت است، فراموش مي شود. اين روستاها تفاهم نامه همکاري در اين زمينه امضا مي کنند اما باشتين به خاطر بي توجهي ها و غفلت هاي مسئولان شهري و فرهنگي سبزوار گرفتار گرد غربت است . نهضت سربداران را شهرهاي همسايه مصادره مي کنند. پيش تر نيز"تاريخ بيهق" را استاد دانشگاه فردوسي مشهد تصحيح و منتشر مي کند، "حديث بندگي و خداوندي" آخرين اثر قابل اعتنا درباره بررسي و تحليل تاريخ بيهقي را يکي از استادان در تهران مي نويسد و منتشر مي کند، ... و اين قصه امروز و ديروز نيست، اين رشته از گذشته بوده و ظاهرا قرار است همچنان ادامه داشته باشد.  
 
🔷همه اينها در همين چند هفته و يا دو سه ماه اخير اتفاق افتاده است که دانشگاه هاي سبزوار تعطيل بودند و دانشگاهيان شهرستان در تعطيلات تابستاني به سر مي بردند. در سخنراني ها مدام تکرار مي کنيم که سبزوار 10 دانشگاه دارد، سبزوار شهر دانشگاهي است، سبزوار 25 هزار دانشجو دارد. يا در نشست هاي خبري مدام آمار و بيلان کاري مي دهيم که دانشگاه حکيم سبزواري دومين دانشگاه شرق کشور است، 200 - 300 عضو هيئت علمي دارد، فلان قدر طرح پژهشي داشته است و قس علي هذا. آدم وقتي اين خبرها را در رسانه ها مي بيند و مي خواند، ناخودآگاه از خودش مي پرسد؛ آثار شهرستان را که ديگران کار و منتشر مي کنند و مشاهير ما را که ديگران از آنها استفاده مي کنند؛ پس دانشگاه هاي سبزوار چه مي کنند؟ چرا اين همه استاد و عضو هيئت علمي و دانشجو روي اين آثار کار نمي کنند؟ اين دانشگاه ها در 30 - 40 سال گذشته براي احيا و انتشار اين آثار چه کردند؟ اين همه استاد و عضو هيئت علمي (بويژه در حوزه علوم انساني) در سه چهار دهه گذشته چند اثر علمي در اين باره نوشتند و چند اثر پژهشي را در اين زمينه به نتيجه رساندند؟ چرا نبايد استادان دانشگاه هاي سبزوار روي اين آثار کار کنند؟ چرا استادان و دانشگاه هاي سبزوار، عضو هميشه غايب اين فعاليت هاي علمي و پژهشي هستند؟ 
 
🔶مگر غير از اين است که ما جز اين که يک سالن را به اسم استاد شريعتي نام گذاري کنيم، کاري براي او نکرديم؟ "تاريخ بيهق" از جمله آثار ارزشمند ادبي و تاريخي ما در سطح ملي است، استادان و اعضاي هيئت علمي دانشگاه هاي شهرستان براي احياي آن چه کردند؟ "روضه الشهدا" نخستين مقتل در زبان فارسي است، اما ما براي احياي اين اثر ملا حسين کاشفي سبزواري تا حالا حتي يک نشست ساده هم برگزار نکرديم. مگر غير از اين است که دکتر بسکي (پدر طبيعت ايران) فوت کرد و دفن شد اما ما حتي خبردار هم نشديم و يا به روي خودمان هم نياورديم؛ و اين در حالي است که ما دانشکده و رشته و کلي استاد و دانشجوي جغرافيا و محيط زيست داريم. تازه بگذريم از سخنان و وعده هايي که مسئولان شهري براي حمايت از طرح ها و ايده هاي او داده بودند و عکس هاي کلنگ زني هايش منتشر شد. انصافا اگر هر کدام از شهرهاي ديگر چنين آثار و مفاخري داشتند براي احياي آنها چه کارها که نمي کردند؟ 
 
🔷اين ها سوالات جدي و اساسي است که دانشگاه ها و دانشگاهيان سبزوار بعد از سه چهار دهه بايد به آنها پاسخ دهند. اين دانشگاهها تازه تاسيس نيستند که انتظاري از آنها نداشته باشيم يا توقع مان از آنها کم باشد. به نظر مي رسد سه چهار دهه زمان، کافي است تا اين سوالات از آنها پرسيده شود و آنها پاسخگو باشند. وزن و اعتبار هر دانشگاهي به ميزان توليدات علمي و پژوهشي آن است نه به تعداد اعضاي هيئت علمي و دانشجويان. اگر بخواهيم اين دانشگاه ها و مراکز را بر اين اساس، بسنجيم چه وزن و اعتباري دارند؟ ماجرا وقتي جالب تر مي شود که بدانيم و مي دانيم که تقريبا همه اين آثار، در حد و اندازه ملي و حتي جهاني هستند. به هر حال اين وضع موجود ماست و زمان به عقب برنمي گردد. در گذشته نمي تواند ماند. بايد به آينده فکر کرد و براي افق پيش رو برنامه ريزي کرد. به همين مناسبت پيشنهاد مي شود:
 
 
🔶مسئولان و استادان دانشگاه هاي سبزوار با همفکري و تعامل با يکديگر، طرح جامعي براي شناسايي، معرفي و احياي آثار مکتوب و ارزشمند شهرستان تدوين کنند. همچنين لازم است طرحي براي معرفي و شناساندن مفاخر و مشاهير شهرستان و منطقه تهيه شود. به نظر مي رسد حتي اگر دفتر يا مرکز ويژه اي با حضور نمايندگان همه مراکز علمي براي اين کار در يکي از دانشگاه ها ايجاد شود، بجاست؛ البته دفتري واقعا فعال و کارآمد. نه آنکه آنقدر کند و فشل باشد که لازم آيد يکي ديگر، خود او را احيا کند چون قرار نيست  فقط مرکزي به مراکز موجود اضافه شود. اگر طرح جامعي و نقشه راهي باشد، همه مي دانند چه بايد بکنند و چه کارهايي بايد صورت بگيرد. حتي اگر سالي و يا دو سه سالي يک اثر از اين آثار، احيا و منتشر شود ارزشمند است. همچنين مي شود با برنامه ريزي و اختصاص حمايت هايي کاري کرد که تصحيح، احيا و انتشار اين آثار، جزو طرح هاي پژوهشي و پايان نامه هاي دکتري و کارشناسي ارشد دانشگاه قرار بگيرد.
 
🔷اين مرکز در صورتي موفق خواهد بود که دو ويژگي مهم داشته باشد: 
 
1️⃣ "شهرستاني" فکر نکند. بلکه طرح ها، ايده ها و فعاليت هايش در سطح ملي و جهاني باشد. يعني اين مرکز بايد آثار و مفاخر سبزوار را در سطح ملي و جهاني احيا کند. بسياري از مسئولان شهري و استادان سبزواري هنوز در پيله تنگ و محدود شهرستاني گرفتارند. مسئولان و استادان بايد با شکافتن پيله شهرستاني، پوست اندازي کنند و افق نگاه را گسترش دهند. ملي و جهاني ببينند، ملي و جهاني بينديشند و ملي و جهاني کار کنند.  
 
2️⃣ فعاليت هايش مستمر باشد. فعاليت هاي فکري و فرهنگي در صورتي جريان ساز و موثر است که مستمر باشد. کارهاي موقتي و گذرا مانند جرقه است که برقي مي جهد و سريع خاموش مي شود. جرقه، لحظه اي است و خيلي ها آن را نمي بينند و اگر ببينند کوتاه است. اين مرکز بايد آنقدر در سطح ملي و جهاني فعاليت مستمر و جريان ساز داشته باشد که آثار و مفاخر شهرستان به نام سبزوار تثبيت و ثبت و ضبط شود تا ديگران نتوانند به راحتي آنها را به نام خود مصادره کنند مانند آنچه که درباره نهضت سربداران در همين چند هفته اخير رخ داد. وقتي ديگران به اين راحتي آثار و مفاخر سبزوار را به نام خود مصادره مي کنند، نشان از کم کاري، کوتاهي غفلت ماست.
 
 🔶لازم نيست حتما براي معرفي و احياي اين آثار و مفاخر همايش هاي پرخرج و گران برپا شود تا مثل هميشه بهانه کمبود بودجه و اعتبار را تکرار کنيم. براي احياي اين آثار و مفاخر خيلي کارهاي ديگر مي شود کرد البته اگر دغدغه اي باشد. واقعا چه جايي بهتر از دانشگاه که اين آثار را احيا و منتشر کند. اگر دانشگاه ها و استادان و پژهشگران اين کارها را نکنند پس چه کسي بايد  اين آثار و مفاخر را احيا کند؟ مگر مدام نمي گوييم که دانشگاه حکيم سبزواري "دانشگاه معين" است، اگر چنين است پس اين دانشگاه قبل از هر چيز، بايد "معين شهر" و منطقه خودش باشد.
منبع:https://t.me/barayesabzevar🆔

 


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات